۱-۲٫ سوالهای تحقیق
۱-۲-۱٫ سوال اصلی تحقیق
۱- وضعیت تشیع در خوزستان در دوره آل بویه چگونه بود؟
۱-۲-۲٫ سوالهای فرعی تحقیق
۲- دولت آل بویه تا چه حدی در گسترش تشیع در خوزستان نقش داشته است؟
۳- علمای خوزستان در رشد تشیع در دوره آل بویه چه نقشی داشته اند؟
۱-۳٫ ضرورت انجام تحقیق
نگاهی بیرونی به تاریخ تشیع نشان از وجود ادوار مختلف با فراز و نشیبهای فراوان در این مکتب دارد. در مقاطعی از تاریخ، تشیع در افول و فشار بوده و برخی مقاطع نیز دوران اوج تشیع به شمار میآیند. به طور طبیعی وجود دولتهای شیعی در به اوج رساندن مذهب شیعه نقشی انکار ناپذیر داشته است که رشد و تعالی علمی و اجتماعی مذهب تشیع در برخی ادوار نتیجه وجود دولتهای مقتدر شیعی بوده است. ظهور آل بویه و به قدرت رسیدن آنها در جهان اسلام را میتوان از جمله مقاطع اوج تشیع دانست.
در مورد وضعیت تشیع در خوزستان در این دوره، تحقیقات کمتری انجام شده است و بررسی این مسأله ضروری به نظر میرسد. با وجود پژوهشهای انجام شده توسط محققین برجسته، خلاء تاریخی این دوره همچنان باقی است و با توجه به رشد و اعتلای علوم، ضرورت ارائه پژوهشی نو و عمیق احساس میشود که موجب ایجاد انگیزه و هدف جهت تدوین این رساله گردیده است. همچنین برای اینکه تاریخ تشیع به خصوص در این دوره تکامل پیدا کند و برگی بر صفحات تاریخ افزوده شود، بررسی این موضوع ضرورت دارد. یکی دیگر از دلایل اهمیت این موضوع در این است که تعدادی از علمای بنام شیعه از خوزستان برخاسته اند و شماری از امامزادگان و نایبان امامان معصوم نیز به این استان مهاجرت کردهاند. به این دلیل شناخت و بررسی روند تشیع در این استان به عنوان یکی از مراکز اصلی تشیع میتواند قسمتی از تاریخ تشیع در ایران را روشن کرده و زمینهای مساعد برای مطالعات بعدی در این باب فراهم آورد.
توجه‌ به‌ دولت‌های‌ مستقل‌ اسلامی‌ در قرن‌ چهارم‌، نشان‌ میدهد که‌ تشیع‌ در این‌قرن‌، شانس‌ بزرگی‌ در تسلط‌ بر تمامی‌ جهان‌ اسلام‌ داشته‌ است‌. به‌ همین‌ دلیل‌، این‌ قرن‌ را قرن‌ پیروزی‌ شیعه‌ نام‌گذاری‌ کرده‌اند. قدرت‌ شیعه‌ در قرن‌ چهارم‌ اعجاب‌آور است‌. از یک‌ سوی‌ فاطمیان‌ بر شمال‌ آفریقا و مصر حکومت میکردند. از سوی‌ دیگر، حمدانیان‌ در شمال‌ و شمال‌ غرب‌ عراق تا حلب‌ و احیانا دمشق‌، حاکمیت‌ داشتند. آل‌ بویه‌ بر عراق و بخش‌های‌ وسیعی‌ از ایران‌ حکومت ‌می‌کردند. یمن‌ نیز در اختیار امامان‌ زیدی‌ بود. بنابراین‌ اتحاد آنها می‌توانست‌ جهان ‌اسلام‌ را به‌طور کامل‌ در اختیار این‌ مذهب‌ قرار دهد.
۱-۴٫ تعریف مفاهیم
۱-۴-۱٫ تعریف لغوی و اصطلاحی شیعه
برای تعریف واژه تشیع به ناچار باید ابتدا واژه شیعه را در لغت و اصطلاح تعریف کنیم. واژه‏شناسان براى واژه شیعه معانى همسویى نظیر فرقه، حزب، گروه، امّت، پیروان، یاران، هواداران، همراهان، همکاران، دوستان، اشاعه‏کنندگان و تقویت‏کنندگان، کرده‏اند. این واژه اگرچه مفرد و جمع آن «شیع» و «اشیاع» است، اما کاربرد آن نسبت به تثنیه و جمع و مفرد و مذکر نیز یکسان است.[۱] در فرهنگ‏هاى لغت، واژه‏ى شیعه به متابعت و پیروى از فرد یا افرادى از دیگرى و نصرت و یارى دادن فردى، و نیز توافق و هماهنگى در قول یا فعلى معنا شده است. شیعه گروهى‏اند که بر امرى اجتماع مى‏کنند. هر گروهى که یک امر را برگزیده‏اند و برخى از آنان از برخى دیگر پیروى مى‏کند آنان شیعیان‏اند. ابنخلدون مى‏گوید: « شیعه در لغت عبارت است از یاران و پیروان و در عرف فقها و متکلمان گذشته و حال، به پیروان على و فرزندانش اطلاق مى‏شود».[۲] که جمله دوم در واقع معنای اصطلاحی آن است. سخنان دیگرى از فرهنگنگاران همه به یک معنى اشاره دارد. نتیجه این که شیعه جماعتى است که پیرو رییس خود هستند، اندیشه‏اى واحد دارند و در سایه این فکر مشترک، با هم یارى و همکارى دارند. این، معناى لغوى شیعه است، امّا در اینجا معناى دوم، یعنى آنچه میان عالمان مصطلح است مهم است.
شیعه در اصطلاح، بر یاران و پیروان حضرت على علیه السلام اطلاق مى‏شود.شیعه کسانی هستند که از علی علیه السلام پیروی کرده و چه از روی نص جلی یا خفی قایل به امامت ایشان پس از پیامبر شدند و گویند که امامت از خاندان او بیرون نخواهد رفت.[۳] این واژه در منابع شیعى بیش از یک مفهوم ندارد و آن اعتقاد به امامت بلافصل امیر المؤمنین علیه السلام به دلیل این‏که او افضل از دیگر صحابه بود و نیز پیامبر اکرم صل علیه و آله وسلم او را به جانشینى خود برگزیده بود و اعتقاد به این که امامت در فرزندان او از نسل فاطمه زهرا علیه السلام استمرار خواهد یافت و کسى جز آنان از چنین حقّى برخوردار نیستند. ائمه اطهار علیه السلام منتسبان به فرقه‏هاى باطل را خارج از جرگه شیعه مى‏دانستند؛ ولى دانشمندان و رجال‏نویسان اهل سنت، شیعه را به معنایى گسترده‏تر از این به کار برده‏اند و به تمام فرقه‏هایى که از پیکره شیعه منشعب شده‏اند و نیز به دوستداران خاندان رسالت اطلاق کرده‏اند.
البته در قرن دوم و سوم بعد از شیعیان امامى بیشترین تعداد شیعه را زیدیان تشکیل مى‏دادند. ابن خلدون نیز گفته است: «شیعه در اصطلاح قدما و متأخران از فقها و متکلّمان بر پیروان على علیه السلام و فرزندان او اطلاق مى‏شود. به اعتقاد آنان امامت از ارکان دین است و على عل

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.

یه السلام توسط پیامبر صل علیه و آله و سلم به امامت پس از او نصب گردیده است».[۴] مقصود از مقدّم داشتن على علیه السلام بر دیگر صحابه همان اعتقاد به امامت بلافصل آن حضرت است. در این کاربرد، اعتقاد به امامت بلافصل على علیه السلام و منصوص و منصوب بودن امامت آن حضرت و این‏که امامت در فرزندان او از نسل فاطمه‏ى زهرا علیها السّلام استمرار خواهد داشت محور و اساس بهشمار مى‏رود.[۵] بنابراین شیعه در لغت به معناى پیروان و یاران شخص یا اشخاص معینى است، اما اگر کلمهی شیعه بدون قید و به صورت مطلق استعمال شود، بر دوست‏دار اهل‏بیت علیه السلام و یا به کسانى اطلاق مى‏گردد که به امامت ایشان معتقدند. از آنجا که عده‏اى از مسلمانان به ولایت حضرت على علیه السلام و به پیروى از مکتب ایشان اعتقاد داشتند، آنها را شیعه امام على علیه السلام میخواندند که بعدها در اثر کاربرد بسیار، مضاف ‏الیه – على علیه السلام – را از آخر آن حذف کردند و به شیعه معروف شدند.
۱-۴-۲٫ تعریف لغوی و اصطلاحی تشیّع
واژهی «تشیّع» از این ریشه و مصدر باب تفعّل و از نظر لغوی، به معنای یاری کردن و پیروی نمودن جماعتی از یک شخص خاص است. به هر تقدیر، محور واژه «شیعه» و «تشیّع» گرد معانی نزدیک به هم، همچون پیروی، یاوری، هم رأیی، دوستی و اجتماع بر امری خاص می‌باشد. بنابر اذعان بیشتر واژه‏شناسان و فرقه‏نگاران، «شیعه» در اصطلاح و کاربرد تاریخى، عنوانى غالب و جاافتاده براى دوست‏داران و پیروان امام على علیه السّلام و اهل بیت وى بوده است.[۶]
تشیّع در لغت به معنای دعوی مذهب شیعه کردن، خود را شیعه نمودن است. معنای لغوی آن، پیروی کردن میباشد و معنی اصطلاحی آن مذهب شیعه داشتن است. از نظر اصطلاحی تشیّع، عبارت است از اعتقاد به استمرار رهبرى اسلامى در قالب «وصایت» براى امام على علیه السلام و خاندان او. این، اساس و روح تشیّع است. این تفکر، به دست مبارک پیامبر صل الله علیه و آله در حال حیاتش پى نهاده شد، گروهى از مهاجران و انصار نیز در زمان پیامبر صل الله علیه و آله آن را پذیرفتند و پس از رحلت آن حضرت نیز بر همان عقیده باقى ماندند. گروهى دیگر از تابعین هم به آنان اقتدا کردند و اعتقاد به این اصل، از همان زمان‏هاى گذشته تا کنون تداوم یافته است. بنابراین، تشیع تاریخى جز تاریخ اسلام و مبدأیى جز آغاز ظهور اسلام ندارد و اسلام و تشیع دو سوى یک حقیقت‏اند و دو همزادند که با هم به دنیا آمده‏اند.[۷] در واقع این مفهوم اشاره دارد به مسلمانی که احکام دینی و معارف خود را پس از پیامبر اکرم صل علیه و آله و سلم از خاندان آن حضرت یعنی اهل بیت علیه السلام اخذ میکند.کانون مرکزی تشیّع، مرجعیت هدایت دین پس از پیامبر است. اهل تسنن آن هدایت را از صحابیان پیامبر میپذیرند اما شیعه آن را به اهل بیت محدود میداند.
۱-۴-۳٫ تعریف لغوی و اصطلاحی واژه خوزستان
درباره واژه خوزستان ، معانی و تعابیر فراوانی وجود دارد که قدمت و دیرینگی این خطه را آشکار میسازد.[۸] برخی کلمه خوز را نام قبیله ای میدانندکه در این منطقه ساکن بوده است. از سوی دیگر خوز را به معنی شکر و نیشکر نیز معنا میکنند. زیرا خاک حاصلخیز و بارور خوزستان، استعداد ویژه ای برای رشد این گیاه، داشته و آنجا بهترین محصول نیشکر را به دست میداده است. کلمهی خوزستان به معنى کشور خوزهاست. و خوز را به صورتهاى «هوز» و «حوز» نیز مى‏نوشتند. جمع هوز در زبان عربى اهواز است که نام مرکز استان خوزستان است.[۹]
معنای اصطلاحی آن همان حد و مرزهایی است که در قرن چهارم وجود داشته است. ابن حوقل در این قرن آن را بدین گونه توصیف میکند: «حد شرقی آن فارس و اصفهان است و میان خوزستان و حد فارس از سوی اصفهان رود طاب جاری است و تا نزدیکی مهروبان مرز آن را تشکیل میدهد و بر این رودخانه روستایی بزرگ و ناحیه ای پهناور است و این رود عمیق و بزرگ میباشد و پلی چوبین معلق در هوا دارد و فاصله آن تا آب ده ذراع و گذرگاه کاروانیان و عابران است. آنگاه رود طاب مرز میان دورق و مهروبان میگردد تا آنکه به دریا میریزد. غرب خوزستان روستای واسط و توابع آن و نیز دورالراسبی است. اما شمال آن حد صیمره و کرج و لور (لرستان) است تا آنکه به حدود جبال از سوی اصفهان میپیوندد و به گفته برخی لرستان و توابع آن جزء خوزستان بوده است و سپس جزء جبال گردیده است. مرز خوزستان از سوی فارس و اصفهان و حدود جبال از سوی واسط به صورت مخروط در می آید و در تربیع از طرف مقابل تنگ میشود و همچنین از ناحیه جنوب و نیز از ناحیه عبادان به سوی دریا تا فارس نیم دایره ای است و این حد از مغرب آغاز و به سوی دجله کشیده میشود تا آنکه از « بیاده» میگذرد. آنگاه از پشت « مفتح» و «مذار» پیچیده و به روستای واسط که از همانجا آغاز گردیده بود میپیوندد.»[۱۰]
۱-۴-۵٫ تعریف لغوی و اصطلاحی آل بویه
کلمه بویه یک واژه فارسی است و ضم اول و سکون واو و فتح یاء بر وزن مویه تلفظ میشود و به معنی امید و آرزو است. این واژه در تلفظ عربی ، معمولا به ضم باء و فتح واو و سکون یاء دو نقطه که در زیر قرار گرفته و پس از واو است میباشد.[۱۱] آل بویه، سلسله ای ایرانی نژاد و شیعی مذهب، منسوب به ابو شجاع بویه که میان سالهای۴۴۷–۳۲۱ ه.ق بر بخش بزرگی از ایران و عراق فرمان راندند.
۱-۵٫ پیشینه تحقیق
پژوهشهای زیادی در مورد دو سده سوم و چهارم انجام شده است. بهطور کلی میتوان این پژوهشها را به دو دسته تق
سیم کرد:
۱. آثاری که در مورد حکومتها و یا تمدن اسلامی نگاشته شدهاند و به آل بویه بهعنوان حکومت اسلامی پرداختهاند. از این دسته آثار میتوان به کتاب تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری از آدام متز و تاریخ سیاسی اسلام حسن ابراهیم حسن اشاره کرد. این دسته از آثار به دلیل ماهیت فراگیری و کلیبودنشان به طور پراکنده به مسایل دوره آل بویه پرداختهاند.
۲. آثاری که بهطور ویژه حکومت آل بویه در آنها مورد بررسی قرار گرفته است. این دسته خود به دو گروه قابل تقسیم هستند:
الف) آثاری که تنها به یکی از جنبههای حکومت آل بویه پرداختهاند. مانند،« اوضاع اجتماعی در دوره آل بویه؛ وفادارى و رهبرى در جامعه اسلامى» از پرویز متحده روی .
ب) آثاری که به کل حکومت آل بویه پرداخته اند. مانند کتاب «آل بویه و اوضاع زمان ایشان» از علی اصغر فقیهی و «دیلمیان در گستره تاریخ» از پروین ترکمنی آذر.
در مورد تشیع در ایران کتاب «تاریخ تشیع در ایران از آغاز تا قرن هفت هجری» به چاپ رسیده است. این کتاب را رسول جعفریان در سه جلد تألیف کرده است که توسط سازمان تبلیغات اسلامی در سال ۱۳۶۸ انتشار یافته است. نویسنده در این کتاب، تاریخ تشیع ایران را از ابتدا تا قرن دهم هجری بررسی کرده است. همچنین به رسمیت یافتن تشیع در ایران در دوره صفوی و دشواریهای آن پرداخته است. تاریخ تشیع در ایران نیز کتاب دیگری از این نویسنده میباشد که نویسنده در آن چگونگی گسترش تشیع در ایران را نشان داده است و به همین دلیل، نوعی سبک توسعه جغرافیایی- ادواری مورد استفاده قرار گرفته است. در مورد تاریخ خوزستان نیز کتابهایی به چاپ رسیده است. مانند «خوزستان و تمدن دیرینه آن» از ایرج افشار سیستانی «کتاب تاریخ پانصد ساله خوزستان» نوشته عبدالنبی قیّم. همچنین کتاب «تاریخ خوزستان از هزاره سوم قبل از میلاد تا دوران حکومت آل بویه و خوارزمیان» نوشته جواد الهایی سحر. این کتاب مروری است بر تاریخ خوزستان از هزاره سوم قبل از میلاد تا دوران حکومت خوارزمشاهیان. در این نوشتار نخست تاریخ خوزستان در قبل از ظهور اسلام و سپس پس از آن مورد بحث قرار گرفته است. نگارنده ابتدا اوضاع مختلف سیاسی، فرهنگی و اجتماعی خوزستان را در زمان حکومت هخامنشان، اشکانیان و ساسانیان در قبل از اسلام مورد مطالعه قرار داده و سپس اوضاع مردم این منطقه را در زمان فتوحات اسلامی و جنگ اعراب و ایرانیان بررسی می‏نماید. وی حمله مسلمانان به خوزستان و فتح اهواز و حوادث پیرامون آنها را شرح نموده و پس از آن تصرف اهواز توسط دیلمیان و اوضاع خوزستان در زمان حکومت آل بویه را بیان کرده است. اما به طور کلی درباره موضوع تاریخ تشیع در خوزستان در دوره آل بویه اثر مستقلی به چاپ نرسیده است.
۱-۶٫ هدفهای تحقیق
۱-۶-۱٫ هدف اصلی:
بررسی وضعیت تشیع در استان خوزستان در دوره آل بویه.
۱-۶-۲٫ اهداف فرعی:
۱- آشنایی با تاریخ تشیع خوزستان در این دوره.
۲- بررسی نقش آل بویه در گسترش تشیع در خوزستان.
۱-۷٫ روش پژوهش
روش پژوهش به صورت کتابخانه ای و توصیفی میباشد.

خرید فایل متن کامل در سایت zusa.ir

Tagged With: