دانشکده حقوق و علوم سیاسی پایان نامه‌ی کارشناسی ارشد در رشته‌ی حقوق جزا و جرمشناسی انعکاس سیاست جنایی در نظام حقوق خانواده به کوشش مهوش رضایی استاد راهنما دکتر محمد هادی صادقی شهریور 1391 به نام خدا اظـهارنامه اینجانب مهوش رضایی(888064) دانشجوی رشتهی حقوق گرایش جزا و جرم شناسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی اظهار می‌کنم که این پایاننامه حاصل پژوهش خودم بوده و در صورت استفاده از منابع دیگران، نشانی دقیق و مشخصات کامل آن را نوشتهام. همچنین اظهار میدارم که پژوهش و موضوع پایاننامهام تکراری نمیباشد و تعهد میکنم که بدون مجوز دانشگاه، نتایج آن را منتشر نکرده و یا در اختیار سایرین قرار ندهم. کلیه حقوق این اثر با آییننامه مالکیت فکری و معنوی، مربوط به دانشگاه شیراز میباشد. نام و نام خانوادگی: مهوش رضایی تاریخ و امضا: 20/6/1391 تقدیم به کودکانی که فرششان زمین است و سقفشان آسمان زنانی که فقر لطافت نوازش مادرانه شان را به یغما برده است وارستگان؛ آنان که نام و نان را در خطر حفظ ایمان می افکنند آزادگان آزاداندیش آزاده پرور؛ حج الله علی خلقه پیشگاه مقدس حضرت احمدبن موسی الرضا و علی بن حمزه(ع) سپاسگزاری الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی هَدَانَا لِهَذَا وَ مَا كُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْ لاَ أَنْ هَدَانَا اللَّهُ‏ ستایش خداى را كه ما را به این (دین توحید) هدایت كرد و اگر ما را خدا راهنمایى نمى‏كرد ما خود به آن هدایت نمى‏یافتیم. سپاس پدرم را که پارسایی سلیم است و نیکمردی حلیم و مادرم ، که لطیف الطبع است و نیک محضر… و جناب آقای دکتر صادقی سپاس نگاه پرمهرت را ، گفتار پدرانه ات را ، شکیبایی پیامبر گونه ات را جناب آقای دکتر حاتمی سپاس تو را که زمزمه های محبتت طفل گریزپای وجودم را به مکتب کشاند جناب آقای دکتر فروغی سپاس تو را که » فکرت بلیغ است و رایت بلند در این شیوه تحقیق و «… جناب آقای دکتر ابراهیمی سپاس تو را» ای تجلی عبادت به جز خدمت خلق نیست. … « جناب آقای حجت الاسلام و المسلمین هادیان سپاس تو را که طرحی نو در انداختی و خشونت فقه را به لطافت مهر آمیختی… چکیده انعکاس سیاست جنایی در نظام حقوق خانواده به کوشش مهوش رضایی لزوم راهبردی کردن برنامه های پیشگیری از جرم، حسب مورد ضرورت طراحی و بعضا کشف نظام سیاست جنایی را ، برای کشورها آشکار کرد. سیاست جنایی در یکی از مفاهیم خود مجموعه ای ست با بافتی نظام مند از سیاست های جنایی که هر سیاست دارای سه عنصر ضروری کشف و تبیین مسئله، ارائه راه حل مسئله به عبارت بهتر کشف قابلیت پدیده ها در حل مسئله و عنصر سوم کیفیت اجرایی کردن راه حل مسئله است. از آن جایی که خانواده اولین و بادوام ترین نهاد غیر دولتی اعمال سیاست جنایی است بدین لحاظ چنان چه یک نظام سیاست جنایی به دنبال کارآمدی حداکثری باشد تدوین برنامه ها و سیاست هایی که خانواده بایستی در راستای اهداف نظام سیاست جنایی آن را دنبال کند، در اولویت خواهد بود. پژوهش پیش رو با روشی استقرائی سعی در کشف سیاست های کلی دارد که سیاست های جزئی در راستای آن نظم یافته و تدوین شده اند چرا که در فرآیند جهانی شدن از یک سو و داعیه ی قابلیت مدیریت جامعه جهانی توسط آموزه مهدویت از سویی دیگر، کشف سیاست های کلی که سیاست های خرد در راستای آن نظم یافته اند ضروری است تا از تغییرات ساختار شکنانه در برخورد با سایر مکاتب فکری جلوگیری شود. نظام سیاست جنایی دارای اصولی است از قبیل سیستماتیک، استراتژیک و ایدئولوژیک بودن که در نظام حقوق خانواده که عمدتا همان نظام حق و تکلیف زن و شوهر است نیز بازتاب یافته است ضمن این که خانواده به علت ماهیتی خاص در مقایسه با سایر نهاد های اعمال سیاست جنایی، دارای اصولی منحصر بفرد نیز هست نظیر مدیریت اخلاق مدار که لازم است درضمن هر سیاستی حفظ شود. واژگان کلیدی: سیاست جنایی، نظام سیاست جنایی، نظام حقوق خانواده، نگرش سیستمی،عنصر فرهنگی خانواده، عنصر اقتصادی خانواده فهرست مطالب عنوان صفحه فصل اول: مقدمه الف. بیان مسئله ی پژوهش 1 ب. ضرورت 4 ج. اهداف پژوهش 5 د. پیشینه پژوهش 6 ه. دشواری های پژوهش 9 و. روش پژوهش 11 ز. سامانه پژوهش 11 مبحث اول: تاریخچه و تبیین سیاست جنایی 11 مبحث دوم: ویژگی های سیاست جنایی به مفهوم عنصر نظام سیاست جنایی 14 مبحث سوم: سیاست جنایی به مفهوم نظام 18 مبحث چهارم: ارکان نظام سیاست جنایی 21 مبحث پنجم: انواع سیاست جنایی به مفهوم عنصر نظام 24 فصل دوم: خانواده در نظام سیاست جنایی مبحث اول:جایگاه خانواده در نظام سیاست جنایی 27 گفتار اول: تعریف خانواده در نظام سیاست جنایی 31 گفتار دوم: نوع خانواده در نظام سیاست جنایی ایران 33 مبحث دوم: اصول جایگاه خانواده در نظام سیاست جنایی 48 گفتار اول: لزوم نگرش سیستمی به خانواده و ماهیت نظام مند خانواده 48 بند اول: مفهوم نگرش سیستمی به خانواده 48 بند دوم: ماهیت نظام مند خانواده 52 گفتار دوم: ماهیت ایدئولوژیک نظام سیاست جنایی و خانواده 60 گفتار سوم: ماهیت استراتژیک نظام سیاست جنایی و خانواده 68 عنوان صفحه فصل سوم:جهت گیری کلی سیاست جنایی ایران در نظام حقوق خانواده مبحث اول:اصالت خانواده 70 گفتار اول:تبیین مفهوم اصالت خانواده 70 گفتار دوم:آثار سیاست اصالت خانواده 75 مبحث دوم:تخصصی کردن و جداسازی عنصر فرهنگی ازاقتصادی 77 گفتار اول: مفهوم و مبانی تخصصی کردن عناصر خانواده 77 گفتار دوم: زن به عنوان عنصر فرهنگی 85 گفتار سوم: بهینه سازی کارکرد عنصر فرهنگی 87 بند اول : مدیریت تکریم مدار عنصر فرهنگی 87 بند دوم: حقوق و امتیازات غالبا مالی 90 الف: مهریه 91 ب: نفقه 92 بند سوم: شرط کفائت در نکاح 93 گفتار سوم:بهینه سازی کارکرد عنصر اقتصادی 94 بند اول: حقوق مالی 94 بند دوم: اصل مدیریت و ریاست مرد 95 بند سوم حق طلاق مرد 97 بند چهارم: لعان 98 مبحث سوم: کارکرد های خانواده 101 گفتار اول: انواع کارکردهای خانواده 101 گفتار دوم: کارکرد انحصاری خانواده 106 مبحث چهارم: اصل دوام و استحکام خانواده 108 گفتار اول: شرط کفائت در نکاح 108 گفتار دوم:هماهنگ سازی نظام شغلی با سیاست ترویج ازدواج 109 گفتار سوم:حق طلاق مرد 114 گفتار چهارم: داوری خانوادگی 114 گفتارششم: تک همسری 117 نتیجه‏گیری 120 منابع و مآخذ 122 فصل اول مقدمه الف. بیان مسئله نهاد خانواده اولین، مهم ترین و بادوام ترین نهاد غیر دولتی اعمال سیاست جنایی است . سیاست جنایی به عنوان علمی کاربردی، در یکی از معانی خود مجموعه ای منظم از اصول تعریف شده است که دولت و جامعه به وسیله آن پیشگیری از جرم ودر برخی نظام ها انحراف اجتماعی را، سامان بخشیده و راهبردی می کند.[1] نظام حقوقی حاکم بر نهاد خانواده که عمدتاً در نظام حق و تکلیف زن و شوهر تبلور یافته است در تبعیت از مجموعه ای سیاستهای کلان تدوین و نظم یافته که بر آیند آن کمینه، پیشگیری از جرم و بیشینه ، زمینه مساعد جهت نیل به هدف خلقت تعالی و تکامل بشریت – و حیات طیبه است. نظر به اینکه نظام سیاست جنایی اسلام ، ماهیتی ایدئولوژیک و سیستماتیک داشته و ماهیتاً ارزشی و هدایت گر است؛ در همین راستا تمامی فرآیندها وکیفیت روابط میان اجزا وعناصر نظام باید با این دو ویژگی، همسو و هماهنگ باشند. اگرچه به نظر می رسد قوانین در جامعه اسلامی بر اساس متون دینی و این ایدئولوژی که تشریع در انحصار شارع مقدس است تدوین می شود و با وجود نهاد ناظر(شورای نگهبان) مواد قانونی فاقد مبنای شرعی، به نظام حقوقی راه نمی یابند؛ اما افسوس که تغییر مبانی معرفت شناختی و فلسفی جامعه علمی در دو سده ی نوزدهم و بیستم[2] دامن همه نظام های حقوقی را گرفته است. همین مسئله موجب ابهام و گسست ساختاری برخی سیاست ها شده است؛ چرا که سیاست های خرد بایستی بازتاب سیاست های کلان و اصولی باشند که جهت نیل به اهداف مشخصی طراحی شده اند. سیاستهای کلان ، جهت گیری سیاست های خرد را مشخص می سازد وهمان طور که برخی از نویسندگان اشاره کرده اند، قاعدتاً هر سیاست جنایی در یک نظام سیاست جنایی قرارمی گیرد[3]ابهام در سیاستهای کلی موجب ابهام در سیاستهای خرد می شود. اگر سیاستها هماهنگی کامل با یکدیگر نداشته باشند، نظام سیاست جنایی دچار گسست شده و کارآمدی خود را از دست می دهد. این امر یک قاعده در یک نظام سیاست جنایی کارآمد صرف نظر از ماهیت ایدئولوژیک آن است. کشف وتبیین سیاست های مزبور موضوع پژوهش پیش رو اند. بنابراین، در صدد پاسخ به این پرسش ها هستیم؛ ارکان و ویژگی های نظام سیاست جنایی کارآمد کدامند؟ خانواده در نظام سیاست جنایی چه جایگاهی دارد ؟ چه اصولی باید بر این جایگاه حاکم باشد تا خانواده دارای کارکرد حداکثری در تمامی زمینه ها باشد؟ نظام حقوق خانواده در تبعیت از چه سیاستهایی ، نظم یافته و تدوین شده اند؟ اگر سیاست جنایی تقنینی دچار کمبودهایی است این خلاء ها را با چه پیشنهادهایی می توان برطرف نمود ؟ آیا سیاست‌های کلی در قالب سیاست جنایی تقنینی نمود یافته است ؟ ب – ضرورت با گسترش مکاتب فکری مختلف در فرآیند جهانی شدن[4] که توسط رسانه ها با بالاترین کیفیت و بیش ترین کمیت بستر سازی شده و در نشست های علمی ، گردهمایی ها ارائه می شود؛ سپس در اسناد بین المللی بازتاب یافته و به حقوق داخلی کشورها راه می یابد ، موضع ما به عنوان طراح برنامه ی دنیوی جامع با قابلیت اجرا در همه زمان ها و مکان ها در حقوق خانواده چیست؟ با توجه به بافت نظام مند و سیستماتیک نظام سیاست جنایی اسلام موضع ما در خصوص پیوستن به کنوانسیون ها ، بدون تدوین و ارائه سیاست ها در حوزه خانواده، چگونه تبیین می شود ؟ نظر به این که شیعیان داعیه دار حکومت جهانی اسلام بوده وارائه دهنده ی دکترین مهدویت[5] هستند ، درفضای رقابت مکاتب فکری، الگوی نظام سیاست جنایی نهاد خانواده نیز باید ارائه شود. در همین راستا پاسخ به این پرسش ضروریست؛ آیا برنامه مدیریت نهاد خانواده و نظام سیاست جنایی که در نظام حق و تکلیف زن و شوهر بازتاب یافته است تعیین وارائه شده است؟ آیا جایگاه خانواده در نظام سیاست جنایی مشخص شده است ؟ آیا نمی بایست شیعیان نقش فعال و نه منفعل داشته باشند ؟ وقتی ادعا می شود روابط بین اجزای نظام به بهترین نحو تنظیم یافته، چرا در برخی موارد ، نظام کار آمدی لازم را ندارد؟ آیا قوانین مصوبه توانسته اند این ماهیت سیستماتیک را حفظ کنند؟ باپذیرش و وارد کردن قوانین کشورهای دارای تفاوتی ساختاری و مبنایی در قانون گذاری با نظام حقوقی ما، آیا با تعارضی ساختاری در نظام حقوقی مان مواجه نیستیم؟[6] ارزیابی وضعیت موجود و تلاش برای تغییر آن از الزامات آموزه مهدویت است که ناشی از ضرورت برنامه ریزی راهبردی در عرصه بیان آموزه مهدویت می باشد.[7]این پژوهش در راستای راهبردی کردن آموزه مهدویت در قسمت سیاست جنایی حوزه نظام خانواده ست.[8] ج اهداف به طور کلی می توان دو هدف کوتاه مدت و بلند مدت را بر شمرد: هدف کوتاه مدت عبارت است از مدیریت نهاد خانواده به گونه ای که تمام کارکردهای خود را اعم از کارکرد جرم شناختی، جامعه شناختی و از همه مهم تر فرهنگی و اخلاقی با بالاترین کیفیت اعمال کند. این مدیریت از کانال نظام حق و تکلیف زن و شوهر عبور می کند. کشف و تبیین سیاستهای کلی که در راستای آن قوانین و مقررات نظام خانواده تدوین یافته، جهت نیل به این مهم، اجتناب ناپذیراست. هدف بلند مدت پژوهش حاضر، کلید زدن پیش نویس یک کنوانسیون در بردارنده الگوی نظام سیاست جنایی حاکم بر نهاد خانواده است، که بر مبنای قابلیت جهانی بودن برنامه مدیریت جامعه اسلامی و( ضرورت برنامه ریزی راهبردی در عرصه بیان آموزه مهدویت می باشد.)[9] طراحی شده باشد. پیشینه پژوهش پژوهش هاي به عمل آمده در ارتباط با موضوع مزبور را می توان به دو دسته کلی (سیاست جنایی و نظام حقوق خانواده و سپس هریک را به سه دسته (کتاب، مقاله و طرح پژوهشی ،پایان نامه) تقسیم نموده ،از منابعی که بیشترین ارتباط را داشته آغاز نموده، تحلیل کرد. نظام هاي بزرگ سیاست جنایی « اثر میري دلماس مارتی» جلد اول این کتاب در فصل دوم از بخش اول تحت عنوان« مدل هاي جامعوي » به تحلیل عملکرد نهادها در نظام سیاست جنایی می پردازد ؛اما بصورت جزئی وارد بحث نهادها نمی شود و نهاد خانواده را نیز بررسی نمی کند، چرا که رویکرد کتاب مزبور رویکردي کلان محور است. در جلد دوم کتاب مزبور، در مبحث سوم از فصل اول تحت عنوان «راهبرد پیش روي یا پس روي: تغییر گستره سیاست جنایی» با طرح مباحث «جرم انگاري و جرم زدایی» از این لحاظ که می تواند الگوي مناسبی جهت مقایسه با سیاست هاي کیفري، جرم انگاري ها و جرم زدایی هاي حمایتی که در ارتباط با نظام خانواده در ایران وجود دارد، ارائه دهد، با تحقیق پیش رو ارتباط اندکی دارد؛ چرا که موضع گیري هاي کشورهاي اروپایی را در این خصوص به خوبی تبیین کرده است. با این تفاوت که پژوهش حاضر تبیین سیاست هاي جنایی کلان در حوزه نظام خانواده بصورت ساختاري و نظام مند است نه گزاره اي، حال آنکه کتاب مذکور حاوي مواضع کشورهاي اروپایی در این خصوص بصورت موردي و گزاره اي است و به طور خاص تنها به دو موضوع سقط جنین و هم جنس گرائی می پردازد. «درآمدي به سیاست جنایی» اثر کریستین لازرژ قسمت پیشگفتار کتاب مزبور که به قلم مترجم است بخوبی مفهوم سیاست جنایی و تاریخچه آن را بیان نموده که این امر به شناخت ویژگی هاي یک نظام سیاست جنایی کارآمد و به طورخاص سیاست جنایی ایران اسلامی، در ارتباط است. در فصل دوم کتاب، قسمت ب تحت عنوان «مدل هاي جامعوي سیاست جنایی» به نهادها و نقش آنها اشاره اي نکرده است و در مابقی مباحث به تحلیل سیاست جنایی فرانسه پرداخته و بحثی از خانواده به میان نیاورده است. تنها در فصل دوم «سیاست جنایی قضائی» بحثی تحت عنوان «عملی ساختن میانجی گري ترمیم براي صغار» به تحلیل قوانین فرانسه و آمارهاي موجود در این زمینه پرداخته است؛که ارتباط چندانی به پژوهش پیشرو ندارد. «سیاست جنایی در اسلام وجمهوري اسلامی ایران» اثر سید محمد حسینی باب سوم کتاب فوق تحت عنوان « مراجع پاسخ دهی به پدیده مجرمانه» ذیل فصل دوم با عنوان« روابط پاسخ به پدیده مجرمانه با مراجع اجتماعی» به نهاد خانواده به عنوان یکی ازمراجع نخستین و مهم اجتماعی که در پیشگیري ازجرم ایفاي نقش می کند، درهمین حد،اشاره کرده و وارد بحث نظام حقوقی آن نشده است. « نظام هنجاري در سیاست جنایی اسلام» اثرسیدمحمدحسینی عنوان مقاله ای ست که تبیین ویژگی هاي نظام هنجاري سیاست جنایی اسلام که الگوي سیاست جنایی ایران است، در مقاله فوق ملاحظه می شود. بدیهی ست که پیش شرط استنباط سیاست هاي کلان در نظام خانواده آشنایی کامل با سیاست جنایی اسلام و نظام هنجاري آن است. همان طور که از عنوان مقاله برمی آید، نویسنده وارد موضوع نظام خانواده نشده است. در این بخش به پایان نامه های مربوطه اشاره می شود. «گرایش کیفري سیاست جنایی اسلام» اثر محمدهادي صادقی ویژگی هاي منحصر نظام سیاست جنایی اسلام، به روشنی در اثر فوق ملاحظه می شود. همانطور که بیان شد پیش شرط استنباط سیاست هاي کلان در نظام خانواده آشنایی کامل باسیاست هاي کلان نظام حقوقی اسلام است که پژوهش فوق آن را به ویژه در محدوده کیفري، تبیین نموده است. از مباحث مرتبط آن «تدرج در ممنوعیت زنا» ست که که گفتار دوم از فصل اول را تشکیل می دهد. از دیگرموارد مربوطه مبحث دوم از فصل دوم تحت عنوان«تدابیر بازدارنده محیطی» است که البته نهاد ونظام خانواده، مورد بررسی قرار نگرفته است. «پیشگیري وضعی از بزهکاري با نگاه به سیاست جنایی اسلام» اثر محمود میرخلیلی بخش دوم پایان نامه فوق که به راهبردهاي متمرکز بر بزهکاري می پردازد بحثی تحت عنوان «نظارت وکنترل غیر رسمی از طریق نهادهاي جامعه مدنی» دارد؛ در گفتار اول با عنوان «خانواده وپیشگیري وضعی» سه مبحث تاثیر ازدواج در کاهش بزهکاري، نقش والدین در پیشگیري از جرم و آسیب هاي خانواده در بزهکاري را بررسی نموده است.هم چنین در بحث «حمایت و مراقبت از بزهدیدگان خاص» به طلاق به عنوان یکی از راهکارهاي پیشگیري اشاره نموده ؛ وارد سیاست هاي کلان نظام خانواده نشده است،درخصوص سیاست هاي خرد نیز به همین حد اکتفا کرده است. در حوزه نظام حقوق خانواده می توان به موارد زیر اشاره نمود. «پیشگیري ازجرم درقرآن» اثر جعفر رشادتی درگفتاراول ازمبحث دوم تحت عنوان «تنظیم محیط خانواده»به صورت موردي ازجمله «حق جنسی طرفین،مانعی براي جرایم جنسی،زمینه سوزي جرایم مالی وجنسی،جلوگیري از عقده هاي عاطفی مؤثر بر جرم » به کارکرد پیشگیري نظام حق وتکلیف زن وشوهر،مختصرا اشاره نموده؛ اما وارد موضوع سیاست جنایی نشده است. «فلسفه حقوق خانواده» اثر محمود حکمت نیا و همکاران که مشتمل بر سه جلد است. در جلد دوم کتاب فوق، ذیل فصل دوم تحت عنوان « اصول حاکم بر حقوق خانواده » است، مباحث «اصول حاکم بر شکل گیري،مدیریت و اقتصاد و مجموعه ي حقوق خانواده» از این لحاظ که به استنباط بازتاب ویژگی هاي نظام سیاست جنایی در نظام خانواده منجر می شود،منبع مناسبی ست؛ چراکه کتب دیگرفاقدرویکردي کلان به قوانین حوزه خانواده هستند. سایرمباحث آن، بررسی قوانین و اصول مربوط به نظام حقوق خانواده و تحلیل فقهی وفلسفی آن است. در این قسمت به طرح های پژوهشی مربوطه اشاره می شود. «حمایت کیفري از کیان خانواده با نگاهی به حقوق فرانسه» اثربهزاد رضوي فرد پژوهش فوق در فصلی تحت عنوان «تضمین آماده سازي زمینه هاي حمایتی از خانواده» پیشنهادهاي سازنده اي ارایه می دهد که به تضمین اعمال و اجراي کارکرد جرم شناختی خانواده منجر شده وبه بحث پژوهش پیشرو، مربوط است.از دیگر مباحث مرتبط طرح فوق، بررسی جامع «جرم انگاري وسیاست هاي خرد سیاست کیفري حمایتی در خصوص نهاد و نظام حقوق خانواده» است که می تواند در زمینه استنباط سیاست هاي کلان حاکم بر نظام حقوق خانواده مفید باشد. طرح مزبور وارد موضوع سیاست جنایی به مفهوم خاص نشده است.[10] ه. دشواری های پژوهش همان طور که پیش از این توضیح داده شد، سیاست جنایی علمی نسبتاً نوپاست، بگونه ای که تنها در قالب دو واحد درسی در مقطع کارشناسی ارشد حقوق جزا آن هم تحت عنوان «تاریخ تحولات سیاست جنایی» و نه خود «سیاست جنایی» تدریس می شود. بدین لحاظ آشنایی دانشجویان این رشته از جمله نگارنده در این مقطع با این علم چندان عمیق و گسترده نیست؛ به این ترتیب به نظر می رسد موضوعات پایان نامه در حیطه این علم عمدتاً مناسب دانشجویان مقطع دکتری است نه کارشناسی ارشد. از سوی دیگر برخی موضوعات و فصول این پژوهش نیازمند تحقیقات میدانی و بررسی مصادیق واقعی در دنیای خارج بود که به علت موضع گیری برخی اشخاص در برابر قشر پژوهشگر، عدم همکاری و نبود جایگاه مناسب برای تحقیق و پژوهش در جامعه امروز ما، نگارنده را با مشکلات فراوانی مواجه ساخت. علاوه بر این، علم سیاست جنایی یک علم بین رشته ای است ، این در حالی است که طی تحقیق و گردآوری مطالب برای پژوهش حاضر، بررسی خطوط کلی سیاست جنایی به طور خاص در حیطه نظام حقوقی خانواده به این مشکل دامن می زد. طبیعتاً تحقیق در خصوص موضوعات بین گرایشی و بین رشته ای آشنایی و گاه تسلط نسبی با دانش های مرتبط و همچنین اصول، مبانی و اصطلاحات و مفاهیم تخصصی رشته های گوناگون این دانش ها را می طلبد. گستردگی مطالب سیاست جنایی از سویی و یافتن پیوندها و ارتباطات ظریف و گاه مبهم این علم با نظام حقوق خانواده که ظاهری غیرکیفری دارد از سوی دیگر روند تحقیق را با چالش ها و مشکلات زیادی مواجه ساخت . مهمترین پیچیدگی پژوهش پیشرو دوگانگی ؛به عبارت روشن تر « شرعی عرفی بودن نظام سیاست جنایی »[11] ماست که استخراج قاعده و سیاست کلی و کلان از سیاست های خرد را با مشکل جدی مواجه می ساخت. [12] دشواری دیگری که به سیاست گذاری آموزشی در مرحله ی مقطع کارشناسی ارشد مربوط می شود، روش کل به جزء در روش تحقیق است؛ توضیح آن که بهتر است به جای ارائه پایان نامه در مقطع کارشناسی ارشد و استخراج مقاله ی علمی جهت پذیرش در مقطع دکتری، ابتدا حداقل دو مقاله ی علمی پژوهشی در مقطع ارشد ارائه شود و با تسلط نسبی بر روش تحقیق تدوین پایان نامه منحصر به مقطع دکتری باشد. امید است با عنایت مخاطبان که در امر سیاست گذاری آموزشی دخیل هستند، این پیشنهاد عملی شود. و. روش پژوهش روش پژوهش که در لسان دانشجویان حقوق بیش تر به مفهوم روش جمع آوری داده است، کتابخانه ای ست. ذکر این نکته خالی از لطف نیست که مفهوم روش کتابخانه ای در عصر حاضر بسیار گسترده شده و شامل بهره گیری از اطلاعات فضای مجازی نیز می شود. ز. سامانه پژوهش فصل بندی پژوهش به شرح ذیل است : فصل اول شامل تبیین مفاهیم اساسی پژوهش؛ نظام سیاست جنایی وخانواده ست. فصل دوم شامل خانواده در نظام سیاست جنایی و توضیح جایگاه واصول جایگاه آن است. فصل سوم شامل جهت گیری های کلی سیاست جنایی در نظام حقوق خانواده ست. تحلیل نظام حقوق خانواده با رویکرد سیاست جنایی مستلزم آشنایی با مفاهیم و سیر تاریخی این حوزه از دانش می باشد.از این رو با بیان تاریخچه، تفکیک مفاهیم مشابه و پس از آن معنای مورد نظر در پژوهش حاضر، به این مهم می پردازیم. مبحث اول: تاریخچه و تبیین سیاست جنایی ابتدا سیر تاریخی کوتاهی از سیاست جنایی، توسعه و پیشرفت آن به عنوان علمی جدید و میان رشته ای بیان شده، سپس تفکیک میان علم سیاست جنایی، نظام سیاست جنایی و سیاست جنایی به عنوان جزء و عنصری از نظام مزبور و در پایان تبیین عناصر تشکیل دهنده سیاست جنایی در معنای سوم(جزئی از نظام) در این فصل مطرح می شود. در باب سیر تحول معنایی اصطلاح«سیاست جنایی» سخن بسیار رفته است. به طور خلاصه می توان گفت واژه فوق ابتدا به مفهوم سیاست کیفری، سپس در معنای سیاست جنایی به مفهوم یکی از عناصر نظام پیشگیری هر جامعه که از نظر کمّی دارای بیشترین میزان بکارگیری است و نهایتاً به مفهوم نظام سیاست جنایی مورد عنایت اندیشمندان علم جنایی قرار گرفت. همان گونه که بارها گفته شده، اصطلاح سیاست جنایی به فوئر باخ در سال 1803 نسبت داده می شود، با اينحال گرچه وي نخستين مبتكر اين اصطلاح به شمار مي رود ولي منظور وی از سياست جنايي«سیاست کیفری» است. دوندیو دوابر سیاست جنایی را« هنر و فنی می داند که موضوع آن کشف روشهایی است که مبارزه موثر علیه جرم را میسّر می سازد» و در توضیح این تعریف، بیان می دارد که منظور او مفهوم مضیّق سیاست جنایی یعنی«سیاست کیفری» است.[13] اگر چه تعریف مزبور بیش تر بیانگر معنای دوم است. این معنا در توضیح ذیل صریحاً ذکر شده است. سیاست جنایی از یک سو، با تجزیه و تحلیل و فهم یک امر خاص در جامعه، یعنی پدیده مجرمانه و از سوی دیگر، با عملی ساختن یک استراتژی(راهبرد) به منظور پاسخ به وضعیت های بزهکاری یا انحراف، در ارتباط است.[14] تا اواسط سده بیستم، مفهوم مضیّق سیاست جنایی، بدون تفکیک میان مفهوم سیاست جنایی و نظام سیاست جنایی مورد توجه اندیشمندان علوم جنایی بود. در اين هنگام با همّت مارک آنسل، بر ضرورت عدم تلقی سیاست جنایی تنها در حدّ حقوق و سیاست کیفری تأکید شده و ضمن برجسته کردن ویژگی مضاعف آن یعنی علم مشاهده و مطالعه و هنر، فن یا استراتژی روش مند واکنش علیه جرم پیشنهاد کرد سیاست جنایی را، واکنش سازمان یافته و سنجیده جامعه علیه فعالیتهای مجرمانه، منحرفانه یا ضد اجتماعی تلقي كنيم. نگرش سیستمی به مجموعه سیاست ها با پژوهش های استادان میری دلماس مارتی و کریستین لازرژ، رشد و توسعه یافت. در این قسمت به یک نمونه از تعاریفی که بیانگر نگرش سیستمی به سیاست جنایی است بسنده شده، توضیحات بیش تر در مباحث بعدی ارائه می شود. «فون لیست در کتاب رساله مفصّل حقوق کیفری آلمان، سیاست جنایی را مجموعه ی منظم اصولی می داند که دولت و جامعه به وسیله آن، مبارزه علیه بزه را سامان می بخشد.» [15] امروزه سیاست جنایی در سه مفهوم دانش سیاست جنایی، نظام سیاست جنایی و سیاست جنایی به مفهوم یکی از عناصر نظام سیاست جنایی، به کار می رود. با ذکر نمونه هایی از تعاریف پژوهشگران این حوزه، به تبیین سیاست جنایی به معنای جزئی از نظام پرداخته می شود. «دانش سیاست جنایی شامل مطالعه اقدام ها و تدبیرهای متنوعی که دولت و جامعه مدنی (از طریق اجزاء مختلف تشکیل دهنده خود) اختصاصاً برای سرکوبی پدیده مجرمانه، پیشگیری از آن، حمایت از بزه دیدگان مستقیم و غیر مستقیم بزهکاری در نظر گرفته و در قالب آیین ها و روش های مختلف، به عنوان پاسخ به وضعیت های پیش جنایی یا ماقبل بزهکاری، جرایم ارتکابی و نیز ترمیم آثار زیان بار جرم از جمله پیشگیری از تکرار جرم اعمال می کنند»[16] نکات قابل توجه در این تعریف، تفکیک سه مرحله: موقعیت ماقبل بزهکاری، حین ارتکاب جرم و ترمیم آثار پدیده مجرمانه از یکدیگر و قابلیت اعمال سیاست در قبال بزه کار و بزه دیده هر دو است. کوش، دانشمند فرانسوی سیاست جنایی را به عنوان علمی کاربردی که هدف آن موفقیت عملی در سازمان دهی عقلانی و مؤثّر مبارزه با جرم، تعریف می کند.[17] سياست جنايي را مي توان از حيث مرجعي كه از آن اخذ مي شود به سياسي جنايي علمي يا پوزيتيو[18] و سياست جنايي ايدئولوژيك يا هنجاري (نرماتيو[19]) تقسيم بندي نمود.[20] در عبارت فوق منظور نویسنده نظام سیاست جنایی است. حال که مفاهیم از یکدیگر تفکیک شده و دانش سیاست جنایی نیز تعریف شد به مفهوم سیاست جنایی به عنوان عنصری از نظام سیاست جنایی می پردازیم. مبحث دوم: ویژگیهای سیاست جنایی در مفهوم عنصر نظام سیاست جنایی همان گونه که گفته شد یکی از مفاهیم سیاست جنایی، سیاست جنایی به عنوان جزء و عنصری از نظام سیاست جنایی است که در این قسمت با ذکر تعاریفی از پژوهشگران این حوزه به این مفهوم می پرداریم. «سیاست جنایی از یک سو، با تجزیه و تحلیل و فهم یک امر خاص در جامعه، یعنی پدیده مجرمانه و از سوی دیگر، با عملی ساختن یک استراتژی (راهبرد) به منظور پاسخ به وضعیت های بزهکاری یا انحراف، در ارتباط است»[21] به عبارت روشن تر کشف و تبیین مسئله و ارائه راه حل مسئله دو فرآیند هستند که برآیند آن ها سیاست جنایی ست. در توضیح کشف و تبیین مسئله به این مثال توجه کنید: دو شخص که موقتا باید در یک اتاق بسر برند، در مورد باز یا بسته بودن پنجره مشاجره می کنند. شاید در وهله اول به نظر برسد چون پنجره را نمی توان همزمان باز یا بسته، نگه داشت چاره ای جز تماشای مشاجره نیست و باید سعی کنیم یکی از آن ها را راضی کنیم… در واقع مسئله باز یا بسته بودن پنجره نیست! گرم یا سرد بودن هواست. با تبیین مسئله به این شکل، عملکرد به شکل های دیگری مثل دادن لباس گرم به یکی ازاین دو شخص تغییر می کند. بدین معنی که برای رسیدن به نتایج بهتر و تشخیص مناسب ترین استراتژی(راهبرد) حل مسئله ابتدا باید فهم درستی از ماهیت واقعی مسائل پیدا کرد. مثال مناسب در حوزه حقوق خانواده، بدهکاران مهریه هستند؛ تجربه قضات دادگاه های خانواده بیانگر آن است که زنان اغلب از مهریه، به عنوان ابزار فشاری جهت جدایی و طلاق بهره می گیرند. به عبارت دیگر مسئله، تیره شدن روابط زوجین و نارضایتی زن است. به همین دلیل بسیاری از زنان با رضایت شوهر به طلاق دادن، از حقوق مالی خود من جمله مهریه چشم پوشی می کنند بنابراین راهکاری چون بیمه مهریه و یا پرداخت صد و ده سکه نمی تواند مسئله را حل کند. از سوی دیگر در تعیین وکشف راه حل ها و راهبردهای حل مسئله نیز باید به امکانات و محدودیت های موجود در جامعه و محیطی که قرار است راهبردها در آن پیاده و اعمال شوند توجه داشت. با این توضیح که هر راهبردی قابلیت اعمال در هر جامعه ای را ندارد. چه بسا راهبردی در جامعه ای خاص منجر به پیشگیری از وقوع جرم شده و در جامعه ای دیگر به فزونی ارتکاب جرم بیانجامد. بنابراین در ادامه فرآیند کشف مسئله و تلاش برای حل آن بایستی گفته شود «سیاست جنایی، شناخت ]قابلیت[ وسایل و امکاناتی است که قانون گذار می تواند بر حسب آمادگی و امکانات خاص حکومت متبوع، به منظور جلوگیری از ارتکاب جرایم و حمایت از حقوق طبیعی تابعان خود بیابد»[22] در واقع هنر طراح سیاست جنایی در این است که از کلیه امکانات و وسایل موجود، ابزارهايي براي اعمال يك سیاست جنایی مطلوب استخراج کند. در این معنا گاهی سبک معماری یک ساختمان، با تشخیص تأثیری که در پیشگیری از جرم دارد، یا رنگ پوشش خانم ها، با توجه به این که در روان شناسی از برخي رنگ ها به عنوان رنگ هاي خنثی با قوه دافعه یاد می شود، به ترتیب دو ابزار سیاست جنایی در زمینه پيشگيري از جرایم علیه اموال و منافی عفت است. علاوه بر این سیاست جنایی همان طور که برخی نویسندگان متعرض این نکته شده اند مفهوم استراتژی را نیز به ذهن متبادر می کند؛« سیاست جنایی یک راهبرد (استراتژی) حقوقی و اجتماعی، مبتنی بر گزینه های سیاسی، برای پاسخ دهی همراه با واقع بینی به مسائل ناشی از پیشگیری و سرکوبی پدیده مجرمانه در معنای وسیع آن است»[23] در تعريف استراتژي بايد گفت:«استراتژی عبارت است از بهره گیری از کلیه امکانات به منظور تعیین اولویت اهداف و اجرای آن ها به نحوی که احتمال شکست به حداقل و احتمال موفقیت به حداکثر برسد. استراتژی الگو یا طرحی است که هدف ها، سیاست ها و زنجیرهای عملیاتی یک سازمان را در قالب یک کل به هم پیوسته ترکیب کند»[24]. به عبارت دیگر، استراتژی در سیستم معنا پیدا می کند. سیستم مجموعه ای از استراتژی هاست. از همین روست که نگرش سیستمی به مجموعه سیاست جنایی ها امری اجتناب پذیر است. سیاست دقیقاَ تفکر را نشانه می گیرد؛ یک مرحله قبل از عمل را، و آن دخالت در اندیشیدن و گزینه های مورد نظر شهروندان است. فرض کنید در یک موقعیت، مجری سیاست جنایی دارای چهار گزینه به این ترتیب است: دور، نزدیک، نزدیک تر و نزدیک ترین. منظور از عبارت «نزدیک ترین» همان نتيجه مورد انتظار سیاست جنایی است و منظور از واژه «دور» ارتکاب بزه می باشد. کارکرد سیاست جنایی كارآمد تنها این نیست که شهروند گزینه دور را برنگزیند؛ بلکه این است که شهروند ابتدا گزینه «نزدیک ترین» را مدنظر قرار داده، و چنانچه امكان انتخاب اين گزينه را به هر علّتي نداشته باشد به گزینه های بعدی نزديك تر و نزديك متمایل شده، از ارتكاب بزه انصراف پيدا كند. بدین معنی که سیاست جنایی از یک روش سلسله مراتبی تبعیت کند. مثال مناسب در این مورد، تشکیل خانواده با ازدواج دائم است که سیاست مطلوب ماست .ازدواج موقت را می توان گزینه نزدیک و رابطه نامشروع را گزینه دور که همان ارتکاب بزه است، معرفی کرد. بنابراین سیاست جنایی دارای دو عنصر کشف و تبیین مسئله و راه حل مسئله است. حل مسئله شامل تشخیص قابلیت پدیده ها در رساندن ما به هدف و کیفیت مرحله اجرا با کم ترین هزینه و بیشترین اثر و بازدهی ست. حال كه منظور از استراتژي و نظام سياست جنايي روشن شد مي خواهيم بدانيم نحوة كاركرد سياست جنايي براي پيشگيري از ارتكاب جرائم مرتبط با نهاد خانواده چگونه است؟ چه الگوي رفتاري مناسبي را مي توان براي استقرار يك سياست جنايي مطلوب در اين خصوص پيشنهاد كرد؟ گفته شد کیفیت اجرای راه حل مسئله، مهم ترین رکن سیاست جنایی است. حال به نحوه استقرار یک الگوی رفتاری مطلوب سیاست جنایی کارآمد در جامعه مي پردازيم. اصول حاکم بر کیفیت اجرای یک سیاست را می توان از نمونه های موجود در منابع دینی قرآن و سنت استنباط نمود. اجرای یک سیاست باید مبتنی بر عناصر زیر باشد: 1. نهادينه كردن فرهنگ مطلوب سياست جنايي بصورت چند مرحله ای: بدين معني كه سياست جنايي بايد متناسب با سطح برداشت و پذيرش عمومي، بصورت تدريجي به جامعه تزريق شود نه ناگهاني و با تحمیل زور و فشار. جامعه بايد به مرور زمان و طي مراحل كاملاً كنترل شده و دقيق به طراحي نهايي مورد نظر سياست جنايي نزديك شود نه ابتدا به ساكن و مقطعی. تدریج و تدرج بدين معنا نيست كه اصلاً از ابزار مجازات بهره اي برده نشود، بلكه نهایتاً مجازات شدید يا همان سیاست کیفری اشدّ قابل بكارگيري است منتها بصورت پلّكاني، بدين معنا كه از همان آغاز نمي توان با تعيين مجازات شديد به برخورد با خاطيان پرداخت. حتي نفس تعيين چنين مجازاتي و قانونگذاري آن بايد در زماني انجام شود كه جامعه به آن سطح از ظرفيت پذيرش و نهادينه شدن سياست جنايي رسيده باشد كه چنين برخوردي با خاطيان را غير انساني و نامطلوب تلقي نكند هر زمان که رفتار اغلب شهروندان، از الگوی رفتاری مطلوب فاصله بگیرد، بایستی به این شکل عمل شود. بر همین اساس بازداشت زنانی که تنها از الگوی پوششی غالب پیروی کرده اند، فاقد مبنای شرعی بوده، نه تنها نمی تواند سیاست موفقی باشد، بلکه جرم زا بوده، لذا بهتر است از سیستم خارج شود. بايد توجه داشت مسأله مهم در زمینه سیاست جنایی، قابلیت اجرا و کار آمدی نوع استراتژی و راهبردی است که می خواهیم پیش گیرنده و سرکوبگر باشد. در خصوص تصويب و اجراي قوانين بصورت پلكاني مي توان قانون جزای فرانسه و تصویب شدن پي در پي قوانین اين كشور مطابق با سازمان و نظم داخلی فرانسه را مثال زد.[25] 2. تكريم شهروندان(مجریان سیاست جنایی): سیاست جنایی صرف نظر از ایدئولوژیک بودنش، باید بر مبنای تکریم شهروند باشد؛ چرا که نهادینه کردن یک سیاست و پیشگیری رشد مدار جز با تکریم، پایدار نیست. 3. درگیر کردن نفع مجریان سیاست جنایی: به معناي ارائه معایب الگوی غالب و محاسن الگوی پیشنهادی و آزاد گزاردن ایشان در سنجش و گزینش. اين مرحله به معناي تمهید و بستر سازی است. یک اقدام کاملاَ فرهنگی و به دور از هر گونه اجبار؛ نوعي دعوت به اندیشیدن و تفكر. 4. گستردگي پاسخ ها و سیاست ها در برابر پديده هاي مجرمانه: سیاست جنایی کاملاَ انعطاف پذیر است و می تواند بسیار متنوع باشد. سیاست جنایی مشارکتی می تواند در سطحی وسیع و در قالب هایی متعدد و متنوع نمود یابد.[26]ضمن این که اصولاً باید سیاست هایی را که جنبه حمایتی دارند، از اختیارات مشترک نهادها قرار دهیم. به عنوان مثال در زمینه ارائه خدماتی (نظیر مشاوره قبل از ازدواج و طلاق، داوری اختلاف زوجین و…. ) همزمان نهادهای دولتی، جامعه مدنی و شوراها فعالیت کنند. می توان در اقدامی مشابه خانه های عدالت و حقوق در حقوق خانواده را نیز پیاده کرد. با این تفاوت که به جای محله، حوزه آن خانواده شبه گسترده باشد. در خصوصا این نوع از خانواده در مباحث بعدی توضیحات لازم داده خواهد شد. در خصوص توضیح بیش تر تنوع و گستردگی مثالی از نظام حقوقی فرانسه ذکر می شود. در فرانسه قانون به دادگاه صغار این امکان را می دهد که به صغیر پیشنهاد انجام یک اقدام یا یک فعالیت برای کمک رسانی یا جبران خسارت در مقابل بزه دیده یا به نفع جامعه بدهد.[27] ملاحظه می شود که قانون گذار چگونه هوشمندانه چندین گزینه در برابر یک پدیده مجرمانه پیش بینی نموده است. ترکیب هوشمندانه ی پیشگیری، ضمانت اجرا، سرکوبی، مجازات) و بازپذیرسازی (.[28] بنابر این یک سیاست در مرحله اجرا بایستی واجد ویژگی های مذکور باشد. مبحث سوم: سیاست جنایی به مفهوم نظام همان طور که گفته شد امروزه یکی از معانی سیاست جنایی، نظام سیاست جنایی است. در این قسمت ابتدا به تعریف نظام سیاست جنایی سپس به ارکان و ویژگی های اساسی آن، پرداخته می شود. همان طور که گفته شد تا اواسط سده بیستم، مفهوم مضیق سیاست جنایی، بدون تفکیک میان مفهوم سیاست جنایی و نظام سیاست جنایی مورد توجه اندیشمندان علوم جنایی بود. با گذشت زمان از آن جا که«اغلب در بیان سیاست های جنایی، بی نظمی، نابسامانی و پراکندگی مفرط مشاهده می شد»، تبیین ماهیت سیستماتیک نظام سیاست جنایی به منظور ایجاد انسجام بین اجزای سیستم و پرهیز از نابسامانی مزبور،امری ضروری و اجتناب ناپذیر می بود[29].. در اين هنگام با همت« مارک آنسل»، بر ضرورت عدم تلقی سیاست جنایی تنها در حد حقوق و سیاست کیفری تأکید شده و ضمن برجسته کردن ویژگی مضاعف آن یعنی علم مشاهده و مطالعه و هنر، فن یا استراتژی روش مند واکنش علیه جرم پیشنهاد کرد که سیاست جنایی را، واکنش سازمان یافته و سنجیده جامعه علیه فعالیتهای مجرمانه، منحرفانه یا ضد اجتماعی تلقي كنيم. به عبارت دیگر از اين زمان بود كه با اشاره به ماهیت سیستماتیک اين نظام و تنوع و گستردگی عناصر آن که محصور در نظام کیفری نبود(يعني كلیه ی امکانات و ابزارهای جزایی، اجتماعی، فرهنگی، اخلاقی و…)، نظام سياست جنايي مطرح گرديد. علم مشاهده و مطالعه بیانگر تبیین مسئله و منظور از واکنش سازمان یافته، ترکیب سیاست ها در قالب یک کل بهم پیوسته است. ماهیت سیستماتیک یا همان تجزیه و تحلیل مبتنی بر سیستم، روشن ساختن ساختارهای عمده و اساسی است که بیش تر تبیینی، تعلیلی و استدراکی هستند تا توصیفی و در زمینه سیاست جنایی، آن را نسبت به یک محتوا تعریف نمی کند، بلکه به عنوان نقطه ی تلاقی مجموع روابط دوستی و جامعوی می پندارد که سازمان دهی پاسخ های هیأت اجتماع به پدیده مجرمانه را بیان می کند.[30] ساختارهای عمده و اساسی روابط پایه هستند که از ثبات نسبی برخوردارند برخلاف آن چه که در مورد سیاست جنایی گفته شد که باید متعلق به زمان و مکانی باشد که اجرا می شود، روابط پایه به مفهوم«احکام اولیه» نزدیک می شود که ویژگی اساسی آن دائمی و غیر قابل تغییر بودن است[31]. ما در نظام سیاست جنایی اسلام از رابطه پایه که اراده شده است رابطه های جزئی تر را کشف می کنیم. [32] رویکرد سیاست جنایی، چند مبنایی و چند رشته ای است. گرایش به تنوع بخشی به رویه هایی که در پاسخ به پدیده مجرمانه معمول است؛ یعنی گرایشی «مرکز گریز» که نوعی پراکندگی و ناهمگونی را در بطن حقوق جزا مشخص می کند. (مثلاَ وجود ضمانت اجراهای سنتی حبس و جریمه و ضمانت اجراهای جدیدتری مانند خدمات عمومی و….) گرایش مبنی بر ترکیب دوباره این رویه ها حول اصول راهبردی فرا تقنینی.[33] «گرایش دوم برعکس گرایش اول، مرکز گراست؛ زیرا مقوله های حقوقی را که در گذشته، جدای از هم بودند مانند حقوق کیفری و اداری حول اصول راهبردی، بهم نزدیک می کند. روش پیشنهادی جهت طبقه بندی نظام های سیاست جنایی، تمرکز توجه و دقت بر ساختار مربوط به آن موضوع است نه عناصر تشکیل دهنده و سازنده موضوع یعنی تمرکز بر شبکه مشترک روابطی که این عناصر را به هم ربط داده و در مقابل هم قرار می دهند و هر نظام سیاست جنایی را مشخص می کنند. برای مشخص کردن هر نظام سیاسی جنایی، روابط باید بر عناصر نامتغیری مبتنی باشند، یعنی پدیده هایی که برای انسان های عضو جامعه یکسان و در این معنا جنبه عمومی و جهانی داشته باشند. تنها به این شرط است که ساختار عمیق سیاست جنایی متجلی خواهد شد[34].» این همان سیستماتیک بودن نظام سیاست جنایی است. بنابر این هنر نظام بخشی به راهکارها و سیاستهای گسترده و پراکنده و هماهنگ کردن روابط آنها به نحوی که به هدف منجر شوند، مهم ترین ویژگی است که مجموعه ای از سیاست ها را در قالب یک کل بهم پیوسته ترکیب کرده و یک نظام سیاست جنایی می سازد. در قسمت بعدی کیفیت ترکیب و اصول حاکم بر ترکیب بیان می شود. مبحث چهارم: ارکان نظام سیاست جنایی این مبحث در صدد پاسخ به این پرسش است که مجموعه ا ی از سیاست ها چگونه در قالب یک کل بهم پیوسته ترکیب شده و یک نظام سیاست جنایی تشکیل می دهند. یک مجموعه از سیاست ها چنان چه دارای همه ویژگی های زیر باشند، به یک نظام منتج می شوند. 1. سیاست ها منعکس کننده ی لایه های فرهنگی و تفکر سیاسی عقیدتی هر دولت هستند. مجموعه سیاست ها باید بیانگر خط مشی و اهداف خاص و مشخصی باشند. طبق نظر انریکو فری، جامعه شناس جنایی، سیاست جنایی عبارت است از «مجموعه وسایل سرکوبگر و غیر سرکوبگر و حتی غیر حقوقی (دین و اخلاق) منطبق و مناسب برای مبارزه علیه جرم»[35]. این در حالی است که منشأ حقوق ما، دین و اخلاق است. تفسیر ایدئولوژیک یک واقعیت، تفاوت ساختاری در مدلهای سیاست جنایی ایجاد می کند. بنابراین طبیعی است که نظام سیاست جنایی به ویژه با ماهیت ایدئولوژیک جزمی، نباید پا به پای سایر نظام ها اصلاحات قانون گذاری داشته باشد، به کنوانسیون ها بپیوندد به صرف اینکه« الحاق، باعث برداشتن جو فشار بین المللی و تشویق ما توسط سازمان ملل خواهد شد و ما در کمیته رفع تبعیض قادر به طرح مسائل اسلام و دفاع از آنها خواهیم بود.» [36] 2. هر قدر سیاست ها از موقعیت مجرمانه دورتر باشد؛ به عبارت دیگر نظام سیاست جنایی دارای لایه های عمیق تر باشد،کارآمدی نظام و میزان دستیابی به هدف تضمین می شود. مثالی که می توان در این خصوص اشاره کرد پیشگیری از جرایم منافی عفت و اخلاق عمومی ست. شارع مقدس ابتدا با بیان ارتباط تنگاتنگ و پلکانی رفتارهایی که به جرایم فوق مربوط است، از رفتارهای نگرشی مانند غص بصر نام می برد که مقدمه ی ارتکاب فعل مجرمانه ی روابط نامشروع است. سپس از لزوم حجاب و پوشش زنان، پیشی گرفتن مردان بر زنان در راه رفتن، لزوم رعایت وقار و حیا در صحبت کردن و راه رفتن سخن به میان می آورد. در دیدگاهی که توسط مارک آنسل و میری دلماس مارتی و کریستین لازرژ ارائه شده و توسعه یافته است سیاست جنایی علاوه بر سرکوبی جرم که یک مفهوم قانونی و کاملاً مشخص و محدود است، از کلیه ی امکانات و ابزارهای جزایی، اجتماعی، فرهنگی، اخلاق و… جهت پیشگیری اجتماعی (مقابله با بزه) بهره می گیرد. به نظر می رسد علت این امر ضرورت پیشگیری از ابتدایی ترین مراحل شکل گیری بزه باشد، چرا كه هر قدر نظام سیاست جنایی از لایه های ژرف تر و عمیق تري برخوردار باشد، کارآمدتر است. از نظر کارآیی سیاست جنایی که پیش از هر چیز داعیه «سرکوب گری» دارد، پیش بینی جرایم( با عنوان های مجرمانه)کلّی در قانون معقول است، ولی از نظر رعایت و اصل قانون مندی جرائم و مجازات ها و اصل تفسیر مضیّق قابل اعتراض می باشد. در حقوق فرانسه، مفهوم قانونی بودن در سطح جرم، مضیق و در سطح مجازات، انعطاف پذیر است. این اندیشه عمومی، با قانون« امنیت و آزادی» به دلیل گفتمان مقطعی سیاست جنایی، متمایل به برعکس شدن بود.[37] تعارض مزبور از آن جا ناشی می شود که از یک طرف گستردگی و تنوع در واکنش نسبت به جرم و انحراف لازمه یک نظام سیاست جنایی ست، از طرف دیگر این امر با اصول جرم انگاری و دخالت در محدوده ی آزادی های فردی تنها در حد ضرورت(تکلیف انگاری حداقلی) و اباحه گری و عدم باور این امر که تشریع در انحصار شارع مقدس است، منافات دارد. 4. سیاست ها آنقدر به یکدیگر پیوسته و دارای هماهنگی و ارتباط منطقی هستند که تغییر در یکی از این سیاستها، مستلزم تغییر در سیاستهای دیگر نیز می باشد. مثلاً تعطیلی پنجشنبه‌ها برای دانش آموزان در کلان شهر هایی که در خانواده پدر و مادر هردو شاغل هستند یک سیاست جرم زاست؛ چرا که موجب حذف نقش نظارتی والدین می شود. جهت پیشگیری از چنین پیامدی لازم است روز پنج شنبه به والدین شاغلی که فرزندشان تعطیل است، مرخصی داده شود. هماهنگ نمودن سیاست ها با هم مستلزم کشف ارتباط آن ها با یکدیگر است البته این امر بستگی دارد که سیاست در چه سطحی باشد؛ توضیح آن که در بسیاری سیاست ها یک ارتباط پلکانی وجود دارد بدیهی ست که با تغییر سیاست ها در بالاترین سطح، سیاست های پایین تر قطعاً تغییر می کنند؛ اما تغییر در سیاست های موجود در سطوح اولیه مستلزم تغییر در سیاست های سطوح بالا نیست. 5. انسجام منطقی میان اجزاء و عناصر نظام سیاست جنایی (مجموعه سیاست ها)؛ به این معنا که هر عنصری، کارآیی و کارآمدی عنصر دیگر را تضمین کند. به عنوان مثال چنان چه متأهل بودن شرط استفاده از برخی مزایاست مهلتی معقول با لحاظ حمایت هایی در زمینه ازدواج و تشکیل خانواده نیز بایستی توأمان اعطا شود. 6. مجموعه سیاست ها با واقعیت تطابق داشته باشند؛ از یکطرف با واقعیت ملموس و عینی مواجهیم که همان لحاظ زمان و مکان در بطن سیاست است؛ این امر منجر می شود که در یک نظام سیاست جنایی در برابر یک پدیده جرم شناختی همزمان چند سیاست متفاوت که چه بسا با هم متضاد باشند اجرا شود. در ادامه مثال تعطیلی مدارس در پنج شنبه ها، همان طور که ذکر شد در عین حال که سیاست مزبور در کلان شهر ها جرم زاست همین سیاست در مناطقی که هنوز شکل سنتی خانواده شبه گسترده وجود دارد موجب افزایش تعامل و همبستگی عاطفی است که در پیشگیری نقش بسزایی دارد. اما وجه دوم تطابق با واقعیت در نظام سیاست جنایی ما که بافتی ایدئولوژیک و خدامحور

نوشته‌ی تازه


تعداد واژه‌ها: 0 پیش‌نویس در زمان 9:32:45 ب.ظ ذخیره شد.

انتشار

Mammoth .docx converter

بررسی رابطه سلامت معنوی و کیفیت زندگی سالمندان عضو کانون بازنشستگان تامین اجتماعی شهر سمنان در سال 1392- قسمت 71

  1. معتقدم، هدف خاصي براي زنده بودنم وجود دارد.

Study the relationship between quality of life and spiritual health of the elderly who are member of senior association of Semnan City
Background and purpose: Population ageing is the one of the most important social challenges. Aging is associated with several costs that one of the major costs is in the healthcare sector. The main objective of the organization of health service delivery to older people is improving their quality of life, independent living, and prevention of disability. Spiritual health is one of health aspect that without it all other aspects of the health of biological, psychological and social factors can not function properly, resulting in the highest levels of quality of life, is not achievable. The purpose of this study was to Study the relationship between quality of life and spiritual health of the elderly who are member of senior association of Semnan City.
Method: This study is cross-sectional correlation that was performed during2013-2014. 300 elderly members in a retirement center in Semnan participated. Data was collected by demographic questionnaire, Short Form Quality of Life (SF36) and Spiritual Well-Being Index (SWBI). Data were collected through interviews. Data analyzed by descriptive statistics and Parametric and Nonparametric statistical tests using spss (v-21).
Results: Mean score of Spiritual Health show that 80 percent (241 cases) of elderly, has been reported good spiritual health and other reported moderate of Spiritual health conditions (20% / 59 cases). The mean score of quality of life was 61/6±21/8, physical and mental health component scores respectively were 62 /16± 24/2 and 60/03±24/5. The results of the Pearson correlation between spiritual health and quality of life and its dimensions is shown correlations between all variables with a significance level of less than 0/01 is positive and significant.
Conclusion: The results of this study showed a high level of spiritual well-being of the elderly, as well as the quality of life of elderly people in this study were at an optimal level. Elderly spiritual health is related to their quality of life. Elderly in each period are the future of young and middle aged people in the mirror, So considering the spiritual health can be promoted elderly quality of life and strengthened hope for future in the other generations.
Key words: Elderly, Quality of Life, Spiritual Health

Qazvin university of Medical Sciences
Faculity of Health
Thesis Submitted for The degree of M.Sc. in Health Care Management
Title:
Study the relationship between quality of life and spiritual health of the elderly who are member of senior association of Semnan City
Supervisor:
Dr. Rafat Mohebbifar
Adviser:
Dr. Esa Mohammadi Zeidi
By:
Azar Ghasemi
2014

  1. Gales etal 
  2. Lai etal 

بررسی رابطه سلامت معنوی و کیفیت زندگی سالمندان عضو کانون بازنشستگان تامین اجتماعی شهر سمنان در سال 1392- قسمت 57

WHO, W. H. O. (2002). ACTIVE AGEING: A POLICY FRAMEWORK. http://www.who.int/ageing/publications/active_ageing/en/, WHO.
WHO, W. H. O. (2012). “10 facts on ageing and the life course.” from Available from: URL: http://www.who.int/topics/ageing/en/htm.
WHO, W. H. O. (2012). Good Health Adds Life To Years, World Health Organization.
Wilhelmson, K., C. Andersson, M. Waern and P. Allebeck (2005). “elderly peoples perspective on quality of life.” Aging & society: 585-600.
Young, C. and C. Koopsen (2005). SPIRITUALITY, HEALTH, AND HEALING, Sudbury.

فرم شماره 1 فرم اطلاعات فردی سالمندان عضو کانون بازنشستگان شهر سمنان تاریخ تکمیل فرم : …../…../…13

پرسشنامه زیر مربوط به مشخصات دموگرافیک شما می باشد، لطفا به سوالات زیر پاسخ دهید.(پاسخ های شما محرمانه باقی خواهد ماند)
1- جنس : مرد □ زن □
2- تاریخ تولد (شمسی) : … ./. …./ …13
3- وضعیت تاهل: مجرد ○ متاهل ○ همسر مرده ○ مطلقه ○ جدا از هم ○
4- تعداد فرزندان: …………..
5- وضعیت خانوادگی: تنها¨ همراه با همسر¨ همراه با فرزندان¨ همراه با بستگان¨
6- روابط خانوادگی: خوب¨ متوسط¨ ضعیف¨
7- ميزان تحصيلات : —————- (تعداد سالهای تحصیل)
بیسواد□ ابتدایی□ راهنمایی□ دبیرستان□ دیپلم □ فوق دیپلم□ لیسانس□ فوق لیسانس□ دکترا□
8- وضعيت اقتصادی خود را چگونه ارزیابی می کنید؟
خوب ○ متوسط ○ بد ○
9- شغل/حرفه قبلی: …………….
10- شغل فعلی: ……………….
11- محل درآمد: …………..
12- میزان درآمد ماهیانه:
بدون درآمد¨ کمتر از 400 هزارتومان¨ 400- 800 هزارتومان¨ 800-1200 هزارتومان¨ بیش از 1200 هزارتومان ¨
13- وضعیت مسکن: منزل شخصی¨ استیجاری¨ سکونت با اقوام ¨ سایر……………………….
14- وجود مشکلات جسمانی : بلی¨ خیر¨
15- مدت عضویت در کانون بازنشستگان: —————-( تعداد سال)
16- عضو کانون بازنشستگان: ————–( وابسته به کدام سازمان)
17- نوع بیمه: تامین اجتماعی ¨ خدمات درمان¨ نیروهای مسلح¨
18- بیمه تکمیلی: دارای بیمه تکمیلی ¨ فاقد بیمه تکمیلی¨

فرم شماره 2 پرسشنامه 36 SF- تاریخ تکمیل فرم : …../…../…13

بررسی رابطه سلامت معنوی و کیفیت زندگی سالمندان عضو کانون بازنشستگان تامین اجتماعی شهر سمنان در سال 1392- قسمت 56

Janmardi, M. and s. Memarzadeh (2000). “Proceedings of the elderly”, Group of women doing good with the Ministry of Culture. (In persian).
Jianbin, X. and K. K. Mehta (2003). “The effects of religion on subjective aging in Singapore: An interreligious comparison.” Journal of Aging Studies 17(4): 485-502.
Johnson, M. E., K. Piderman, J. Sloan, M. Huschka, P. Atherton, J. Hanson, P. Brown, T. Rummans, M. M. Clark and M. Frost (2007). “Measuring spiritual quality of life in patients with cancer.” J Support Oncol 5(9): 437-442.
Kagan, S. (2003). “The advanced practice nurse in an aging society.” Nurse Practitioner: 12-14,16.
Kandasamy, A., S. Chaturvedi and G. Desai (2011). “Spirituality, distress, depression, anxiety, and quality of life in patients with advanced cancer.” Indian j of cancer 48(1): 55-59.
Karami Matin, B., S. Rezaei, S. Alinia, F. Shaahmadi and A. Kazemi Karyani (2013). “Ageing in Iran in 1410, a warning to health care system.” Journal of medicine and purification 22(2): 9-18(In persian).
Khalili, F., S. Sam and H. Asayish (2013). “Mental health status of the elderly in Esfahan.” Iranian Journal of Ageing 7(28): 16-23(In persian).
king, M. (2007). “Rod Oconnor: Measuring quality of life in health.” Chrchil livingstone publisher: 1093-1094.
Knurowski, T., L. Durdica, J. Van Dijk, A. Geckova, B. Tobiasz-Adamczyk and W. J. van den Heuvel (2004). “Survey of health status and quality of life of the elderly in Poland and Croatia.” Croat Med J 45(6): 750-756.
Koenig, H. (2004). “Spirituality, wellness, and quality of life.” Sexuality, Reproduction and Menopause 2(2): 76-82.
Laccheo, I., E. Ablah, T. Sadler, L. Baade and K. Liow (2008). “assessment of quality of life among the elderly with epilepsy.” Epilepsy & behavior 12: 257-261.
Lai, K., R. Tzeng, B. Wang, H. Lee, R. Amidon and S. Kao (2005). “Health-related quality of life and health utility for the institutional elderly in Taiwan.” Quality of Life Research 14(4): 1169-1180.
Lee, T., I. S. Ko and K. J. Lee (2006). “Health promotion behaviors and quality of life among community-dwelling elderly in Korea: A cross-sectional survey.” International Journal of Nursing Studies 43(3): 293-300.
Lindberg, A. and R. Deborah (2005). “Integrative Review of Research Related to Meditation, Spirituality, and the Elderly.” Geriatric Nursing 26(6): 372-377.
Maghsoodnia, S. (2011). Primary Health Care of the Iranian Elderly. Tehran:University of Welfare and Rehabilitation Sciences, , Research Center aging. (In persian).
Mahdavi, S. (2000). Sociological analysis of aging and the elderly in aging with an emphasis on social welfare services for the elderly in Iran. Tehran, Group of women doing good with the Ministry of Culture. (In persian).
Marais, S., G. Conradie and A. Kritzinger (2006). “Risk factors for elder abuse and neglect: brief descriptions of different scenarios in South Africa.” International Journal of Older People Nursing 1(3): 186-189.
Masnavi, A., A. A. Akbari Kamrani and S. A. Hosseini (2007). “Comparison of nursing home residents and families residing in Iran ” Iranian Journal of Ageing 2(4): 280-285(In persian).
Meisenhelder, J. and E. Chandler (2002). “Spirituality and Health Outcomes in the Elderly.” Journal of Religion and Health 41(3): 243-252.
Ministry of Health and Medical Education Policy Council, I. (2009). Health of Islamic Republic of Iran in the Fifth Economic, Social and Cultural Program, Ministry of Health and Medical Education. (In persian).
Momeni Ghaleghasemi, T., A. Musarezaie and M. Moeini (2013). “Survey of Relationship between spiritual wellbeing with Anxiety and Some Demographic Variables in Patients with Coronary Artery Disease.” J Health Syst Res 9(7): 702-711(In persian).
Montazeri, A., A. Goshtasebi, M. Vahdaninia and B. Gandek (2005). “The Short Form Health Survey (SF-36): translation and validation study of the Iranian version.” Quality of life research 14(3): 875-882. (In persian).
Nejati, V. and H. Ashayeri (2008). “Health related quality of life in the elderly in Kashan.” Iranian journal of psychiatry and clinical psychology 14(1): 59-61(In persian).
Omidvari, S. (2008). “Spiritual health; concepts and challenges.” Specialty Quran Interdisciplinary Res 1(1): 6-17(In persian).
Park, J. E. and K. Park (2002). Textbook of Preventive and Social Medicine a Treatise on Community Health. Tehran, Samat.
Pasha sharifi, H. (2011). Mental principles and psychometric testing, Tehran: Growth. (In persian).
Rezaei, M., N. Seyedfatemi and F. Hosseini (2009). “Spiritual Well-being in Cancer Patients who Undergo Chemotherapy.” Hayat 14(4): 33-39(In persian).
Riley, B. B., R. Perna, D. Tate, M. Forchheimer, C. Anderson and G. Luera (1998). “Types of spiritual well-being among persons with chronic illness: Their relation to various forms of quality of life.” Archives of Physical Medicine and Rehabilitation 79(3): 258-264.
Sabbah, I., N. Drouby, S. Sabbah, N. Retel-Rude and M. Mercier (2003). “Quality of life in rural and urban populations in Lebanon using SF-36 health survey.” Health and quality of life outcomes 1(1): 30.
Safiya George, D., M. Marcia, D. Colleen and L. Gary (2011). “Spiritual Well-Being and Health-Related Quality of Life Among African–American Women with HIV/AIDS.” 6: 139-157.
Sajjadi, H. and A. Biglarian (2007). “Quality of life in elderly women in residing in Kahrizak senior house.” Payesh Health monitor 6(2): 105-108(In persian)
Sawatzky, R., P. Ratner and L. Chiu (2005). “A meta-analysis of the relationship between spirituality and quality of life.” Social indicators research 72(2): 153-188.
Sheyki, M. (2007). “Social security and elderly Pathology in Tehran: Research from the viewpoint of Sociology.” Iranian Journal of Aging 2(6): 454-461(In persian).
Shirazi Khah, M. (2011). “Study of Health and social indicators of elderly women in Iran.” Iranian Journal of Ageing 6(23): 66-78(In persian).
Sperry, L. (2006). “Working with spiritual issues of the elderly and their caregivers.” Psychiatric Annals 36(3): 185-194.
Statistical Centre, I. (2011). the selection of General Population and Housing Census 1390. http://www.amar.org.ir/Default.aspx?tabid=1191, Statistical Center of Iran1-44(In persian).
Stuckey, J. (2001). “Blessed assurance: The role of religion and spirituality in Alzheimer’s disease caregiving and other significant life events.” Journal of Aging Studies 15(1): 69-84.
Tajvar, M. and F. Farzian pour (2003). A review of nursing and health aspects of their lives. Tehran, Generation Next. (In persian).
Teymoori, F., A. Dadkhah and M. Shirazikhah (2006). “Social welfare and health (mental, social, physical) status of aged people in Iran.” Middle East Journal of Age and Ageing 3(1): 39-45.
Thomas, C. and H. Cohen (2006). “Understanding Spiritual Meaning Making with Older Adults.” Journal of Theory Construction & Testing 10(2): 65-70.
Vahdani nia, M., A. Goshtasbi, A. Montazeri and F. Maftoun (2005). “Health-related quality of life in the elderly: a population study.” Payesh Health monitor 4(2): 113-120(In persian).
West, W. (2008). Psychotherapy and Spirituality. Tehran, Growth.
Whelan-Gales, M., M. Quinn Griffen, J. Maloni and J. J. Fitzpatrick (2009). “Spiritual Well-being, Spiritual practice, and Depressive Symptoms Among Elderly Patients Hospitalized with Acute Heart Failure.” Geriatric Nursing 5(30): 312-317.

بررسی رابطه سلامت معنوی و کیفیت زندگی سالمندان عضو کانون بازنشستگان تامین اجتماعی شهر سمنان در سال 1392- قسمت 55

  • در پژوهش حاضر ارتباط سایر ابعاد سلامت با کیفیت زندگی مورد بررسی قرار نگرفت. لذا پیشنهاد می شود پژوهشی با عنوان «بررسی ارتباط ابعاد سلامت با کیفیت زندگی سالمندان» صورت گیرد.
  • از آنجایی که سلامت معنوی یکی از ابعاد تأثیرگذار بر کیفیت زندگی سالمندان می باشد. لذا «بررسی نیازهای معنوی سالمندان» یکی از عناوین پیشنهادی می باشد.
  • همچنین می توان با سنجش «اثر مداخله آموزشی معنویت محور بر کیفیت زندگی مرتبط با سلامت در گروه های سنی مختلف» از میزان اثربخشی معنویت بر سلامت در سنین مختلف آگاهی یافت.
  • فهرست منابع:
    Abdizarin, S. and M. Akbarian (2007). “Successful aging in the light of religion or belief.” Iranian Journal of Ageing 2(4): 293-299(In persian)
    Abedi, H,A. Shahriari, M. Alimohammadi, N. yazdannik, A. Yousefi, H. (2010). Basic geriatric nursing Esfahan, Isfahan University of Medical Sciences and Health Services (In Persian).
    Adib Haj Bagheri, M. and H. Akbari (2008). “Severity of the disability and its related factors in elderly ” Journal – FEYZ 13(3): 225-234(In persian)
    Ahmadi, F., A. Salar and S. Faghihzadeh (2004). “Study of effectiveness of continuous care consultation on the quality of life of elderly clients.” Tabib-e-shargh 10(22): 61-67 (In persian)
    Akabery, S., A. Asaroudi and A. Golafshani (2011). “Relationship between spiritual well-being and quality of life in nursing.” Journal of North Khorasan University of Medical Sciences 3(4): 79-88.(In persian).
    Akbari Kamrani, A. (2009). Memory and Cognition in the Elderly. Tehran, University of Welfare and Rehabilitation Sciences. (In persian).
    Alipour, F., H. Sajjadi, A. Forouzan, A. Biglarian and A. Jalilian (2008). “Quality of life in elderly District 2 of Tehran.” Iranian Journal of Ageing 3(9-10): 75-83(In persian)
    Allahbakhshian, M., M. Jaffarpour, S. Parvizy and H. Haghani (2010). “A Survey on relationship between spiritual wellbeing and quality of life in multiple sclerosis patients.” Zahedan Journal of Research in Medical Sciences 12(3): 29-33 (In persian)
    Arastoo, A., R. Ghassemzadeh, H. Nasseh, M. Kamali, F. A. RAHIMI, M. Arzaghi and S. ZAHEDNEJAD (2012). “Factors Affecting Quality of Life in Elderly Diabetic Residents of the Kahrizak Geriatric Nursing Home of Tehran.” Iranian Journal of Endocrinology & Metabolism 14(1). (In persian).
    Arslantas, D., A. Ünsal, S. Metintas, F. Koc and A. Arslantas (2009). “Life quality and daily life activities of elderly people in rural areas, Eskişehir (Turkey).” Archives of Gerontology and Geriatrics 48(2): 127-131.
    Asefzadeh, S., A. Qoddoosian and R. Najafipour (2009). “How does the elderly spend their leisure time in Qazvin?” The Journal of Qazvin University of Medical Sciences 13(2): 84-87.(In persian).
    Barrera, T. L., D. Zeno, A. L. Bush, C. R. Barber and M. A. Stanley (2012). “Integrating religion and spirituality into treatment for late-life anxiety: Three case studies.” Cognitive and Behavioral Practice 19(2): 346-358.
    Bazrafshan, M. R., M. A. Hosseini, M. Rahgozar and S. B. Madah (2008). “Quality of elderly’s life in Shiraz, jahandidegan club.” Iranian Journal of Ageing 3(7): 33-40(In persian).
    Bekelman, D. B., C. Parry, F. A. Curlin, T. E. Yamashita, D. L. Fairclough and F. S. Wamboldt (2010). “A Comparison of Two Spirituality Instruments and Their Relationship With Depression and Quality of Life in Chronic Heart Failure.” Journal of Pain and Symptom Management 39(3): 515-526.
    Bond, J. and L. Corner (2010). Quality of Life and Aging .Danzheh.
    Boostan Abadi, N. (2000). Studying and understanding the current status of the elderly in Tehran Tehran, Group of women doing good with the Ministry of Culture(In persian).
    Center of Statics and strategic Data, M. C. L. a. S. W. (2012). Iranian Seniors in the Mirror Statistics. Tehran, Ministry of Cooperatives, Labour and Social Welfare, 1-16(In persian).
    Choldy, A. R., A. A. Akbari Kamrani and M. Foroughan (2004). ” physical, social and psychological Problems of elderly in district 13 of Tehran ” Social Welfare 4(14): 233-255(In persian)
    Colet, C. F., P. Mayorga and T. A. Amador (2010). “Educational level, socio-economic status and relationship with quality of life in elderly residents of the city of Porto Alegre/RS, Brazil.” Brazilian Journal of Pharmaceutical Sciences 46(4): 805-810.
    Craven, R. F. and C. L. Hirnle (2007). Fundamentals of nursing: Human health and function, Lippincott william and wilkims.
    Cress, C. (2011). Handbook of geriatric care management, Jones & Bartlett Publishers.
    Daaleman, T. P., S. Perera and S. A. Studenski (2004). “Religion, spirituality, and health status in geriatric outpatients.” The Annals of Family Medicine 2(1): 49-53.
    DARVISHPOOR, A., S. J. ABED, A. DELAVAR and S. M. ZAKERIN (2012). “INSTRUMENT DEVELOPMENT TO MEASURE ELDERLY HEALTH-RELATED QUALITY OF LIFE (EHRQOL).” HAKIM 15(1): 30-37(In persian)
    Dehkhoda, A. (1993). Dehkhoda dictionary. Tehran, Tehran University. (In persian).
    Elizabeth, A. C., N. Collins, N. Sachs-Ericsson and D. G. Blazer (2009). “Religious attendance reduces cognitive decline among older women with high levels of depressive symptoms.” The Journals of Gerontology Series A: Biological Sciences and Medical Sciences: 116.
    Esmaeili Shahmirzadi, S., D. Shojaeizadeh, K. Azam, L. Salehi, A. Tel and M. Moradian Sorkhkolaei (2012). “The Impact Of Chronic Diseases On The Quality Of Life Among The Elderly People In The East Of Tehran.” Payavard Salamat 6(3): 225-235.(In persian).
    Farr, C., R. Lawrence, S. Odell, M. Chin, J. Lantos, H. Koenig and K. Meador (2007). “Religion, spirituality, and medicine: psychiatrists’ and other physicians’ differing observations, interpretations, and clinical approaches.” American Journal of Psychiatry 164(12): 1825-1831.
    Ghassemi, S. and N. S. Mousavi (2000). Health Guide for Seniors. Tehran, Sadr library. (In persian).
    Gholizdeh, A. and E. Shirani (2010). ” The relationship between individual, familiar, social and economical factor with the life satisfaction of the Isfahan elderly.” Applied Sociology 20 years 37(1): 69-82(In persian)
    Gilhooly, M., P. Hanlon, H. Mowat, B. Cullen, S. Macdonald and B. Whyte (2007). “Successful ageing in an area of deprivation: Part 1—A qualitative exploration of the role of life experiences in good health in old age.” Public health 121(11): 807-813.
    Gueldner, S. H., S. Loeb, D. Morris, J. Penrod, M. Bramlett, L. Johnston and P. Schlotzhauer (2001). “A comparison of life satisfaction and mood in nursing home residents and community-dwelling elders.” Archives of Psychiatric Nursing 15(5): 232-240.
    Habibi, A., S. Nikpour, M. Seiedoshohadaei and H. Haghani (2008). “Behavior “promoting health” and quality of life in elderly.” Journal of Ardabil University of Medical Sciences 8(1): 29-36(In persian)
    Habibi, A., S. Nikpour, M. Seiedoshohadaei and H. Haghani (2008). “Quality of life and status of physical functioning among elderly people in west region of Tehran: a cross-sectional survey.” Iranian Journal of Nursing 21(53): 29-39(In persian)
    Hajihashemi, Z., R. Vameghi, A. Montazeri, M. R. Sohrabi and A. A. Akbari kamrani (2013). “COMPARING QUALITY OF LIFE AMONG RURAL AND URBAN ELDERLY OUTPATIENTS.” Payesh Health monitor 12(3): 255-262(In persian)
    Hatami, H., S. M. Rizvi, H. Eftekhar Ardabil, A. Majlesi, M. Seyednozady and s. M. J. Parizadeh (2004). Master Book of Public Health. Tehran, Arjmand. (In persian).
    Huguet, N., M. S. Kaplan and D. Feeny (2008). “Socioeconomic status and health-related quality of life among elderly people: results from the Joint Canada/United States Survey of Health.” Social science & medicine 66(4): 803-810.
    Jadidi, A. and M. Farahaninia (2010). The relationship between spiritual well-being and quality of life among elderly people residing in Kahrizak senior house [Master Thesis]. Master Master Thesis, Tehran University of Medical Sciences. (In persian).
    Jadidi, A., M. Farahaninia, S. Janmohammadi and H. Haghani (2011). “The relationship between spiritual well-being and quality of life among elderly people residing in Kahrizak senior house.” Iranian Journal of Nursing 24(72): 48-56(In persian).

    000/0 000/0 000/0 000/0 000/0

    همه همبستگي ها در سطح كمتر از 01/0 معني دار هستند.
    فصل پنجم
    بحث
    نتیجه گیری
    ارائه پیشنهادات
    1-5 بحث
    در این فصل در ابتدا به بررسی نتایج و تطبیق آن با مطالعات دیگر می پردازیم و سپس با توجه به نتایج این مطالعه پیشنهاداتی توسط پژوهشگر در جهت بهبود کیفیت زندگی و سلامت معنوی سالمندان ارائه می شود. بخش نخست یافته های مطالعه حاضر مربوط به مشخصات دموگرافیکی و ویژگی های اقتصادی- اجتماعی و پزشکی سالمندان مورد بررسی است.
    در ارتباط با تعیین میانگین نمره سلامت معنوی سالمندان مورد مطالعه و با توجه به اینکه در منابع مشخص شده در صورتی که نمره سلامت معنوی حاصل از پرسشنامه سلامت معنوی پالتوزین (SWB) بین(100-120) باشد نمره بالا در نظر گرفته می شود (رضایی، 1387. اله بخشیان، 1389. جدیدی، 1390. خلیلی، 1392)، یافته ها نشان دهنده میانگین بالای نمره سلامت معنوی در 3/80 در صد سالمندان بود. نتایج مطالعه حاضر با دیگر مطالعات در این زمینه هم خوانی دارد. به طوری که در مطالعه والن گالس و همکاران که در سال 2009 به منظور بررسی ارتباط سلامت معنوی، اعمال معنوی و علایم افسردگی در سالمندان بستری مبتلا به بیماری قلبی انجام شد نیز میانگین نمره سلامت معنوی سالمندان در سطح بالایی بود. به طوری که میانگین نمره سلامت معنوی آنها 28/10±3/36 بود (در این مطالعه دامنه 18-58 نمره سلامت معنوی بالا در نظر گرفته می شود ). این مطالعه همچنین نشان داد هر چه سلامت معنوی کاهش یابد میزان افسردگی بیشتر افزایش می یابد (Whelan-Gales, Quinn Griffen et al. 2009). همچنین جدیدی و همکاران در سال 1390 در پژوهشی با هدف تعیین ارتباط کیفیت زندگی و سلامت معنوی سالمندان ساکن آسایشگاه نشان دادند که سلامت اکثر شرکت کنندگان (4/50%) در سطح بالا بود. مطالعه حاضر نشان داد هیچ یک از سالمندان مورد مطالعه در محدوده پایین سلامت معنوی قرار نداشتند که این یافته با نتایج خلیلی و همکاران در مطالعه سلامت معنوی سالمندان شهر اصفهان (1392)مطابقت دارد، آنها در مطالعه خود نشان داند که اکثر افراد مورد مطالعه (58%) در محدوده متوسط سلامت معنوی قرار داشتند و هیچ یک از سالمندان در محدوده پایین سلامت معنوی قرار نداشتند (خلیلی، 1392). با توجه به اینکه تحلیل نتایج مطالعه نشان داد سالمندان مورد مطالعه از سلامت معنوی بالای برخوردارند. این مسئله را می توان به بافت فرهنگی و مذهبی شهر سمنان مربوط دانست. از میان نهاد های اجتماعی، نهاد مذهبی برای مردم سمنان همواره دارای اهمیت ویژه ای بوده است. مردم این شهر بسیار پایبند به معتقدات مذهبی می باشند. از سوی دیگر رضایی و همکاران (1387) در مطالعه ای با هدف بررسی سلامت معنوی بیماران تحت شیمی درمانی بیان کردند سطح سلامت معنوی (4/54%)اکثر بیماران در محدوده بالا قرار دارد همچنین نتایج مطالعه آنها نشان داد 96%از بیماران 70 سال به بالا از سطح سلامت معنوی بالا برخوردار بودند (رضایی، 1387). مشکلات و مسائل متعددی به طور فیزیولوژیک در سنین بالا رخ می دهد. به طور کلی با افزایش سن، احتمال ابتلا به بیماری ها و بروز ناتوانی ها در سال های پایانی افزایش می یابد (علی پور، 1387). اما با وجود این مطالعات حکایت از آن دارد که اگر چه در سالمندی توانایی های جسمی کاهش می یابد اما الزاما عملکرد معنوی دچار کاهش نمی شود (قاسمی، 1379). از سوی دیگر می توان به این نکته اشاره کرد که کشش به سوی معنویت به عنوان عملکرد افزایش سن محسوب می شود، زیرا راهی است که توسط آن فرد با واقعیت مرگ رو به رو شده و با آن سازگار می شود (رضایی، 1387).
    یافته های مطالعه حاضر در خصوص ارتباط بین سلامت معنوی با مشخصات دموگرافیک سالمندان نشان می دهد که بین جنسیت، وضعیت تأهل و نوع زندگی با متغیرهای نمره کل سلامت معنوی و ابعاد وجودی و مذهبی آن اختلاف معناداری وجود ندارد. این یافته با نتایج جدیدی و همکاران مطابقت دارد. در مطالعه جدیدی و همکاران در سال 1390 بر روی سالمندان مقیم کهریزک همره سلامت معنوی شرکت کنندگان با هیچ یک از متغیرهای جمعیت شناختی مرتبط نبود (جدیدی، 1390). همچنین مطالعه اله بخشیان و همکاران (1389) با هدف تعیین ارتباط سلامت معنوی و کیفیت زندگی و نیز مطالعه رضایی و همکاران (1387) با هدف بررسی سلامت معنوی بیماران مبتلا به سرطان تحت شیمی درمانی بین جنسیت با متغیر های نمره کل سلامت معنوی و ابعاد وجودی و مذهبی آن اختلاف معنا داری وجود نداشت (رضایی، 1387. اله بخشیان، 1389). این نتایج با یافته های پژوهش حاضر هم خوانی دارد. همچنین مطالعات مؤمنی و همکاران در سال (1392) در مطالعه ای با هدف بررسی ارتباط سلامت معنوی با اضطراب و برخی مشخصات دموگرافیک بیماران عروق کرونر نشان داد، سلامت معنوی با جنسیت و وضعیت تأهل رابطه ندارد (مومنی، 1392). البته مطالعه رضایی و همکاران (1387) نشان داد، بین وضعیت تاهل و سلامت معنوی ارتباط معنوی ارتباط معنی دارد وجود دارد و دلیل آنرا اینگونه بیان کرده که فرد جدا شده، منبع بزرگ حمایت خود یعنی خانواده را از دست داده در کنار این مورد بیماری نیز استرس دوچندانی به او وارد می آورد، لذا گرایش به معنویت و تجربه آن می تواند در تطابق فرد مؤثر باشد (رضایی، 1387) که با نتایج این مطالعه همخوانی ندارد. شاید دلیل اصلی این تفاوت در نمونه های پژوهش باشد، به طوری که پژوهش حاضر برروی سالمندان و پژوهش رضایی برروی بیماران مبتلا به سرطان انجام شده است.
    همچنین در این مطالعه ارتباط معنی داری بین سلامت معنوی و سطح تحصیلات، ارتباط با اعضای خانواده مشاهده شد. این به این معنی است که افراد سالمند با سطح تحصیلات بالاتر از سلامت معنوی بالاتری برخوردار هستند. خلیلی و همکاران نیز در همین راستا در مطالعه خود نشان دادند، با افزایش سطح تحصیلات افراد ، سلامت معنوی شان افزایش می یابد، که با نتایج مطالعه حاضر همخوانی دارد (خلیلی، 1392). همچنین در این مطالعه ارتباط معنی داری بین سلامت معنوی و وضعیت اقتصادی و میزان درآمد مشاهده شد. به گونه ای که وضعیت اقتصادی و میزان درآمد بالاتر بیانگر سلامت معنوی بهتر در سالمندان مورد مطالعه بود. هرچند یافته های مطالعه خلیلی و همکاران بیانگر عدم ارتباط میزان درآمد با کیفیت زندگی بود، اما محقق چنین بیان کرده است که مشکلات مالی سالمندان در دوران بازنشستگی و روند رو به وخامت آن در سالهای پیری موجب می شود سالمندان خود را سربار دیگران بداند و این معقوله می تواند از عوامل زمینه ای کاهش سلامت معنوی باشد (خلیلی، 1392) نتایج پژوهش حاضر نیز موید این مطلب می باشد.
    در ارتباط با تعیین میانگین نمره کیفیت زندگی سالمندان مورد مطالعه نتایج حاصل نشان داد، میانگین نمره کیفیت زندگی شرکت کنندگان در مطالعه حاضر، 8/21± 6/61 بود و از آنجایی که تا کنون در جامعه ما،شاخص مبنا و معیار هنجاری از کیفیت زندگی افراد سالمند تعیین نگردیده است، چنانچه معیار 100- 0 را که مربوط به پرسشنامه کیفیت زندگی می باشد، در نظر گرفته شود، می توان میانگین 50 با انحراف معیار 10 را به عنوان شاخص هنجار جامعه و شاخصی قابل قبول برای وضعیت کیفیت زندگی سالمندان تعیین کرد (احمدی، 1383). بنابراین کیفیت زندگی سالمندان در مطالعه حاضر، در حد مطلوب می باشد. که این یافته را تحقیقات دیگر نیز تأیید می کنند. صباح (2003) در بررسی کیفیت زندگی سالمندان جنوب لبنان میانگین نمره کیفیت زندگی آن ها را 7/29± 6/65 (Sabbah, Drouby et al. 2003) و لاکچو و همکاران (2008) در بررسی کیفیت زندگی سالمندان مبتلا به صرع در امریکا کیفیت زندگی آن ها را 26± 2/52 تعیین کردند (Laccheo, Ablah et al. 2008). همچنین جدیدی و همکاران (1390) نیز در بررسی کیفیت زندگی سالمندان مقیم سرای کهریزک نمره کیفیت زندگی شرکت کنندگان این پژوهش را 50 و در حد مطلوب اعلام کردند (جدیدی، 1390). حبیبی سولا و همکاران (1386) در مطالعه ای با هدف تعیین ارتباط کیفیت زندگی و فعالیت جسمی سالمندان دریافتند 44 درصد سالمندان مقیم خانواده در شهر تهران، کیفیت زندگی خوبی داشته و میانگین کیفیت زندگی آن ها (84/32) بوده و دلالت بر کیفیت زندگی متوسط آنها دارد (حبیبی، 1387).
    در ارتباط با تعیین میانگین نمره خرده مقیاس ها و ابعاد کیفیت زندگی سالمندان مورد مطالعه نتایج مطالعه نشان داد بالاترین نمره کیفیت زندگی به ترتیب متعلق به خرده مقیاس های درد جسمی، عملکرد اجتماعی، انرژی و نشاط، سلامت روانی، ایفای نقش جسمانی و پایین ترین میانگین به ترتیب مربوط به خرده مقیاس های ایفای نقش عاطفی، سلامت عمومی و عملکرد جسمانی بود. بر اساس یافته های این پژوهش میانگین نمره کیفیت زندگی کل ، بعد جسمی و بعد روانی آن با جنسیت ارتباط معناداری دارد. همچنین بر اساس یافته های این پژوهش کیفیت زندگی مردان سالمند در تمامی حیطه ها (به غیر از سلامت عمومی، انرژی و نشاط و سلامت روانی) به طور معنا داری از زنان بالاتر بود.
    در ارتباط با تعیین ارتباط کیفیت زندگی سالمندان مورد مطالعه با متغیرهای دموگرافیک نتایج مطالعه حاضر حاکی از معنی دار بودن اختلاف میانگین نمره کلی کیفیت زندگی بین دو گروه زن و مرد بود. به طوری که نمره کیفیت زندگی مردان بالاتر از زنان بود، که این یافته با نتایج سایر مطالعات همخوانی دارد. ارسلانتاس (2009) در مطالعه ای با هدف تعیین کیفیت زندگی و فعالیت روزمره زندگی در ترکیه، هاشمی و همکاران در مطالعه ای به منظور بررسی کیفیت زندگی سالمندان شهری و روستایی در سال 1392، حبیبی سولا و همکاران (1386) در مطالعه ارتباط کیفیت زندگی و فعالیت جسمی سالمندان و همچنین سجادی و بیگلریان (1385) در مطالعه ای باهدف تعیین کیفیت زندگی زنان سالمند مقیم کهریزک نشان دادند کیفیت زندگی مردان به طور معناداری بالاتر از زنان است (سجادی، 1385. حبیبی، 1387. حاجی هاشمی،1392) (Arslantas, Ünsal et al. 2009). در ارتباط با بیشتر بودن کیفیت زندگی مردان هیچ گونه پژوهشی که خلاف این نتیجه را بدست آورده باشد، مشاهده نگردید (ارسطو، 1391). ادیب و اکبری در سال 1388 در مطالعه ای با هدف تعیین میزان شدت ناتوانی و عوامل مرتبط با آن در سالمندان نشان دادند ارتباط واضحی میان ناتوانی و جنس وجود دارد به گونه ای که ناتوانی شدیدی و متوسط در زنان به مراتب بیشتر از مردان بوده است. مشکلات جسمی که منجر به تقاضای درمان و کاهش کیفیت زندگی می شوند در زنان بارزتر است (ادیب، 1388). شیرازی خواه و همکاران در سال 1390 در مطالعه ای با هدف مطالعه شاخص های بهداشتی و اجتماعی زنان سالمند در ایران به نقل از سازمان بهزیستی ایران بیان کرده است مشکلات جسمانی در زنان سالمند بیش از مردان گزارش شده است (شیرازی خواه، 1390). در ریشه یابی این مسئله می توان به عوامل متعددی اشاره نمود؛ نخستین عامل این است که در مطالعات مختلف عموماً شیوع بیماری های مزمن در زنان در مقایسه با مردان بالاتر بوده، بنابراین همین امر می تواند علت پایین تر بودن کیفیت زندگی زنان نسبت به مردان باشد و از سوی دیگر بررسی های مشابه بیانگر این مسئله بود که زنان به این علت از سطح درک و آگاهی بالاتری نسبت به بیماری ها برخوردار می باشند، به علائم بیماری ها توجه بیشتری مبذول می دارند. لذا، سطح سلامتی خود را نامطلوب تر از مردان ارزیابی می کند. بعلاوه محدود بودن فعالیت فیزیکی زنان در بیرون از خانه، حساسیت بیشتر زنان در مواجهه با رویدادهای ناگوار و فرا رسیدن دوران یائسگی در زنان نیز در زمینه تفاوت کیفیت سطح زندگی زنان و مردان مؤثر دانسته شده است (نجاتی، 1387. اسماعیلی، 1391).
    نتایج مطالعه حاضر نشان داد کیفیت زندگی با تأهل رابطه معنادار ندارد. نتایج این پژوهش با مطالعه ارسطو و همکاران در سال 1391 که به منظور تعیین کیفیت زندگی و برخی عوامل مؤثر بر آن در سالمندان دیابتی مقیم کهریزک صورت گرفت نشان دادند کیفیت زندگی کل با وضعیت تأهل رابطه معنادار ندارد (ارسطو، 1391). همچنین این مطالعه نشان داد کیفیت زندگی با متغیرهای (وضعیت زندگی، نوع روابط با ساير اعضاي خانواده و محل سكونت) ارتباط معنا داری دارد (05/0>P). یافته های ارسلانتاس و همکاران (2009) و قلی زاده و همکاران (1390) همسو با پژوهش حاضر می باشد، آن ها به این نتیجه رسیدند که بین عوامل خانوادگی (که مهمترین منبع تأمین حمایت عاطفی هستند) و رضایت از زندگی رابطه معناداری وجود دارد (قلی زاده، 1390) (Arslantas, Ünsal et al. 2009). از آنجایی که تنهایی و انزوا به عنوان یک معضل جدی برای سلامت و از مهمترین عوامل بروز بیماری های مختلف در بین سالمندان شناخته می شود، بنابراین توجه به محیط های حمایتی و توانمند سازی سالمندان به منظور ارتقا سطح سلامت جسمی، روانی و اجتماعی، عاطفی ضروری است.
    همچنین نتایج مطالعه حاضر بیانگر ارتباط معنادار بین کیفیت زندگی با تحصیلات و وضعیت اقتصادی سالمندان مورد مطالعه می باشد. به طوری که افراد با تحصیلات بالاتر و وضعیت اقتصادی بهتر از کیفیت زندگی مطلوب تری برخوردار هستند. که این نتایج با سایر مطالعات همخوانی دارد. کلت و همکاران (2010) در مطالعه ای به منظور بررسی ارتباط سطح تحصیلات و موقعیت اقتصادی اجتماعی با کیفیت زندگی ساکنان یکی از شهر های برزیل نشان دادند کیفیت زندگی با تحصیلات ارتباط معناداری دارد و بیان کردند تفاوت قابل توجهی در کیفیت زندگی افرادی که تحصیلات دانشگاهی دارند با سایر افراد وجود دارد (Colet, Mayorga et al. 2010). این یافته ها می تواند مؤید این مطلب باشد که افراد با سطح تحصیلات بالاتر از موقعیت اجتماعی و اقتصادی بهتری نیز برخوردار می شوند و تعامل مناسب تری با محیط برقرار می کنند. بنابراین تحصیلات در برخورداری از یک زندگی سالم تر مؤثر می باشد. اولین مطالعه مقایسه ای بین المللی که توسط هوگت و همکاران (2008) به منظور بررسی ارتباط بین سطح درآمد و کیفیت زندگی مرتبط با سلامت در سالمندان امریکایی و کانادایی انجام گرفت، ارتباط معنادار و مثبتی بین سطح درآمد خانواده و کیفیت زندگی در سالمندان امریکایی مشاهده شد، اما شواهد روشنی برای چنین ارتباطی در سالمندان کانادایی وجود نداشت. در این مطالعه، محققین به منظور تبیین این ارتباط به نقش دسترسی به مراقبت های بهداشتی و نابرابری های اقتصادی و اجتماعی در ایالت متحده و کانادا اشاره نمودند (Huguet, Kaplan et al. 2008)؛ که یافته های این مطالعه با نتایج پژوهش حاضر همسو می باشد. همچنین اسماعیلی و همکاران (1391) و حبیبی و همکاران (1386) نیز بیان کردند کیفیت زندگی با تحصیلات و وضعیت اقتصادی رابطه معناداری دارد (حبیبی، 1387. اسماعیلی، 1391). در همین راستا شیرازی خواه و همکاران در سال 1390 در مطالعه شاخص های بهداشتی و اجتماعی زنان سالمند ایران بیان کرده اند در کشور ایران مهمترین مشکل سالمندان مسائل اقتصادی و مشکلات مربوط به کسب درآمد است (شیرازی خواه، 1390).
    مطالعه حاضر بیانگر ارتباط معنادار کیفیت زندگی و اشتغال فعلی سالمندان می باشد (001/0=P). به طوری که سالمندان شاغل کیفیت زندگی بهتری نسبت به سالمندان بیکار (بازنشسته بیکار) دارند. مطالعه بذر افشان و همکاران (1386) با هدف بررسی کیفیت زندگی زنان سالمند نشان داد، کیفیت زندگی زنان سالمند بیش از زنان بازنشسته بوده است و بیان کردنداحتمالاً به دلیل از دست دادن شغل در زنان بازنشسته کیفیت زندگی آن ها تنزل داشته است (بذرافشان، 1386. حبیبی، 1387). مطالعه بذرافشان و حبیبی با نتایج مطالعه حاضر همخوانی دارد.
    با در نظر داشتن گستردگی مفهوم سلامت و نیز با توجه به اینکه اهداف کلان جهت گیری کلی نظام سلامت و عملکردهای اصلی نظام سلامت را تبیین خواهند کرد. نقشه تحول نظام سلامت مفاهیم گسترده تر از صرف سلامت را در نظر گرفته است و سلامت با مفهوم گسترده که مشتمل بر سلامت معنوی و اجتماعی علاوه بر رفاه جسمی و اجتماعی می گردد را در نظر داشته است. به همین لحاظ یکی از اهداف کلان نظام سلامت ” ارتقای کیفیت زندگی مرتبط با سلامت همه جانبه” ذکر گردیده است و هدف این است که کیفیت زندگی در تمام ابعادی که در تعریف سلامت می باشند؛ اعم ازحیطه های جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی مورد توجه قرار گیرند. در همین راستا در ارتباط با تعیین ارتباط سلامت معنوی و کیفیت زندگی سالمندان مورد مطالعه نتایج مطالعه حاضر نشان داد همبستگي بين كيفيت زندگي و سلامت معنوي، با بعد مذهبي و بعد وجودي متوسط و معني دار و مثبت است. همچنين همبستگي بين سلامت معنوي با ابعاد كيفيت زندگي نيز مثبت و معني دار است به طوري كه قوي ترين همبستگي ها به ترتيب با خرده مقیاس های انرژي و نشاط، سلامت روانی و بعد رواني و كمترين همبستگي به ترتيب با خرده مقیاس های دردجسمی، ایفای نقش عاطفي گزارش شده است. این نتایج با مطالعات دیگر همخوانی دارد. کانداسامی و همکاران در مطالعه ای در سال 2011 با هدف اثرات معنویت بر علائم پریشانی، اضطراب، افسردگی و دیگر تظاهرات روانی در تسکین بیماران مبتلا به کانسر پیشرفته نشان دادند، سلامت معنوی ارتباط معناداری با استرس و اضطراب بیماران دارد و بیان کردند سلامت معنوی یکی از اجزا مهم کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان پیشرفته می باشد (Kandasamy, Chaturvedi et al. 2011). سافیا و همکاران نیز در مطالعه ای با هدف بررسی ارتباط سلامت معنوی و کیفیت زندگی مرتبط با سلامت زنان افریقایی- امریکایی مبتلا با ایدز در سال2011 بیان کردند بعد وجودی سلامت معنوی با کیفیت زندگی مرتبط با سلامت مبتلایان به ایدز رابطه معنادار مثبتی دارد (Safiya George, Marcia et al. 2011). علاوه براین بکلمن و یاماشیتا (2010) نشان دادند در سالمندان مبتلا به بیماری قلبی نیز سلامت معنوی بالا با سلامت روان بالا و کاهش علائم افسردگی همراه است (Bekelman, Parry et al. 2010). همچنین جانسون و همکاران در مطالعه ای با عنوان اندازه گیری کیفیت زندگی معنوی در بیماران مبتلا به سرطان در سال 2007 نشان دادند سلامت معنوی با تمام ابعاد کیفیت زندگی مرتبط است؛ همچنین بیان کردند سلامت معنوی ارتباط معنادار قوی با ابعاد کیفیت زندگی دارد و حمایت کردن از افراد در اعتقادات مذهبی شان به طور بالقوه مفید است(Johnson, Piderman et al. 2007). مذهب و معنویت باعث امیدواری شده و سالمندان را در شرایط سخت تشویق می کنند. حتی در میان سالمندان مقیم آسایشگاه ها که از جامعه منزوی شده اند، داشتن معنی فردی، ارزش های مذهبی و دستیابی به منابع معنوی از اجزاء مهم سلامتی هستند (Lindberg and Deborah 2005). معنویت بالاتر با نتایج بهتر سلامتی همراه می باشد (Daaleman, Perera et al. 2004). در واقع معنویت در هنگام تنهایی و سختی موجب آرامش و تسکین اضطراب شده و حس معنی دار بودن، هدفمندی، خلاقیت و انسجام را القا می نماید (قاسمی، 1379). پشتوانه و حمایت معنوی در کیفیت زندگی نقش دارد زیرا ارتباط معنوی به عنوان یک حامی ثابت و فناناپذیر برای فرد محسوب می شود (ارسطو، 1391).
    مطالعات گوناگونی بر این واقعیت تأکید دارند که با ورود به مرحله سالمندی، هزینه های درمانی در بخش ها و شکل های مختلف روند تصاعدی خواهد داشت و این در حالیست که یکی از عمده ترین مشکلات سالمندی را مشکلات اقتصادی است. و این مسائل زمانی اهمیت بیشتری می یابد که سازمان جهانی بهداشت در مطالعات خود بیان می کند؛ کشورهای توسعه یافته قبل اینکه سالمند شوند از لحاظ رفاهی رشد فراوانی می کنند، در حالی که کشورهای در حال توسعه قبل این که افزایش بنیادی رفاه صورت پذیرد سالمند می شوند. کشورهای کم درآمد و ضعیف زیرساخت محدودی برای پاسخگویی به نیاز سالمندان دارند. گذار جمعیتی سریع زمان کمتری برای فراهم نمودن زیرساخت های لازم برای ارائه خدمت به سالمندان در اختیار کشورهای در حال توسعه قرار می دهد. با توجه به موارد ذکر شده و نیز برای دستیابی به اهداف نقشه تحول نظام سلامت که شامل ” ارتقای کیفیت زندگی مرتبط با سلامت همه جانبه” و ” توسعه نظام ارائه خدمت با توجه به تغییرات جمعیتی و همه گیر شناختی” می باشد و با در نظر داشتن سرعت رشد جمعیت سالمندان بررسی کیفیت زندگی مرتبط با ابعاد مختلف سلامت در سالمندان می تواند روشنگر وضعیت کنونی جهت شناخت و نیز برنامه ریزی برای دستیابی به کیفیت زندگی مطلوب در سالمندان باشد. بنابراین یکی از راه کارهای مناسب توجه مستمر به کیفیت زندگی سالمندان و عوامل مؤثر بر آن می باشد. حاکمیت، متولی ارتقاء، حفظ و اعاده سلامت و کیفیت زندگی همگان در بالاترین حد ممکن می باشد که نتیجه آن ها باید تأمین طولانی ترین عمر ممکن توأم با سلامت و رفاه، زندگی با کیفیت و عاری از معلولیت و ناتوانی برای کل افراد جامعه باشد.
    2-5 نتیجه گیری
    نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد سلامت معنوی سالمندان در سطح بالایی بوده و همین طور نمره کیفیت زندگی سالمندان در این مطالعه، در حد مطلوب بوده است. نتایج نشانگر این واقعیت است که افزایش سلامت معنوی در توسعه سلامت و بهزيستي نقش دارد و ارتباط سلامت معنوی و کیفیت زندگی مثبت، معنی دار و متوسط است با توجه به وجود این همبستگی می توان با افزایش سلامت معنوی سالمندان زمینه را برای ارتقا کیفیت زندگی آنان فراهم نمود. نتایج مطالعه حاضر با سایر مطالعات همخوانی دارد. همچنین یافته ها می تواند مؤید این مطلب باشد که افراد با سطح تحصیلات بالاتر از موقعیت اجتماعی و اقتصادی بهتری نیز برخوردار می شوند و تعامل مناسب تری با محیط برقرار می کنند. بنابراین تحصیلات در برخورداری از یک زندگی سالم تر و با کیفیت تر مؤثر می باشد. بنابراین با تلاش جهت آموزش و توانمندسازی سالمندان که یکی از نقاط تمرکز برنامه ملی تحول نظام سلامت نیز می باشد می توان موجبات ارتقاء کیفیت زندگی سالمندان را فراهم نمود و از هزینه های بالای درمان سالمندان در آینده جلوگیری نمود.
    با توجه به روند رو به رشد جمعیت سالمندان کشور، نگاهی ویژه به کیفیت زندگی سالمندان در سند چشم انداز بیست ساله و اسناد پشتیبان نقشه جامع علمی کشور وجود دارد. این مقوله نیازمند توجه ویژه سیاستگذاران در ارائه خدمات حمایتی به سالمندان، بیمه سالمندان و راهکارهای بهبود وضعیت اقتصادی سالمندان می باشد تا علاوه بر دستیابی به هدف غایی نظام سلامت ( ارتقا کیفیت زندگی) از تحمیل هزینه های دوران سالمندی به نظام سلامت جلوگیری نماییم.
    بررسی کیفیت زندگی مرتبط با سلامت معنوی بویژه در سالمندان می تواند روشنگر وضعیت کنونی جهت شناخت و نیز برنامه ریزی برای دستیابی به کیفیت زندگی مطلوب تر باشد. یکی از راه کارهای مناسب جهت بهبود کیفیت زندگی در سالمندان، ارتقا سلامت معنوی و ارائه خدمات آموزشی به سالمندان و خانواده های آنها می باشد.
    3-5 ارائه پیشنهادات اجرایی

    • با توجه به سرعت رشد جمعیت سالمندان کشور، تعریف و ارائه بسته های حمایت اجتماعی، بسته خدمات بیمه سلامت و بسته های حمایت اقتصادی از سوی سیاستگذاران ضروری به نظر می رسد.
    • با توجه به روند رو به سالمندی جمعیت، با فراهم نمودن زمینه برای تحقیق درباره ارتباط ابعاد سلامت و کیفیت زندگی سالمندان می توان تأثیرگذارترین عامل بر کیفیت زندگی سالمندان را شناسایی کنیم و در جهت بهبود آن برنامه ریزی نماییم.
    • با تمرکز بر آموزش در خصوص راه کارهای بهبود کیفیت زندگی از هزینه های آتی ناشی از کاهش کیفیت زندگی سالمندان پیشگیری نماییم.
    • برنامه های آموزشی، مداخله ای و خودمراقبتی ویژه سالمندان با محوریت افزایش سلامت معنوی می تواند راهکاری برای افزایش کیفیت زندگی باشد.
    • می‌بایست با تربیت شایسته نسل جوان و سوق دادن ایشان به معنویات، زمینه را برای پیری موفق و کم چالش و نیز کاهش هزینه های اجتماعی فراهم نمود.

    پیشنهاد برای پژوهش های آتی:

    1. با توجه به هزینه های ناشی از سالمند شدن جمعیت “بررسی ارتباط کیفیت زندگی و هزینه های سالمندان” یکی از عناوین پیشنهادی می باشد.
    2. با توجه به روند سالمندی در کشور “شناسایی نیازمندی های سالمندان و تعریف بسته حمایت اجتماعی” ضروری به نظر می رسد.

    بررسی رابطه سلامت معنوی و کیفیت زندگی سالمندان عضو کانون بازنشستگان تامین اجتماعی شهر سمنان در سال 1392- قسمت 51

    522/0

    619/0

    610/0

    1

    000/0

    000/0

    000/0

    000/0

    000/0

    000/0

    000/0

    000/0

    000/0

    000/0

    000/0

    000/0

    000/0

    *بعد جسمی و زیر بخش های آن
    ** بعد روانی و زیربخش های آن
    يافته هاي جدول 32-4، مربوط به نتایج آزمون همبستگي پیرسون بين سلامت معنوي و ابعاد آن با كيفيت زندگي و ابعاد مختلف آن است. همان طور كه يافته هاي مندرج در جدول مذكور نشان داده است همبستگي بين تمام متغيرهاي مربوط در سطح معني داري كمتر از 01/0 مثبت و معني دار است (جدول 32-4).
    علاوه بر اين، يافته ها نشان مي دهد كه همبستگي بين سلامت معنوي (385/0= r)، بعد مذهبي (305/0= r) و بعد وجودي (417/0= r) با كيفيت زندگي سالمندان مورد مطالعه متوسط و معني دار و مثبت است (جدول 32-4).
    همچنين همبستگي بين سلامت معنوي با ابعاد كيفيت زندگي نيز مثبت و معني دار است به طوري كه قوي ترين همبستگي ها به ترتيب با بعد انرژي/خستگي (492/0= r)، سلامت روانی (405/0= r) و بعد رواني (399/0= r) و كمترين همبستگي به ترتيب با ابعاد درد جسمی (205/0= r)، محدويت عاطفي (206/0= r) گزارش شده است (جدول 32-4).
    همبستگي بين نمره كل كيفيت زندگي يعني نمره نهايي SF-36 با ابعاد و زيرشاخه هاي اصلي آن مثبت، بالا و معني دار بود به طوري كه بالاترين همبستگي با بعد جسمی (899/0= r) و بعد رواني (896/0= r) و خرده مقیاس عملكرد اجتماعي (839/0= r) مشاهده شد و كمترين همبستگي نيز با خرده مقیاس محدويت عاطفي (694/0= r) گزارش شد (جدول 32-4).
    جدول 33-4: همبستگي بين كيفيت زندگي و سلامت معنوي و ابعاد و زير شاخه هاي مختلف آنها در سالمندان به طور كلي

    بررسی رابطه سلامت معنوی و کیفیت زندگی سالمندان عضو کانون بازنشستگان تامین اجتماعی شهر سمنان در سال 1392- قسمت 8

    سلامت معنوی یکی از ابعاد چهارگانه سلامت در انسان است که در کنار ابعاد جسمی، روانی و اجتماعی قرار گرفته و باعث ارتقا سلامت عمومی شده است و سایر ابعاد سلامت را نیز هماهنگ می کند که این کار باعث افزایش توان سازگاری و کارکرد روانی می شود. سلامت معنوی دارای دو بعد سلامت مذهبی و سلامت وجودی است. سلامت مذهبی منعکس کننده ارتباط با خدا یا یک قدرت بی نهایت و سلامت وجودی مطرح کننده ارتباط ما با دیگران، محیط و ارتباط درونی ما است که می توان آن را توانایی یکپارچه کردن ابعاد مختلف وجود دانست (اکابری، 1390).
    تعریف عملی:
    سلامت معنوی در این پژوهش به مجموعه سلامت معنوی در ابعاد وجودی و مذهبی اطلاق می شود که به وسیله پرسشنامه سلامت معنوی پالوتزین و الیسون (1983) که شامل 20 سوال می باشد تعیین می شود. در این پرسشنامه سلامت مذهبی و وجودی هر کدام 10 پرسش را شامل شده و نمره 10-60 را کسب می کنند. امتیاز نهایی کسب شده از این دو قسمت، سلامت معنوی را در سه گروه بالا (100-120)، متوسط (41-99) و پایین (20-40) نشان می دهد (اله بخشیان، 1389).
    فصل چهارم
    یافته ها
    4- یافته ها:
    مقدمه
    در فصل قبل به معرفی نوع پژوهش، محیط انجام پژوهش و جامعه، ابزار گردآوری دادهها، روش انجام پژوهش و روش تحلیل دادهها پرداختیم. در این فصل با توجه به تحلیلهای صورت گرفته بر روی دادهها به بیان یافتههای پژوهش پرداخته شده است.
    بخش اول يافته هاي مطالعه حاضر در ارتباط با توصیف متغیرهای دموگرافیک در سالمندان عضو کانون بازنشستگان شهر سمنان است.
    داده هاي مندرج در جدول 1-4 نشان مي دهد كه ميانگين سني سالمندان شركت كننده در مطالعه 33/6 ± 0/68 سال بود كه بالاترين سن 90 و كمترين سن 60 سال بود. يافته ها نشان داد ميانگين سني مردان در مقايسه با زنان سالمند در مطالعه حاضر تفاوت معني داري ندارد (جدول1-4). همچنين، از 300 نفر سالمند مورد مطالعه 84 درصد (252 نفر) مرد و مابقي يعني 16 درصد زن بودند.
    جدول 1-4: ميانگين و انحراف معيار سن سالمندان شركت كننده در مطالعه

    سلامت معنوي بعد مذهبی بعد وجودي SF-36 بعد جسمی بعد روانی
    سلامت معنوي

    جنسيت تعداد ميانگين انحراف معيار
    مرد 252 17/68 37/6
    زن 48 06/67 11/6

    داده هاي جدول 2-4 نشان مي دهد تقريباًً اكثريت سالمندان در مطالعه حاضر متاهل بودند و 7 درصد نيز همسرانشان را از است داده اند. همچنين ميانگين تعداد فرزندان سالمندان 51/1 ± 46/3 نفر بود كه بيشترين تعداد فرزندان 8 نفر بود.
    جدول 2-4: توزيع فراواني سالمندان شركت كننده در مطالعه بر حسب وضعيت تاهل

    بررسی رابطه سلامت معنوی و کیفیت زندگی سالمندان عضو کانون بازنشستگان تامین اجتماعی شهر سمنان در سال 1392- قسمت 7

    3-4 روش نمونه گیری و حجم نمونه
    با اعمال معیارهای ورود و خروج نمونه ها در پژوهش حاضر به طور کلی 1800 نفر قادر به شرکت در مطالعه بودند. با استفاده از فرمول نمونه گیری کوکران و سطح خطای 5 درصدی، حدود 300 نفر برای شرکت در مطالعه انتخاب شدند. آمارها حاکی از آن است که در مطالعات مختلف فراوانی افرادی که از کیفیت زندگی مطلوب برخوردار هستند بین 20-30 درصد بیان شده است ولی مطالعه اسماعیلی و همکاران میانگین سالمندان که از کیفیت زندگی مطلوب برخوردار هستند را 25% اعلام کرده است. بنابراین به منظور دستیابی به حجم نمونه مورد نیاز برای شرکت در مطالعه حاضر با حتساب 05/0 d= و سطح اطمینان 95% و در نظر گرفتن ریزش 5% ، حجم نمونه ای تقریباً برابر با 300 نفر درنظر گرفته شد(اسماعیلی، 1391).
     
    پس از تعیین تعداد نمونه لازم برای مطالعه، محقق با استفاده از روش نمونه‌گیری مستمر در فاصله 4 ماه از بهمن سال 1392 تا خرداد سال 1393 اقدام به تکمیل پرسشنامه های پژوهش نمود. به منظور گردآوری داده های مورد نیاز ابتدا هماهنگی های لازم و مجوزهای انجام مطالعه از سوی دانشگاه های علوم پزشکی، معاونت بهداشتی، تامین اجتماعی، کانون بازنشستگان تامین اجتماعی و … اخذ شد. سپس، بعد از حضور در کانون بازنشستگان در فاصله زمانی ذکر شده و اعمال معیارهای ورود و خروج مذکور، پس از اطلاع سالمندان از هدف مطالعه و امضای فرم مشارکت داوطلبانه و آگاهانه در پژوهش در حضور محقق پرسشنامه ها در اختیار آنها قرار داده شد. به منظور تخمین مدت زمان تکمیل سوالات پرسشنامه ها و همچنین پایلوت اولیه سوالات پرسشنامه یک مطالعه پایلوت در نمونه تصادفی 10 نفری از سالمندان، که از پژوهش نهایی بیرون گذاشته شدند، انجام شد. پژوهشگران توسط مصاحبه با آنها اقدام به پر کردن پرسشنامه ها نمودند. در این مطالعه آزمایشی در خصوص تعداد سوالات، نحوه پاسخگویی به سوالات، موارد مبهم و نامشخص، مکان پاسخگویی و سایر آیتم های مربوط به ظاهر و محتوای سوالات از پاسخ دهندگان پرسش شد تا نکات ضعف احتمالی برطرف شود. از هنگام شروع تا پایان نمونه گیری حدود دو ماه به طول انجامید. بدین صورت که در دو نوبت صبح و عصر مراجعه صورت گرفت. در ابتدای کار مدت مدت زمان پر کردن پرسشنامه بیش از 20 دقیقه زمان می برد اما با پیشرفت کار و کسب تجربه این زمان تا8-7 دقیقه تقلیل یافت. هرچند سالمندانی بودند که به دلیل تنهایی یا مشکلات زندگی نیاز به هم صحبت داشته و جریان مصاحبه را تا 45 دقیقه نیز طول می دادند.
    3-5 روش گردآوری داده ها
    پژوهشگر پس از کسب تاییدیه از معاونت آموزشی دانشکده و اخذ معرفی نامه از دانشگاه و ارائه آن به مدیریت کانون بازنشستگان و جلب موافقت هدف از انجام این پژوهش را توضیح داده و اقدام به نمونه گیری کرد. قبل از پر کردن پرسشنامه توسط شرکت کنندگان فرم رضایتمندی به آنها داده شد و پس از کسب رضایت پرسشنامه در اختیار ایشان قرار داده شد و توضیحات لازم در مورد آن ارائه شد. همین طور به آنها اطمینان داده شد که نتایج به هیج وجه در اختیار شخص یا سازمان دیگری بدون اجازه آنها قرار داده نمی شود. از آنجایی که که اکثر نمونه ها بیسواد یا کم سواد بوده و یا حوصله لازم جهت پر کردن پرسشنامه را نداشتند پژوهشگر توسط مصاحبه با آنها اقدام به پر کردن پرسشنامه ها نمود.
    3-6 ابزار گردآوری داده ها
    ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش پرسشنامه های استاندارد روا و پایا بود. برای سنجش متغیرها از سه نوع پرسشنامه استفاده شد، فرم اطلاعات فردی، پرسشنامه کیفیت زندگی 36 سوالی Short Form 36 Item Health Survey questionnaire (SF36) جهت سنجش کیفیت زندگی و مقیاس سلامت معنوی (Spiritual well being) (SWB) Palutzian و Ellison جهت سنجش سلامت معنوی مورد استفاده قرار گرفتند.
    الف:فرم اطلاعات فردی : برخی متغیرهای زمینه‌ای در این مطالعه عبارتند از: سن، جنس، سطح سواد، وضعیت درآمد و اقتصادی، بیماری‌های زمینه‌ای، مدت ابتلا، وضعیت تاهل، محل زندگی، داشتن فرزند یا زندگی تنها، وضعیت تاهل، اشتغال و ….. که در فرم اطلاعات فردی گنجانده شده است.
    ب: برای سنجش سلامت معنوی:
    پرسشنامه 20 سوالی سلامت معنوی پالوتزین و الیسون (1982) که 10 سوال آن با شماره زوج، سلامت وجودی و 10 سوال دیگر با شماره فرد، سلامت مذهبی را اندازه گیری می کنند. نمره سلامت معنوی جمع این دو زیر گروه است و دامنه آن بین 120 – 20 در نظر گرفته شده است. پاسخ سوالات بر طبق مقیاس لیکرت در شش قسمت ( از کاملا مخالفم تا کاملا موافقم ) دسته بندی گردیده است. در سوالاتی که فعل مثبت دارند پاسخ کاملا مخالفم؛ نمره یک و کاملا موافقم نمره شش و سوالاتی که فعل منفی دارند کاملا مخالفم نمره شش و کاملا موافقم نمره یک می گیرند. در پایان سلامت معنوی به سه سطح پایین ( 40 – 20 )، متوسط ( 99 – 41 ) و بالا ( 120 – 100) تقسیم بندی می شوند (Sawatzky, Ratner et al. 2005). در این پرسشنامه متغیر سلامت معنوی به عنوان فلسفه مرکزی زندگی و حاصل برآورده شدن نیاز به هدف، معنا، عشق و بخشش در نظر گرفته شده و سلامت وجودی به حس هدفمندی و رضایت از زندگی و سلامت مذهبی به رضایت حاصل از ارتباط با یک قدرت برتر یا خداوند اطلاق شده است (Riley, Perna et al. 1998). اله بخشیان و همکاران ضریب آلفای کرونباخ ابزار را پس از ترجمه به فارسی 82% گزارش نموده و روایی این پرسشنامه را از طریق روایی محتوی مورد بررسی و تایید قرار دادند (اله بخشیان، 1389).
    ج: برای سنجش کیفیت زندگی:
    فرم کوتاه 36 توسط وار و شربون در سال 1992 در کشور امریکا برای اندازه گیری کیفیت زندگی مرتبط با سلامت افراد سالم و بیمار طراحی شده است.در حال حاضر این ابزار پرکاربردترین ابزار اندازه گیری کیفیت زندگی مرتبط با سلامت در دنیا می باشد. مطابق توصیه منتظری و همکاران این پرسشنامه به دو بعد جسمی و روانی تفکیک شده است. بعد جسمی شامل خرده مقیاس های عملکرد جسمی(10 آیتم)، محدودیت نقش به علت مشکلات جسمی(4 آیتم)، درد جسمی(2 آیتم)، سلامت عمومی(5 آیتم) و بعد روانی شامل خرده مقیاس های انرژی و نشاط(4 آیتم)، عملکرد اجتماعی(2 آیتم)، محدودیت نقش به علت مشکلات عاطفی(3 آیتم) و سلامت روانی درک شده(5 آیتم) می باشد. حداکثر امتیاز کسب شده برای هر بخش یا خرده مقیاس 100 و حداقل امتیاز صفر می باشد که نمرات بالا دلالت بر کیفیت زندگی بهتر دارند (درویش پور، 1388). شیوه پاسخگویی به سوالات این پرسشنامه از حالت سه تایی تا طیف لیکرت متغیر است. در این ابزار با افزایش نمره سطح بهتر کیفیت زندگی وجود دارد. مطابق پروتکل پرسشنامه، ابتدا سوالات مربوط به هر خرده مقیاس تفکیک می گردد و سپس به هر سوال مطابق پروتکل نمره بین صفر تا صد تعلق می گیرد، امتیازات مربوط به هر خرده مقیاس با همدیگر جمع شده و میانگین آن ها که به شکل درصد بیان می شود میزان سلامتی در آن بعد می باشد و برای محاسبه نمره کل پرسشنامه میانگین اعداد بدست آمده از هر خرده مقیاس که عددی بین 0-100 می باشد به عنوان نمره کل کیفیت زندگی معرفی می شود. همچنین کیفیت زندگی به سه طبقه کیفیت زندگی بالا (نمره 75 و بیشتر) کیفیت زندگی متوسط (50 – 74 ) و پایین (نمره زیر 50) طبقه بندی شدند. فرم کوتاه 36 توسط منتظری و همکاران در سال 2005 به زبان فارسی ترجمه گردیده است و اعتبار و پایایی آن مورد بررسی قرار گرفته است. به منظور بررسی پایایی این ابزار از روش محاسبه آلفای کرونباخ استفاده شد که از 77/0 تا 90/0 برای ابعاد مختلف ابزار متغیر بود. به منظور بررسی اعتبار ابزار از روش اعتبار همگرا و مقایسه گروه های شناخته شده استفاده گردید. دامنه همبستگی در اعتبار همگرا از 57/0 تا 95/0 متغیر بود و در مقایسه گروه های شناخته شده نتایج مورد پیش بینی در تمایز کیفیت زندگی مرتبط با سلامت بین مردان و زنان به دست آمد (Montazeri, Goshtasebi et al. 2005). بنابراین با توجه به تایید اعتبار و پایایی نسخه فارسی فرم کوتاه 36، به عنوان ابزار اندازه گیری کیفیت زندگی مرتبط با سلامت سالمندان در این پژوهش استفاده خواهد گردید.
    3-7 روش تجزیه و تحلیل داده ها
    داده های جمع آوری شده در نرم افزار SPSS21 وارد شد و پس از اطمینان از توزیع نرمال داده ها با استفاده از آزمون کولمونگرف، اسمیرنف میانگین، انحراف معیار و فراوانی جهت توصیف داده ها استفاده شد. آزمون آماری کای اسکوئر به منظور بررسی ارتباط بین متغیرهای کیفی، آزمون آماری تی مستقل به منظور مقایسه داده های کمی در دو گروه، من ویتنی برای مقایسه اطلاعات کیفی بین دو گروه، آزمون های آنالیز واریانس یک طرفه و کروسکال والیس برای مقایسه داده های کمی و کیفی در بین دو گروه استفاده شد.همچنین برای بررسی ارتباط بین متغیرهای کمی از آزمون ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. همچنین به منظور بررسی ارتباط متغیرهای دموگرافیک (کیفی) با وضعیت کیفیت زندگی و سلامت معنوی (خوب، متوسط، ضعیف) از آزمون همبستگی اسپیرمن استفاده شد. سطح معناداری در مطالعه حاضر کمتر از 05/0 در نظر گرفته شد.
    3-8 مکان و زمان مطالعه
    این مطالعه در بین اعضای عضو کانون بازنشستگان شهر سمنان صورت گرفته است. محقق با استفاده از روش نمونه‌گیری مستمر در فاصله چهار ماه از بهمن سال1392 تا خرداد سال 1393 به تکمیل پرسشنامه های پژوهش اقدام نموده است.
    3-9 محدودیت های پژوهش

    • از آنجایی که برخی شرکت کنندگان در مطالعه بی سواد یا کم سواد بودند درک برخی مفاهیم و پرسش های ابزار برای آنها دشوار بود. بنابراین سعی شد پرسش ها با زبانی ساده و قابل فهم از ایشان پرسیده شده و در صورتی که در پاسخ آنها ابهامی وجود داشت پژوهشگران جهت روشن شدن پاسخ آنها توضیحات بیشتری درخواست می کردند.
    • عدم تمایل برخی سالمندان برای مشارکت در طرح و بی اثر دانستن تحقیقات و در نتیجه ریزش نمونه ها: محقق با صرف وقت بیشتر اقدام به نمونه گیری نمود.
    • دشواری فرایند ارتباط با سالمندان در تکمیل پرسشنامه ها به علت بی حوصلگی سالمندان جهت پاسخگویی به تمام سوالات پرسشنامه ها و رها کردن مصاحبه در اثنای آن و عدم تمایل به ادامه مصاحبه: محقق با سالمند صحبت کرده و در صورت رضایت وی، وقت دیگری را برای ادامه مصاحبه تعیین می نمود.

    3-10 ملاحظات اخلاقی
    نکات اخلاقی که در این پژوهش مورد توجه قرار گرفت عبارتند از:
    اخذ معرفی نامه از کمیته تحقیقات جهت ارائه به کانون بازنشستگان تامین اجتماعی
    کسب رضایت آگاهانه از شرکت کنندگان در پژوهش و تشریح هدف و ماهیت پژوهش برای آنان
    رعایت اخلاق پژوهشی( اصل رازداری و محرمانه بودن اطلاعات و… )
    قرار دادن نتایج پژوهش در اختیار مسئولین ذیربط
    محرمانه بودن اطلاعات و ارائه بازخورد کلی به مسئولان و نمونه ها
    3-11 تعریف واژه ها
    سالمندی
    تعریف نظری:
    تغییرات زیستی که در شیوه زندگی انسان در طول زمان به ظهور می رسد و تغییرات زیستی با کاهش توان زندگی و تطابق و قابلیت انطباق فرد با تغییر شرایط و اوضاع ناگهانی و همچنین با عدم توانایی در بوجود آوردن توازن و تعادل دوباره توام است و دگرگونی هایی را در ترکیب و ساخت و نحوه عمل ارگان های مختلف موجود زنده بوجود می آورد (تاجور، 1383).
    تعریف عملی:
    در این مطالعه به کلیه افراد 60 سال و بالاتر اطلاق می شود.
    کیفیت زندگی
    تعریف نظری:
    کیفیت زندگی عبارتست از ادراک افراد از موقعیت خودشان در زندگی که براساس فرهنگ و نظام ارزشی که در آن زندگی می کنند و اهداف، انتظارات، استانداردها و علایق مورد نظر آنان می باشد (king 2007).
    تعریف عملی:
    کیفیت زندگی در این پژوهش توسط پرسشنامه کیفیت زندگی 36 سوالی (SF36) مورد سنجش قرار گرفت. در این ابزار امتیازبندی کلی از 0-100 می باشد و پس از نمره گذاری به سوالات پرسشنامه، نمره کل از جمع نمرات مربوط به سوالات محاسبه شده به طوری که نمره بالاتر نشان دهنده کیفیت زندگی بهتر است (وحدانی نیا، 1383).
    سلامت معنوی
    تعریف نظری:

    بررسی رابطه سلامت معنوی و کیفیت زندگی سالمندان عضو کانون بازنشستگان تامین اجتماعی شهر سمنان در سال 1392- قسمت 6

    این مطالعه بر سلامت معنوی و کیفیت زندگی تأکید داشته و در آن ابعاد مختلف سلامت معنوی، کیفیت زندگی و ارتباط این دو متغیر در سالمندان مورد بررسی قرار گرفته است. با افزایش شواهدی مبنی بر این که عناصر معنوی از اجزاء مهم بهداشت و سلامت هستند، معنویت بیش از پیش در حیطه سلامت وارد شده است. نیاز به ایجاد ارتباط بین معنویت و سلامت بین ارائه دهندگان خدمات بهداشتی- درمانی روز به روز گسترده تر می شود (Young and Koopsen 2005). در طول تاریخ مذهب، معنویت و پزشکی به هم آمیخته اند. در حال حاضر اغلب مدل های سلامتی، شامل سلامت معنوی نیز می باشند. مفهوم معنویت با همه حیطه های سلامت در تمامی سنین ارتباط دارد و مورد علاقه پژوهشگران در تمام دنیاست. در طول دهه ها، سلامتی بر اساس ابعاد خاصی (سلامت جسمی، روانی، اجتماعی) تحلیل شده بود. پیشنهاد گنجاندن بعد سلامت معنوی در مفهوم سلامت، از سوی راسل و عثمان، یک بعد مهم از زندگی فردی و گروهی را فراروی صاحب نظران درگیر در امر سلامت قرار داد. حدود سه دهه پیش سازمان بهداشت جهانی با این بحث مواجه شد که آیا بعد معنوی باید در تعریف سلامت گنجانده شود یا نه؟ چند سال بعد، بعد معنوی در یک مجله مهم که به ارتقا سلامت اختصاص داشت (Promotion Journal) گنجانده شد. چند سال پیش نیز، کلیه دولت های اروپایی بیانیه کپنهاک را در مورد رشد اجتماعی امضا کردند که آن ها را متعهد می کرد که به نیازهای معنوی مردم شان پرداخته و سیاست هایشان را به سمت بینش سیاسی، اقتصادی، اخلاقی و معنوی برای رشد اجتماعی سوق دهند. اخیراً نیز بر بعد معنوی سلامت در منشور بانکوک در مورد ارتقا سلامت تأکید شد (امیدواری، 1387).
    عقيده بر اين است كه رفتارهاي مذهبي در توسعه سلامت و بهزيستي نقش دارد (Bond and Corner 2010).
    کیفیت زندگی و سالمندی
    در واقع سلامت معنوی به آن بخش از وجود فرد اطلاق می شود که در جستجوی معنا و هدف زندگی است. سلامت معنوی چیزی ناپیداست که ماهیت ماوراءالطبیعه دارد و به طور کلی شامل کمال، اخلاقیات و اصول، هدف داشتن در زندگی، تعهد به چیزی اولی تر و باور به مفاهیم غیر عینی می باشد (امیدواری، 1387).
    امروزه سلامت را زندگی سالم و کامل در ابعاد فیزیکی، روانی، اجتماعی، معنوی و زیست –محیطی می شناسیم. این ابعاد برهم تأثیرگذار و پویا هستند وسلامت کامل بدون تأمین همه ابعاد حاصل نخواهد شد (فرهانی نیا، 1389).
    توجه به نیاز افراد سالمند بخشی از دغدغه های مسئولین بهداشت جامعه است. در کشور ما ارزیابی این نیازها و مشکلات اهمیت دو چندان دارد و بزرگترین مشکل کشور در دهه 90 افزایش تعداد سالمندان و نگهداری از آنهاست (فرهانی نیا، 1389).
    3-2 مروری بر مطالعات انجام یافته
    با وجود اهمیت معنویت تحقیقات زیادی در این زمینه انجام نشده است بعلاوه هر یک از این پژوهش ها ابعاد خاصی را مورد توجه قرار داده اند که پژهشگر سعی کرده است آنها را در یک روال منطقی گزارش نماید. برای جستجوی مقالات مرتبط از کلید واژه های لاتین : spiritual health_ old age _elderly _ quality of life- geriatric و کلید واژه فارسی: سالمندی، سلامت معنوی و کیفیت زندگی در بانک های اطلاعاتی پاب مد، اسکوپوس، گوگل اسکولار، اووید، الزوییر، مدلاین در سال های 2001 تا 2013 استفاده شد که مقالات زیر انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند.
    1-3-2 مطالعات انجام شده در ایران
    اکابری و همکاران مطالعه ای تحت عنوان «ارتباط سلامت معنوی و کیفیت زندگی در پرستاران» در سال 1390 بر روی پرسنل پرستاری بیمارستان شهید هاشمی نژاد مشهد انجام دادند. پرسشنامه کیفیت زندگی SF36 و سلامت معنوی پالتوزین والیسون (SWBS) توسط پرستاران تکمیل گردید. میانگین سنی افراد تحت پژوهش 2/7± 52/32 بود. 8/34 % را آقایان و 2/65 % را خانم ها تشکیل می دادند. میانگین نمره کیفیت زندگی 84/17 ± 38/64 و سلامت معنوی 16 ± 3/94 بود که در دو جنس تفاوت معنی داری نداشتند. رگرسیون چندگانه نشان داد که سلامت معنوی با ابعاد مختلف کیفیت زندگی ارتباط مثبت و معنی داری دارد. کیفیت زندگی در هر دو بعد در محدوده متوسط می باشد. سلامت مذهبی، سلامت وجودی و سلامت معنوی به طور کلی در دو جنس تفاوت معناداری نداشت (اکابری، 1390).
    مطالعه ای تحت عنوان «وضعیت سلامت معنوی در سالمندان شهر اصفهان» توسط خلیلی در سال 1390 با هدف تعیین وضعیت سلامت معنوی سالمندان شهر اصفهان صورت گرفت. این مطالعه توصیفی و مقطعی بر روی 230 سالمند 60 سال به بالا انجام شد. اکثر افراد مورد مطالعه (57%) در محدوده متوسط سلامت معنوی قرار داشتند و هیچ یک از سالمندان در محدوده پایین سلامت معنوی قرار نداشتند. میانگین نمره سلامت معنوی در سالمندانی که تحصیلات بالاتری داشتند، بیشتر بود. همین طور میانگین نمره سلامت معنوی کل و زیر مقیاس های آن در کسانی که بیماری داشتند و بیماری منجر به محدود کردن فعالیت روزانه شان و نیازمندی به کمک اطرافیان می شد، کمتر از کسانی بود که چنین مشکلاتی نداشتند. یافته ها در زمینه عوامل پیش گویی کننده سلامت معنوی نشان داد که نحوه زندگی سالمند و سال های بازنشستگی وی از عوامل پیشگویی کننده سلامت معنوی هستند. به طوری که افرادی که با افرادی غیر همسر خود زندگی می کنندو آنان که مدت زمان بیشتری از بازنشستگی شان می گذشت سلامت معنوی پایین تری داشتند.قابل ذکر است که این دو صرفاً پیشگویی کننده بعد سلامت مذهبی بوده اند همچنین سن از عوامل پیشگویی کننده سلامت مذهبی است بطوری که با افزایش سن سلامت مذهبی افزایش یافته است (خلیلی، 1392).
    جدیدی و همکاران در مطالعه ای تحت عنوان «بررسی ارتباط بین سلامت معنوی و کیفیت زندگی سالمندان مقیم آسایشگاه کهریزک» در سال 1389 انجام دادند. این مطالعه بطور مقطعی و از نوع همبستگی بود که با هدف تعین ارتباط بین سلامت معنوی و کیفیت زندگی در سالمندان مقیم سرای کهریزک بود 141 سالمند در مطالعه شرکت کردند. نتایج حاصل از مطالعه نشان داد میانگین کیفیت زندگی سالمندان در این مطالعه (3/11± 36/50) بود. آزمون آماری تی مستقل نشان داد کیفیت زندگی زنان به طور معناداری کمتر از مردان می باشد(000/0 >p). نمره کیفیت زندگی با وضعیت تأهل ارتباط دارد؛ بطوری که افراد بیوه نمره کمتری نسبت ه افراد متأهل و مجرد کسب کرده اند(000/0 >p). میانگین نمره سلامت معنوی شرکت کنندگان (93/17± 26/96) بود. سلامت معنوی اکثر شرکت کنندگان در سطح بالا (4/50 %) و سپس در سطح متوسط (2/48 %) بود. میانگین سلامت مذهبی سالمندان بیشتر از سلامت وجودی بود. نمره سلامت معنوی شرکت کنندگان با هیچ یک از جمعیت شناختی مرتبط نبود. آزمون همبستگی پیرسون نشان داد سلامت معنوی سالمندان با کیفیت زندگی آن ها ارتباط دارد (008/0= p). اما با ابعاد سلامت جسمی و روانی کیفیت زندگی ارتباطی دیده نشد (جدیدی، 1390).
    حبیبی سولا و همکارانش مطالعه ای تحت عنوان «بررسی رفتار های ارتقاء دهنده سلامت و کیفیت زندگی سالمندان در ایران» در سال 1387 انجام داده اند . این مطالعه یک مطالعه ی همبستگی بود که با اهداف تعیین ارتباط بین رفتار های ارتقاء دهنده سلامت و کیفیت زندگی در سالمندان انجام شده است. 410 نفر از سالمندان در این مطالعه شرکت نموده اند. نتایج مطالعه نشان داد که 6/94% از افراد مورد مطالعه الکل مصرف نمی کرده اند 8/89% نمونه در یک سال گذشته کنترل فشار خون داشته اند و فقط 7/0% از نمونه ها از یک سال گذشته واکسن آنفلوآنزا تزریق کرده اند، در رابطه با تعیین کیفیت زندگی این مطالعه نشان داد که 1/44% از نمونه ها کیفیت زندگی خوب داشته اند، همچنین میانگین کیفیت زندگی در واحد های مورد پژوهش 84/32% با انحراف معیار89/8% بوده که دلالت بر کیفیت زندگی متوسطه آنها داشته، برای بررسی رابطه بین رفتار های ارتقاء دهنده سلامت و کیفیت زندگی سالمندان در این مطالعه از آزمون تی استفاده شده ارتباط آماری معنی داری بین کیفیت زندگی سالمندان با رفتارهای مانند ورزش یا پیاده روی، مصرف شیر و لبنیات و غذاهای گوشتی، مصرف میوه و سبزیجات تازه و مصرف غذاهای کم نمک و کم چرب و کنترل فشار خون نشان داده شد(P<0/05) (حبیبی، 1387).
    مثنوی، اکبری کامرانی و حسینی مطالعه ای تحت عنوان «مقایسه وضعیت سالمندان مقیم آسایشگاه و مقیم خانواده در ایران» در سال 1386 در ایران انجام داده اند. این مطالعه از نوع مقطعی توصیفی بوده و هدف آن بررسی و مقایسه وضعیت زندگی سالمندان مقیم آسایشگاه های سالمندان با سالمندان مقیم خانواده است. نمونه های این مطالعه شامل 504 سالمند بوده اند.
    نتایج این مطالعه نشان داده میانگین سنی سالمندان مقیم آسایشگاه 4/75 سال و سالمندان مقیم خانواده 3/71 سال بوده است. به این معنی که عامل سن در رهسپار شدن سالمند به آسایشگاه مؤثر بوده است (001/0= p).
    همچنین نتایج نشان داده است زنان بیش از مردان ( 6/60 % زنان در مقابل 4/39 % مردان) روانه آسایشگاه شده اند (005/0= p). اعتقادات مذهبی (با فراوانی 8/29 % افراد خیلی مذهبی و 001/0= p) در میان سالمندان مقیم خانواده بالاتر بوده است. نداشتن فرزند (با فراوانی 2/51 % و 01/0=p)، بی همسری ( با فراوانی 5/89 % و 001/0= p)، تنهایی و بی کسی (با فراوانی 65% افراد خیلی تنها و 01/0= p)، نداشتن مسکن (با فراوانی 9/65 % و 01/0= p) و نگرش منفی اعضای خانواده به سالمندی با فراوانی 1/36 % نگرش منفی و تاحدودی منفی و 05/0= p )، در میان سالمندان مقیم آسایشگاه بیشتر بوده است (مثنوی، 1386).
    مطالعه ای تحت عنوان «بررسی کیفیت زندگی سالمندان شهر زاهدان» در سال 1382 توسط احمدی و همکاران در شهر زاهدان انجام شد. این مطالعه از نوع توصیفی است که به منظور بررسی کیفیت زندگی سالمندان شهر زاهدان صورت پذیرفت. اکثریت جامعه مورد مطالعه بی سواد یا کم سواد بودند. میانگین تمام شاخص های مطالعه و کل پایین تر از شاخص های مورد نظر هستند (7/41 درصد). بنابراین بر اساس این پژوهش کیفیت زندگی در جمعیت سالمندان مورد مطالعه پایین می باشد (احمدی، 1383).
    3-3-2 مطالعات انجام شده در جهان
    مطالعه ای تحت عنوان «بررسی اثر معنوی و اعتقادات مذهبی بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان پیشرفته» در سال 2011 توسط کانداسامی و همکارانش در هند انجام شد. هدف از این مطالعه اثرات معنویت بر علائم پریشانی، اضطراب، افسردگی و دیگر تظاهرات روانی در تسکین بیماران مبتلا به کانسر پیشرفته بود. نوع مطالعه cross-sectional و تعداد نمونه های 50 بیمار بوده که در گروه سنی 17 تا 64 ساله با میانگین 74/49 و انحراف معیار 17/10 قرار داشتند و بیش از نیمی از بیماران (56%) زن بودند.
    نتایج نشان داد که سلامت معنوی جزء مهمی از کیفیت زندگی بیماران مبتلا به کانسر پیشرفته است و دقیقاً با علائم جسمی و روحی استرس مرتبط است. در واقع نشان داد که احساس سلامتی در بیماران با نمره استرس (r=-0/717,p<0/001) و نمره اضطراب و اختلال حافظه (r=-0/520 , p=<0/001)، در بیمارانی که اعتقادات مذهبی و سلامت معنوی بالاتری دارند بیشتر بوده است(Kandasamy, Chaturvedi et al. 2011).
    پژوهش دیگری که توسط بکلمن و یا ماشیتا با عنوان “مقایسه دو ابزار معنویت و ارتباط آنها با افسردگی و کیفیت زندگی در نارسایی مزمن قلبی” در سال 2010 در آمریکا بر روی 60 سالمند غیر بستری انجام شد. هدف از این مطالعه مقایسه دامنه دو ابزار مختلف معنویت و بررسی ارتباط آنها با افسردگی و کیفیت زندگی بود.
    نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد زیر مقیاس های ابزار عملکرد سلامت معنوی، در کل با افسردگی و کیفیت مرتبط بود؛ بدین معنی که هر چه حس معنی دار بودن زندگی واحساس ارامش، افزایش یابد، نمره افسردگی، کاهش و نمره کیفیت زندگی، افزایش می یابد، اما این ارتباط در زیر مقیاس های ابزار معنویت_ مذهب آیرونسون_ وود وجود نداشت. همچنین یافته ها چندین مفهوم مفید از معنویت را در بیماران دچار نارسایی قلبی نشان داد و نیز مشخص شد هر چند سلامت معنوی و روانی تا حدی همپوشانی دارند اما در کل جدای از یکدیگر هستند. در این مطالعه هر چند از دو ابزار مختلف جهت سنجش معنویت استفاده شده است، اما ابزاری که جهت بررسی کیفیت زندگی بکار برده شده، تمام ابعاد را مد نظر قرار نداده است. بعلاوه تعداد افراد شرکت کننده در این پژوهش ناکافی بوده و همه آنها سالمندان مبتلا به بیماری قلبی بودند. بنابراین بهتر است بین سلامت معنوی و کیفیت زندگی در دیگر سالمندان و با تعداد بیشتری سنجیده شود(Bekelman, Parry et al. 2010).
    مطالعه دیگری در این زمینه توسط گالس و همکاران [1]انجام شد. این پژوهش که با عنوان “سلامت معنوی، اعمال معنوی و علایم افسردگی در سالمندان بستری مبتلا به بیماری قلبی” می باشد، در سال 2009 در آمریکا انجام شد. هدف این تحقیق تعیین ارتباط بین سلامت معنوی، اعمال معنوی و علایم افسردگی در سالمندان مبتلا به بیماری قلبی بود. این مطالعه یک مطالعه توصیفی بود که در سه واحد درمانی بیماران قلبی در بیمارستان مراقبت حاد قلبی در نیویورک و بر روی 24 بیمار 65 ساله یا مسن تر که مبتلا به مرحله 3 یا 4 بیماری قلبی بودند، انجام شد. نتایج نشان داد میانگین نمره ابزار نمایه سلامت معنوی 33/36 (SD=10/28) بود. همین طور میانگین نمره ابزار بررسی اپیدمیولوژیک افسردگی نیز 46/28 با انحراف معیار 9/11بود. ضریب همبستگی پیرسون بین دو متغیر اصلی برابر (75/0=r) بود که از وجود همبستگی قوی منفی حکایت داشت (01/0>p)، به این معنی که هر چه سلامت معنوی کاهش یابد میزان افسردگی بیشتر افزایش می یابد. همین طور یافته ها نشان دادند همه شرکت کنندگان بیش از یک عمل معنوی را انجام می دهند. در میان شرکت کنندگان83% به تنهایی و 37% با دیگران دعا و نیایش انجام می دادند، 45% موضوعات معنوی مطالعه کرده و بیش از 12% داوطلبانه به دیگران کمک کردند. این مطالعه پیشنهاد می کند در مراقبت از بیماران دیدگاهی جامع نگر وجود داشته باشد و مخصوصا به عوامل مؤثر درسلامت معنی آنها توجه بیشتری شود. همین طور مطالعه بیشتری در خصوص تعیین ارتباط بین سلامت معنوی و سایر متغیرهای روان شناختی را پیشنهاد می کند (Whelan-Gales, Quinn Griffen et al. 2009). با این حال این مطالعه به دلیل اینکه از تعداد نمونه کمی بهره برده است، دارای ارزش زیادی نبوده و تاثیر متغیرهای مختلف از قبیل سن، جنس و تفاوت های فرهنگی و مذهبی قابل ارزیابی نیست. بعلاوه بیشتر مطالعات در این زمینه به سالمندان غیر آسایشگاهی پرداخته اند، در حالی که سالمندان مقیم آسایشگاه از اولویت بیشتری در این زمینه برخوردارند.
    مطالعه ای با عنوان «نقش سلامت معنوی در بهبود علائم شناختی در زنان سالمند مبتلا به سطح بالای افسردگی درکارولینا شمالی» در سال 2009 توسط الیزابت و همکارانش انجام شد. هدف این مطالعه ارتباط جنس و علائم افسردگی با مذهب بود. نمونه های پژوهشی جمعیت اعیان (دوک های انگلیسی) بودند.
    توجهات مذهبی بالاتر با کمترین کاهش شناخت همراه بود. در رابطه با سه فاکتور توجهات مذهبی، جنسیت و نشانه های افسردگی در پیش بینی کاهش شناخت نتایج نشان داد بیمارانی که وابستگی و اعتقادات مذهبی بیشتری دارند کمتر دچار مشکلات شناختی می شدند. د ربین بیماران سالمندی که دچار افسردگی ماژور بودند سالمندانی که اعتقادات مذهبی کمتری داشتند بیشتر اختلالات شناختی را از خود نشان دادند. نتیجه نهایی این بود که اعتقادات مذهبی در حفظ سلامت جسمانی اهمیت زیادی دارد (Elizabeth, Collins et al. 2009).
    تحقیقی با عنوان « ارتباط مذهب، معنویت و درمان و مقایسه تفسیرها و مشاهدات متفاوت پزشکان و روانپزشکان و معالجات بالینی» توسط فار و همکاران در سال 2007 در آمریکا انجام شد. هدف از این مطالعه مقایسه تفسیر روانپزشکان در مورد ارتباط بین مذهب، معنویت و سلامتی در معالجات بالینی بود. تعداد نمونه های مطالعه 2000 نفر پزشک آمریکایی بود که به صورت طبقه بندی تصادفی انتخاب گردیدند.
    نتایج نشان داد که روانپزشکان عمدتاً بر این واقعیت که سلامت معنوی افراد و اعتقادات دینی در سلامت جسمانی اثرگذار است، صحه گذاشته بودند و در سایر پزشکان تعداد افراد مخالف کمی بیشتر بود.
    این مطالعه نشان داد که روانپزشکان بیشتر از همه همکارانشان به ارتباط داشتن اعتقادات دینی و سلامت جسمانی معتقدند. در این مطالعه به دلیل اینکه پرسشنامه غیرمستقیم در اختیار شرکت کنندگان قرار گرفته، باعث شده که تقریباً نیمی از شرکت کنندگان از مطالعه حذف شوند و این مسأله در تعمیم پذیری مطالعه بی تأثیر نیست (Farr, Lawrence et al. 2007).
    مطالعه ای توسط لی و همکاران در سال 2005 تحت عنوان «رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت و کیفیت زندگی در سالمندان ساکن کره» انجام دادند تعداد افراد شرکت کننده در این مطالعه 2000 نفر از سالمندان 65 سال و بالاتر بودند. میانگین نمره رفتارهای ارتقائ دهنده سلامت 34/1± 97/3 (محدوده صفر تا 7) بود که 80% از شرکت کنندگان سیگار نمی کشیدند و الکل مصرف نمی کردند. 2/37% از افراد ورزش منظم داشتند و 26% از رژیم کم نمک استفاده می کردندو 7/83% از آنان کنترل منظم فشار خون و 1/69% تزریق واکسن آنفولانزا در یک سال گذشته ذکر می کردند. 46% از سالمندان وضعیت سلامت خود را در یک تا دو سال گذشته کنترل کرده بودند. میانگین نمره کیفیت زندگی افراد حاضر در مطالعه 53/25 (در محدوده 9-45) بود که نشان دهنده کیفیت زندگی متوسط آنان بود. نتایج این مطالعه همچنین نشان داد که کیفیت زندگی سالمندان با شرکت در فعالیت های ورزشی، عدم مصرف الکل و کنترل فشار خون ارتباط معنی دار و قابل ملاحظه ای داشت (05/0>p) (Lee, Ko et al. 2006).
    پژوهش دیگری در این زمینه با عنوان “کیفیت زندگی مرتبط با سلامت و فواید سلامتی در سالمندان آسایشگاهی در تایوان” توسط لای همکاران “[2] در سال 2005 بر روی 465 سالمند انجام شد. هدف از این مطالعه تعیین کیفیت زندگی مرتبط با سلامت و منافع سلامتی در سالمندانی بود که در مراکز مراقبت بلند مدت زندگی می کنند. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد در میان ابعاد کیفیت زندگی، وضعیت روانی سالمندان کمترین نمره را به خود اختصاص داد اما وضعیت جسمی و محیطی آنها نمره بالاتری را کسب کردند. بعلاوه سطح تحصیلات تعداد بیماری های مزمن، وضعیت جسمی و تعداد مراقبین، تاثیر مهمی در نمره کیفیت زندگی WHOQOL دارد و در این بین وضعیت جسمی مهم ترین عامل در این زمینه تعیین شد (Lai, Tzeng et al. 2005). هر چند در این مطالعه مهم ترین عامل مؤثر بر کیفیت زندگی، وضعیت جسمی قلمداد شده است، اما نباید فراموش کرد که وضعیت روحی و معنوی فرد نیز از ابعاد مهم زندگی فرد به شمار می آید و بی توجهی به این بعد از زندگی مانع مراقبت کل نگر می باشد.
    مطالعه ای با عنوان “مذهب معنویت و وضعیت سلامت در سالمندان” توسط دالمان در سال 2004 در آمریکا و با هدف تعیین ارتباط بین مذهب و معنویت با وضعیت سلامت در یک جمعیت سالمند مقیم جامعه انجام شد. شرکت کنندگان شامل 277 سالمند بالای 65 سال بودند. نتایج حاصل تفاوت معنی دار وضعیت سلامت در گروه های مختلف از نظر نژاد و میزان تحصیلات را نشان داد بطوری که افراد سفید پوست و کسانی که سطح تحصیلات بالاتری داشتند وضعیت سلامت خود را بهتر از دیگران گزارش دادند. نتایج این مطالعه نشان داد که معنویت بالاتر با وضعیت بهتر سلامتی همراه می باشد (0.01>p) پژوهشگران یکی از دلایل این امر مثبت نگری افراد مذهبی بیان می کنند به طوری که سالمندان مذهبی کمتراحتمال دارد که وضعیت سلامت خود را ضعیف گزارش کنند. این مطالعه تاکید می کند معنویت عاملی جهت درک این موضوع است که چه کسانی وضعیت خود را خوب یا بد گزارش می کنند و چرایی و چگونگی آن را نیز بیان می کند. بنابراین ابزار سلامتی و معنوی می تواند جایگزین مناسبی برای سایر مقیاس ها – به عنوان یک عامل پیشگویی کننده وضعیت ذهنی سلامت و کیفیت زندگی- در مطالعات مربوط به سالمندی می باشد (Daaleman, Perera et al. 2004).
    پژوهش دیگری با عنوان ” معنویت و پیامدهای سلامتی در سالمندی ” توسط میسن هلدر و چاندرلر در سال 2002 در آمریکا و با هدف بررسی ارتباط مقیاس نظری و رفتاری معنویت با پیامدهای سلامت روانی و جسمی در سالمندان انجام شد . نمونه های شامل 250 نفر سالمند بودند. نتایج این بررسی نشان داد هر دو معیار نظری و رفتاری معنویت با نتایج مثبت سلامت روانی همراه می باشد. همین طور مشخص شد افراد با ایمان اضطراب و افسردگی کمتری را تجربه می کنند. اما ارتباطی بین سایر جنبه از قبیل سازگاری مذهبی یا اهمیت ایمان و سلامت جسمی یافت نشد (Meisenhelder and Chandler 2002).
    پژهش کیفی دیگری توسط استوکی با عنوان ” نقش مذهبی و معنویت در مراقبت و سایر وقایع مهم زندگی در بیماران آلزایمری “، به وسیله بررسی یک گروه مراقبت شونده بیماران آلزایمری و مقایسه آن با یک گروه غیر مراقبت شونده در سال 2001 بر روی 20 شرکت کننده شامل 10 بیمار آلزایمری مراقبت شونده و 10 بیمار غیر مراقبت شونده در آمریکا که از طریق مرکز ملی تحقیقات دمانس سالمندی انتخاب شده بودند، انجام شد. هدف از انجام این مطالعه، یاد گیری بیشتر در مورد این موضوع بود که چگونه ایمان افراد، در زمان مواجهه با وقایع تنش زا، قادر است به بحران، جنبه تقدس بخشیده و به جای ناامیدی، یک حس امیدواری و هدفمندی را ایجاد کند.
    مهمترین و رایج ترین موضوعی که پاسخ دهندگان به آن اشاره کردند مشخصات و کیفیت های مرتبط با خدا و ایمان افراد بود. آنها معتقد بودند که خدا دارای طرحی برای زندگی آنها می باشد. تقریباً همه شرکت کنندگان ابراز داشتند زمانی بیشتر به خدا و معنویات روی می آورند که بیشترین نیاز را به حمایت دارند. آنها همچنین معتقد بودند که مذهب و معنویت دارای نقش حمایتی برای آنها می باشد. در کل نتایج این مطالعه ضمن تایید تحقیقات قبلی در این زمینه مشخص کرد مذهب و معنویت جزء ابعاد مهم تجارب بشری هستند؛ به طوری که هر دو گروه مذهب و معنویت را به عنوان مهم ترین قدرت و حمایت در تمام طول زندگی دانستند. همه شرکت کنندگان عقاید منسجم مذهبی و معنوی نسبت به زندگی خود داشتند تا بتوانند بر موقعیت های تنش زا در زندگی فایق آیند. پژوهشگر این مطالعه پیشنهاد می کند برای مطالعات بعدی بهتر است از گروه بزرگ تری از افراد استفاده شود که سایر مذاهب و نیز افرادی را که به مذهب خاصی معتقد نیستند را در بر گیرد (Stuckey 2001). مطالعه دیگری با عنوان”مقایسه رضایت از زندگی و خلق بین سالمندان مقیم مراکز سالمندی و مقیم جامعه ” توسط گولدنر و همکاران در دو ایالت جنوبی آمریکا در سال 2001 انجام شد.شرکت کنندگان این پژوهش شامل 70 سالمند مقیم منزل و 68 سالمند مقیم 6 آسایشگاه بودند. نتایج مطالعه نشان داد در هرگروه زنان، پیرتر از مردان بودند. با انجام آزمون های آماری فرضیه پژوهش تأیید شد. بدین معنی که سالمندان ساکن منزل، در زیر مقیاس نیرو و فعالیت نمره بالاتری کسب کردند. محققان این پژوهش علت پایین تر بودن رضایت از زندگی ساکنین آسایشگاه را سبک زندگی سازمانی و یا شرایطی که باعث شده آن ها به آسایشگاه منتقل شوند، می دانند (Gueldner, Loeb et al. 2001).
    بر اساس انچه گذشت هر چند مطالعات مرتبط با موضوع سلامت معنوی و تاثیر آن در بهبود کیفیت زندگی در جهان در حال رشد است با این وجود مطالعات مربوط به معنویت در سالمندی بسیار محدود بوده (Lindberg and Deborah 2005) و مطالعات بیشتری در این خصوص در فرهنگ های مختلف مورد نیاز است.
    فصل سوم
    روش پژوهش
    3-1 مقدمه
    در این فصل پژوهشگر ابتدا به جامعه و نمونه محیط، پژوهش می‏پردازد، سپس روش نمونه‏گیری و گردآوری داده‏ها را مشخص کرده و در نهایت روش تحلیل داده‏ها را در پژوهش شرح می‏دهد.
    3-2 نوع پژوهش
    این پژوهش یک مطالعه توصیفی-مقطعی از نوع همبستگی می باشد که در طی سال های 93/1392 انجام گرفت.
    3-3 جامعه پژوهش
    جامعه مورد مطالعه این پژوهش را سالمندان عضو کانون بازنشستگان تامین اجتماعی شهر سمنان تشکیل می دادند. معیار ورود به مطالعه عبارتند از سالمندان 60 سال و به بالا، تمایل برای شرکت داوطلبانه در مطالعه، فقدان اختلال شناختی، فقدان بیماری ناتوان کننده روانی، داشتن سواد یا توانایی مصاحبه و عدم حضور در آسایشگاه بوده است.

    وضعيت تاهل فراواني درصد درصد تجمعي