بخش چهارم- منابع هنجارهای بین المللی حقوق بشر

۱۸ ملاحظات کلی

۱۸ گفتار اول- منابع داخل در ماده ۳۸ اساسنامه

۱۹ جزء اول- معاهدات

۲۰ تعریف معاهدات

۲۰ معاهدات حقوق بشری

۲۰ تعریف حق شرط

۲۲ سیر تحولات حق شرط بر معاهدات بین المللی

۲۳ انشای حق شرط

۲۵ حق شرط در کمیسیون حقوق بین المللی

۲۶ حق شرط بر معاهدات حقوق بشری

۲۹ تقسیم بندی معاهدات حقوق بشری

۳۴ معاهدات حقوق بشر جهانی

۳۴ معاهدات حقوق بشر منطقه ای

۳۵ جزء دوم- عرف بین المللی

۳۶ جزء سوم- اصول کلی حقوقی

۳۷ جزء چهارم- تصمیمات قضایی

۳۸ جزء پنجم- دکترین

۳۹ گفتار دوم- منابع خارج از ماده ۳۸ اساسنامه

۴۰ جزء اول- قاعده آمره

۴۰ جزء دوم- مصوبات سازمان های بین المللی

۴۱ گفتار سوم- حقوق قابل تعلیق و غیرقابل تعلیق بشری

۴۲ فصل دوم- تنوع فرهنگی

۴۵ بخش اول- مفهوم تنوع فرهنگی

۴۵ بخش دوم- تفاوت میان مفاهیم تنوع فرهنگی، کثرت گرایی فرهنگی و نسبیت گرایی فرهنگی

۴۸ گفتار اول- تنوع فرهنگی و کثرت گرایی

۴۸ گفتار دوم- تنوع فرهنگی و نسبیت گرایی فرهنگی

۵۰ بخش سوم-اسناد مرتبط با تنوع فرهنگی

۵۱ فصل سوم – ارتباط متقابل تنوع فرهنگی و جهان شمولی حقوق بشر

۵۲ بخش اول- موازین مصوب سازمان های بین المللی

۵۲ گفتار اول – سازمان ملل متحد

۵۲ جزء اول- منشور ملل متحد

۵۲ جزء دوم- اعلامیه جهانی حقوق بشر

۵۳ جزء سوم- میثاقین حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و حقوق مدنی و سیاسی

۵۵ جزء چهارم- کنفرانس های جهانی ملل متحد در مورد حقوق بشر

۵۵ جزء پنجم- اعلامیه و کنوانسیون حقوق کودک

۵۷ جزء ششم- اسناد مربوط به یونسکو

۵۷ گفتار دوم – دیوان بین المللی دادگستری

۵۹ گفتار سوم – سازمان بین المللی کار

۶۰ گفتار چهارم – سازمان های بین المللی منطقه ای

۶۱ جزء اول- اتحادیه اروپا

۶۱ حاشیه انعطاف

۶۲ جزء دوم- سازمان کشورهای آمریکایی

۶۴ جزء سوم- سازمان وحدت آفریقا (اتحادیه آفریقا)

۶۴ جزء چهارم- سازمان کنفرانس اسلامی

۶۵ بخش دوم- ارتباط متقابل جهان شمولی و تنوع فرهنگی در دکترین

۶۶ گفتار اول – جهان شمولی مطلق حقوق بشر

۶۷ گفتار دوم – نفی جهان شمولی حقوق بشر

۷۰ جزء اول- نظریه پست مدرنیسم

۷۰ جزء دوم- نظریه نسبیت گرایی فرهنگی

۷۱ جزء سوم – تنوع فرهنگی در کنار جهان شمولی حقوق بشر

۷۴ نتیجه گیری

۷۸ فهرست منابع

۸۰ چکیده انگلیسی

۸۴

چکیده :

برخی از حقوقدانان، حقوق بشر را بخشی از میراث مشترک بشریت می داند که در ذات این اندیشه جهان شمولی نهفته است. با بررسی اسناد بین المللی و منطقه ای و آراء اندیشمندان حقوق ( دکترین ) به این نتیجه میرسیم که ویژگی جهان شمولی حقوق بشر به عنوان یک اصل خدشه ناپذیر پذیرفته شده است.

از طرفی تنوع فرهنگی به عنوان یک ضرورت اجتماعی جامعه بین المللی تا جایی قابل حمایت است که اعمال آن باعث انکار این اصل و قواعد حقوق بشر نشود که حاصلی جز خشونت های قومی – مذهبی نخواهد داشت.

مقدمه

انسان به واسطه انسان بودن خود دارای حقوقی است که فقط ذاتی وی می‌باشد و با تغییر زمان و مکان هیچ تغییری نمی‌پذیرد و همواره و همیشه ثابت است و احترام و رعایت این حقوق برای تمامی جوامع و دولت ها لازم و ضروری است. لذا با بررسی سیر تحولات تاریخی در روابط میان انسان ها می‌توان به این نتیجه رسید که همیشه تعدادی افراد انسانی به بهانه های گوناگون از قبیل دفاع از مرزهای سرزمین، خیانت به مملکت، حفظ حقوق دینی و احترام به شعائر مذهبی، مصون ماندن از گناه در ردای کشیش و. جرائمی مرتکب گردیده‌اند که در نهایت جان، شرافت، مال و حیثیت انسان های دیگری را زیر پا گذاشته اند. به هر حال، این قدرت‌طلبی‌ها و جاه‌طلبی‌های معدودی افراد باید در جایی محدود می گردید، بخصوص با نگاهی به دو جنگ جهانی اخیر و تولید جنگ افزار هایی که می تواند هر گونه حیات را طی چند ساعت از کره خاکی از بین ببرد، این گونه بود که پس از پایان جنگ جهانی دوم با از دست رفتن جان و آواره شدن میلیون‌ها نفر در یک برهه زمانی کوتاه جامعه ملل خواستار شناسایی بین المللی حقوق بشر شدند. به این ترتیب، اولین اعلامیه جهانی حقوق بشر در سال ۱۹۴۸ به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد، که تنها سه سال از تاسیسش می گذشت، رسید.

لذا انکار حقوق بشر و آزادی‌های اساسی نه تنها یک تراژدی فردی و شخصی است، بلکه موجب اوضاع نا آرام اجتماعی و سیاسی می‌گردد و تخم خشونت و تخاصم را در درون اجتماعات و ملت‌ها و در بین آنها می‌کارد. همان‌طور که جمله نخست اعلامیه جهانی حقوق بشر بیان می کند: «احترام به حقوق بشر و شأن انسانی» زیربنای آزادی، عدالت و صلح در جهان می‌باشد[۱].

حقوق بشر دارای ۳ ویژگی است: ۱- جهان شمولی ۲- ذاتی بودن ۳- غیرقابل سلب بودن

«جهان شمولی به معنای فرافرهنگی، ذاتی به معنای پیوند با حیثیت و کرامت انسانی و غیرقابل سلب بودن بدین معناست که این حق ها ریشه در قانونگذاری و یا اراده حکومت ندارد تا سلب آنها توسط قانونگذار موجه باشد. روشن است که غیرقابل سلب بودن به این معنا نیست که تحت هیچ شرایطی نتوان از برخی از افراد به دلایل موجه پاره‌ای از این حق‌ها را سلب و یا اعمال آن را محدود کرد[۲]».

این اعلامیه، شاید بدون آن که مبتکرانش بدانند، پایه های مباحثی را گذارده است که سال ها بحث و بررسی را در محافل علمی و مجامع سیاسی به بار آورد. یکی از این مباحث، بحث جهان شمولی حقوق بشر می باشد که بذر این بحث، در اسناد بین المللی، در اعلامیه جهانی حقوق بشر گذارده شد. جهان شمولی حقوق بشر در مقابل نسبیت گرایی این حقوق، تقریباً، در نظریات فلاسفه و حقوق دانانی چون توماس هابز و جان لاک روسو و بواس مطرح گردیده بود و از این روی، به اعلامیه جهانی حقوق بشر راه یافته بود.

خرید فایل متن کامل در سایت zusa.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *