بررسی رابطه سلامت معنوی و کیفیت زندگی سالمندان عضو کانون بازنشستگان تامین اجتماعی شهر سمنان در سال 1392- قسمت 54

000/0

000/0

000/0

000/0

000/0

همه همبستگي ها در سطح كمتر از 01/0 معني دار هستند.
فصل پنجم
بحث
نتیجه گیری
ارائه پیشنهادات
1-5 بحث
در این فصل در ابتدا به بررسی نتایج و تطبیق آن با مطالعات دیگر می پردازیم و سپس با توجه به نتایج این مطالعه پیشنهاداتی توسط پژوهشگر در جهت بهبود کیفیت زندگی و سلامت معنوی سالمندان ارائه می شود. بخش نخست یافته های مطالعه حاضر مربوط به مشخصات دموگرافیکی و ویژگی های اقتصادی- اجتماعی و پزشکی سالمندان مورد بررسی است.
در ارتباط با تعیین میانگین نمره سلامت معنوی سالمندان مورد مطالعه و با توجه به اینکه در منابع مشخص شده در صورتی که نمره سلامت معنوی حاصل از پرسشنامه سلامت معنوی پالتوزین (SWB) بین(100-120) باشد نمره بالا در نظر گرفته می شود (رضایی، 1387. اله بخشیان، 1389. جدیدی، 1390. خلیلی، 1392)، یافته ها نشان دهنده میانگین بالای نمره سلامت معنوی در 3/80 در صد سالمندان بود. نتایج مطالعه حاضر با دیگر مطالعات در این زمینه هم خوانی دارد. به طوری که در مطالعه والن گالس و همکاران که در سال 2009 به منظور بررسی ارتباط سلامت معنوی، اعمال معنوی و علایم افسردگی در سالمندان بستری مبتلا به بیماری قلبی انجام شد نیز میانگین نمره سلامت معنوی سالمندان در سطح بالایی بود. به طوری که میانگین نمره سلامت معنوی آنها 28/10±3/36 بود (در این مطالعه دامنه 18-58 نمره سلامت معنوی بالا در نظر گرفته می شود ). این مطالعه همچنین نشان داد هر چه سلامت معنوی کاهش یابد میزان افسردگی بیشتر افزایش می یابد (Whelan-Gales, Quinn Griffen et al. 2009). همچنین جدیدی و همکاران در سال 1390 در پژوهشی با هدف تعیین ارتباط کیفیت زندگی و سلامت معنوی سالمندان ساکن آسایشگاه نشان دادند که سلامت اکثر شرکت کنندگان (4/50%) در سطح بالا بود. مطالعه حاضر نشان داد هیچ یک از سالمندان مورد مطالعه در محدوده پایین سلامت معنوی قرار نداشتند که این یافته با نتایج خلیلی و همکاران در مطالعه سلامت معنوی سالمندان شهر اصفهان (1392)مطابقت دارد، آنها در مطالعه خود نشان داند که اکثر افراد مورد مطالعه (58%) در محدوده متوسط سلامت معنوی قرار داشتند و هیچ یک از سالمندان در محدوده پایین سلامت معنوی قرار نداشتند (خلیلی، 1392). با توجه به اینکه تحلیل نتایج مطالعه نشان داد سالمندان مورد مطالعه از سلامت معنوی بالای برخوردارند. این مسئله را می توان به بافت فرهنگی و مذهبی شهر سمنان مربوط دانست. از میان نهاد های اجتماعی، نهاد مذهبی برای مردم سمنان همواره دارای اهمیت ویژه ای بوده است. مردم این شهر بسیار پایبند به معتقدات مذهبی می باشند. از سوی دیگر رضایی و همکاران (1387) در مطالعه ای با هدف بررسی سلامت معنوی بیماران تحت شیمی درمانی بیان کردند سطح سلامت معنوی (4/54%)اکثر بیماران در محدوده بالا قرار دارد همچنین نتایج مطالعه آنها نشان داد 96%از بیماران 70 سال به بالا از سطح سلامت معنوی بالا برخوردار بودند (رضایی، 1387). مشکلات و مسائل متعددی به طور فیزیولوژیک در سنین بالا رخ می دهد. به طور کلی با افزایش سن، احتمال ابتلا به بیماری ها و بروز ناتوانی ها در سال های پایانی افزایش می یابد (علی پور، 1387). اما با وجود این مطالعات حکایت از آن دارد که اگر چه در سالمندی توانایی های جسمی کاهش می یابد اما الزاما عملکرد معنوی دچار کاهش نمی شود (قاسمی، 1379). از سوی دیگر می توان به این نکته اشاره کرد که کشش به سوی معنویت به عنوان عملکرد افزایش سن محسوب می شود، زیرا راهی است که توسط آن فرد با واقعیت مرگ رو به رو شده و با آن سازگار می شود (رضایی، 1387).
یافته های مطالعه حاضر در خصوص ارتباط بین سلامت معنوی با مشخصات دموگرافیک سالمندان نشان می دهد که بین جنسیت، وضعیت تأهل و نوع زندگی با متغیرهای نمره کل سلامت معنوی و ابعاد وجودی و مذهبی آن اختلاف معناداری وجود ندارد. این یافته با نتایج جدیدی و همکاران مطابقت دارد. در مطالعه جدیدی و همکاران در سال 1390 بر روی سالمندان مقیم کهریزک همره سلامت معنوی شرکت کنندگان با هیچ یک از متغیرهای جمعیت شناختی مرتبط نبود (جدیدی، 1390). همچنین مطالعه اله بخشیان و همکاران (1389) با هدف تعیین ارتباط سلامت معنوی و کیفیت زندگی و نیز مطالعه رضایی و همکاران (1387) با هدف بررسی سلامت معنوی بیماران مبتلا به سرطان تحت شیمی درمانی بین جنسیت با متغیر های نمره کل سلامت معنوی و ابعاد وجودی و مذهبی آن اختلاف معنا داری وجود نداشت (رضایی، 1387. اله بخشیان، 1389). این نتایج با یافته های پژوهش حاضر هم خوانی دارد. همچنین مطالعات مؤمنی و همکاران در سال (1392) در مطالعه ای با هدف بررسی ارتباط سلامت معنوی با اضطراب و برخی مشخصات دموگرافیک بیماران عروق کرونر نشان داد، سلامت معنوی با جنسیت و وضعیت تأهل رابطه ندارد (مومنی، 1392). البته مطالعه رضایی و همکاران (1387) نشان داد، بین وضعیت تاهل و سلامت معنوی ارتباط معنوی ارتباط معنی دارد وجود دارد و دلیل آنرا اینگونه بیان کرده که فرد جدا شده، منبع بزرگ حمایت خود یعنی خانواده را از دست داده در کنار این مورد بیماری نیز استرس دوچندانی به او وارد می آورد، لذا گرایش به معنویت و تجربه آن می تواند در تطابق فرد مؤثر باشد (رضایی، 1387) که با نتایج این مطالعه همخوانی ندارد. شاید دلیل اصلی این تفاوت در نمونه های پژوهش باشد، به طوری که پژوهش حاضر برروی سالمندان و پژوهش رضایی برروی بیماران مبتلا به سرطان انجام شده است.
همچنین در این مطالعه ارتباط معنی داری بین سلامت معنوی و سطح تحصیلات، ارتباط با اعضای خانواده مشاهده شد. این به این معنی است که افراد سالمند با سطح تحصیلات بالاتر از سلامت معنوی بالاتری برخوردار هستند. خلیلی و همکاران نیز در همین راستا در مطالعه خود نشان دادند، با افزایش سطح تحصیلات افراد ، سلامت معنوی شان افزایش می یابد، که با نتایج مطالعه حاضر همخوانی دارد (خلیلی، 1392). همچنین در این مطالعه ارتباط معنی داری بین سلامت معنوی و وضعیت اقتصادی و میزان درآمد مشاهده شد. به گونه ای که وضعیت اقتصادی و میزان درآمد بالاتر بیانگر سلامت معنوی بهتر در سالمندان مورد مطالعه بود. هرچند یافته های مطالعه خلیلی و همکاران بیانگر عدم ارتباط میزان درآمد با کیفیت زندگی بود، اما محقق چنین بیان کرده است که مشکلات مالی سالمندان در دوران بازنشستگی و روند رو به وخامت آن در سالهای پیری موجب می شود سالمندان خود را سربار دیگران بداند و این معقوله می تواند از عوامل زمینه ای کاهش سلامت معنوی باشد (خلیلی، 1392) نتایج پژوهش حاضر نیز موید این مطلب می باشد.
در ارتباط با تعیین میانگین نمره کیفیت زندگی سالمندان مورد مطالعه نتایج حاصل نشان داد، میانگین نمره کیفیت زندگی شرکت کنندگان در مطالعه حاضر، 8/21± 6/61 بود و از آنجایی که تا کنون در جامعه ما،شاخص مبنا و معیار هنجاری از کیفیت زندگی افراد سالمند تعیین نگردیده است، چنانچه معیار 100- 0 را که مربوط به پرسشنامه کیفیت زندگی می باشد، در نظر گرفته شود، می توان میانگین 50 با انحراف معیار 10 را به عنوان شاخص هنجار جامعه و شاخصی قابل قبول برای وضعیت کیفیت زندگی سالمندان تعیین کرد (احمدی، 1383). بنابراین کیفیت زندگی سالمندان در مطالعه حاضر، در حد مطلوب می باشد. که این یافته را تحقیقات دیگر نیز تأیید می کنند. صباح (2003) در بررسی کیفیت زندگی سالمندان جنوب لبنان میانگین نمره کیفیت زندگی آن ها را 7/29± 6/65 (Sabbah, Drouby et al. 2003) و لاکچو و همکاران (2008) در بررسی کیفیت زندگی سالمندان مبتلا به صرع در امریکا کیفیت زندگی آن ها را 26± 2/52 تعیین کردند (Laccheo, Ablah et al. 2008). همچنین جدیدی و همکاران (1390) نیز در بررسی کیفیت زندگی سالمندان مقیم سرای کهریزک نمره کیفیت زندگی شرکت کنندگان این پژوهش را 50 و در حد مطلوب اعلام کردند (جدیدی، 1390). حبیبی سولا و همکاران (1386) در مطالعه ای با هدف تعیین ارتباط کیفیت زندگی و فعالیت جسمی سالمندان دریافتند 44 درصد سالمندان مقیم خانواده در شهر تهران، کیفیت زندگی خوبی داشته و میانگین کیفیت زندگی آن ها (84/32) بوده و دلالت بر کیفیت زندگی متوسط آنها دارد (حبیبی، 1387).
در ارتباط با تعیین میانگین نمره خرده مقیاس ها و ابعاد کیفیت زندگی سالمندان مورد مطالعه نتایج مطالعه نشان داد بالاترین نمره کیفیت زندگی به ترتیب متعلق به خرده مقیاس های درد جسمی، عملکرد اجتماعی، انرژی و نشاط، سلامت روانی، ایفای نقش جسمانی و پایین ترین میانگین به ترتیب مربوط به خرده مقیاس های ایفای نقش عاطفی، سلامت عمومی و عملکرد جسمانی بود. بر اساس یافته های این پژوهش میانگین نمره کیفیت زندگی کل ، بعد جسمی و بعد روانی آن با جنسیت ارتباط معناداری دارد. همچنین بر اساس یافته های این پژوهش کیفیت زندگی مردان سالمند در تمامی حیطه ها (به غیر از سلامت عمومی، انرژی و نشاط و سلامت روانی) به طور معنا داری از زنان بالاتر بود.
در ارتباط با تعیین ارتباط کیفیت زندگی سالمندان مورد مطالعه با متغیرهای دموگرافیک نتایج مطالعه حاضر حاکی از معنی دار بودن اختلاف میانگین نمره کلی کیفیت زندگی بین دو گروه زن و مرد بود. به طوری که نمره کیفیت زندگی مردان بالاتر از زنان بود، که این یافته با نتایج سایر مطالعات همخوانی دارد. ارسلانتاس (2009) در مطالعه ای با هدف تعیین کیفیت زندگی و فعالیت روزمره زندگی در ترکیه، هاشمی و همکاران در مطالعه ای به منظور بررسی کیفیت زندگی سالمندان شهری و روستایی در سال 1392، حبیبی سولا و همکاران (1386) در مطالعه ارتباط کیفیت زندگی و فعالیت جسمی سالمندان و همچنین سجادی و بیگلریان (1385) در مطالعه ای باهدف تعیین کیفیت زندگی زنان سالمند مقیم کهریزک نشان دادند کیفیت زندگی مردان به طور معناداری بالاتر از زنان است (سجادی، 1385. حبیبی، 1387. حاجی هاشمی،1392) (Arslantas, Ünsal et al. 2009). در ارتباط با بیشتر بودن کیفیت زندگی مردان هیچ گونه پژوهشی که خلاف این نتیجه را بدست آورده باشد، مشاهده نگردید (ارسطو، 1391). ادیب و اکبری در سال 1388 در مطالعه ای با هدف تعیین میزان شدت ناتوانی و عوامل مرتبط با آن در سالمندان نشان دادند ارتباط واضحی میان ناتوانی و جنس وجود دارد به گونه ای که ناتوانی شدیدی و متوسط در زنان به مراتب بیشتر از مردان بوده است. مشکلات جسمی که منجر به تقاضای درمان و کاهش کیفیت زندگی می شوند در زنان بارزتر است (ادیب، 1388). شیرازی خواه و همکاران در سال 1390 در مطالعه ای با هدف مطالعه شاخص های بهداشتی و اجتماعی زنان سالمند در ایران به نقل از سازمان بهزیستی ایران بیان کرده است مشکلات جسمانی در زنان سالمند بیش از مردان گزارش شده است (شیرازی خواه، 1390). در ریشه یابی این مسئله می توان به عوامل متعددی اشاره نمود؛ نخستین عامل این است که در مطالعات مختلف عموماً شیوع بیماری های مزمن در زنان در مقایسه با مردان بالاتر بوده، بنابراین همین امر می تواند علت پایین تر بودن کیفیت زندگی زنان نسبت به مردان باشد و از سوی دیگر بررسی های مشابه بیانگر این مسئله بود که زنان به این علت از سطح درک و آگاهی بالاتری نسبت به بیماری ها برخوردار می باشند، به علائم بیماری ها توجه بیشتری مبذول می دارند. لذا، سطح سلامتی خود را نامطلوب تر از مردان ارزیابی می کند. بعلاوه محدود بودن فعالیت فیزیکی زنان در بیرون از خانه، حساسیت بیشتر زنان در مواجهه با رویدادهای ناگوار و فرا رسیدن دوران یائسگی در زنان نیز در زمینه تفاوت کیفیت سطح زندگی زنان و مردان مؤثر دانسته شده است (نجاتی، 1387. اسماعیلی، 1391).
نتایج مطالعه حاضر نشان داد کیفیت زندگی با تأهل رابطه معنادار ندارد. نتایج این پژوهش با مطالعه ارسطو و همکاران در سال 1391 که به منظور تعیین کیفیت زندگی و برخی عوامل مؤثر بر آن در سالمندان دیابتی مقیم کهریزک صورت گرفت نشان دادند کیفیت زندگی کل با وضعیت تأهل رابطه معنادار ندارد (ارسطو، 1391). همچنین این مطالعه نشان داد کیفیت زندگی با متغیرهای (وضعیت زندگی، نوع روابط با ساير اعضاي خانواده و محل سكونت) ارتباط معنا داری دارد (05/0>P). یافته های ارسلانتاس و همکاران (2009) و قلی زاده و همکاران (1390) همسو با پژوهش حاضر می باشد، آن ها به این نتیجه رسیدند که بین عوامل خانوادگی (که مهمترین منبع تأمین حمایت عاطفی هستند) و رضایت از زندگی رابطه معناداری وجود دارد (قلی زاده، 1390) (Arslantas, Ünsal et al. 2009). از آنجایی که تنهایی و انزوا به عنوان یک معضل جدی برای سلامت و از مهمترین عوامل بروز بیماری های مختلف در بین سالمندان شناخته می شود، بنابراین توجه به محیط های حمایتی و توانمند سازی سالمندان به منظور ارتقا سطح سلامت جسمی، روانی و اجتماعی، عاطفی ضروری است.
همچنین نتایج مطالعه حاضر بیانگر ارتباط معنادار بین کیفیت زندگی با تحصیلات و وضعیت اقتصادی سالمندان مورد مطالعه می باشد. به طوری که افراد با تحصیلات بالاتر و وضعیت اقتصادی بهتر از کیفیت زندگی مطلوب تری برخوردار هستند. که این نتایج با سایر مطالعات همخوانی دارد. کلت و همکاران (2010) در مطالعه ای به منظور بررسی ارتباط سطح تحصیلات و موقعیت اقتصادی اجتماعی با کیفیت زندگی ساکنان یکی از شهر های برزیل نشان دادند کیفیت زندگی با تحصیلات ارتباط معناداری دارد و بیان کردند تفاوت قابل توجهی در کیفیت زندگی افرادی که تحصیلات دانشگاهی دارند با سایر افراد وجود دارد (Colet, Mayorga et al. 2010). این یافته ها می تواند مؤید این مطلب باشد که افراد با سطح تحصیلات بالاتر از موقعیت اجتماعی و اقتصادی بهتری نیز برخوردار می شوند و تعامل مناسب تری با محیط برقرار می کنند. بنابراین تحصیلات در برخورداری از یک زندگی سالم تر مؤثر می باشد. اولین مطالعه مقایسه ای بین المللی که توسط هوگت و همکاران (2008) به منظور بررسی ارتباط بین سطح درآمد و کیفیت زندگی مرتبط با سلامت در سالمندان امریکایی و کانادایی انجام گرفت، ارتباط معنادار و مثبتی بین سطح درآمد خانواده و کیفیت زندگی در سالمندان امریکایی مشاهده شد، اما شواهد روشنی برای چنین ارتباطی در سالمندان کانادایی وجود نداشت. در این مطالعه، محققین به منظور تبیین این ارتباط به نقش دسترسی به مراقبت های بهداشتی و نابرابری های اقتصادی و اجتماعی در ایالت متحده و کانادا اشاره نمودند (Huguet, Kaplan et al. 2008)؛ که یافته های این مطالعه با نتایج پژوهش حاضر همسو می باشد. همچنین اسماعیلی و همکاران (1391) و حبیبی و همکاران (1386) نیز بیان کردند کیفیت زندگی با تحصیلات و وضعیت اقتصادی رابطه معناداری دارد (حبیبی، 1387. اسماعیلی، 1391). در همین راستا شیرازی خواه و همکاران در سال 1390 در مطالعه شاخص های بهداشتی و اجتماعی زنان سالمند ایران بیان کرده اند در کشور ایران مهمترین مشکل سالمندان مسائل اقتصادی و مشکلات مربوط به کسب درآمد است (شیرازی خواه، 1390).
مطالعه حاضر بیانگر ارتباط معنادار کیفیت زندگی و اشتغال فعلی سالمندان می باشد (001/0=P). به طوری که سالمندان شاغل کیفیت زندگی بهتری نسبت به سالمندان بیکار (بازنشسته بیکار) دارند. مطالعه بذر افشان و همکاران (1386) با هدف بررسی کیفیت زندگی زنان سالمند نشان داد، کیفیت زندگی زنان سالمند بیش از زنان بازنشسته بوده است و بیان کردنداحتمالاً به دلیل از دست دادن شغل در زنان بازنشسته کیفیت زندگی آن ها تنزل داشته است (بذرافشان، 1386. حبیبی، 1387). مطالعه بذرافشان و حبیبی با نتایج مطالعه حاضر همخوانی دارد.
با در نظر داشتن گستردگی مفهوم سلامت و نیز با توجه به اینکه اهداف کلان جهت گیری کلی نظام سلامت و عملکردهای اصلی نظام سلامت را تبیین خواهند کرد. نقشه تحول نظام سلامت مفاهیم گسترده تر از صرف سلامت را در نظر گرفته است و سلامت با مفهوم گسترده که مشتمل بر سلامت معنوی و اجتماعی علاوه بر رفاه جسمی و اجتماعی می گردد را در نظر داشته است. به همین لحاظ یکی از اهداف کلان نظام سلامت ” ارتقای کیفیت زندگی مرتبط با سلامت همه جانبه” ذکر گردیده است و هدف این است که کیفیت زندگی در تمام ابعادی که در تعریف سلامت می باشند؛ اعم ازحیطه های جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی مورد توجه قرار گیرند. در همین راستا در ارتباط با تعیین ارتباط سلامت معنوی و کیفیت زندگی سالمندان مورد مطالعه نتایج مطالعه حاضر نشان داد همبستگي بين كيفيت زندگي و سلامت معنوي، با بعد مذهبي و بعد وجودي متوسط و معني دار و مثبت است. همچنين همبستگي بين سلامت معنوي با ابعاد كيفيت زندگي نيز مثبت و معني دار است به طوري كه قوي ترين همبستگي ها به ترتيب با خرده مقیاس های انرژي و نشاط، سلامت روانی و بعد رواني و كمترين همبستگي به ترتيب با خرده مقیاس های دردجسمی، ایفای نقش عاطفي گزارش شده است. این نتایج با مطالعات دیگر همخوانی دارد. کانداسامی و همکاران در مطالعه ای در سال 2011 با هدف اثرات معنویت بر علائم پریشانی، اضطراب، افسردگی و دیگر تظاهرات روانی در تسکین بیماران مبتلا به کانسر پیشرفته نشان دادند، سلامت معنوی ارتباط معناداری با استرس و اضطراب بیماران دارد و بیان کردند سلامت معنوی یکی از اجزا مهم کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان پیشرفته می باشد (Kandasamy, Chaturvedi et al. 2011). سافیا و همکاران نیز در مطالعه ای با هدف بررسی ارتباط سلامت معنوی و کیفیت زندگی مرتبط با سلامت زنان افریقایی- امریکایی مبتلا با ایدز در سال2011 بیان کردند بعد وجودی سلامت معنوی با کیفیت زندگی مرتبط با سلامت مبتلایان به ایدز رابطه معنادار مثبتی دارد (Safiya George, Marcia et al. 2011). علاوه براین بکلمن و یاماشیتا (2010) نشان دادند در سالمندان مبتلا به بیماری قلبی نیز سلامت معنوی بالا با سلامت روان بالا و کاهش علائم افسردگی همراه است (Bekelman, Parry et al. 2010). همچنین جانسون و همکاران در مطالعه ای با عنوان اندازه گیری کیفیت زندگی معنوی در بیماران مبتلا به سرطان در سال 2007 نشان دادند سلامت معنوی با تمام ابعاد کیفیت زندگی مرتبط است؛ همچنین بیان کردند سلامت معنوی ارتباط معنادار قوی با ابعاد کیفیت زندگی دارد و حمایت کردن از افراد در اعتقادات مذهبی شان به طور بالقوه مفید است(Johnson, Piderman et al. 2007). مذهب و معنویت باعث امیدواری شده و سالمندان را در شرایط سخت تشویق می کنند. حتی در میان سالمندان مقیم آسایشگاه ها که از جامعه منزوی شده اند، داشتن معنی فردی، ارزش های مذهبی و دستیابی به منابع معنوی از اجزاء مهم سلامتی هستند (Lindberg and Deborah 2005). معنویت بالاتر با نتایج بهتر سلامتی همراه می باشد (Daaleman, Perera et al. 2004). در واقع معنویت در هنگام تنهایی و سختی موجب آرامش و تسکین اضطراب شده و حس معنی دار بودن، هدفمندی، خلاقیت و انسجام را القا می نماید (قاسمی، 1379). پشتوانه و حمایت معنوی در کیفیت زندگی نقش دارد زیرا ارتباط معنوی به عنوان یک حامی ثابت و فناناپذیر برای فرد محسوب می شود (ارسطو، 1391).
مطالعات گوناگونی بر این واقعیت تأکید دارند که با ورود به مرحله سالمندی، هزینه های درمانی در بخش ها و شکل های مختلف روند تصاعدی خواهد داشت و این در حالیست که یکی از عمده ترین مشکلات سالمندی را مشکلات اقتصادی است. و این مسائل زمانی اهمیت بیشتری می یابد که سازمان جهانی بهداشت در مطالعات خود بیان می کند؛ کشورهای توسعه یافته قبل اینکه سالمند شوند از لحاظ رفاهی رشد فراوانی می کنند، در حالی که کشورهای در حال توسعه قبل این که افزایش بنیادی رفاه صورت پذیرد سالمند می شوند. کشورهای کم درآمد و ضعیف زیرساخت محدودی برای پاسخگویی به نیاز سالمندان دارند. گذار جمعیتی سریع زمان کمتری برای فراهم نمودن زیرساخت های لازم برای ارائه خدمت به سالمندان در اختیار کشورهای در حال توسعه قرار می دهد. با توجه به موارد ذکر شده و نیز برای دستیابی به اهداف نقشه تحول نظام سلامت که شامل ” ارتقای کیفیت زندگی مرتبط با سلامت همه جانبه” و ” توسعه نظام ارائه خدمت با توجه به تغییرات جمعیتی و همه گیر شناختی” می باشد و با در نظر داشتن سرعت رشد جمعیت سالمندان بررسی کیفیت زندگی مرتبط با ابعاد مختلف سلامت در سالمندان می تواند روشنگر وضعیت کنونی جهت شناخت و نیز برنامه ریزی برای دستیابی به کیفیت زندگی مطلوب در سالمندان باشد. بنابراین یکی از راه کارهای مناسب توجه مستمر به کیفیت زندگی سالمندان و عوامل مؤثر بر آن می باشد. حاکمیت، متولی ارتقاء، حفظ و اعاده سلامت و کیفیت زندگی همگان در بالاترین حد ممکن می باشد که نتیجه آن ها باید تأمین طولانی ترین عمر ممکن توأم با سلامت و رفاه، زندگی با کیفیت و عاری از معلولیت و ناتوانی برای کل افراد جامعه باشد.
2-5 نتیجه گیری
نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد سلامت معنوی سالمندان در سطح بالایی بوده و همین طور نمره کیفیت زندگی سالمندان در این مطالعه، در حد مطلوب بوده است. نتایج نشانگر این واقعیت است که افزایش سلامت معنوی در توسعه سلامت و بهزيستي نقش دارد و ارتباط سلامت معنوی و کیفیت زندگی مثبت، معنی دار و متوسط است با توجه به وجود این همبستگی می توان با افزایش سلامت معنوی سالمندان زمینه را برای ارتقا کیفیت زندگی آنان فراهم نمود. نتایج مطالعه حاضر با سایر مطالعات همخوانی دارد. همچنین یافته ها می تواند مؤید این مطلب باشد که افراد با سطح تحصیلات بالاتر از موقعیت اجتماعی و اقتصادی بهتری نیز برخوردار می شوند و تعامل مناسب تری با محیط برقرار می کنند. بنابراین تحصیلات در برخورداری از یک زندگی سالم تر و با کیفیت تر مؤثر می باشد. بنابراین با تلاش جهت آموزش و توانمندسازی سالمندان که یکی از نقاط تمرکز برنامه ملی تحول نظام سلامت نیز می باشد می توان موجبات ارتقاء کیفیت زندگی سالمندان را فراهم نمود و از هزینه های بالای درمان سالمندان در آینده جلوگیری نمود.
با توجه به روند رو به رشد جمعیت سالمندان کشور، نگاهی ویژه به کیفیت زندگی سالمندان در سند چشم انداز بیست ساله و اسناد پشتیبان نقشه جامع علمی کشور وجود دارد. این مقوله نیازمند توجه ویژه سیاستگذاران در ارائه خدمات حمایتی به سالمندان، بیمه سالمندان و راهکارهای بهبود وضعیت اقتصادی سالمندان می باشد تا علاوه بر دستیابی به هدف غایی نظام سلامت ( ارتقا کیفیت زندگی) از تحمیل هزینه های دوران سالمندی به نظام سلامت جلوگیری نماییم.
بررسی کیفیت زندگی مرتبط با سلامت معنوی بویژه در سالمندان می تواند روشنگر وضعیت کنونی جهت شناخت و نیز برنامه ریزی برای دستیابی به کیفیت زندگی مطلوب تر باشد. یکی از راه کارهای مناسب جهت بهبود کیفیت زندگی در سالمندان، ارتقا سلامت معنوی و ارائه خدمات آموزشی به سالمندان و خانواده های آنها می باشد.
3-5 ارائه پیشنهادات اجرایی

  • با توجه به سرعت رشد جمعیت سالمندان کشور، تعریف و ارائه بسته های حمایت اجتماعی، بسته خدمات بیمه سلامت و بسته های حمایت اقتصادی از سوی سیاستگذاران ضروری به نظر می رسد.
  • با توجه به روند رو به سالمندی جمعیت، با فراهم نمودن زمینه برای تحقیق درباره ارتباط ابعاد سلامت و کیفیت زندگی سالمندان می توان تأثیرگذارترین عامل بر کیفیت زندگی سالمندان را شناسایی کنیم و در جهت بهبود آن برنامه ریزی نماییم.
  • با تمرکز بر آموزش در خصوص راه کارهای بهبود کیفیت زندگی از هزینه های آتی ناشی از کاهش کیفیت زندگی سالمندان پیشگیری نماییم.
  • برنامه های آموزشی، مداخله ای و خودمراقبتی ویژه سالمندان با محوریت افزایش سلامت معنوی می تواند راهکاری برای افزایش کیفیت زندگی باشد.
  • می‌بایست با تربیت شایسته نسل جوان و سوق دادن ایشان به معنویات، زمینه را برای پیری موفق و کم چالش و نیز کاهش هزینه های اجتماعی فراهم نمود.

پیشنهاد برای پژوهش های آتی:

  1. با توجه به هزینه های ناشی از سالمند شدن جمعیت “بررسی ارتباط کیفیت زندگی و هزینه های سالمندان” یکی از عناوین پیشنهادی می باشد.
  2. با توجه به روند سالمندی در کشور “شناسایی نیازمندی های سالمندان و تعریف بسته حمایت اجتماعی” ضروری به نظر می رسد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *