۳-۲-۳- فرهنگ عامل تمایز ۴۲
۳-۲-۴- هژمونی ۴۲
۳-۲-۵- ضد هژمونی ۴۳
۳-۲-۶- کالایی شدن فرهنگ ۴۴
۳-۲-۷- تغییر فرهنگی ۴۵
۳-۲-۸- فرهنگ‌پذیری ۴۵
۳-۳- فرهنگ و هویت ۴۶
۳-۳-۱- فرهنگ، ابزار رفع نیاز ۴۶
۳-۳-۲- فرهنگ، عامل ایجاد هویت ۴۶
۳-۳-۳- پویایی هویت ۴۷
۳-۳-۴- فرهنگ و شخصیت ۴۸
۳-۴- نیاز به سیاست‌گذاری برای فرهنگ ۴۸
۳-۴-۱- میراث فرهنگی، هنرهای زیبا و صنایع دستی ۴۸
۳-۴-۲- حقوق فرهنگی ۴۹
۳-۴-۳- ایجاد هویت ملی ۵۰
۳-۴-۴- جهانی شدن و مقاومت فرهنگی ۵۱
۳-۴-۵- فهم توسعه در معنای وسیع آن ۵۲
۳-۴-۶- تنوع فرهنگی و دموکراسی فرهنگی ۵۳
۳-۴-۷- مقابله با تبعات تمدن جدید و دموکراتیزه فرهنگی ۵۵
۳-۵- سرمشق‌های سیاست فرهنگی ۵۶
۳-۵-۱- دو سرمشق موجود در سیاست‌گذاری فرهنگی در ایران ۵۸
۳-۶- مراحل سیاست‌گذاری فرهنگی ۶۰
۳-۷- اجزای سیاست فرهنگی ۶۱
۴- جریا‌ن‌های فرهنگی ایران ۶۴
۴-۱- مقدمه ۶۵
۴-۲- سنخ‌شناسی جریان‌های فرهنگی ۶۵
۴-۳- شرح جریان‌های فرهنگی ۶۹
۴-۳-۱- اسلام‌گرایی ۶۹
۴-۳-۲- نوگرایی دینی (روشنفکری دینی) ۷۷
۴-۳-۳- نوگرایی سکولار ۸۳
۴-۳-۴- میانه‌روی سیاسی و اصلاح‌طلبی ۸۷
۴-۳-۵- اسلام سنتی ۹۲
۴-۳-۶- تکنوکراسی ۹۴
۴-۳-۷-  مقایسه بین جریان‌های فرهنگی ۹۴
۵- تحلیل محتوای سیاست‌های فرهنگی ۹۷
۵-۱- مقدمه ۹۸
۵-۲- روش تحلیل محتوا ۹۸
۵-۲-۱- ترکیب روش کمی و کیفی ۹۹
۵-۳- طرح تحقیق ۹۹
۵-۳-۱- اهداف جزئی و متغیرهای تحقیق ۱۰۰
۵-۳-۲- واحد تحلیل ۱۰۳
۵-۴- اجرای کدگذاری ۱۰۳
۵-۴-۱- قانون اساسی ۱۰۴
۵-۴-۲- سند سیاست فرهنگی جمهوری اسلامی ایران ۱۰۵
۵-۴-۳- برنامه پنجم توسعه ۱۰۶
۵-۵- جمع‌بندی کدگذاری‌ها ۱۰۷
۵-۶- تفسیر بیشتر یافته‌ها ۱۱۰
۵-۷- اعتبار ۱۱۳
۵-۸- پایایی ۱۱۳
۶- بحث و نتیجه‌گیری ۱۱۶
۶-۱- مقدمه ۱۱۷
۶-۲- مروری بر سه متن سیاست فرهنگی ایران ۱۱۷
۶-۳- مروری انتقادی بر سیاست‌های فرهنگی ایران ۱۱۹
۶-۳-۱- مناقشه جریانهای فرهنگی بر سر سیاستهای فرهنگی ۱۲۱
۶-۳-۲- جمعبندی نهایی ۱۲۲
۶-۴- تحقیق موجود، مشکلات و آینده‌نگری ۱۲۴
منابع ۱۲۶
پیوست‌ها ۱۲۹
پیوست ۱: قانون اساسی (اصول مربوط به فرهنگ) ۱۲۹
پیوست ۲: سند سیاست فرهنگی جمهوری اسلامی ایران ۱۳۱
پیوست ۳: قانون برنامه پنجم توسعه (فصل فرهنگ ایرانی- اسلامی) ۱۴۱
پیوست ۴: کدگذاری  سند سیاست فرهنگی ۱۴۵
مقدمه
فرهنگ فصل مشخصه­ی انسان­هاست، انسان بودن مساوی است با فرهنگ داشتن و فرهنگ شامل همه فعالیت­ها و دستاوردها و معارف مادی و معنوی انسانی می­باشد که البته خود می ­تواند به عاملی برای تمایز میان انسان­ها تبدیل شود. فرهنگ اکتسابی و ساخته­شدنی است، عامل هویت و انسجام انسانی است، پویا و متغیر است. فرهنگ از یک سو نظام معانی و نمادین، ارزش­ها و باورها را شامل می­ شود و از سوی دیگر رفتارها و ابزارهای زندگی اجتماعی انسان­ها را در بر می­گیرد.
رویکردی به فرهنگ که آن را در حفظ منافع ملی، توسعه و پیشرفت، هویت­بخشی و حفظ انسجام نظام سیاسی و پر کردن خلاء­های انسانی مهم می­داند و به طور کلی فرهنگ را موثر در تعین بخشیدن سایر جنبه­ های زندگی انسانی تلقی می­ کند راه را برای طرح و اجرای سیاست­گذاری و برنامه ­ریزی برای فرهنگ باز می­ کند.
در کشور ما هم همه‌ی مباحث از اقتصاد گرفته یا سیاست، جلوه‌ و رنگ و رویی از فرهنگ دارد. بحث‌های پیرامون فرهنگ در کشور ما همواره در مسائل اقتصادی، اجتماعی، سیاسی مورد توجه صاحب‌نظران بوده است و ریشه‌ی اصلی بسیاری از مسائل، در عدم وجود فرهنگ متناسب معرفی شده است. در بحث‌های مربوط به توسعه، غالبا اینگونه عنوان می‌شود که توسعه واقعی بدون توجه به ابعاد فرهنگ و هویت فرهنگی ملت‌ها تحقق نخواهد یافت. تاکید بر هویت فرهنگی، اقدامی است در جهت رسیدن به استقلال واقعی.
سیاست­گذاری فرهنگی می ­تواند به صورت عام از جانب همه­ی نهادها، گروه­ها و افراد درگیر در نظم اجتماعی باشد و یا به صورت خاص و متمرکز از جانب دولت انجام گیرد. هر چند هدف دولت از سیاست­گذاری فرهنگی، می ­تواند حفظ آزادی­های مشروع فردی و کمک به کثرت­گرایی فرهنگی باشد نه لزوما تمرکزگرایی و تثبیت قدرت مرکزی دولت.
سیاست­های فرهنگی را می­توان از ابعاد مختلف مورد مطالعه و بررسی قرار داد. پی بردن به روابط قدرت و بازنمایی­ها و مشروع­سازی­هایی که در پس اعمال سیاست­های فرهنگی قابل شناسایی است، می ­تواند مطالعه­ای جذاب و مفید باشد. همچنین تعیین محقق شدن یا نشدن اهداف و تشخیص پیامدهای غیرنیت­مند اعمال سیاست­های فرهنگی نیز اهمیت جامعه­شناختی زیادی خواهد داشت. نگاه تطبیقی و تاریخی به سیاست­های فرهنگی، روش دیگری است که به تعمیق شناخت ما از سیاست­های فرهنگی کمک خواهد کرد.
در این رساله سعی شده است که بررسی سیاست­های فرهنگی از حیث موضوع و روش به حد کافی تحدید شود تا برای تدوین یک پایان ­نامه کارشناسی ارشد مناسب باشد. به این ترتیب موضوع سیاست­های فرهنگی محدود شده به سیاست­های فرهنگی که در حال حاضر در حال اعمال است و به صورت مصوب و مکتوب در قالب اهداف و سیاست­ها در آمده است. همچنین از نظر روش­شناسی، روش تحلیل محتوا برای این منظور انتخاب شده است.
بدیهی است که محدودیت موضوع و روش، خود بر نتایج و یافته­ های تحقیق تاثیر می­گذارد. این تاثیر می­توان روی دقت، عینیت، جذابیت، و کاربرد یافته­ ها خود را نشان دهد. انتخاب هر روشی برای مطالعه، دستاوردها و تاوان­های خاص خود را دارد، چیزی می­دهد و چیزی می­گیرد.
این پایان ­نامه در شش فصل تنظیم شده است. فصل اول به کلیات تحقیق می ­پردازد و در آن طرح مسئله، اهمیت تحقیق، اهداف و سوالات و روش تحقیق تصریح می­ شود.
در فصل دوم ضمن تعریف سیاست­گذاری فرهنگی و پرداختن به سابقه­ی آن در ایران و جهان به تاثیر تعریف فرهنگ در سیاست­گذاری و در ادامه به تعاریف فرهنگ و تعابیر متفاوتی که از آن می­ شود، و ویژگی­های فرهنگ و دوگانگی­هایی که در کاربرد و تعریف این مفهوم وجود پرداخته می­ شود.
در فصل سوم مروری بر ادبیات موضوع سیاست­گذاری و برنامه ­ریزی فرهنگ به تفکیک مباحث خواهیم داشت. این تفکیک موضوعی در مرور ادبیات کمک خواهد کرد که به تدوین چارچوب ارزیابی سیاست­های فرهنگ بپردازیم.
در فصل چهارم مروری کلی بر جریان­های فرهنگی حال حاضر جامعه­ ایرانی می­ شود و سعی می­ شود چهره­ های برجسته هر جریان و مطبوعات ویژه هر کدام بررسی شود. همچنین مقوله­های مورد مناقشه هر جریان اعم از نوع تعریف فرهنگ و دین و جامعه و نحوه سیاست­گذاری فرهنگی و نحوه دخالت دولت در فرهنگ مورد اشاره قرار خواهد گرفت.
در فصل پنجم، بر مبنای یافته­ های فصول قبل، مقوله­ها و شاخص ­های لازم برای تحلیل محتوای سیاست­های فرهنگی بدست می­آید و در نهایت سیاست­های فرهنگی کنونی ایران (آنچنان که در جامعه آماری سیاست­های فرهنگی عنوان شده است) ارزیابی و تحلیل می­ شود و یافته­ های تحقیق ذکر می­ شود.
در فصل ششم، به بحثی انتقادی پیرامون سیاست­های فرهنگی ایران پرداخته می­ شود و پیشنهادهایی برای تحقیقات آتی داده می­ شود.

جا دارد در اینجا از استادم، جناب دکتر آزادارمکی تشکر کنم که انجام این تحقیق بدون راهنمایی ایشان ممکن نبود و همینطور از جناب دکتر اباذری ممنونم که نهایت همکاری را با بنده انجام دادند. از خانواده­ام که محیط مناسبی فراهم کردند و از دوستانم، به خصوص محسن غلامی و سینا چگینی و حسین تاجیک سپاسگزارم که در مدت نگارش و ارائه این پایان ­نامه توانستم از کمک­هایشان استفاده کنم.
 فصل اول
۱- کلیات
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هدف از این فصل، طرح کلیات تحقیق و چارچوبی است که در آن مسئله تعریف شده و به آن پرداخته می­ شود. در این فصل به مسائلی همچون طرح مسئله، ضرورت تحقیق، اهداف تحقیق، پرسش­های تحقیق، روش تحقیق و جامعه آماری اشاره می­ شود.
۱-۱- طرح مسئله
برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری فرهنگی در ایران چندان سابقه طولانی ندارد و به سال ۱۳۴۷ شمسی برمی‌گردد. در این سال اولین متن سیاست‌ فرهنگی ایران توسط شورای عالی فرهنگ و هنر تدوین و تهیه شد. اولین برنامه‌ریزی فرهنگی ایران پس از انقلاب، تحت عنوان «سند سیاست فرهنگی جمهوری اسلامی ایران» در سال ۱۳۷۱ شمسی تهیه و به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید. همچنین در قانون اساسی و برنامه ­های توسعه پنج­ساله بخشی تحت عنوان فرهنگ وجود دارد. نهادهای مختلف فرهنگی نیز در دولت هستند که در عرصه سیاست­گذاری فرهنگی فعال هستند.
سیاست‌گذاری فرهنگی، در معنای خاص خود (که در این رساله مورد نظر ماست) تلاشی از جانب دولت برای تغییرات لازم در محتوای فرهنگ به قصد رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده است. سیاست­گذاری فرهنگی، ابعاد مختلف فرهنگ از جمله نمادها، اندیشه­ها، ارزش­ها و هنجارها را هدف می­گیرد و زمینه­ساز برنامه ­ریزی و مدیریت فرهنگ در سطوح مختلف جامعه می­ شود.
