۲-۳-۱-۱ درمان .۴۸
۲-۳-۲ هدف و روند تکامل درمان ۴۹
۲-۳-۳شخصیت در نظریه چند وجهی ۵۱
۲-۳-۴راهبردها .۵۲
۲-۳-۴-۱ راهبردهای سنجش .۵۲
۲-۳-۴-۲ راهبردهای خاص ارزشیابی .۵۳
۲-۳-۵ محدودیت ها ومحاسن روش چند وجهی ۵۴
۲-۳-۵-۱ محدودیت های روش چند وجهی ۵۴
۲-۳-۵-۲مزایا ومحاسن نظام چند وجهی .۵۴
۲-۳-۶ تاریخچه تحول شیوه درمانگری (چند وجهی)لازاروس .۵۵
۲-۳-۶-۱ افراد تاثیر گذار برشکل گیری نظریه لازاروس .۵۶
۲-۳-۷ نظریه شخصیت لازاروس .۵۶
۲-۳-۷-۱ اصل برابری .۵۶
۲-۳-۷-۲ ابعاد هفت گانه شخصیت .۵۷
۲-۳-۷-۳ تشریح رویکرد چند وجهی ۵۷
۲-۳-۸ مراحل مشاوره گروهی ودرمان به روش چند وجهی لازاروس ۵۸
۲-۲-۸-۱ مصاحبۀ اولیه ۵۸
۲-۳-۸-۲ پرسش نامه چند الگویی تاریخچه زندگی۶۰
۲-۳-۸-۳ تهیۀ نیمرخ الگویی (ابعادی) ۶۰
۲-۳-۸-۴ تهیه نیمرخ ساختاری ۶۰
۲-۳-۸-۵ تنظیم ثانویه ابعاد :BASIC_ID 61
۲-۳-۸-۶ پیگیری .۶۱
۲-۴ ضرورت مشاورۀ گروهی .۶۱
۲-۴-۱.تعاریف وتوصیف ها مشاوره وراهنمایی گروهی .۶۲
۲-۴-۱-۱ راهنمایی گروهی .۶۳
۲-۴-۱-۲ مشاورۀگروهی ۶۳
۲-۴-۱-۳ گروه درمانی . ۶۳
۲-۴-۲ فرایند گروه وپویایی های گروه . ۶۳
۲-۵ مروری بر تحقیقات انجام شده . ۶۴
۲-۵-۱ تحقیقات انجام شده درارتباط با بهزیستی ذهنی در داخل کشور ۶۴
۲-۵-۲ تحقیقات انجام شده درارتباط با بهزیستی ذهنی در خارج کشور ۶۶
۲-۵-۳ تحقیقات انجام شده درارتباط بارضایت از زندگی در داخل کشور ۶۸
۲-۵-۴ تحقیقات انجام شده درارتباط بارضایت از زندگی در خارج از کشور ۶۹
۲-۵-۵ تحقیقات انجام شده درارتباط با رویکرد  لازاروس در داخل کشور ۷۱
۲-۵-۶ تحقیقات انجام شده درارتباط با رویکرد  لازاروس در خارج کشور .۷۲
۲-۶ خلاصه وجمع بندی .۷۴
فصل سوم: روش شناسی .۷۶
۳-۱ روش وطرح پژوهش.۷۷
۳-۲ جامعه آماری.۷۷
۳-۳  نمونه و روش نمونه گیری۷۷
۳-۴ متغیرهای تحقیق . ۷۸
۳-۴-۱ متغیر مستقل ۷۸
۳-۴-۲ متغیر وابسته .۷۸
۳-۴-۳ متغیرهای کنترل شده ۷۸
۳-۴-۴ متغیرهای غیر قابل کنترل .۷۸
۳-۵ ابزار گردآوری داده ها .۷۹
۳-۵-۱ پرسشنامه بهزیستی ذهنی (عاطفه مثبت و عاطفه منفی) . ۷۹
۳-۵-۲پرسش نامه رضایت از زندگی دینر وپوت(SWLS) . .80
۳-۶ روش اجرای پژوهش . ۸۱
۳-۷ روش های آماری تجزیه وتحلیل داده ها . ۸۳
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها ۸۴
۴-۱ توصیف آماری متغیرها وشاخص ها در گروه ها ۸۵
۴-۱-۱بهزیستی ذهنی . ۸۵
۴-۱-۲ رضایت از زندگی ۸۶
۴-۲ تحلیل  آماری فرضیه های پژوهش . ۸۶
۴-۲-۱ استقلال مشاهدات . ۸۷
۴-۲-۲  نرمال بودن .۸۷
۴-۲-۳ همگنی واریانس ها . .۸۷
۴-۲-۴ همگنی ماتریس های واریانس کوواریانس . ۸۸
4-2-5 همگنی شیب های رگرسیون .۸۹
۴-۲-۶جمع بندی بررسی پیش فرض ها ۸۹
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری .۹۳
۵- ۱ خلاصه پژوهش.۹۴
۵-۲نتایج پژوهش . ۹۵
۵-۲-۱ فرضیه اول۹۵
۵-۲-۲ فرضیه دوم ۹۵
۵-۲-۳ فرضیه سوم .۹۵
۵-۲-۴ فرضیه چهارم .۹۵
۵-۳ بحث در نتایج فرضیه اول ۹۷
۵-۳-۱بحث درنتایج فرضیه دوم.۹۸
۵-۳-۲ بحث درنتایج فرضیه سوم۹۹
۵-۳-۳ بحث درنتایج فرضیه چهارم.۱۰۰
۵-۴ نتیجه گیری ۱۰۱
۵-۵ محدودیت های پژوهش ۱۰۲
۵-۶ پیشنهادها ۱۰۲
۵-۶-۱ پیشنهاد پژوهشی ۱۰۲
۵-۶-۲ پیشنهاد کاربردی ۱۰۳
پیوست شماره ۱- رضیت نامه  104
پیوست شماره ۲- شرح کامل جلسات درمان.۱۰۵
پیوست شماره ۳- پرسشنامه ها.۱۱۲
پیوست شماره ۴- نمونه ای از نیمرخ الگویی یک مراجع۱۱۴
منابع فارسی  .115
منابع انگلیسی .۱۲۰
 فهرست جداول
 
جدول.۲-۱خلاصۀ پژوهش های انجام شده درداخل وخارج از کشور.۷۳
جدول.۳-۱طرح پژوهش۷۷
جدول.۳-۲سرفصل محتوای جلسات مشاورۀ گروهی مبتنی بررویکرد ۸۲
جدول.۴-۱ میانگین وانحراف معیار بهزیستی ذهنی، عاطفه مثبت وعاطفه منفی.۸۵
جدول.۴-۲ میانگین وانحراف معیار رضایت از زندگی.۸۶
جدول.۴-۳ آزمون کولموگروف- اسمیرنوف تک نمونه ای.۸۷
جدول.۴-۴ آزمون F لون برای بررسی همگنی واریانس ها۸۸
جدول.۴-۵ آزمون ام باکس برای بررسی همگنی ماتریس واریانس کوواریانس در دو گروه۸۸
جدول.۴-۶ آزمون تحلیل واریانس برای بررسی یکسانی ضرایب رگرسیون.۸۹
جدول.۴-۷ آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری نمرات پس آزمون در دو گروه.۹۰
جدول.۴-۸ نتایج تحلیل کواریانس پس آزمون نمرات بهزیستی ذهنی پس از تعدیل پیش آزمون۹۰
جدول.۴-۹ نتایج تحلیل کووایانس پس آزمون نمرات رضایت از زندگی پس از تعدیل پیش آزمون۹۱
جدول.۴-۱۰ نتایج تحلیل کوواریانس پس آزمون نمرات عاطفۀ مثبت و منفی پس از تعدیل پیش آزمون.۹۲
۱-۱.مقدمه:
بهزیستی ذهنی یکی از موضوعات روانشناسی مثبت نگر است که هدف روانشناسی مثبت نگر، ایجاد یک تغییر در روانشناسی است که قصد آن فراتر از آسیب ها بوده است وبه سمت بهینه کردن کیفیت زندگی است.
در مقابل تمرکز توجه وسنتی که علم روانشناسی به آسیب شناسی داشته است، امروزه به نظر می رسد که یک پارادایم جدید در علوم وابسته به سلامت بطور اعم و در روان شناسی به طور اخص در حال ظهور است.در این پارادایم تمرکز برروی سلامتی و بهزیستی و نیز توضیح و تبیین ماهیت بهزیستی است (ریف ووسیتگر[۱]،۱۹۸۸؛ آنتوتوسکی[۲]، ۱۹۸۷؛ استرامپفر[۳]، ۱۹۹۰؛ویسینگ[۴]، ۲۰۰۰).روانشناسان تاکنون بر بیماری بیشتر از سلامتی، بر ترس بیشتر ازشهامت وبر پرخاشگری بیشتر ازعشق تاکید کرده اندبه عبارتی روان شناسان علاقه چندانی درکمک به مردم برای شادتربودن متکامل تر بودن ونوع دوست بودن نداشته اندواین در حالی است که مردم سرتاسر دنیا نیاز روزافزونی به شادی وشادمانی در زندگی خود احساس می کنند.هر چند که در گذشته نظریه های روان شناسی مثبت نگر نبوده اند اما امروزه نظریه ها به سمت دیدگاه های نوین مبتنی بر پرورش نقاط قوت تغییر مسیر داده اند. موضوعات روانشناسی مطرح شده در آغاز قرن بیست ویکم عمدتاً بر تجربه های مثبت انسانی وآنچه که لحظه ای را شادتر از لحظه دیگر می کند تمرکز کرده اند (مظفری،۱۳۸۳).
روانشناسی مثبت مطالعۀ علمی تجارب مثبت و ویژگی های فردی جهت تسهیل رشد است که هدفش فراتررفتن از رنج وزحمت ومشقت در روانشناسی بالینی است. یعنی هدف آن ساختن چهارچوب مفهومی برای بهزیستی ذهنی است(سلیگمن[۵]،۲۰۰۵،به نقل از چوبفروش زاده،۱۳۸۹). بهزیستی ذهنی یکی از موضوع های روانشناسی مثبت است که مطالعات متعددی در مورد اینکه چیست وچگونه ایجاد وارتقاء می یابد انجام گرفته است(دینر،۲۰۰۰؛ هاریس،۲۰۰۵؛ به نقل از جلوانی).
دینر[۶] وهمکاران بهزیستی ذهنی را یک سازه چند بعدی تعریف می کنند که همزمان با حضور تجارب عاطفی مثبت ورضایت اززندگی باید فقدان حالت های عاطفی منفی را نشان دهد. دینر برای اولین بارمفهوم شادمانی وساختارهای مرتبط با آن را بررسی کرد واصطلاح بهزیستی ذهنی را مترادف وجایگزین شادمانی قرار داد(اید، لارسن[۷]، ۲۰۰۸؛ به نقل از کرمی، نوری وهمکاران، ۱۳۸۸). که نظریه دینر اساس این پژوهش است.
بهزیستی ذهنی[۸] در حوزه رضایت از زندگی و کیفیت مطلوب زندگی و خانوادگی عامل مهمی است که موجب رشد متعادل و سلامت آدمی می شود وراه را جهت پرورش صحیح تر وسریعتر استعدادهای انسان هموار می سازد.رشد فردی وتوسعه اجتماعی به آن بستگی دارد که تا چه اندازه به این امر بها داده شود. بهزیستی ذهنی به ارزیابی ودرک شخصی افراد و زندگی شان (شامل کیفیت رفع نیاز های اجتماعی ،روانشناختی و عاطفی آنها اطلاق می شودوباعث می شود که شخص به شیوه اجتماعی، خردمندانه یا هنرمندانه با مشکلات مقابله کند(مولوی وترکان،۱۳۸۹).
تجربه شادمانی ورضایت از زندگی هدف برتر درزندگی افراد بشر به شمار می رود، که زمینه ای مناسب ومطمئن برای پیشرفت ودستیابی به مراتب بالاتر فراهم می کند. به بیانی دیگر رضایت از زندگی عامل شکوفایی وموفقیت افراد است .
افراد درتمام طول زندگی خود در تلاش برای دستیابی به آن هستند. رضایت از زندگی یکی از قدیمی ترین وپایدارترین مسایل مورد بررسی در مطالعات دوران بزرگسالی است که عموماً به عنوان بررسی کلی از شرایط موجود، از مقایسه خواسته های فرد تا دسترسی واقعی به آنها بیان می گردد (سلطانی، ۱۳۸۹).
مطالعه تطبیقی نظام های آموزشی جهان موّید آن است که کشورهای مختلف به تناوب وبتدریج از مدل ها وانواع راهنمایی و روش های مشاوره سود جسته اند واز خدمات راهنمایی ومشاوره به عنوان تسهیل کننده فرایند تعلیم وتربیت در دوره های مختلف تحصیلی به شکلی مطلوب استفاده کرده اند. همچنین، دراین راستا به تأسیس مراکز متعدّد راهنمایی ومشاوره، تشکیل انجمن های مشاوره ونگارش، ترجمه ی کتاب های متعدّد درزمینه راهنمایی ومشاوره اقدام کرده اند. امروزه درنظام تعلیم وتربیت در کشورایران،از برنامه های راهنمایی ومشاوره بصورت فردی وگروهی برای حل مسائل آموزشی ،تربیتی، روحی وروانی و.دانش آموزان استفاده می کنند(صافی، ۱۳۸۹).
از آنجایی که روش های ( رویکردچند وجهی[۹] )با توجه به نوع آنها بر ابعاد مختلف رفتاری و شناختی و. تاکید دارند وبهزیستی ذهنی نیز دارای مولفه هایی از جمله عاطفه مثبت ، عاطفه منفی و رضایت از زندگی است شاید بتوانند بر بهزیستی ذهنی ورضایت از زندگی دانش آموزان در مراکز آموزشی تاثیر مثبتی بگذارند به همین دلیل در این پژوهش از روش چند وجهی لازاروس که جزء انواع روش های چند وجهی است و بر هفت بعد:رفتار[۱۰]،احساس[۱۱]، عاطفه[۱۲]، شناخت[۱۳] ، روابط بین فردی[۱۴]، تصورات ذهنی[۱۵] و زیست شناختی[۱۶] تاکید دارد، بصورت مشاورۀ گروهی استفاده شده است(گیبسون، ترجمه ثنایی،۱۳۸۹)
نظریه های چندوجهی در سالهای اخیر وبعد از سایر نظریه های روان درمانی مانند نظریه ها ی رفتاری، شناختی و وجودی . مطرح شده است .درآغاز نظریه  ، یک نظریه میان راه برای مشاورانی بود که نمی خواستند و نمی توانستند صدرصدهمانند یک مشاور دستور العملی[۱۷] یا غیر دستور العملی[۱۸] عمل کنند(به نقل از جان بزرگی،۱۳۸۶).
در عین حال که افزایشی در رویکردهای نظری دیده می شود در ادغام نظریه ها و التقاط گرایی ما شاهد افزایش چشمگیری هستیم. بطور کلی التقاط گرایی عبارت است از ترکیب فنون ومفاهیم دو یا چند نظریه(کوری[۱۹]،ترجمه سید محمدی، ۲۰۱۳).
گاردفیلد و برگین [۲۰](۱۹۹۴)در مرور هفت بررسی انجام شده روی درمانگرانی که خودشان را التقاط گرا می نامیدند متوجه شدند ۲۹تا ۶۸ درصد از روان پزشکان ، روانشناسان بالینی  با مشاوران ،مددکاران اجتماعی وخانواده درمانگرها وزوج درمان ها خود را التقاط گرا می نامیدند.
جنسن[۲۱]، برگین وگریوز[۲۲](۲۰۰۵)در بررسی ۴۲۳روان شناس بالینی، خانواده درمانگر، زوج درمانگر، مددکار اجتماعی و روانپزشک دریافتند که ۶۸درصد التقاط گرا هستند. مدافعان این نظریه: رویکرد چندوجهی را رویکردی عنوان می کنند که به فرد اجازه می دهد، نظریه خود را با بهره گرفتن از نظریه ها و فنون مشاوره انتخاب کنند.عدۀ دیگری هم بحث می کنند که التقاط گرایی مشاوره را تشویق می کنند به اینکه از لحاظ نظری (اوستای همه کاره) باشد(اولریچی[۲۳]،۱۹۸۰، به نقل ازشهسواری،۱۳۸۸).
روش چند وجهی مانند هر نظریه دیگر موافقان ومخالفانی داردکه موافقانی مانندلوکاس[۲۴](۱۹۸۵)، نلسون و جونز[۲۵](۱۹۸۵)رابین[۲۶](۱۹۸۶)و.که به توصیه نوعی نظام درمانی می پردازند که:
۱-دراساس گسترده باشد.
۲-اجزای مختلف آن تشکیل یک نظام را داده باشند.
۳-در آن از فنون مربوط به همه نظریه های شناخته شده استفاده مناسب می شود.
درمانگرانی که بطرق مختلف از این روش درمانی حمایت و از نظر بالینی آن را تایید می کنند عبارتند از درمانگران :رفتاری شناختی مانند بک و مایکنبام[۲۷]،درمانگران شناختی،هیجانی ورفتاری مانند البرت الیس.
البته در حمایت از این روش پالمر (۱۹۹۷)به روش حل مسئله و نیز الگوهای آموزش مهارت زندگی که برای حل مشکلات تنیدگی زا بسیار کاربردارند، استفاده کرده است .
این روش مخالفانی هم مانند چسیک[۲۸](۱۹۸۵)، راسل (۱۹۸۶) واستال[۲۹] (۱۹۸۴) تمایل دارند مکتب چند وجهی را کم ارزش تلقی کنند و یا اثربخش بودن آن را بطور جدی مورد سوال قرار دهند. معمولا مخالفت این گروه در این زمینه است که مکتب درمانی چند وجهی در یک یا چند زمینه مانند: تاریخی، مفهومی یا تجربی ونظری اساس و بنیادی ندارد(مهرانی، ۱۳۹۰).
درمان چند وجهی یک رویکرد روان درمانی منظم و جامع است که توسط آرنولد لازاروس بوجود آمد. رویکرد چند وجهی از طریق کار عمیق و مفصل روی هریک از عوامل حسی، تخیلی، شناختی و بین فردی و اثرات تعاملی آنها می تواند،جنبه های شناختی،عاطفی بهزیستی ذهنی دانش آموزان را ارتقاء‌بخشد.

۱-۲.بیان مسئله پژوهش
امروزه اکثر دانش آموزان برای بهبود وضعیت روانی و تحصیلی به انرژی های مثبتی از جانب والدین ومدرسه نیازمندهستند تا از این طریق شادی وعواطف مثبت را برای بهبود کیفیت زندگی افزایش دهند وافسردگی واضطراب را در خود کاهش دهند و بتوانند با آسایش خاطر،تمرکز بالاواعتماد به نفس کافی وضعیت روانی وعلمی خود را بهبود ببخشند.
روانشناسی در قرن بیست ویکم متوجه این امر شده است که انسان باید انرژی عقلایی خود را صرف جنبه های مثبت تجربه اش کند (سلیگمن، ۲۰۰۵، سیگزنت ومهیالی[۳۰]،به نقل از جلوانی،۱۳۹۰).چون در آغاز روان شناسی بیشتر بر هیجان های منفی[۳۱] مانند اضطراب[۳۲] و افسردگی[۳۳] تمرکز داشته است تا برهیجان های  مثبت مانند شادکامی ورضایت، متون علمی نیز بیشتر درمورد رنج بود تا لذت (مایرز[۳۴] ،۲۰۰۰). ولی امروزه پژوهش درباره بهزیستی وروان شناسی مثبت بطور روزافزون در حال رشد است (کاشدن[۳۵] ،۲۰۰۴). بهزیستی ذهنی یک ساختار مهم در پژوهش های مربوط به تفسیر شخصیت است و بعنوان ارزیابی مثبت از زندگی وتعادل میان عاطفه مثبت و منفی[۳۶] تعریف شده است(به نقل از محمدی،۱۳۹۰). دینر[۳۷](۱۹۸۴)مدلی سه مولفه ای برای مفهوم بهزیستی ذهنی پیشنهاد کرده است. مؤلفۀ اول که با رضایت افراد از جنبه های مختلف زندگی(مانند شغل ،رشته تحصیلی ، تدریس دبیران، مطالعه دروس، پدر و مادر بودن، دوستی و همچنین زندگی بعنوان یک کل)رابطه دارد، جنبه شناختی بهزیستی ذهنی است.
دو مؤلفۀ دیگر این سازه (عاطفه مثبت وعاطفه منفی )ابعادی هستند که تجارب عاطفی روزانه را توصیف می کنند.گفته می شود اگر شخص رضایت از زندگی و بیشتر خوشی را تجربه کند و فقط گاهگاهی هیجان هایی مانند غمگینی و خشم را تجربه کند، از بهزیستی ذهنی بالایی برخوردار است و برعکس، اگر از زندگی خود ناراضی باشد، خوشی و علاقه اندکی را تجربه نماید و پیوسته هیجان های منفی مثل خشم و اضطراب را احساس کند،دارای بهزیستی پایینی است(مظفری وهادیان،۱۳۸۳). بهزیستی ذهنی ساختاروسیعی است که همۀ جنبه های تجربیات شخصی را در برمی گیرد وشامل ارزیابی شناختی وهیجانی افراد از زندگی شان است(دینر،اشی ولوکاس ،۲۰۰۳؛به نقل از جنیفر لایک،۲۰۰۹، به نقل از جلوانی،۱۳۹۰).
ویژگی مهمی که افراد سالم باید از آن برخوردار باشند احساس بهزیستی ورضایتمندی است.احساس بهزیستی این گونه تعریف می شود: احساس مثبت ورضایتمندی عمومی از زندگی که شامل خود ودیگران در حوزه های مختلف خانواده، شغل و. است(مایرز و دینر،۲۰۰۲).
احساس سعادت ورضایت از زندگی[۳۸] اگرچه تاحد زیادی به شرایط فردی بستگی دارد، اما تاثیر عوامل اجتماعی در بروز یا افول آن بسیار پررنگ است.رضایت از زندگی ترکیبی از شرایط فردی واجتماعی است ودرواقع نشانه هایی از نگرش های مثبت نسبت به جهان ومحیطی است که فرد را فراگرفته ودرآن زندگی می کند.سطح پایین رضایت از زندگی به گرایش های منفی نسبت به جامعه کل مربوط می شود(بهابادی،۱۳۹۱).
تحقیقات انجام گرفته نشان می دهد که عواملی مانند:معنویت، درآمد، کیفیت زندگی وثبات عاطفی، پیشرفت جهت دستیابی به اهداف شخصی (رایان ودسی[۳۹]،۲۰۰۱)،افسردگی(وود وجوزف[۴۰]،۲۰۱۰)، جنسیت با بهزیستی بطور مثبت رابطه معنادار دارند.به عبارتی می توان گفت بهزیستی متغیری است که بسیاری از عوامل مانند جنسیت ،سن، فرهنگ، شناخت، تصورات فرد از خود، وضعیت اجتماعی-اقتصادی، رفتار فرد وهدف در زندگی می تواند بر روی آن تاثیر بگذارد. (به نقل از شکری وهمکاران،۱۳۸۷)
افرادی که بهزیستی ذهنی بالاتری دارند، بیشتر علاقه مندند در اجتماع نقشی بر عهده بگیرند، وقت فراغت پر شورتری برای خود ایجاد می کنند و در فعّالیت های عمومی بیشتر شرکت می کنند، دارای روحیه مشارکتی بیشتری هستند و عمدتاً دارای هیجانات مثبتی هستند و از ارزیابی مثبت رویدادهای در حال وقوع استقبال می کنند، در مقابل افرادی که از بهزیستی ذهنی پایینی برخوردارند، شرایط و رویدادها را نامطلوب ارزیابی کرده و به همین دلیل هیجانات نامطلوب مثل اضطراب، افسردگی وپرخاشگری را بیشترتجربه می کنند(دینر۲۰۰۰؛چیارا[۴۱]،۲۰۰۲،به نقل از محمدی،۱۳۹۰).
احساس خرسندی ورضایت از جنبه های مختلف زندگی، از مؤلفه های نگرش مثبت افراد نسبت به جهانی است که درآن زندگی می کنند. رضایت از زندگی باارزش ها ارتباط نزدیک اما پیچیده دارد ومعیارهایی که افراد براساس آن درک ذهنی خود را از سعادت ارزیابی می کنند متفاوت است. رضایت از زندگی در انسان نه تنها بازتاب ترکیب کوتاه مدت،میان مدت وبلند مدت درسطح فردی است بلکه علاوه بر آن حاصل تعامل عوامل سطح فردی وفرهنگی است(مهدوی اقدم وزکی،۱۳۹۰).
امروزه می توان عواملی مانند بهزیستی ذهنی وابعاد آن را در مدارس افزایش داد، مشاوران مدارس هر روز با مراجعانی برخورد می کنند که در زندگی خود رنگ شادی وسرزندگی را کمتر حس می کنند ودارای اعتماد به نفس پایین همراه با استرس وافسردگیهستند.باتوجه به اینکه تعداد چنین دانش آموزانی کم نیستند،مشاوران ترجیحمی دهند که از روش های گروهی استفاده نمایند.
مشاوره گروهی غیر از یک ورزش تیمی است. هدف آن داشتن یک گروه پیروزمند هم نیست.آماج مشاورۀ گروهی رسیدن به اهداف، ارضای نیازها وایجاد تجاربی است که برای تک تک اعضای تشکیل دهندۀ گروه باارزش است. مشاورۀ گروهی برای اعضای گروه امکاناتی را فراهم می کندکه، عبارتند از:۱-کاوش درزمینۀ مشکلات، نگرانی هاونیازهای سازشی وتکاملی فردکه با پشتیبانی یک گروه صورت می پذیرد.۲-مشاورۀ گروهی برای اعضای گروه امکان کسب بصیرت نسبت به احساسات ورفتار خودرا فراهم می کند.۳-مشاورۀگروهی برای اعضای گروه فرصت برقراری ارتباط مثبت وطبیعی با دیگران رافراهم می کند.۴-مشاورۀگروهی فرصت کسب وپذیرش مسئولیت نسبت به خود ودیگران برای اعضاء فراهم می کند(گیبسون، ترجمۀ ثنایی، ۱۳۸۹).

خرید فایل متن کامل در سایت zusa.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *