گفتار اول: بررسی اجمالی حقوق و قوانین مربوط به كودك آزاری.. 31
بند اول: هرگونه صدمه و اذیت و آزار كودكان.. 33
بند دوم: ممانعت از تحصیل كودكان.. 34
بند سوم: خرید و فروش كودكان.. 34
بند چهارم: بی توجهی به سلامت جسمی و روانی كودكان.. 34
بند پنجم: بهره كشی از كودكان.. 34
بند ششم: به كارگیری كودكان در اعمال خلاف هنجارهای اجتماعی.. 35
گفتار دوم: مداخله در بحران کودک آزاری.. 35
بند اول: حفظ سلامتی کودک بزهدیده.. 37
بند دوم: تأمین امنیت کودک بزهدیده.. 38
بند سوم: ایجاد آرامش خاطر در کودک بزهدیده.. 39
گفتار سوم: ارائه گزارش کودک آزاری.. 40
فصل دوم: نقش سازمان بهزیستی در مرحله رسیدگی.. 43
گفتار اول : نقش سازمان بهزیستی در تشکیل پرونده شخصیت.. 43
بند اول: وضعیت جسمانی.. 45
بند دوم: وضعیت روانی.. 45
بند سوم: وضعیت خانوادگی.. 47
بند چهارم: وضعیت اجتماعی.. 48
گفتار دوم: نقش سازمان بهزیستی در فراهم آوردن امکان مشارکت کودک بزهدیده در فرایند رسیدگی.. 49
بند اول: همکاری با مرجع قضایی در فراهم آوردن امکان مشارکت کودک بزهدیده در فرایند رسیدگی.. 50
الف. ضبط ویدئویی اظهارات کودک بزهدیده.. 51
ب. انتقال اظهارات کودک بزهدیده به دادگاه.. 52
بند دوم: ایجاد آمادگی در کودک بزهدیده برای مشارکت در فرایند رسیدگی   52
الف آموزش و اطلاعرسانی درباره فرایند رسیدگی.. 53
ب. کاهش استرس کودک بزهدیده.. 55
ج. همراهی کردن کودک بزهدیده در دادگاه.. 56
فصل سوم: نقش سازمان بهزیستی در مرحله صدور و اجرای حکم.. 57
گفتار اول: نقش سازمان بهزیستی در صدور و اجرایدستورات دادگاه ضمن صدور حکم بزهکار.. 58
گفتاردوم: نقش سازمان بهزیستی در صدور و اجرای حکم حضانت و سرپرستی کودک بزهدیده   61
بند اول: تصمیمگیری در رابطه با حق حضانت والدین.. 62
بند دوم: سپردن کودک به خانواده جایگزین.. 63
بند سوم: سپردن کودک به سازمان بهزیستی.. 64
فصل چهارم: نقش سازمان بهزیستی پس از اجرای حکم.. 65
گفتار اول: آموزش.. 66
بند اول: آموزش مهارتهای زندگی.. 66
بند دوم: آموزش شیوه های تربیت و کنترل کودک.. 67
گفتار دوم: رواندرمانی.. 68
بند اول: هنردرمانی.. 69
بند دوم: بازیدرمانی.. 70
بند سوم: خانواده درمانی.. 70
بخش دوم: نقش سازمان بهزیستی در پیشگیری غیرکیفری از کودک آزاری.. 73
فصل اول: پیشگیری اجتماعی از بزه کودک آزاری.. 74
گفتار اول: محیط اجتماعی عمومی.. 75
گفتار دوم: محیط اجتماعی شخصی.. 77
گفتار سوم: اهداف سازمان بهزیستی در پیشگیری اجتماعی.. 79
بند اول: انجام مداخلات روانی- اجتماعی قبل از مداخلات قضایی– انتظامی   79
بند دوم: كمك به قضازدایی و پیشگیری از جرم کودک آزاری.. 80
بند سوم: شناسایی آسیب های اجتماعی شایع و در حال شیوع و یا نوپدید و بازپدید   81
بند چهارم: شناسایی كانونها و مناطق آسیب زای اجتماعی.. 81
بند پنجم: ارائه خدمات تخصصی و به موقع بـه افراد در معرض آسیب و آسیب دیدگان اجتماعی.. 81
گفتار چهارم نحوه تأثیرگذاری سازمان بهزیستی(مداخلات روانی– اجتماعی) در پیشگیری از وقوع جرم کودک آزاری.. 82
بند اول: عدم تشكیل پرونده قضایی.. 83
بند دوم: تسهیل در توانمندسازی کوکان بزهدیده کودک آزاری.. 83
بند سوم: پرهیز از برچسب خوردن.. 84
بند چهارم: ارتقای سلامت روانی کودکان بزه دیده کودک آزاری.. 84
بند پنجم: ارتقای سلامت اجتماعی.. 84
بند ششم:حل مشكل خارج از محیط های انتظامی- قضایی.. 85
بند هفتم: استفاده مناسبتر از منابع اجتماعی موجود در جامعه.. 86
بند هشتم: استفاده از روش های مؤثر.. 87
فصل دوم: پیشگیری وضعی از بزه کودک آزاری.. 87
گفتار اول: مصادیق کودکان در معرض خطر بزه کودک آزاری.. 87
بند اول: کودکان خیابانی.. 89
بند دوم: کودکان در معرض خطر اعتیاد.. 89
بند سوم: کودکان بی سرپرست.. 90
بند چهارم: كودكان در معرض خطر فعالیت یا بهره‌كشی جنسی زودرس.. 91
بند پنجم: کودکان کار.. 92
گفتار دوم: کودک آزاری و پیشگیری وضعی از آن.. 93
نتیجه گیری.. 94
پیشنهادات.. 97
منابع و ماخذ.. 98

 

چکیده

امروزه سیاست جنایی ترکیبی از پیشگیری و کیفر را در واکنش به پدیده مجرمانه مفید و اثربخش می‌داند. متولی بودن قوه ‌قضائیه در پیشگیری‌‌ از ‌‌جرم به معنای نقش نداشتن دیگر سازمانها و نهادهای مردمی نمی‌باشد، بلکه دیگر سازمان‌ها و نهادها به عنوان ابزار قوه ‌قضاییه برای پیشگیری ‌از ‌جرم به حساب می‌آیند. از جمله سازمان‌هایی که با اقشار آسیب ‌‌پذیر جامعه و آسیب‌های ‌اجتماعی ارتباط مستقیم دارد سازمان بهزیستی کشور است. پیشگیری‌ از وقوع جرایم منوط به فراهم بودن نیازهای طبیعی و مشروع بوده و اجتناب از شمار بزرگی از ممنوعات فقط در صورتی ممکن است که حوائج منطقی و مشروع مردم به صورت قانونی پیش‌‌بینی و در عمل فراهم گردد. در غیر این صورت منع و مجازات نه معقول و نه قابل اجرا است. با توجه به آنکه زمینه‌ی بسیاری از جرایم در فقر، بیکاری، محرومیت، ناآگاهی و عدم‌ آموزش لازم و نداشتن فرصتهای برابر بین افراد جامعه است سازمان بهزیستی با هدف حمایت و رساندن حداقل‌های امکانات و خدمات بهزیستی به افراد جامعه و کمک به اقشار آسیب‌‌پذیر من جمله کودکان و تجدید ‌تربیت منحرفین به دنبال بهزیستی افراد جامعه بوده که نتیجتاً زمینه‌ بسیاری از جرایم و جرم کودک آزاری را از بین می‌برد و از وقوع جرم پیشگیری می‌کند. همچنین برای پیشگیری‌ از ‌جرم در سطح کشور نیاز به مشارکت نهادهای مردمی و بخش خصوصی می‌باشد که این مهم در سازمان بهزیستی کشور به‌ خوبی امکان‌پذیر است. نتیجه آنکه می‌توان این سازمان را به عنوان یک سازمان متولی پیشگیری‌ اجتماعی از جرم معرفی کرد.
واژگان کلیدی: جرم، پیشگیری، سازمان بهزیستی، اورژانس اجتماعی، کودک آزاری.

مقدمه

با توجه به ماده واحده تشکیل سازمان بهزیستی مصوب 1359، یکی از وظایف اصلی و مبنای اصلی ایجاد سازمان بهزیستی را، تجدید تربیت منحرفین اجتماعی (پیشگیری از تکرار جرم) قرار داده است و این نهاد را متولی این امر قرارداده که با همکاری سایر نهادها اعم از دولتی و غیر دولتی به این مهم دست یابد و از آنجا که تکرار جرم به مجموعه جرایمی اشاره دارد که یک بزهکار از اولین تا آخرین جرم آنها را تجربه کرده است، اولین تجربه بزهکاری، یکی از مطمئن‌ترین عوامل پیش بینی وقوع بزه کاری بعدی در آینده ای بسیار نزدیک است و راهکارهای پیشگیری از تکرار بزهکاری معمولا به صورت مقطعی هستند و برای تاثیر گذاری بیشتر باید فوراً پس از وقوع جرم اول، اجرا بشوند. شدت و ضعف راهکارها باید با تعداد بزهکاری‌های قبلی متناسب باشد و راهکارها با این معیار طبقه بندی بشوند(الله‌یاری،1388، 48).
به هر ترتیب کار آمدترین راهکارها در این زمینه راهکارهایی هستند که با اجرای آنها، بعضی خصایص بزهکاران که بر اساس آن دچار بزهکاری مجدد می‌شوند، تغییر خواهند کرد که اصلاح و درمان که روش حاکم بر اصول سازمان بهزیستی است، می‌تواند یکی از کار آمدترین راهکارها باشد که با در نظر گرفتن فاکتورهای موثر در ارتکاب جرم و سعی در رفع آنها، فرد را به جامعه برگردانده و بهترین روش، روشی است که به صورت چند جانبه عمل کند و از آنجا که در روش های به کار برده شده در سازمان بهزیستی، مردم نیز به ایفای نقش می‌پردازند، این امر باعث می‌شود کلیه اقشار جامعه در جلوگیری از ارتکاب جرم شرکت نمایند و بدیهی است که بهترین روش جهت جلوگیری از ارتکاب جرم، تلاش در جهت اصلاح و درمان و بازپروری مجرم به جای سزادهی است.

1-بیان مسئله

آزار و خشونت علیه کودکان ، از جمله مسائلی است که سابقه‌ای به طول عمر بشریت دارد و در ادوار مختلف تاریخ به طرق متفاوت کودکان را هدف قرار داده است و متأسفانه امروزه نیز به عنوان پدیده‌ای رو به رشد در جوامع به ظاهر متمدن از آن یاد می‌شود. کودک آزاری عبارت است از هر گونه فعل یا ترک فعلی که موجب آسیب یا تهدید سلامت جسم و روان و یا سعادت و رفاه و بهزیستی کودک و نوجوان زیر18سال به دست والدین یا افرادی که نسبت به او مسئول هستند می‌شود. بر اساس معیارهایی که سازمان جهانی بهداشت از کودک آزاری ارائه نموده است، می‌توان اقسام کودک آزاری را به شرح ذیل تقسیم بندی نمود:
الف: انواع کودک آزاری:

  1. کودک آزاری جسمی: مواردی چون كتك زدن با دست، ضربه زدن، داغ کردن، سوزاندن با قاشق داغ، شکستن استخوان، زخمی کردن، ایجاد صدمات داخلی من جمله خونریزی درونی، کشیدن گوش و موی سر، سیلی زدن، نیشگون گرفتن، پرتاب کردن، فشردن، تکان دادن، شلاق زدن، هر شیوه دیگر از ایجاد آسیب جسمانی ، از مصادیق بارز کودک آزاری جسمی می باشد(ذوالفقاری: 1381، ص39).
  2. کودک آزاری روانی و عاطفی: مواردی چون تحقیر کردن، مسخره کردن، سرزنش، طرد نمودن، محرومیت عاطفی، برخورد خشونت آمیز، آزارهای کلامی، کنترل شدید و نامعقول و کلیه اقداماتی که کارکردهای روانشناختی رفتار و رشد کودک را به شدت تحت تاثیر قرار می‌دهد، از مصادیق کودک آزاری روانی و عاطفی به حساب می‌آید.
  3. کودک آزاری جنسی: تماس جنسی با کودک و یا هرگونه تعامل جنسی بین کودک و بزرگسال را کودک آزاری جنسی می‌گویند. تعامل ممکن است دامنه وسیعی از رابطه جنسی تا نمایش آلت تناسلی فرد بزرگسال به کودک، اجبار کودک به نشان دادن آلت تناسلی خود به فرد بزرگسال، وادار ساختن کودک به روسپیگری، استفاده از کودک در حوزه هرزه نگاری اینترنتی ( پورنوگرافی ) و … را شامل بشود.
  4. کودک آزاری آموزشی: آسیب ها و آزارهایی که از طریق نظام آموزشی و عموماً به توسط معلمان، شیوه‌های تدریس، محتوای کتابها و … در دانش آموز ایجاد می‌شود در این حوزه قرار می گیرد. البته عموماً آزار آموزشی با آزار جسمی (مثل تنبیه بدنی) یا آزار روانی (مثلاً تحقیر دانش آموز) همراه است، اما در مجموع نادیده گرفتن تفاوتهای فردی دانش آموزان ، ایجاد رقابتهای ناسالم و شدید بین آنها، ایجاد فشارهای روانی و … از مصادیق بد رفتاری آموزشی تلقی می شود.
  5. کودک آزاری اقتصادی: عموماً آزار اقتصادی در معنای سوء استفاده و بهره برداری از کودک در جهت کسب درآمد و عدم تخصیص آن درآمد به خود کودک استعمال می گردد. واداشتن کودک به کارهای خارج از خانه، کار اجباری، تکدی گری، الزام به انجام کار درآمد زا در محیط خانه و … از مصادیق این نوع بد رفتاری محسوب می شود .
  6. کودک آزاری ناشی از غفلت: برخلاف پنج مورد قبل این نوع کودک آزاری بصورت غیرعمدی و در اثر غفلت و مسامحه اتفاق می‌افتد، به این معنا که عدم توجه کافی و لازم والدین نسبت به تامین نیازهای اولیه جسمی و روانی کودک و در حقیقت رابطه کم و جزئی والدین و سرپرستان با کودک، کودک آزاری ناشی از غفلت نامیده می‌شود. بنابراین اطفال و نوجوانان به واسطه دارا بودن برخی خصوصیات که آنان را به بزه‌دیده بالقوه تبدیل می‌سازد، نیازمند حمایت و پیش بینی راهکارهای جهت کاهش و یا حذف عوامل جرم زا می کند. از جمله این راه‌حلها در خصوص کاهش موارد بزه دیدگی کودکان، پیشگیری است که در تقسیم بندی‌های علمی شامل پیشگیری کیفری و غیر کیفری می‌باشد.

بی شک عمده ترین نهاد دولتی در جهت سامان دهی طیف آسیب پذیر جامعه، سازمان بهزیستی است. بهزیستی از چندین جهت وظایف و مسئولیت های سنگینی را عهده دار است. از سویی مسئولیت تامین رفاه خیل عظیمی از معلولان جامعه به این سازمان محول شده است و از سویی دیگر وظیفه سر و سامان دادن به وضعیت بسیاری از زنان و کودکان محروم نگه داشته شده جامعه نیز در حیطه مسئولیت‌های سازمان بهزیستی جای می‌گیرد. از جمله وظایف و تکالیف این سازمان در راستای پیشگیری از بزه کودک آزاری بوده که در سال های اخیر با راه اندازی مرکز امور آسیب دیدگان اجتماعی به این موضوع به صورت اختصاصی رسیدگی می‌کنند. در تعریف پیشگیری می‌توان گفت: در لغت به معنای جلوگیری، دفع، منع سرایت، صیانت و… آمده است(معین: 1377، 933).
از نظر ریشه شناسی، کلمه پیشگیری در دو بعد به معنای پیش دستی کردن و به جلوی چیزی رفتن و همچنین به معنی آگاه کردن، خبردادن و هشداردادن آمده است. همچنین این واژه در مفهوم جرم شناسی، خارج از گستره نظام کیفری تحقق پیدا می کند و عبارت است از «هرگونه اقدامی که جلوگیری از ارتکاب جرم را مورد توجه قرار دهد». از منظر جرم شناسی پیشگیرانه، پاسخ های پیشگیرانه به پدیده مجرمانه، اقدام‌هایی است که جنبه کنشی داشته و با ماهیت غیرقهرآمیز یا در مقام سالم سازی جامعه یا برای رفع بحران های جرم زا و یا برای برهم زدن اوضاع و احوال ما قبل بزهکاری اتخاذ می شود.(نجفی ابرندآبادی: 1388: 525).
انریکوفری نخستین کسی بود که از پیشگیری و جانشین های غیرکیفری سخن به میان آورد. او در کتاب خود تحت عنوان «افقهای نوین حقوق کیفری» در سال 1888 میلادی، خواستار تجدید نظر در حقوق کیفری و توجه به نحوه مبارزه با بزهکاری شد. او با ارائه یک برنامه وسیع اقدامات پیشگیرانه را به سوی تدابیر غیرسرکوبگرانه و غیرقهرآمیز هدایت نمود. براین اساس می‌توان گفت، پیشگیری از وقوع جرم براساس نظریات جرم شناسی پایه ریزی می شوند و لذا دارای تقسیم بندی متفاوتی است. در تقسیم بندی کلی به پیشگیری کیفری (واکنشی) و غیر کیفری(کنشی) تقسیم می‌شوند. چنانچه پیشگیری در معنای وسیع کلمه به کار برده شود شامل طیف وسیعی از اقدامات کیفری و غیرکیفری است و چنانچه در معنای مضیق مورد توجه قرار گیرد صرفاً شامل تدابیر غیرکیفری است. با توجه به موضوع بزه دیدگی کودک مطالعه نقش او در فرایند فعلیت یافتن اقدامات و فعالیت های مجرمانه در زمینه پیشگیری از بزه دیدگی به اندازه نقش بزهکار در وقوع جرم اهمیت دارد. در علت شناسی جنایی، بزهدیده می‌تواند یکی از شرایط مناسب وضعیت ما قبل جنایی باشد. انزوای بزهدیده، رفتارهای تحریک آمیز و وانمودکننده و یا بی احتیاطی ممکن است از او یک وضعیت ماقبل جنایی مناسب برای تحقیق جرم فراهم آورد(عباچی:1386، 70).
تقسیم بندی سه گانه پیشگیری، شامل پیشگیری ابتدایی که شامل سیاستها و طرحهایی برای پیشگیری از شرایط جرم زا است و بر زمینه‌های اجتماعی و اقتصادی و سیاست عمومی تمرکز دارد، نظیر تأثیر فقر و بیکاری بر وقوع کودک آزاری، پیشگیری ثانویه که افراد و گروه های در معرض خطر را خطاب قرار می‌دهد و برای این دسته از افراد، مانند کودکان بی سرپرست یا بدسرپرست و… تدابیری حمایتی اتخاذ می کند. در نهایت پیشگیری ثالث که معطوف به پیشگیری از تکرار جرم در خلال اقدامات فردی برای سازگاری مجدد اجتماعی یا خنثی نمودن بزهکاران پیشین است(ریموند:1370: 120).
در این تقسیم بندی پیشگیری ابتدایی و ثانویه درخصوص پیشگیری قبل از وقوع جرم و شناخت علل و عوامل آن مربوط است. به عبارت دیگر این دو نوع پیشگیری در جرم شناسی پیشگیرانه، کاربرد دارد و پیشگیری ثالث نیز پیشگیری کیفری و مربوط به مرحله بعد از وقوع جرم است. به این ترتیب پیشگیری در دو بخش کیفری و غیرکیفری و در تقسیم بندی غیرکیفری به پیشگیری اجتماعی با هدف تأمین حقوق اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مردم در سطح جامعه و پیشگیری وضعی با رعایت حقوق و آزادی های مدنی و سیاسی مردم درخصوص اقدامات پیشگیرانه تقسیم شده است. به طور کلی در این پژوهش محقق در نظر داشته تا نقش سازمان بهزیستی را در پیشگیری از بزه کودک آزاری مورد تحلیل و ارزیابی قرار دهد.

خرید فایل متن کامل در سایت zusa.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *