بررسی رابطه سلامت معنوی و کیفیت زندگی سالمندان عضو کانون بازنشستگان تامین اجتماعی شهر سمنان در سال 1392- قسمت 6

این مطالعه بر سلامت معنوی و کیفیت زندگی تأکید داشته و در آن ابعاد مختلف سلامت معنوی، کیفیت زندگی و ارتباط این دو متغیر در سالمندان مورد بررسی قرار گرفته است. با افزایش شواهدی مبنی بر این که عناصر معنوی از اجزاء مهم بهداشت و سلامت هستند، معنویت بیش از پیش در حیطه سلامت وارد شده است. نیاز به ایجاد ارتباط بین معنویت و سلامت بین ارائه دهندگان خدمات بهداشتی- درمانی روز به روز گسترده تر می شود (Young and Koopsen 2005). در طول تاریخ مذهب، معنویت و پزشکی به هم آمیخته اند. در حال حاضر اغلب مدل های سلامتی، شامل سلامت معنوی نیز می باشند. مفهوم معنویت با همه حیطه های سلامت در تمامی سنین ارتباط دارد و مورد علاقه پژوهشگران در تمام دنیاست. در طول دهه ها، سلامتی بر اساس ابعاد خاصی (سلامت جسمی، روانی، اجتماعی) تحلیل شده بود. پیشنهاد گنجاندن بعد سلامت معنوی در مفهوم سلامت، از سوی راسل و عثمان، یک بعد مهم از زندگی فردی و گروهی را فراروی صاحب نظران درگیر در امر سلامت قرار داد. حدود سه دهه پیش سازمان بهداشت جهانی با این بحث مواجه شد که آیا بعد معنوی باید در تعریف سلامت گنجانده شود یا نه؟ چند سال بعد، بعد معنوی در یک مجله مهم که به ارتقا سلامت اختصاص داشت (Promotion Journal) گنجانده شد. چند سال پیش نیز، کلیه دولت های اروپایی بیانیه کپنهاک را در مورد رشد اجتماعی امضا کردند که آن ها را متعهد می کرد که به نیازهای معنوی مردم شان پرداخته و سیاست هایشان را به سمت بینش سیاسی، اقتصادی، اخلاقی و معنوی برای رشد اجتماعی سوق دهند. اخیراً نیز بر بعد معنوی سلامت در منشور بانکوک در مورد ارتقا سلامت تأکید شد (امیدواری، 1387).
عقيده بر اين است كه رفتارهاي مذهبي در توسعه سلامت و بهزيستي نقش دارد (Bond and Corner 2010).
کیفیت زندگی و سالمندی
در واقع سلامت معنوی به آن بخش از وجود فرد اطلاق می شود که در جستجوی معنا و هدف زندگی است. سلامت معنوی چیزی ناپیداست که ماهیت ماوراءالطبیعه دارد و به طور کلی شامل کمال، اخلاقیات و اصول، هدف داشتن در زندگی، تعهد به چیزی اولی تر و باور به مفاهیم غیر عینی می باشد (امیدواری، 1387).
امروزه سلامت را زندگی سالم و کامل در ابعاد فیزیکی، روانی، اجتماعی، معنوی و زیست –محیطی می شناسیم. این ابعاد برهم تأثیرگذار و پویا هستند وسلامت کامل بدون تأمین همه ابعاد حاصل نخواهد شد (فرهانی نیا، 1389).
توجه به نیاز افراد سالمند بخشی از دغدغه های مسئولین بهداشت جامعه است. در کشور ما ارزیابی این نیازها و مشکلات اهمیت دو چندان دارد و بزرگترین مشکل کشور در دهه 90 افزایش تعداد سالمندان و نگهداری از آنهاست (فرهانی نیا، 1389).
3-2 مروری بر مطالعات انجام یافته
با وجود اهمیت معنویت تحقیقات زیادی در این زمینه انجام نشده است بعلاوه هر یک از این پژوهش ها ابعاد خاصی را مورد توجه قرار داده اند که پژهشگر سعی کرده است آنها را در یک روال منطقی گزارش نماید. برای جستجوی مقالات مرتبط از کلید واژه های لاتین : spiritual health_ old age _elderly _ quality of life- geriatric و کلید واژه فارسی: سالمندی، سلامت معنوی و کیفیت زندگی در بانک های اطلاعاتی پاب مد، اسکوپوس، گوگل اسکولار، اووید، الزوییر، مدلاین در سال های 2001 تا 2013 استفاده شد که مقالات زیر انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند.
1-3-2 مطالعات انجام شده در ایران
اکابری و همکاران مطالعه ای تحت عنوان «ارتباط سلامت معنوی و کیفیت زندگی در پرستاران» در سال 1390 بر روی پرسنل پرستاری بیمارستان شهید هاشمی نژاد مشهد انجام دادند. پرسشنامه کیفیت زندگی SF36 و سلامت معنوی پالتوزین والیسون (SWBS) توسط پرستاران تکمیل گردید. میانگین سنی افراد تحت پژوهش 2/7± 52/32 بود. 8/34 % را آقایان و 2/65 % را خانم ها تشکیل می دادند. میانگین نمره کیفیت زندگی 84/17 ± 38/64 و سلامت معنوی 16 ± 3/94 بود که در دو جنس تفاوت معنی داری نداشتند. رگرسیون چندگانه نشان داد که سلامت معنوی با ابعاد مختلف کیفیت زندگی ارتباط مثبت و معنی داری دارد. کیفیت زندگی در هر دو بعد در محدوده متوسط می باشد. سلامت مذهبی، سلامت وجودی و سلامت معنوی به طور کلی در دو جنس تفاوت معناداری نداشت (اکابری، 1390).
مطالعه ای تحت عنوان «وضعیت سلامت معنوی در سالمندان شهر اصفهان» توسط خلیلی در سال 1390 با هدف تعیین وضعیت سلامت معنوی سالمندان شهر اصفهان صورت گرفت. این مطالعه توصیفی و مقطعی بر روی 230 سالمند 60 سال به بالا انجام شد. اکثر افراد مورد مطالعه (57%) در محدوده متوسط سلامت معنوی قرار داشتند و هیچ یک از سالمندان در محدوده پایین سلامت معنوی قرار نداشتند. میانگین نمره سلامت معنوی در سالمندانی که تحصیلات بالاتری داشتند، بیشتر بود. همین طور میانگین نمره سلامت معنوی کل و زیر مقیاس های آن در کسانی که بیماری داشتند و بیماری منجر به محدود کردن فعالیت روزانه شان و نیازمندی به کمک اطرافیان می شد، کمتر از کسانی بود که چنین مشکلاتی نداشتند. یافته ها در زمینه عوامل پیش گویی کننده سلامت معنوی نشان داد که نحوه زندگی سالمند و سال های بازنشستگی وی از عوامل پیشگویی کننده سلامت معنوی هستند. به طوری که افرادی که با افرادی غیر همسر خود زندگی می کنندو آنان که مدت زمان بیشتری از بازنشستگی شان می گذشت سلامت معنوی پایین تری داشتند.قابل ذکر است که این دو صرفاً پیشگویی کننده بعد سلامت مذهبی بوده اند همچنین سن از عوامل پیشگویی کننده سلامت مذهبی است بطوری که با افزایش سن سلامت مذهبی افزایش یافته است (خلیلی، 1392).
جدیدی و همکاران در مطالعه ای تحت عنوان «بررسی ارتباط بین سلامت معنوی و کیفیت زندگی سالمندان مقیم آسایشگاه کهریزک» در سال 1389 انجام دادند. این مطالعه بطور مقطعی و از نوع همبستگی بود که با هدف تعین ارتباط بین سلامت معنوی و کیفیت زندگی در سالمندان مقیم سرای کهریزک بود 141 سالمند در مطالعه شرکت کردند. نتایج حاصل از مطالعه نشان داد میانگین کیفیت زندگی سالمندان در این مطالعه (3/11± 36/50) بود. آزمون آماری تی مستقل نشان داد کیفیت زندگی زنان به طور معناداری کمتر از مردان می باشد(000/0 >p). نمره کیفیت زندگی با وضعیت تأهل ارتباط دارد؛ بطوری که افراد بیوه نمره کمتری نسبت ه افراد متأهل و مجرد کسب کرده اند(000/0 >p). میانگین نمره سلامت معنوی شرکت کنندگان (93/17± 26/96) بود. سلامت معنوی اکثر شرکت کنندگان در سطح بالا (4/50 %) و سپس در سطح متوسط (2/48 %) بود. میانگین سلامت مذهبی سالمندان بیشتر از سلامت وجودی بود. نمره سلامت معنوی شرکت کنندگان با هیچ یک از جمعیت شناختی مرتبط نبود. آزمون همبستگی پیرسون نشان داد سلامت معنوی سالمندان با کیفیت زندگی آن ها ارتباط دارد (008/0= p). اما با ابعاد سلامت جسمی و روانی کیفیت زندگی ارتباطی دیده نشد (جدیدی، 1390).
حبیبی سولا و همکارانش مطالعه ای تحت عنوان «بررسی رفتار های ارتقاء دهنده سلامت و کیفیت زندگی سالمندان در ایران» در سال 1387 انجام داده اند . این مطالعه یک مطالعه ی همبستگی بود که با اهداف تعیین ارتباط بین رفتار های ارتقاء دهنده سلامت و کیفیت زندگی در سالمندان انجام شده است. 410 نفر از سالمندان در این مطالعه شرکت نموده اند. نتایج مطالعه نشان داد که 6/94% از افراد مورد مطالعه الکل مصرف نمی کرده اند 8/89% نمونه در یک سال گذشته کنترل فشار خون داشته اند و فقط 7/0% از نمونه ها از یک سال گذشته واکسن آنفلوآنزا تزریق کرده اند، در رابطه با تعیین کیفیت زندگی این مطالعه نشان داد که 1/44% از نمونه ها کیفیت زندگی خوب داشته اند، همچنین میانگین کیفیت زندگی در واحد های مورد پژوهش 84/32% با انحراف معیار89/8% بوده که دلالت بر کیفیت زندگی متوسطه آنها داشته، برای بررسی رابطه بین رفتار های ارتقاء دهنده سلامت و کیفیت زندگی سالمندان در این مطالعه از آزمون تی استفاده شده ارتباط آماری معنی داری بین کیفیت زندگی سالمندان با رفتارهای مانند ورزش یا پیاده روی، مصرف شیر و لبنیات و غذاهای گوشتی، مصرف میوه و سبزیجات تازه و مصرف غذاهای کم نمک و کم چرب و کنترل فشار خون نشان داده شد(P<0/05) (حبیبی، 1387).
مثنوی، اکبری کامرانی و حسینی مطالعه ای تحت عنوان «مقایسه وضعیت سالمندان مقیم آسایشگاه و مقیم خانواده در ایران» در سال 1386 در ایران انجام داده اند. این مطالعه از نوع مقطعی توصیفی بوده و هدف آن بررسی و مقایسه وضعیت زندگی سالمندان مقیم آسایشگاه های سالمندان با سالمندان مقیم خانواده است. نمونه های این مطالعه شامل 504 سالمند بوده اند.
نتایج این مطالعه نشان داده میانگین سنی سالمندان مقیم آسایشگاه 4/75 سال و سالمندان مقیم خانواده 3/71 سال بوده است. به این معنی که عامل سن در رهسپار شدن سالمند به آسایشگاه مؤثر بوده است (001/0= p).
همچنین نتایج نشان داده است زنان بیش از مردان ( 6/60 % زنان در مقابل 4/39 % مردان) روانه آسایشگاه شده اند (005/0= p). اعتقادات مذهبی (با فراوانی 8/29 % افراد خیلی مذهبی و 001/0= p) در میان سالمندان مقیم خانواده بالاتر بوده است. نداشتن فرزند (با فراوانی 2/51 % و 01/0=p)، بی همسری ( با فراوانی 5/89 % و 001/0= p)، تنهایی و بی کسی (با فراوانی 65% افراد خیلی تنها و 01/0= p)، نداشتن مسکن (با فراوانی 9/65 % و 01/0= p) و نگرش منفی اعضای خانواده به سالمندی با فراوانی 1/36 % نگرش منفی و تاحدودی منفی و 05/0= p )، در میان سالمندان مقیم آسایشگاه بیشتر بوده است (مثنوی، 1386).
مطالعه ای تحت عنوان «بررسی کیفیت زندگی سالمندان شهر زاهدان» در سال 1382 توسط احمدی و همکاران در شهر زاهدان انجام شد. این مطالعه از نوع توصیفی است که به منظور بررسی کیفیت زندگی سالمندان شهر زاهدان صورت پذیرفت. اکثریت جامعه مورد مطالعه بی سواد یا کم سواد بودند. میانگین تمام شاخص های مطالعه و کل پایین تر از شاخص های مورد نظر هستند (7/41 درصد). بنابراین بر اساس این پژوهش کیفیت زندگی در جمعیت سالمندان مورد مطالعه پایین می باشد (احمدی، 1383).
3-3-2 مطالعات انجام شده در جهان
مطالعه ای تحت عنوان «بررسی اثر معنوی و اعتقادات مذهبی بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان پیشرفته» در سال 2011 توسط کانداسامی و همکارانش در هند انجام شد. هدف از این مطالعه اثرات معنویت بر علائم پریشانی، اضطراب، افسردگی و دیگر تظاهرات روانی در تسکین بیماران مبتلا به کانسر پیشرفته بود. نوع مطالعه cross-sectional و تعداد نمونه های 50 بیمار بوده که در گروه سنی 17 تا 64 ساله با میانگین 74/49 و انحراف معیار 17/10 قرار داشتند و بیش از نیمی از بیماران (56%) زن بودند.
نتایج نشان داد که سلامت معنوی جزء مهمی از کیفیت زندگی بیماران مبتلا به کانسر پیشرفته است و دقیقاً با علائم جسمی و روحی استرس مرتبط است. در واقع نشان داد که احساس سلامتی در بیماران با نمره استرس (r=-0/717,p<0/001) و نمره اضطراب و اختلال حافظه (r=-0/520 , p=<0/001)، در بیمارانی که اعتقادات مذهبی و سلامت معنوی بالاتری دارند بیشتر بوده است(Kandasamy, Chaturvedi et al. 2011).
پژوهش دیگری که توسط بکلمن و یا ماشیتا با عنوان “مقایسه دو ابزار معنویت و ارتباط آنها با افسردگی و کیفیت زندگی در نارسایی مزمن قلبی” در سال 2010 در آمریکا بر روی 60 سالمند غیر بستری انجام شد. هدف از این مطالعه مقایسه دامنه دو ابزار مختلف معنویت و بررسی ارتباط آنها با افسردگی و کیفیت زندگی بود.
نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد زیر مقیاس های ابزار عملکرد سلامت معنوی، در کل با افسردگی و کیفیت مرتبط بود؛ بدین معنی که هر چه حس معنی دار بودن زندگی واحساس ارامش، افزایش یابد، نمره افسردگی، کاهش و نمره کیفیت زندگی، افزایش می یابد، اما این ارتباط در زیر مقیاس های ابزار معنویت_ مذهب آیرونسون_ وود وجود نداشت. همچنین یافته ها چندین مفهوم مفید از معنویت را در بیماران دچار نارسایی قلبی نشان داد و نیز مشخص شد هر چند سلامت معنوی و روانی تا حدی همپوشانی دارند اما در کل جدای از یکدیگر هستند. در این مطالعه هر چند از دو ابزار مختلف جهت سنجش معنویت استفاده شده است، اما ابزاری که جهت بررسی کیفیت زندگی بکار برده شده، تمام ابعاد را مد نظر قرار نداده است. بعلاوه تعداد افراد شرکت کننده در این پژوهش ناکافی بوده و همه آنها سالمندان مبتلا به بیماری قلبی بودند. بنابراین بهتر است بین سلامت معنوی و کیفیت زندگی در دیگر سالمندان و با تعداد بیشتری سنجیده شود(Bekelman, Parry et al. 2010).
مطالعه دیگری در این زمینه توسط گالس و همکاران [1]انجام شد. این پژوهش که با عنوان “سلامت معنوی، اعمال معنوی و علایم افسردگی در سالمندان بستری مبتلا به بیماری قلبی” می باشد، در سال 2009 در آمریکا انجام شد. هدف این تحقیق تعیین ارتباط بین سلامت معنوی، اعمال معنوی و علایم افسردگی در سالمندان مبتلا به بیماری قلبی بود. این مطالعه یک مطالعه توصیفی بود که در سه واحد درمانی بیماران قلبی در بیمارستان مراقبت حاد قلبی در نیویورک و بر روی 24 بیمار 65 ساله یا مسن تر که مبتلا به مرحله 3 یا 4 بیماری قلبی بودند، انجام شد. نتایج نشان داد میانگین نمره ابزار نمایه سلامت معنوی 33/36 (SD=10/28) بود. همین طور میانگین نمره ابزار بررسی اپیدمیولوژیک افسردگی نیز 46/28 با انحراف معیار 9/11بود. ضریب همبستگی پیرسون بین دو متغیر اصلی برابر (75/0=r) بود که از وجود همبستگی قوی منفی حکایت داشت (01/0>p)، به این معنی که هر چه سلامت معنوی کاهش یابد میزان افسردگی بیشتر افزایش می یابد. همین طور یافته ها نشان دادند همه شرکت کنندگان بیش از یک عمل معنوی را انجام می دهند. در میان شرکت کنندگان83% به تنهایی و 37% با دیگران دعا و نیایش انجام می دادند، 45% موضوعات معنوی مطالعه کرده و بیش از 12% داوطلبانه به دیگران کمک کردند. این مطالعه پیشنهاد می کند در مراقبت از بیماران دیدگاهی جامع نگر وجود داشته باشد و مخصوصا به عوامل مؤثر درسلامت معنی آنها توجه بیشتری شود. همین طور مطالعه بیشتری در خصوص تعیین ارتباط بین سلامت معنوی و سایر متغیرهای روان شناختی را پیشنهاد می کند (Whelan-Gales, Quinn Griffen et al. 2009). با این حال این مطالعه به دلیل اینکه از تعداد نمونه کمی بهره برده است، دارای ارزش زیادی نبوده و تاثیر متغیرهای مختلف از قبیل سن، جنس و تفاوت های فرهنگی و مذهبی قابل ارزیابی نیست. بعلاوه بیشتر مطالعات در این زمینه به سالمندان غیر آسایشگاهی پرداخته اند، در حالی که سالمندان مقیم آسایشگاه از اولویت بیشتری در این زمینه برخوردارند.
مطالعه ای با عنوان «نقش سلامت معنوی در بهبود علائم شناختی در زنان سالمند مبتلا به سطح بالای افسردگی درکارولینا شمالی» در سال 2009 توسط الیزابت و همکارانش انجام شد. هدف این مطالعه ارتباط جنس و علائم افسردگی با مذهب بود. نمونه های پژوهشی جمعیت اعیان (دوک های انگلیسی) بودند.
توجهات مذهبی بالاتر با کمترین کاهش شناخت همراه بود. در رابطه با سه فاکتور توجهات مذهبی، جنسیت و نشانه های افسردگی در پیش بینی کاهش شناخت نتایج نشان داد بیمارانی که وابستگی و اعتقادات مذهبی بیشتری دارند کمتر دچار مشکلات شناختی می شدند. د ربین بیماران سالمندی که دچار افسردگی ماژور بودند سالمندانی که اعتقادات مذهبی کمتری داشتند بیشتر اختلالات شناختی را از خود نشان دادند. نتیجه نهایی این بود که اعتقادات مذهبی در حفظ سلامت جسمانی اهمیت زیادی دارد (Elizabeth, Collins et al. 2009).
تحقیقی با عنوان « ارتباط مذهب، معنویت و درمان و مقایسه تفسیرها و مشاهدات متفاوت پزشکان و روانپزشکان و معالجات بالینی» توسط فار و همکاران در سال 2007 در آمریکا انجام شد. هدف از این مطالعه مقایسه تفسیر روانپزشکان در مورد ارتباط بین مذهب، معنویت و سلامتی در معالجات بالینی بود. تعداد نمونه های مطالعه 2000 نفر پزشک آمریکایی بود که به صورت طبقه بندی تصادفی انتخاب گردیدند.
نتایج نشان داد که روانپزشکان عمدتاً بر این واقعیت که سلامت معنوی افراد و اعتقادات دینی در سلامت جسمانی اثرگذار است، صحه گذاشته بودند و در سایر پزشکان تعداد افراد مخالف کمی بیشتر بود.
این مطالعه نشان داد که روانپزشکان بیشتر از همه همکارانشان به ارتباط داشتن اعتقادات دینی و سلامت جسمانی معتقدند. در این مطالعه به دلیل اینکه پرسشنامه غیرمستقیم در اختیار شرکت کنندگان قرار گرفته، باعث شده که تقریباً نیمی از شرکت کنندگان از مطالعه حذف شوند و این مسأله در تعمیم پذیری مطالعه بی تأثیر نیست (Farr, Lawrence et al. 2007).
مطالعه ای توسط لی و همکاران در سال 2005 تحت عنوان «رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت و کیفیت زندگی در سالمندان ساکن کره» انجام دادند تعداد افراد شرکت کننده در این مطالعه 2000 نفر از سالمندان 65 سال و بالاتر بودند. میانگین نمره رفتارهای ارتقائ دهنده سلامت 34/1± 97/3 (محدوده صفر تا 7) بود که 80% از شرکت کنندگان سیگار نمی کشیدند و الکل مصرف نمی کردند. 2/37% از افراد ورزش منظم داشتند و 26% از رژیم کم نمک استفاده می کردندو 7/83% از آنان کنترل منظم فشار خون و 1/69% تزریق واکسن آنفولانزا در یک سال گذشته ذکر می کردند. 46% از سالمندان وضعیت سلامت خود را در یک تا دو سال گذشته کنترل کرده بودند. میانگین نمره کیفیت زندگی افراد حاضر در مطالعه 53/25 (در محدوده 9-45) بود که نشان دهنده کیفیت زندگی متوسط آنان بود. نتایج این مطالعه همچنین نشان داد که کیفیت زندگی سالمندان با شرکت در فعالیت های ورزشی، عدم مصرف الکل و کنترل فشار خون ارتباط معنی دار و قابل ملاحظه ای داشت (05/0>p) (Lee, Ko et al. 2006).
پژوهش دیگری در این زمینه با عنوان “کیفیت زندگی مرتبط با سلامت و فواید سلامتی در سالمندان آسایشگاهی در تایوان” توسط لای همکاران “[2] در سال 2005 بر روی 465 سالمند انجام شد. هدف از این مطالعه تعیین کیفیت زندگی مرتبط با سلامت و منافع سلامتی در سالمندانی بود که در مراکز مراقبت بلند مدت زندگی می کنند. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد در میان ابعاد کیفیت زندگی، وضعیت روانی سالمندان کمترین نمره را به خود اختصاص داد اما وضعیت جسمی و محیطی آنها نمره بالاتری را کسب کردند. بعلاوه سطح تحصیلات تعداد بیماری های مزمن، وضعیت جسمی و تعداد مراقبین، تاثیر مهمی در نمره کیفیت زندگی WHOQOL دارد و در این بین وضعیت جسمی مهم ترین عامل در این زمینه تعیین شد (Lai, Tzeng et al. 2005). هر چند در این مطالعه مهم ترین عامل مؤثر بر کیفیت زندگی، وضعیت جسمی قلمداد شده است، اما نباید فراموش کرد که وضعیت روحی و معنوی فرد نیز از ابعاد مهم زندگی فرد به شمار می آید و بی توجهی به این بعد از زندگی مانع مراقبت کل نگر می باشد.
مطالعه ای با عنوان “مذهب معنویت و وضعیت سلامت در سالمندان” توسط دالمان در سال 2004 در آمریکا و با هدف تعیین ارتباط بین مذهب و معنویت با وضعیت سلامت در یک جمعیت سالمند مقیم جامعه انجام شد. شرکت کنندگان شامل 277 سالمند بالای 65 سال بودند. نتایج حاصل تفاوت معنی دار وضعیت سلامت در گروه های مختلف از نظر نژاد و میزان تحصیلات را نشان داد بطوری که افراد سفید پوست و کسانی که سطح تحصیلات بالاتری داشتند وضعیت سلامت خود را بهتر از دیگران گزارش دادند. نتایج این مطالعه نشان داد که معنویت بالاتر با وضعیت بهتر سلامتی همراه می باشد (0.01>p) پژوهشگران یکی از دلایل این امر مثبت نگری افراد مذهبی بیان می کنند به طوری که سالمندان مذهبی کمتراحتمال دارد که وضعیت سلامت خود را ضعیف گزارش کنند. این مطالعه تاکید می کند معنویت عاملی جهت درک این موضوع است که چه کسانی وضعیت خود را خوب یا بد گزارش می کنند و چرایی و چگونگی آن را نیز بیان می کند. بنابراین ابزار سلامتی و معنوی می تواند جایگزین مناسبی برای سایر مقیاس ها – به عنوان یک عامل پیشگویی کننده وضعیت ذهنی سلامت و کیفیت زندگی- در مطالعات مربوط به سالمندی می باشد (Daaleman, Perera et al. 2004).
پژوهش دیگری با عنوان ” معنویت و پیامدهای سلامتی در سالمندی ” توسط میسن هلدر و چاندرلر در سال 2002 در آمریکا و با هدف بررسی ارتباط مقیاس نظری و رفتاری معنویت با پیامدهای سلامت روانی و جسمی در سالمندان انجام شد . نمونه های شامل 250 نفر سالمند بودند. نتایج این بررسی نشان داد هر دو معیار نظری و رفتاری معنویت با نتایج مثبت سلامت روانی همراه می باشد. همین طور مشخص شد افراد با ایمان اضطراب و افسردگی کمتری را تجربه می کنند. اما ارتباطی بین سایر جنبه از قبیل سازگاری مذهبی یا اهمیت ایمان و سلامت جسمی یافت نشد (Meisenhelder and Chandler 2002).
پژهش کیفی دیگری توسط استوکی با عنوان ” نقش مذهبی و معنویت در مراقبت و سایر وقایع مهم زندگی در بیماران آلزایمری “، به وسیله بررسی یک گروه مراقبت شونده بیماران آلزایمری و مقایسه آن با یک گروه غیر مراقبت شونده در سال 2001 بر روی 20 شرکت کننده شامل 10 بیمار آلزایمری مراقبت شونده و 10 بیمار غیر مراقبت شونده در آمریکا که از طریق مرکز ملی تحقیقات دمانس سالمندی انتخاب شده بودند، انجام شد. هدف از انجام این مطالعه، یاد گیری بیشتر در مورد این موضوع بود که چگونه ایمان افراد، در زمان مواجهه با وقایع تنش زا، قادر است به بحران، جنبه تقدس بخشیده و به جای ناامیدی، یک حس امیدواری و هدفمندی را ایجاد کند.
مهمترین و رایج ترین موضوعی که پاسخ دهندگان به آن اشاره کردند مشخصات و کیفیت های مرتبط با خدا و ایمان افراد بود. آنها معتقد بودند که خدا دارای طرحی برای زندگی آنها می باشد. تقریباً همه شرکت کنندگان ابراز داشتند زمانی بیشتر به خدا و معنویات روی می آورند که بیشترین نیاز را به حمایت دارند. آنها همچنین معتقد بودند که مذهب و معنویت دارای نقش حمایتی برای آنها می باشد. در کل نتایج این مطالعه ضمن تایید تحقیقات قبلی در این زمینه مشخص کرد مذهب و معنویت جزء ابعاد مهم تجارب بشری هستند؛ به طوری که هر دو گروه مذهب و معنویت را به عنوان مهم ترین قدرت و حمایت در تمام طول زندگی دانستند. همه شرکت کنندگان عقاید منسجم مذهبی و معنوی نسبت به زندگی خود داشتند تا بتوانند بر موقعیت های تنش زا در زندگی فایق آیند. پژوهشگر این مطالعه پیشنهاد می کند برای مطالعات بعدی بهتر است از گروه بزرگ تری از افراد استفاده شود که سایر مذاهب و نیز افرادی را که به مذهب خاصی معتقد نیستند را در بر گیرد (Stuckey 2001). مطالعه دیگری با عنوان”مقایسه رضایت از زندگی و خلق بین سالمندان مقیم مراکز سالمندی و مقیم جامعه ” توسط گولدنر و همکاران در دو ایالت جنوبی آمریکا در سال 2001 انجام شد.شرکت کنندگان این پژوهش شامل 70 سالمند مقیم منزل و 68 سالمند مقیم 6 آسایشگاه بودند. نتایج مطالعه نشان داد در هرگروه زنان، پیرتر از مردان بودند. با انجام آزمون های آماری فرضیه پژوهش تأیید شد. بدین معنی که سالمندان ساکن منزل، در زیر مقیاس نیرو و فعالیت نمره بالاتری کسب کردند. محققان این پژوهش علت پایین تر بودن رضایت از زندگی ساکنین آسایشگاه را سبک زندگی سازمانی و یا شرایطی که باعث شده آن ها به آسایشگاه منتقل شوند، می دانند (Gueldner, Loeb et al. 2001).
بر اساس انچه گذشت هر چند مطالعات مرتبط با موضوع سلامت معنوی و تاثیر آن در بهبود کیفیت زندگی در جهان در حال رشد است با این وجود مطالعات مربوط به معنویت در سالمندی بسیار محدود بوده (Lindberg and Deborah 2005) و مطالعات بیشتری در این خصوص در فرهنگ های مختلف مورد نیاز است.
فصل سوم
روش پژوهش
3-1 مقدمه
در این فصل پژوهشگر ابتدا به جامعه و نمونه محیط، پژوهش می‏پردازد، سپس روش نمونه‏گیری و گردآوری داده‏ها را مشخص کرده و در نهایت روش تحلیل داده‏ها را در پژوهش شرح می‏دهد.
3-2 نوع پژوهش
این پژوهش یک مطالعه توصیفی-مقطعی از نوع همبستگی می باشد که در طی سال های 93/1392 انجام گرفت.
3-3 جامعه پژوهش
جامعه مورد مطالعه این پژوهش را سالمندان عضو کانون بازنشستگان تامین اجتماعی شهر سمنان تشکیل می دادند. معیار ورود به مطالعه عبارتند از سالمندان 60 سال و به بالا، تمایل برای شرکت داوطلبانه در مطالعه، فقدان اختلال شناختی، فقدان بیماری ناتوان کننده روانی، داشتن سواد یا توانایی مصاحبه و عدم حضور در آسایشگاه بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *