آموزه مهدویت در احیاء هویت اسلامی۹۱- قسمت ۱۳

«اعتقاد» بنیان اصلی زندگی است؛ یعنی، آنچه را که انسان در میدان عمل انجام می‌دهد، بی‌تردید به ساختار اعتقادی او بر می‌گردد. از این رو اگر انسان دارای اعتقاد صحیح و مستحکم باشد، در صحنه عمل گرفتار لغزش و دو دلی نخواهد شد. مهمترین چیزی که به اعتقاد درست شکل می‌دهد، معرفت است.
با تحصیل معرفت می‌توان به این نتیجه رسید که؛ امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) تداوم‌بخش امامت ائمه هدی(علیهم السلام) می‌باشند، او واسطه فیض الهی، خاتم‌الاوصیاء و مظهر رسول خدا است، امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) طریق معرفت به آفریدگار است؛ چنان که در روایات، راه معرفت خدا و اوصاف او، شناخت اولیای خدا و امامان معصوم دانسته شده است. اینان مظهر اسمای الهی‌اند و شناخت درست آنان، می‌تواند طریق معرفت خدا باشد.[۱۸۳]
شناختن نام مبارک امام و نام والدین او، تاریخ تولد و… معرفت به حسب و نسب امام است و این پایین ترین درجه شناخت بوده و حقیقت معرفت به امام (علیه السلام) از راه معرفت به امامت بدست آمده، امیر مؤمنان علی (ع) می فرماید: خدارا با الوهیتش( یعنی اطلاق ذاتی و هستی بیکران و قدرت بی پایان و علم سرمدی) بشناسید و رسول رابا رسالتش و امامان معصوم و نائبان امام را از طریق عمل به معروف و حفظ و اجرای عدالت و عمل بر اساس احسان بشناسید‏[۱۸۴]، پس امام با توجه به بیان امام علی (علیه السلام) آن است که سیرتش را معروف ، سنتش را عدل و سریرتش را احسان تأمین کند.کسی که امام را با این سنت علمی و عملی بشناسد، به او اقتدا کرده و مأموم او می شود.
۱ـ امامت استمرار ولایت :
نبوّت و رسالت به مثابه پیوند و رابطه ای که نبی و رسول با خالق داشته و به دریافت وحی و پیام الهی موفق می شود و پرتوی از تدبیر هدایتی خداوند را در شعاع وجود خود می یابد،‌ طبعاً در دایره ولایت قرار می گیرد. از این رو انبیاء و رسولان به عنوان بندگان برگزیده الهی، در شمار أولیاء الله می باشند.
از سوی دیگر رسولان به عنوان پیام رسانان الهی به مردم و پرچمداران هدایت آنان، جلوه ای از ولایت خدا را در میان خلق به نمایش گذاشته و بندگان را به لحاظ تشریعی سرپرستی می کند؛ از این رو آنان ولیّ مردم به شمار می آیند که به اذن خدا به تدبیر امور آنها می پردازند.
با این حال باید دانست که نسبت ولایت با نبوت و رسالت نسبت باطن و ظاهر و از جهتی نسبت عموم و خصوص می باشد. از جهتی ولایت را باید حقیقت و باطن نبوت و رسالت شمرد که این دو، فرع بر نیل به مقام معنوی ولایت است و در واقع، ولایت زیر بنای مقام نبوت و رسالت است. چون نبوت و رسالت از سمت ها و منزلت های اعتباری و تشریعی است که به جعل و گزینش الهی صورت می پذیرد:
« خداوند از فرشتگان رسولانى برمى‏گزیند، و همچنین از مردم[۱۸۵]… »
« … خداوند آگاهتر است که رسالت خویش را کجا قرار دهد[۱۸۶]… »
از جهت دیگر ولایت دایره اعمّی نسبت به نبوت و رسالت دارد و اولیاء شامل انبیا و رسل و دیگرانی نیز می شوند و مسأله ولایت به مثابه یک قرب و پیوند معنوی و مؤثر، اختصاص به حوزه نبوّت و رسالت ندارد و از همین رو با پایان تشریعات الهی و ختم نبوت نیز ولایت پایان نمی پذیرد .[۱۸۷]
همچنین ولایت اولیای الهی افزون بر حوزه شرایع و هدایات تشریعی ( که با نبوت و رسالت مشترک است) در حوزه حقائق تکوینی و شؤون وجودی انسان و جهان هم متصوّر است[۱۸۸]. هر چند انبیاء و رسولان نیز افزون بر هدایت تشریعی،‌ تصرفات تکوینی در حد معجزات و هدایت های خاص داشته اند، اما باید دانست که این امور ریشه در ولایت آنها دارد که به مقامات وجودی و معنوی آنها باز می گردد نه صرفاً مقام نبوت و رسالت که فرع بر آنست.
نکته فوق راز این مسأله را روشن می کند که چرا در قرآن کریم برخی بندگان خاص خدا به مثابه اولیای الهی در کنار انبیاء و رسل ، بهره مند از مقامات بلند ولایی و کرامت های ویژه الهی شمرده شده اند؛ بی آنکه از نبوت و رسالت برخوردار باشند؛ نظیر حضرت خضر (علیه السلام) و حضرت مریم (س) و جناب آصف بن برخیا شاگرد حضرت سلیمان( علیه السلام).
ولایت روح دین است و بدون آن، دین به صورت جسدى مرده و کالبدى بى‏روح خواهد بود، مانند دین بدون پیغمبرى از جانب خدا، و معالجه مریض بدون طبیب و ساختن منزلى بدون معمار و جرّاحى بیمارى بدون استاد معالج. چون سعادت مردم در پرتو دین است، و قوام دین در پرتو حافظ و نگهبان آن و عارف به اصول و فروع آن و قیّم به معارف و حقائق آن. همان طور که مردم بدون دین از جادّه انسانیّت خارج و فقط اسم انسان بر آنهاست، همین طور دین بدون امام از جاده مستقیم خارج و فقط اسمى از دین بر روى آن است.
با مطالعه در سیره رسُول خدا و مطالعه تاریخ صحیح بدست مى‏آید که نزد آنحضرت مسئله ولایت علىّ بن أبى طالب امیر المؤمنین علیه السلام برابر با اصل اسلام و هم وزن با اصل نبوت و اصل قرآن است، بلکه روح نبوت و روح قرآن است[۱۸۹].
ابو الحسن فقیه محمّد بن احمد بن على بن شاذان در کتاب «فضائل على و اولاد معصومین او علیهم السلام» که مجموعا صد منقبت است از طریق اهل تسنن‏
روایت کرده است با اسناد خود از حَبَّه العُرَنى از امیر المؤمنین علیه السلام قالَ:[۱۹۰]
«رسُول خدا به امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: من سیّد اوّلین و آخرین هستم یعنى بزرگ و سالار پیشینیان و پسینیان، وَ اى علىّ تو سیّد تمام مخلوقات هستى پس از من. اول ما مانند آخر ماست و آخر ما مانند اول ماست
».
و نیز ابن شاذان از طریق عامه روایت کرده است:
«ابن عباس گوید:
حضرت رسُول اکرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند:
سوگند به آن خدائى که مرا به حقّ بشارت دهنده به رحمت خود قرار داده عرش و کرسى استقرار نگرفته و فَلک به گردش در نیامده و آسمانها و زمین استوار نباشد مگر به آنکه روى آنها نوشته شده است: نیست خدائى مگر ذات مقدّس یگانه او، و محمّد است رسُول او، و علىّ بن أبى طالب است حاکم و امر کننده مؤمنان.
خداى تعالى چون مرا به آسمان بالا برد و مرا به نداى لطیف خود در شب معراج اختصاص داد گفت: اى محمّد، عرض کردم: لبّیک اى پروردگار من پذیرفتم نداى تو را و آمده‏ام براى تلقى گفتار تو. خدا فرمود: اى رسُول من من هستم محمود وتو هستى محمّد، اسم تو را از نام خودم مشتقّ نمودم و تو را بر جمیع بندگان خودم برترى و شرافت دادم. اى محمّد! برادرت علىّ را به خلافت برگزین و او را عَلَم و راهنماى هدایت مردم معرّفى کن تا مردم را به دین من رهبرى کند، اى محمّد من او را امیر و فرمانده مؤمنان قرار دادم پس کسیکه بر او حکومت و فرمانروائى کند من او را به لعنت خود گرفتار مى‏کنم، و کسیکه مخالفت او کند من او را عذاب مى‏کنم، و کسى که از او پیروى کند من او را به درجات قرب خود بالا مى‏برم. اى محمّد من على را امام مسلمانان قرار دادم، او پیشواست پس کسیکه بر او تقدم جوید من او را به خذلان خود مبتلى خواهم نمود، و کسیکه تمرّد او را بنماید من او را به جفاى خود گرفتار خواهم ساخت. بدرستیکه على سیّد و سالار اوصیاى پیمبران است و قائد و راهبر درخشنده چهرگان در منازل بهشتِ برین، و او حجت من است بر تمام مخلوقات من[۱۹۱]».
ما در قرآن مجید آیه‏اى نداریم که تمامى أنبیاء علیهم السّلام إمام بوده‏اند؛ و در بعضى آیات بر إمامت بعضى از آنان، تصریح شده است. مثلًا آیه: وَ جَعَلْنَهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا [۱۹۲]؛ بعد از ذکر حضرت إبراهیم و لوط و حضرت إسحق و یعقوب؛ و آیه: وَ جَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا [۱۹۳]؛ بعد از ذکر حضرت موسى؛ که ما از میان بنى إسرائیل أئمّه‏اى را برگزیدیم.
۱ـ با امامت حضرت علی بن ابی طالب دین تمام و کامل شد: ان الله تبارک و تعالی لم یقبض نبیه(ع) حتی …… : « در واقع, خدای متعال, پیامبرش را به جوار خویش نخوانده بود{ و هنوز پیامبر(ص) فوت نکرده بود} تا اینکه دین او را کامل نمود و قرآن را بر او نازل کرد, که در آن, توضیح هر چیزی بود و مقررات حلال و حرام و قوانین کیفری و جزایی و احکام را بیان کرد و هرچه که مردم بدان نیازمند بودند. پس خدای متعال فرمود:« هیچ چیزی را در کتاب فرو گذار نکردیم»[۱۹۴]. و در حجه الوداع{ هنگام بازگشت پیامبر (صلی الله علیه واله) در آخرین سفر حج در غدیر خم} در آخر عمر پیامبر (صلی الله علیه واله) این آیه نازل شد:« امروز, دین شما را کامل و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را به عنوان دین برای شما پسندیدم»[۱۹۵]مسأله امامت از مواردی است که دین به وسیله آن تمام {وکامل} شد. هنوز پیامبر(صلی الله علیه واله) از دنیا نرفته بود که آموزه های دینی را برای امت بیان کرد و راه های آن را برای مردم روشن ساخت و آنها را با هدف حق, واگذار کرد و امیر المومنین(ع) را نشانه و پیشوای آنان قرار داد و هرچیزی که امت بدان نیاز داشتند بیان کرد, پس هرکس بپندارد که خدای متعال دینش را کامل نکرده, قرآن را انکار کرده است و هرکس قرآن را رد و انکار کند کافرشده است…»[۱۹۶]
۲ـ امامت به سبب علم و ایمان و با نصب الهی: « فقال الله جل جلاله:« ان اولی الناس بابراهیم للذین اتبعوه …. »[۱۹۷]: پس خدای متعال فرمود: در حقیقت, سزاوارترین مردم به ابراهیم(ع) کسانی هستند که از او پیروی می کنند و این پیامبر(ص) و کسانی که ایمان آورده اند. خدا سرپرست مومنان است. پس{جانشینی ابراهیم(علیه السلام)} فقط برای پیامبر اسلام (صلی الله علیه واله) بود و آن را به دستور الهی به عهده علی(ع) در نسل برگزیده او قرار گرفت؛{همان} کسانی که به انها علم و ایمان داد, بر اساس کلام خدای متعال که فرمود:« کسانی که علم و ایمان به آنها داده شده است, می گویند: حتما شما بر فرمان خدا تا روز قیامت درنگ کردید[۱۹۸]» پس آن {امامت} به صورت مخصوص در فرزندان علی تا روز قیامت قرار گرفت؛ چون بعد از محمد(صلی الله علیه واله) پیامبری نخواهد آمد.{ بنابراین امامت تا رستاخیز ادامه خواهد یافت}؛ پس از کجا این جاهلان {رهبر و امام و خلیفه} بر می گزینند؟[۱۹۹]
۳ـ امامت, فقط در آل رسول: …..و أین یوجد مثل هذا ظنوا أن ذلک ….. یزدادوا منه الا بعداً:[۲۰۰] از کجا مثل این مطلب یافت شد که پنداشتند آن{امامت} در غیر آل رسول (ص) یافت می شود؛ به خدا سوگند! به خودشان دروغ گفتند و سخن باطل بر دوش آنان سنگینی کرد و به جایگاه سخت و لغزنده ای رفتند, که گام هایشان از آنجا به پایین می لغزد. مقام امامت را با عقل های حیران و ناقص و نظرات گمراه گر نشانه گرفتند؛ پس, از آن دورتر شدند[۲۰۱]
۴ـ امام موعود : ….. عن رسول الله…. اذا خرج المهدی من ولدی…… : امام رضا(ع) از پیامبر اکرم(ع) روایت می کند که فرمودند: « هنگامی که مهدی (ع) از فرزندان من قیام می کند, عیسی بن مریم(ع) فرود می آید و پشت سر او نماز می خواند { و به او اقتدا می کند}»[۲۰۲]
و حضرت رسول أکرم صلَّى الله علیه و آله و سلَّم که داراى مقام ولایت بوده‏اند، نه به جهت نفس نبوّت آن حضرت، بلکه بدین جهت
بود که آن حضرت داراى مقام إمامت بوده‏اند؛ یعنى رسول الله، هم إمام بودند و هم نبىّ؛ مانند حضرت إبراهیم علیه الصَّلوه و السَّلام که قرآن درباره ایشان مى‏فرماید: (به خاطر آورید) هنگامى که خداوند، ابراهیم را با وسایل گوناگونى آزمود. و او به خوبى از عهده این آزمایشها برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پیشواى مردم قرار دادم!» [۲۰۳]
بعد از اینکه حضرت إبراهیم پیغمبر بود و خداوند به او وحى‏ مى فرستاد، خدا در قرآن مى‏فرماید: ما او را به امتحاناتى و به کلماتى آزمایش نمودیم و او به خوبى از عهده امتحانات برآمده، آنها را تامّ و تمام پس داد؛ بر أثر این تمامیّت آزمایشها و ابتلائات، ما او را در روى زمین إمام قرار دادیم.
پس حضرت إبراهیم، هم داراى نبوّت است و هم داراى إمامت. و حضرت رسول الله نیز، هم نبىّ هستند و هم إمام؛ بخلاف أئمّه ما که آنها نبوّت ندارند و فقط إمامت دارند.
یکى از آیات قرآن که بر ولایت و إمارت و حکومت أئمّه علیهم السّلام دلالت دارد این آیه است:
«اى کسانى که إیمان آوردید! إطاعت کنید از خدا، و إطاعت کنید از رسول خدا، و اولى الامرى که از شما هستند؛ پس اگر تنازع کردید در چیزى، آن را به سوى خدا و رسول برگردانید، اگر به خدا و روز قیامت إیمان دارید؛ این طریق، طریق پسندیده و اختیار شده‏اى است که بازگشت و مرجعش بسیار خوب است؛ تأویلش خوب است. [۲۰۴]»
یعنى اگر در این راه حرکت کنید، عاقبت شما خیلى خوب خواهد بود و در مسیر اجتماع، از همه مواهب بهره‏مند و متمکّن مى‏شوید؛ و به آن محلّ و جائى که از نقطه نظر سیر کمالى خود باید برسید، خواهید رسید!
ما با این آیه استدلال بر ولایت معصوم نموده و استفاده خواهیم کرد که: أُولوا الامر حتماً باید معصوم باشند. این آیه از آیات روشن و بارز قرآن مجید است که أُولوا الامر را منحصر به أئمّه أطهار علیهم السّلام مى‏داند و به عنوان ولایت، آنها را که معصومند، واجب الإطاعه شمرده است.
إطاعتِ خدا پیروى قرآن، إطاعتِ رسول عمل به سنّت، و إطاعتِ اولى الامر در أحکام وِلائیّه است‏
تقریب استدلال بدین طریق است که مى‏گوئیم: در آیه شریفه: یأیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا أَطِیعُوا اللَهَ، إطاعت خدا، متابعت از أحکام إلهیّه‏اى است که در قرآن کریم بیان شده؛ نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الامِینُ* عَلَى‏ قَلْبِکَ لِتَکُونَ مِنَ الْمُنذِرِینَ [۲۰۵]
إطاعت خدا، یعنى إطاعت از کتاب خدا و آیات خدا؛ هر جا از إطاعت پروردگار صحبت شد، مقصود إطاعت از آیاتى است که بر پیغمبر در قرآن مجید نازل شده. این إطاعت خداست!
و البتّه معلوم است که قرآن مجید در تفاصیل و جزئیّات امور، وارد نشده است، بلکه متعرّض کلیّات و أحکام کلّیّه است؛ مانند وجوب نماز، زکوه، حجّ، جهاد و غیرها، ولى خصوصیّاتش بیان نشده است.

آموزه مهدویت در احیاء هویت اسلامی۹۱- قسمت ۵

گفتار دوم: چیستی هویت اسلامی
فصل سوم:امام معصوم و احیاگری
گفتاراول: نیازمندی به حجت الهی
گفتاردوم: جایگاه امامت در تفکر شیعه
گفتارسوم: اصالت مهدویت
گفتار چهارم: احیاگری حضرت مهدی (عج) در جامعه
۸ـ محدودیت و مشکلات تحقیق:
محدودیت هر تحقیقی غالباً در موضوعات زمان، مکان، منابع، توان و ظرفیت تحقیق، ظهور میکند که هر کدام میتواند در سیر تحقیق خلل ایجاد کند. در این تحقیق با توجه به موضوع مورد بررسی، از جمله محدودیتهایی که میتوان ذکر کرد:
۱- کمبود تحقیقات صورت پذیرفته در ارتباط با موضوع
۲- کمبود کتاب در این زمینه با نگاهی که این تحقیق به آن پرداخته است
۹٫ مفاهیم و اصطلاحات کلیدی:
کلمات کلیدی در این تحقیق عبارتند از:
احیاء هویت اسلامی،مهدویت، ولایت، حیات معنوی،امنیت و عدالت که در متن بطو کامل تعریف گردیده شده است
فصل دوم: حقیقت حیات دینی و هویت اسلامی
گفتار اول:
حیات معنوی انسان و احیاء آن
مفهوم لغوی احیاء:
احیاء از ماده” حیی” گرفته شده است .مصدر أحیا به معنای زنده کردن، جان بخشیدن، زندگی دادن[۶].
در التحقیق آمده : این کلمه در مقابل مرگ است و تحرک داشتن از آثارش است.
و در قرآن کریم در مقابل مرگ و هلاکت آمده است:
هر که هلاک مى‏شود از روى بینش و زنده گردد هر که زنده مى‏شود از روى بینش ، دسته‏اى مى‏میرند و دسته‏اى دیگر زنده مى‏شوند ، شما را زنده مى‏کند و مى‏میراند ، زنده مى‏گرداند و مى‏میراند ، : پروردگارا نشانم بده که چگونه مردگان را زنده مى‏کنى؟
و الحیاه أعمّ من أن تکون فی النباتات: زنده می کند زمین را بعد از مرگش.
پس این حیات نباتی است.
أو فی الحیوان: پروردگارا نشان بده به من جگونه زنده می کنی مردگان را.
أو فی الإنسان: زندگى جز همین زندگى دنیا نیست ، اوست که شما را زنده مى‏کند.
أو فی مطلق الحیاه: و خداوند زنده می کند و می میراند، خارج می کند زنده را از مرده.
أو فی الحیاه المعنویّه : او را زندگى نیکو دهیم ، زمانى که شما را مى‏خوانند بدانچه زنده‏تان مى‏سازد.
أو فی الدار الآخره: و به درستى که زندگى حقیقى، آخرت است ، نه مى‏میرد و نه زندگى دارد ‏.
أو فی الحیوان: پروردگارا نشان بده به من جگونه زنده می کنی مردگان را.
أو فی الإنسان: زندگى جز همین زندگى دنیا نیست ، اوست که شما را زنده مى‏کند.
أو فی مطلق الحیاه: و خداوند زنده می کند و می میراند، خارج می کند زنده را از مرده.
أو فی الحیاه المعنویّه : او را زندگى نیکو دهیم ، زمانى که شما را مى‏خوانند بدانچه زنده‏تان مى‏سازد.
أو فی الدار الآخره: و به درستى که زندگى حقیقى، آخرت است ، نه مى‏میرد و نه زندگى دارد ‏.
أو فی الحیوان: پروردگارا نشان بده به من جگونه زنده می کنی مردگان را.
أو فی الإنسان: زندگى جز همین زندگى دنیا نیست ، اوست که شما را زنده مى‏کند.
أو فی مطلق الحیاه: و خداوند زنده می کند و می میراند، خارج می کند زنده را از مرده.
أو فی الحیاه المعنویّه : او را زندگى نیکو دهیم ، زمانى که شما را مى‏خوانند بدانچه زنده‏تان مى‏سازد.
أو فی الدار الآخره: و به درستى که زندگى حقیقى، آخرت است ، نه مى‏میرد و نه زندگى دارد ‏.

آموزه مهدویت در احیاء هویت اسلامی۹۱- قسمت ۴

نتیجه …………………………………………………………… ۱۶۵
پیشنهادات ……………………………………………………. ۱۶۶
پی نویس …………………………………………………….. ۱۶۷
کتاب نامه ……………………………………………………. ۱۶۸
پیوست ………………………………………………….۱۷۷
مقدمه:
قر آن کریم در مواردی از زمین و تحولات آینده آن سخن گفته است و مسئله حیات مجدد زمین پس از مرگش از همین سخنان نورانی است: اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها [۱]. اگر لفظ زمین در آیه به معنای زمینه باشد، ظهور امام عصر(عج) از مصادیق بارز آن خواهد بود و نیازمند توضیح نیست؛ اما چنانکه از آن لفظ معنای ظاهری آن مراد باشد و آیه تنها ناظر به طبیعت و حیات و مرگ زمین طبیعی بدانیم، تطبیق آیه بر ظهور حضرت مهدی(عج) به عنوان یکی از اهم موارد تطبیقی آن، نیازمند توضیح است: بی شک انسان دو گونه مرگ و زندگی دارد: ظاهری و طبیعی؛ باطنی و حقیقی. زندگی و مرگ ظاهری او از محدوده ورود به دنیا تا خروج از آن و از مباحث زیست شناختی است؛ اما زندگی و مرگ حقیقی انسان به تکامل عقلایی و ایمانی او وابسته است.در قرآن کریم همه هستی را تسبیحگوی ذات مقدس حق می خواند: َ إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلاَّ یُسَبِّحُ بِحَمْدِه [۲]. پیداست که تسبیح، فعل فاعل مدرِک است، چون تسبیح کننده هم باید فعل خود را بشناسد و هم خدایی را که تسبیح می کند و هم حقیقت تسبیح را به میزان ظرفیت خود بفهمد و هم مجموعه صفات سلبی و نقص و عیوب را با تسبیح خود از خدای سبحان دور بداند و حق را از آن ها تنزیه کند و روشن است که این پایه از شناخت، هرگز بی شعور و ادراک به دست نمی آید، پس همه تسبیح کنندگان، یعنی زمین و زمان و عالم و آدم، بر پایه مراتب خویش از اندیشه و ادراک برخوردارند. بنا براین زمین غیر از حیات و مرگ طبیعی، زندگی و مرگی معنوی دارد و می توان یکی از مراتب مرگ معنوی زمین را دوران ستم زدگی و جهل و کفر و نفاق بشر در سطح بین المللی دانست و هنگامه ظهور و قیام نورانی آخرین ذخیره الهی را احیای معنوی و بهار حقیقی زمین نامید، که با رسیدنش طومار ستم و صحیفه ظلمت در هم می پیچد و نفس مسیحایی اش جهان خفته در بستر کفر و شرک را بیدار و زمین لبریز از بیداد را از عدل و داد سرشار می سازد[۳]. همچنانکه نبی اعظم اسلام (ص) سیره و سنت حضرت را چنین معرفی می کند: « و یملأ الله قلوب امه محمد(ص) غنی و یسمعهم عدله[۴] : یعنی مهدی موعود(عج) به امرو اراده الهی دلهای امت مسلمان را از بی نیازی پر می کند و گستره عدل آن حضرت (ع) به همگان می رسد.احیا و گسترش دادن از سویی و تقویت روح بی نیازی در قلوب انسانها از سویی دیگر، دو رکن اساسی و شاخص مهم آرمانشهر مهدوی(عج) است که در این تحقیق به احیاگری در زمان ظهور حضرت می پردازیم. حکومتی که در سازو کار اجرایی اش جز عدل حاکم نیست و برنامه فرهنگی اش، تربیت قلوب استغنای روح بشر است ، همان گمشده انسان است که طریق سعادت را برایش پیمودنی می سازد و زندگی دنیا و آخرت او را آباد می کند. شهروندان این دولت کریمه از هر ستمی در امان اند؛ آنچنانکه در پرتو این عدالت دشمنی ها به دوستی، نزاع ها به صلح و کینه ها به محبت بدل می شود و میوه شیرین امنیت عمومی، محصول عدالت گستری حکومت مهدوی(عج) خواهد بود، عناصر محوری رسالت آخرین ذخیره الهی، همان عناصری است که در رسالت تمام انبیا بوده است که شامل دو عنوان اساسی: افروختن و پاسداشت سراج وحی؛ حراست از سلامت مصباح عقل و دیده بصیرت بشر است. عقل و و حی،چنان در هم تنیده اند که نه وحی بی عقل می تواند جامعه را به مقصد برساند و نه عقل بدون وحی. نه عقل کار وحی را می کند و نه وحی کار عقل را، چون عقلْ وحی درونی است و وحیْ عقل بیرونی؛ یکی ظاهر است و دیگری باطن؛ یکی چشم قلب بشر و اجتماع آدمیان است و دیگری چراغ روشنگر راه آنها و این هردو باید به کار گرفته شود تا کشتی بشر را به ساحل مقصود برساند[۵]، از این جهت در این تحقیق ابتدا حیات واقعی انسان بیان می گردد و بعد به بیان هویت اسلامی و احیاء آن توسط حضرت پرداخته می شود و ارتباط این دو مبحث مشخص می شودو در آخر بعد از فراهم آمدن زمینه های پذیراشدن عدالت و امنیت در عرصه های مختلف حکومت حضرت ولی عصر(عج)، حضرت به برقراری آنها در زمینه های مختلف می پردازند:
فصل اول: کلیات
۱ـ تبیین موضوع:
آنچه در این پژوهش مورد بررسی قرار می گیرد آموزه مهدویت در احیا هویت اسلامی است. هویت اسلامی همان حقیقت دین مبین اسلام است که اصول و ارکانی داشته که باعث تمییزآن از غیر شده است. همانطور که در تحقیق بیان گردیده دین اسلام مایه حیات است(آیه ۲۴انفال)، و آنچه که مایه و منشأ حیات و عین حیات است نمی میرد، پس مقصود از احیای دین احیا در مقام فکر و آگاهی و در حوزه فعل و حرکت است آنگاه که دین دار در مقام فهم و فکر یا اقدام و حرکت دچار بد فهمی دین یا تبعیض و تجزیه در اجزاء دین می شود و در مقام فهم ویا عمل، دین متروک یا بد اجراء می شوددر نتیجه اماته دین بوجود می آید. امام علی (ع) در خصوص احیای قرآن توسط حضرت حجت (عج) می فرمایند: خواهش نفسانى را به هدایت آسمانى بازگرداند، و آن هنگامى است که- مردم- رستگارى را تابع هوى ساخته‏اند، و رأى آنان را پیرو قرآن کند، و آن هنگامى است که قرآن را تابع رأى خود کرده‏اند.
آنچه که حائز اهمیت است شناخت حیات معنوی انسان و ارتباط آن با هویت اسلامی
است، که توسط وجود نازنین ولی عصر احیا می گردد. حضرت با احیا دین مبین اسلام حیات متألهانه انسان را احیا می کنند تا با تعلیم کتاب و حکمت، جامعه انسانی را زنده گرداند(یس آیه ۷۰)، وقتی جامعه ای زنده شود پذیرای عدالت و امنیت در همه عرصه ها می گردد و آنگاه حکومت برحق حضرت با این دو محوریت قابل اجرا می شود.
۲ـ اهمیت و ضرورت تحقیق:
اتحاد و یگانگی قرآن و عترت طاهره، اصل محکم و خلل ناپذیری است که بر اساس حدیث شریف ثقلین به اثبات می رسد. بر همین مبنا، ضرورت ظهور آخرین امام و منجی نهایی را می توان از ضرورت وجود و ظهور قرآن در جهان طبیعت نتیجه گرفت . انزال قرآن کریم اهداف فراوانی را تأمین می کند از جمله هدایت انسانها (هدی للناس)، برانگیختن آنها برای برپایی حکومت عدل( لیقوم الناس بالقسط) – زیرا قیام عمومی به عدل بدون حکومت عادل مقدور نخواهدبود- و خارج کردن بشر از تیرگی و تاریکی جهل به روشنایی و نور هدایت (کتاب انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الی النور)، تحقق این اهداف در گرو آن است که این کلام شریف قرآن کریم در عالم طبیعت نزول کند و در دسترس عموم بشر قرار گیرد، خداوند بدلیل اینکه امام معصوم عدل و همتای قرآن است این اهداف را برای امام معصوم نیز قرار داده است و از سوی دیگر درخت جامعه بشر آنگاه به بار خواهد نشست که هم در بعد اندیشه، رأی صائبی داشته باشد و هم در حوزه انگیزه، بر محور حق و عدالت عمل کند و چنین کمالی که حقیقت حیات انسانی را تأمین می کند، جز در پرتو خورشید وحی و نبوت و شعاع درخشان ولایت و امامت به دست نخواهد آمد بنابراین باید بستر برای این اهداف فراهم گردد که در این تحقیق بطور مفصل فراهم آمدن بستری که باعث تحقق این اهداف باشد بیان گردیده است.
۳٫اهداف و فوائد تحقیق:
همان گونه که در بحث ضرورت تحقیق بیان گردید برای تحقق این اهداف، اندیشه اینکه حضرت به تنهایی و از راههای غیر عادی اوضاع را سامان می بخشد و امور را اصلاح می کند و آنگاه انسانها بر سر سفره آماده رحمت آن حضرت بنشینند، بی آنکه رنجی متحمل شده و آمادگی کسب کرده باشند اندیشه ای باطل است که مشابه آن دامنگیر قوم بنی اسرائیل گردید(آیه۲۴ مائده) بنابر این منتظران واقعی حضرت برای قرار گرفتن در صف صراطی که حضرت احیا می کند(نساآیه۶۹)، باید آمادگی در خود بوجود آورده ،پس هدف از این تحقیق:
۱٫روشن شدن مفهوم احیای دین در عصر ظهور و چگونگی تحقق آن برای برقراری حکومت برحق حضرت با محوریت عدالت و امنیت می باشد
۲٫حصول شرایط لازم در خود برای همراهی حضرت تا برقراری حکومت برحق و عدالت پیشه ایشان
۳٫ روشن شدن ارتباط بین حیات معنوی انسان و هویت اسلامی
۴٫دلیل بر نیاز به حجت الهی وتبیین دو محور اصلی حکومت برحق حضرت
۴ـ روش تحقیق:
این تحقیق بصورت کتابخانهای بوده و با بررسی و مراجعه به اسناد و متون مختلف مطالب گردآوری و چینش شده است و ماهیتی توصیفی دارد و به اعتبار موضوع آن مورد پردازش دینی ـ اجتماعی میباشد.
۵٫طرح مسئله و پرسشهای تحقیق:
باتوجه به قطعی بودن ظهور حضرت و تحقق حکومت برحق ایشان و احیا دین مبین اسلام، در این تحقیق چگونگی این احیا در انسان و جامعه و لزوم انجام آن از سوی حضرت و تبیین محورهای حکومتی حضرت بیان گردیده است.
سئولات اصلی:
۱٫احیای هویت اسلامی بدست وجود نازنین حضرت چگونه انجام می گیرد و چه ارتباطی با حیات انسانی داشته است؟
سئوالات فرعی:
۱٫چگونه دو محور عدالت و امنیت در حکومت حضرت اجرا می گردد؟
۲٫باتوجه به اینکه دین اسلام حیات بخش بوده پس مفهوم احیا دین اسلام توسط حضرت چیست؟
۶ـ پیشینه تحقیق:
اساتید و بزرگواران در عرصه مهدویت زحمتهای زیادی را متحمل شده اندومقالات زیادی در این خصوصنوشته شده است،ولی با رویکردی که بنده حقیر به آن پرداخته ام
تنها یک مقاله موجود بوده است:
مقاله: عبد العزیز نعمانی با «عنوان حضرت مهدی آخرین احیاگر و مجدد در اسلام» که به بحث چگونگی احیا گری حضرت نپرداخته اند و تنها در مورد علائم شناخت حضرت و دولت کریمه ایشان پرداخته است
در زمینه کتب موجود نیز، باید به این نکته اشاره کنم که کتابی در خصوص احیاگری حضرت وجود نداشته اگرچه کتابهایی در مورد شرایط و حوادث موجود در عصر ظهور وجود داشته ولی اشاره ای به بستر تحقق حکومت حضرت و چگونگی فراهم شدن آن نشده است .
۷ـ ساختار تحقیق:
در این پژوهش عنوان در سه فصل مجزا بررسی شده است:
فصل اول: کلیات
فصل دوم:حقیقت حیات دینی و هویت اسلامی
گفتار اول: حیات معنوی انسان و احیاء آن

آموزه مهدویت در احیاء هویت اسلامی۹۱- قسمت ۳

۱٫حدیث ثقلین ………………………………………………………… ۸۴
۲٫حدیث من مات…………………………………………………….. ۹۲
۳٫حدیث اثنا عشر……………………………………………………..۹۶
بررسی تاریخی…………………………………………………….. ۱۰۰
خلاصه ……………………………………………………………… ۱۰۱
احادیث خاص ……………………………………………………..۱۰۲
گفتار چهارم: احیاگری حضرت در جامعه ……………………۱۱۳
وجود امنیت در زمان حضرت ………………………………… ۱۱۷
ضرورت امنیت ………………………………………………….. ۱۲۱
اقسام امنیت ……………………………………………………… ۱۲۴
۱٫امنیت فردی………………………………………………….. ۱۲۴
۲٫امنیت اجتماعی ……………………………………………… ۱۲۵
امنیت در عصر امام مهدی …………………………………… ۱۲۷
چرایی و علل و عوامل امنیت ………………………………. ۱۲۸
۱-ایدئولوژی واحد ………………………………………….. ۱۲۹
۲-حاکم شدن دولت واحد دینی …………………………… ۱۳۰
۳-رشد و شکوفایی اقتصادی ………………………………. ۱۳۳
۴-ایمان و دین مداری ………………………………………. ۱۳۴
۵-کمال اخلاقی …………………………………………….. ۱۳۵
۶-بالندگی عقل ……………………………………………. ۱۳۶
۷- رشد دانش ……………………………………………… ۱۳۷
نتیجه …………………………………………………………..۱۳۸
۲٫برقراری عدالت اجتماعی توسط حضرت …………… ۱۳۸
حضرت مهدی و عدالت اجتماعی ……………………….. ۱۳۹
ابعاد عدالت اجتماعی ………………………………………. ۱۴۴
۱٫بعد اقتصادی ………………………………………………. ۱۴۵
۲٫بعد اداری و سازمانی …………………………………….. ۱۵۰
۳٫بعد سیاسی …………………………………………………. ۱۵۱
۴٫بعد فرهنگی …………………………………………………۱۵۳
شیوه های تحقق عدالت اجتماعی …………………………..۱۵۵
۱٫پیاده نمودن کامل قانون …………………………………… ۱۵۵
۲٫دستگاه قضایی عدل محور ……………………………….. ۱۵۶
۳٫به کار گماردن کارگزاران عادل …………………………. ۱۵۹
۴٫بازگرداندن حقوق از دست رفته انسانها ……………….. ۱۶۰
۵٫کنترل و نظارت دقیق ……………………………………… ۱۶۱
۶٫قاطعیت در برخورد با متخلفان …………………………. ۱۶۲
۷٫رشد معرفت و توانایی ……………………………………. ۱۶۲
جمع بندی و نتیجه گیری …………………………………… ۱۶۴

آموزه مهدویت در احیاء هویت اسلامی۹۱- قسمت ۲

۱٫شاخصه های سیاسی ………………………………………………………..۳۲
۳-۱- دشمن شناسی …………………………………………………………..۳۲
فصل سوم: امام معصوم و احیاگری ………………………………………..۳۶
گفتار اول: نیازمندی به حجت الهی ……………………………………….. ۳۶
دلائل نیاز به امام معصوم ……………………………………………………. ۳۹
۱٫تبیین مفاهیم قرآن ………………………………………………………….. ۳۹
۲٫ارشاد و هدایت انسانها …………………………………………………….. ۳۹
۳٫برقراری عدل و امنیت …………………………………………………….. ۴۰
۴٫جلوگیری از تحریف دین …………………………………………………..۴۰
دیدگاه ملاصدرا درخصوص دلیل نیاز به امام ……………………………. ۴۱
۱٫ختم نبوت …………………………………………………………………… ۴۱
۲٫فواید وجودی امام ………………………………………………………… ۴۲
۳٫وجوب وجود امام ………………………………………………………… ۴۴
دیدگاه آیه ا.. جوادی آملی در خصوص نیاز به امام
گفتار دوم: جایگاه امامت در تفکر شیعه ………………………………… ۵۳
۱٫آیه اکمال …………………………………………………………………….۵۳
۱ -۱- روزی که باعث یاس کفار شد ………………………………….. ۵۴
۱-۲- روزی که مایه اکمال دین شد …………………………………….. ۵۴
۱-۳- روزی که خداوند دین اسلام را به عنوان دین پسندید ……….. ۵۴
۲٫سبب نزول…………………………………………………………………۵۴
۳٫ تفسیر آیه در سایه احادیث …………………………………………. ۵۶
۴٫وجوب معرفت امام و قبول ولایت او ………………………………..۶۰
۵٫رویکرد علمای امامیه نسبت به مسئله امامت …………………….. ۶۲
۵-۱-شیخ صدوق ……………………………………………………….. ۶۲
۵-۲- شیخ مفید …………………………………………………………..۶۳
۵-۳- سید مرتضی ……………………………………………………… ۶۳
۵-۴-شیخ طوسی ………………………………………………………. ۶۳
۱٫نقش امامت در دین ………………………………………………….. ۶۴
الف)امامت اساس اسلام ………………………………………………… ۶۴
ب)امامت رهبری دین ………………………………………………….. ۶۴
ج) امامت سنگر دفاع از دین …………………………………………. ۶۴
د) امامت مایه نظامندی دین …………………………………………….۶۵
۲٫توقف شناخت امامت بر نبوت و فهم نبوت ……………………….۶۵
۳٫مفهوم واقعی معرفت امام …………………………………………… ۶۶
۴٫امامت استمرار ولایت ……………………………………………… ۶۷
گفتار سوم: اصالت مهدویت ………………………………………….. ۷۸
مهدویت در قرآن ………………………………………………………. ۷۹
مهدویت در احادیث ………………………………………………….. ۸۳

آموزه مهدویت در احیاء هویت اسلامی۹۱

دانشکده شیعه شناسی
پایان نامه کارشناسی ارشد رشته شیعه شناسی
آموزه مهدویت در احیاء هویت اسلامی
استاد راهنما: جناب آقای دکتر شاکری زواردهی
استاد مشاور: جناب آقای ایمانی
نگارش: لیلا حلاج
سال ۱۳۹۲
 
چکیده :
حیات انسان , ذاتی او نیست از این رو انسان، محتاج به مبدأ بی نیازی می باشد. وحی و نبوت زنده کننده جامعه انسانی است و همانگونه که آب مایه حیات مادی برای انسان است، امامان معصوم نیز حیات معنوی را به انسان اعطا می کنند.باتوجه به روایات وارده در خصوص شرایط آخر الزمان و فراگیری ظلم وجور در آن، احیا هویت اسلامی در خصوص انسان – که همان رفتار و سلوکی می باشد که ریشه در وحی داشته و منجر به محکم شدن ارتباط انسان به عالم وحی و خداوند می باشد – و جامعه توسط ولی عصر(عج) انجام می گیرد تا زمینه برای پذیرا شدن عدالت و امنیت در همه عرصه ها از سوی مردم و جامعه، فراهم گردد. بنابراین در زمان ظهور، حقیقت دین مبین اسلام که با فطرت انسانی هم خوانی داشته و باعث فراهم آمدن حیاتی توأم با امنیت و عدالت برای انسان می باشد، توسط حضرت احیا می گردد و اینگونه با توجه به فرمایش امام علی (ع) ( خطبه ۱۰۸) دیگر از تحریف اسلام و وارونه نشان دادن آن خبری نبوده که در دو گفتار ابتدای تحقیق، این مباحث تبیین گردیده است.آنچه که باعث استمرار امامت بعداز ختم نبوت می باشد با توجه به بیان ملاصدرا، ولایتی است که از سوی خداوند به ائمه معصومین ارزانی شده است و این حجت های الهی راه وصول به خدای متعال و نجات از عذاب اخروی بوده که تحت عناوین نیازمندی به حجت الهی و جایگاه امامت در تفکر شیعه در تحقیق بیان گردیده است.حقیقت مهدویت ، منتهی شدن جوامع جهانی به سوی جامعه واحد و برخوردار از امنیت و رفاه و عدالت و غلبه حق بر باطل و.. می باشد که در احادیث عام وخاص مبنی بر وجود حضرت و حکومت بر حق ایشان، ذیل عنوان اصالت مهدویت بیان شده است.
دو محوریتی که بعد از فراهم آمدن بستر برای پذیرش آن در جامعه توسط حضرت اجرا می گردد امنیت و عدالت در تمامی عرصه ها بوده، امنیت دارای دو بعد ایجابی و سلبی است : از یک سو وجود آرامش و اطمینان روحی و روانی و از سوی دیگر فقدان ترس و دلهره و نگرانی.در نگاه کلی امنیت به دو قسم فردی و اجتماعی تقسیم شده است که بطور مفصل به آن پرداخته شده است. دومین محوریت برقراری عدالت در همه عرصه هاست. امام صادق (ع) در ذیل آیه ۱۷ سوره حدید منظور از احیای زمین را برقراری عدالت در جامعه و حیات مجدد زمین توسط آن می دانندو در حدیث دیگری شیخ صدوق از امام باقر(ع) نقل می کند: که مصداق این آیه حضرت حجت می باشد از این جهت در دعای شبهای ماه رمضان حضرت را «عدل» نامیدند : « اللهم و صل علی ولی امرک القائم المومل و العدل المنتظر» که بطور مفصل ابعاد این عدالت و شیوه های تحقق آن در جامعه مهدوی در آخرین گفتار مطرح شده است.
کلید واژه ها: مهدویت، احیاء هویت اسلامی، ولایت، حیات معنوی،امنیت، عدالت
فهرست مطالب :
مقدمه …………………………………………………………………………. ۱
فصل اول: کلیات
۱٫تبیین موضوع …………………………………………………….. ۳
۲٫اهمیت و ضرورت تحقیق ……………………………………………… ۳
۳٫اهداف و فوائد تحقیق …………………………………………………….۴
۴٫روش تحقیق ……………………………………………………………… ۴
۵٫طرح مسئله و پرسشهای تحقیق …………………………………………۵
۶٫پیشینه تحقیق …………………………………………………………….. ۵
۷٫ساختار تحقیق ……………………………………………………………..۶
۸٫محدودیت تحقیق …………………………………………………………. ۷
۹٫مفاهیم و اصطلاحات کلیدی ……………………………………………. ۷
فصل دوم: حقیقت حیات دینی و هویت اسلامی
گفتار اول: حیات معنوی انسان و احیاء آن ………………………. ۸
جمع بندی مطالب …………………………………………………….. ۲۰
گفتار دوم : چیستی هویت اسلامی ……………………………… ۲۲
هویت دینی انسان …………………………………………………… ۲۸
شاخصه های هویت دینی………………………………………………۲۹
۱٫اعتقادی………………………………………………………………………. ۲۹
۱-۱-اعتقاد به خدا ………………………………………………………….. ۲۹
۱-۲-اعتقاد به معاد …………………………………………………………. ۲۹
۱-۳-اعتقاد به پیامبر ……………………………………………………….. ۳۰
۱-۴-اعتقاد به ائمه معصومین ……………………………………………… ۳۰
۲٫شاخصه های اخلاق ………………………………………………………..۳۰
۲-۱- توکل ……………………………………………………………………..۳۱
۲-۲-تواضع ……………………………………………………………………..۳۱