اما از آنجایی که فرهنگ اساسا امری فراگیر است، سیاست­های فرهنگی تنها محدود به دولت نمیشود. سیاست­های فرهنگی در معنای عام خود، در دل بازار، روابط اجتماعی و جامعه مدنی و نهادهای غیردولتی و مردمی جاریست. بنابراین قلمرو سیاست­های فرهنگی بسیار وسیع است. امور مختلفی از قبیل ترویج برخی از فرهنگ­ها و نفی برخی دیگر، نمایش برخی نمادها و پنهان نگه­داشتن برخی دیگر، مشروعیت بخشیدن به هنجارهای مشخص، مبنا قرار دادن ارزش­های خاص، راه دادن به بعضی عناصر خاص فرهنگی و سد کردن بعضی دیگر و ایجاد حس هویت و شکل دادن به رفتارهای اجتماعی و غیره همه در چارچوب سیاست­های فرهنگی قرار می­گیرد.
به منظور تعیین دقیق قلمرو اعمال سیاست­های فرهنگی و همچنین مشخص کردن کارکردها و اهداف و نهادهای مسئول در اجرای سیاست­های فرهنگی، سیاست­های فرهنگی از جانب دولت شکلی مکتوب و مصوب و رسمی به خود می­گیرد تا قابل ارجاع و پیگیری باشد. موضوع این تحقیق، همین سیاستهای فرهنگی رسمی دولت است که به شکل مکتوب و مصوب قابل ملاحظه و بررسی است.
ارزیابی این دسته از سیاست­های فرهنگی فرصت مناسبی است که به ارزش­ها و مبانی موجود در سیاست­های فرهنگی کشور دست پیدا کنیم و اهدافی که به آنها اشاره شده است را بازشناسیم. همچنین این بررسی می ­تواند ما را با شناختی که در عرصه سیاست­گذاری فرهنگی از جامعه و انسانها وجود دارد آشنا کند. بررسی سیاست­های مکتوب می ­تواند مقدمه­ای باشد تا بر اساس آن به ابعاد دیگر سیاست­های فرهنگی که کمتر پیدا هستند و یا کمتر به صورت رسمی به آنها اشاره می­ شود بپردازیم.

۱-۲- ضرورت تحقیق
فرهنگ موضوع بسیاری از گزارشات و مقالات و کتاب‌ها و همایش‌هاست. بسیاری از سیاست‌‌گذاری‌ها و مصوبات و قوانین کشور مربوط به فرهنگ است. کارکردهای فرهنگ از جمله انسجام‌بخشی، قالب‌ریزی شخصیت، سازگاری با محیط و هویت‌بخشی باعث شده است که  بسیاری کشورها برنامه‌هایی برای مدیریت فرهنگ داشته باشند، هر چند تعریف، دامنه و گستره‌ی فعالیت‌های فرهنگی با هم متفاوت هستند. در چند سال اخیر بحث مهندسی فرهنگ در ایران مطرح است که بر ضرورت بازنگری و بازسازماندهی برنامه‌ها و فعالیت‌ها در عرصه فرهنگ تاکید می‌کند. بنابراین سیاست‌گذاری فرهنگی در ایران به صورت یک ضرورت شناخته شده است.
در همین راستا نیاز به تحقیقات متنوعی است که از ابعاد مختلف به بررسی سیاست‌های فرهنگی بپردازد. لازم است که به اهداف و سیاست­های رسمی که از طرف مسئولین و نهادهای سیاست­گذار فرهنگی ابلاغ می­ شود پرداخته شود و بررسی شود که عواملی که این سیاست­ها را شکل داده چه بوده است. همچنین سیاست­های غیررسمی و غیرمستقیم که از خلال عملکرد مدیران و سازمان­های فرهنگی قابل شناسایی است و لزوما در هیچ سند رسمی مکتوب نمی­ شود باید مورد مطالعه قرار گیرد. همینطور باید تاثیر سیاست­های فرهنگی بر روی جامعه و نتایج پیش ­بینی نشده آن و به علاوه تحقق اهداف کمی و کیفی سیاست­ها بررسی شود. امر دیگری که به شفاف کردن سیاست­های فرهنگی کمک می­ کند نگاه تطبیقی و تاریخی به مقوله سیاست­گذاری فرهنگی است که تاثیر رقابت­های سیاسی و مناسبات قدرت، منافع حاکمان و طبقات بالای جامعه، دغدغه­های غیرفرهنگی، شرایط جهانی و مناسبات بین ­المللی را بر سیاست­های فرهنگی آشکار می­ کند.
تحقیق پیش رو، بر آن است که با مفهوم­بندی و شاخص­گذاری دقیق به ارزیابی سیاست­های رسمی فرهنگی کشور بپردازد. توصیفی که از سیاست­های فرهنگی با این روش بدست می­آید دقیق و قابل ملاحظه خواهد بود و همچنین از دل آن سنخ­شنایی­ها و چهارچوبی در می­آید که می ­تواند برای تحقیقات آتی در این زمینه مفید واقع شود. ضرورت این تحقیق مخصوصا از آنجا بر می­خیزد که تا کنون تحقیقی که با مقوله­بندی و شاخص­گذاری دقیق به بررسی سیاست­های فرهنگی کشور پرداخته باشد وجود نداشته است. معمولا نوشته­هایی که در این زمینه موجود است بدون روش­شناسی دقیق و صرفا حاصل تجربه یا نگاه انتقادی نویسندگان و با توجه به شرایط روز بوده است. از سوی دیگر متون مختلفی وجود دارد که صرفا به بحث نظری پیرامون سیاست فرهنگی پرداخته است و جای خالی یک کار تجربی در این میان کاملا به چشم می­خورد.

۱-۳- تحدید موضوع و اهداف تحقیق
موضوع این تحقیق محدود به سیاست­های فرهنگی دولتی است که به صورت مکتوب و مصوب در دسترس است و در حال حاضر در حال اجراست. در مورد قید «کنونی» که در عنوان تحقیق آمده است، ذکر این نکته ضروری است که آوردن این قید ناظر به سیاستها و متون سیاستگذاری است که در حال حاضر منشاء برنامه ریزی و قانونگذاری و مدیریت در عرصه فرهنگ است و منسوخ نشده است. در واقع از یک سو، هدف آن بوده که به سیاستها پرداخته شود (و وارد جزئیات برنامههای و قوانین در حوزهی فرهنگ نشویم) و از سوی دیگر خود را محدود به دورهی اخیر سیاستهای فرهنگی کنیم. سال ۱۳۸۹ و برنامهی توسعهای که توسط دولت وقت و مجلس وقت تصویب شده است، به علاوهی قانون اساسی و سند سیاستهای فرهنگی جمهوری اسلامی ایران که اصلیتری رویکردهای نظام جمهوری اسلامی ایران را در عرصهی فرهنگ نشان دادهاند.
ناگفته پیداست که ارزیابی سیاست­های فرهنگی دولت، جدای از مکتوبات و مصوبات، نیاز به پیگیری و دقت­نظر در برنامه­ ها، مدیریت­ها، سخنرانی­ها، و اعمال و برخوردهای خاص نهادها و سازمان­های مختلف دولت دارد. اما بنای این تحقیق آن است که به حد کافی موضوع خود را محدود و مشخص کند که در قالب یک پایان ­نامه قابل بررسی باشد.
قبل از اینکه بگوییم اهداف این تحقیق چیست، لازم است بگوییم که این تحقیق چه اهدافی را در نظر ندارد. در این تحقیق به فعالیت‌های عملی نهادهای فرهنگی و تدابیر مدیران فرهنگی پرداخته نمی‌شود، همچنین نگاهی تاریخی و تطبیقی به سیاست‌های فرهنگی ایران در طول دهه‌ های گذشته از اهداف این تحقیق نیست. به همین ترتیب ارزیابی سیاست‌های فرهنگی در این تحقیق از خلال مواردی مثل دستیابی اهداف، تامین منابع و تامین رضایت گروه‌های ذی‌نفع صورت نمی‌گیرد. همچنین این تحقیق بر آن نیست که مسائل و مشکلات فرهنگی کشور را شناسایی کند و بر مبنای آن سیاست‌های جدیدی را ارائه کند یا به ارائه رهنمودهایی برای تدوین سیاست‌های فرهنگی نمی‌پردازد، هر چند این امر خود به تبع حاصل می‌آید.
به طور کلی دو هدف برای این تحقیق در نظر گرفته شده است:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *