۱-۷ تعریف مفهومی متغیر­ها   ۷

۱-۸ تعریف عملیاتی متغیر­ها   ۸

                                                فصل دوم: عنوان فصل دوم

۲-۱ مقدمه . ۱۰

۲-۲ مبانی نظری بلوغ و بلوغ عاطفی ۱۰

۲-۲-۱ تعاریف مختلف بلوغ. ۱۰

۲-۲-۲ نظریه­ های مختلف در مورد نوجوانی ۱۱

۲-۲-۳ اهمیت بلوغ ۱۲

۲-۲-۴ انواع بلوغ . ۱۳

۲-۲-۵ سنین بلوغ در ایران ۱۴     ۲-۲-۶ عوامل مؤثر در بلوغ. ۱۴

۲-۲-۷ معیار­های بلوغ . ۱۴

۲-۲-۸ علت­های بلوغ ۱۵

۲-۲-۹ تغییرات هورمونی مربوط به بلوغ.۱۵

۲-۲-­۱۰ رشد بدن.۶ ۱

۲-۲-۱۱ رشد حرکتی و فعالیت بدن. ۱۷

۲-۲-۱۲ رشد عقلی و پیشرفت­های درسی در دوران بلوغ ۱۷

۲-۲-۱۳ رسش جنسی۱۷

۲-۲-۱۴ تفاوت­های فردی در رشد مربوط به بلوغ ۱۹

۲-۲-۱۵ رشد مغز در دوران بلوغ ۱۹

۲-۲-۱۶ تغییر حالت­های برانگیختگی در دوران بلوغ ۲۰

۲-۲-۱۷ واکنش به تغییرات مربوط به بلوغ.۲۰

۲-۲-۱۸ تأثیر بلوغ بر حالت­های هیجانی و رفتار اجتماعی ۲۱

۲-۲-۱۹ زود­رسی و دیر­رسی بلوغ. ۲۲

۲-۲-۲۰ زمان­­بندی بلوغ ۲۲

۲-۲-۲۱ خصایص بلوغ. ۲۴

۲-۲-۲۲ منشأ نگرانی­های دوره بلوغ ۲۵

۲-۲-۲۳ خطر­های روان­شناختی بلوغ ۲۶

۲-۲-۲۴ خصوصیات افراد دارای بلوغ عاطفی ۲۷

۲-۲-۲۵ معیار­های رفتار­های عاطفی بالغ. ۲۷

۲-۲-۲۶ فرایند شکل گیری عواطف۲۸

۲-۲-۲۷ نگرش­ها و علائق در دوران بلوغ . ۲۸

۲-۲-۲۸ روابط با دوستان و همسالان در دوران بلوغ ۲۹

۲-۲-۲۹ هیجانات در دوران بلوغ. ۲۹

۲-۲-۳۰ سازگار شدن با تغییرات دوران بلوغ. ۲۹

۲-۳ مبانی نظری خود­شناسی ۳۰

۲-۳-۱ تعاریف مختلف خود­شناسی ۳۰

۲-۳-۲ نظام خود ۳۲

۲-۳-۳ نظریه­ های مختلف در مورد خود و مراحل مختلف آن . ۳۸

۲-۳-۴ جنبه­­های مختلف خود ۴۲

۲-۳-۵ حیطه­های مختلف خود . ۴۴

۲-۳-۶ مفهوم خود و دیدگاه ­های مختلف درمورد آن ۴۵

۲-۳-۷ روان­شناسی و رابطه­ آن با خود­شناسی ۴۶

۲-۳-۸ خود­شناسی در قرآن کریم ۴۶

۲-۳-۹ پیدایی شناخت خود در چه سنی است ۴۷

۲-۳-۱۰ خود­شناسی و ارتباط آن با حافظه . ۴۷

۲-۳-۱۱ اهمیت خود­شناسی . ۴۷

۲-۳-۱۲ اهمیت خود­شناسی در رفتار اخلاقی با خود ۴۷

۲-۳-۱۳ آثار خود­شناسی . ۴۸

۲-۳-۱۴ راه­های دست­یابی به خود­شناسی . ۴۹

۲-۳-۱۵ مشکلات مربوط به توسعه خود­آگاهی ۵۰

۲-۳-۱۶ ویژگی­های افراد دارای خود­شناسی ۵۲

۲-۳-۱۷ رابطه خود­شناسی با هوش­هیجانی و دیدگاه­پذیری . ۵۲

۲-۳-۱۸ نقش ادراک­ از خود در رشد آسیب­شناسی­روانی . ۵۲

۲-۳-۱۹ نقش ادراک از خود در رشد اختلال اضطراب اجتماعی ۵۳

۲-۴ پیشینه­ پژوهشی تحقیق . ۵۳

                                                  فصل سوم: عنوان فصل سوم

۳-۱ مقدمه . ۶۴

۳-۲ روش پژوهش ۶۴

۳-۳ جامعه، حجم نمونه و روش نمونه گیری . ۶۴

۳-۴ ابزار­های اندازه ­گیری ۶۵

۳-۴-۱ پرسشنامه بلوغ عاطفی ۶۵

۳-۴-۲ پرسشنامه خود­شناسی . ۶۵

۳-۴-۳ پرسشنامه محقق ساخته . ۶۵

۳-۵ روش جمع­آوری اطلاعات ۶۵

۳-۶ روش تجزیه و تحلیل اطلاعات . ۶۶

 

فصل چهارم: عنوان فصل چهارم

۴-۱ مقدمه . ۶۸

۴-۲ یافته­ های جمعیت­شناختی ۶۸

۴-۳ یافته­ های توصیفی . ۷۰

۴-۴ یافته­ های استنباطی . ۷۱

۴-۵ جمع­بندی . ۸۳

فصل پنجم: نتیجه ­گیری و بحث

۵-۱ مقدمه . ۸۵

۵-۲ یافته­ های مربوط به همبستگی بین بلوغ عاطفی و خود­شناسی .۸۵

۵-۳ یافته­ های مربوط به تفاوت بلوغ عاطفی و خود­شناسی در دانش­ آموزان ۸۷

۵-۴ یافته­ های مربوط به پیش ­بینی خود­شناسی از طریق بلوغ عاطفی . ۸۹

۵-۵ نتیجه ­گیری.۹۰

۵-۶ محدودیت­­های پژوهش . ۹۱

۵-۷ پیشنهادات ۹۱

منابع

منابع فارسی ۹۳

منابع انگلیسی  . ۹۶

مقدمه

رشد و تکامل فرایندی مداوم و منظم است که تسلسل قابل پیش ­بینی دارد. اگر ­چه سرعت پیشرفت آن متفاوت است ولی تمام افراد بشر مراحل مشابه آن را طی می­ کنند. «بلوغ از مهم­ترین مراحل دوران زندگی هر فردی است که با تغییرات تکاملی فیزیکی، عقلانی و عاطفی – اجتماعی مشخص می­ شود.» (نلسون[۱]، به نقل از ولایتی، ۱۳۷۹). دوره­ بلوغ[۲] از دیدگاه روان­شناسان، مربیان اخلاق و سایر دانشمندان، دوره حساسی است. از فیلسوفان قدیم سقراط، افلاطون، ارسطو و . به آن توجه نموده و ژان ژاک روسو در کتاب امیل، بلوغ را تولد ثانوی نامیده است (قره بگلو و کریمیان، ۱۳۸۰).

بلوغ در لغت به معنی رسیدن، به سر­­ رسیدن و رسیدن به سن رشد می­باشد. کلمه بلوغ «Puberty» در زبان انگلیسی از کلمه لاتین «Pubertas» به معنای سن مردانگی یا سن بزرگسالی مشتق شده است. بلوغ عاطفی[۳] عبارت است از خروج کودک از انگیزه ­های کودکانه، و نشان­ دادن عواطف خود به شکل بزرگ­ترها، آن­ چنان که عاطفه­اش جهت­دار و در خط تعدیل و کنترل باشد. هم­چنین بلوغ عاطفی زمانی است که فرد بتواند خود و دیگران را به وجهی مناسب دوست­ بدارد و واکنش معقولی را جایگزین واکنش هیجانی کند (احمدی، ۱۳۷۴). بلوغ عاطفی از عوامل مؤثر در الگوی شخصیت است و به کنترل رشد نوجوان کمک می­ کند. از نظر کول (۱۹۴۴؛ به نقل از سینک و بهار­گاوا) «برجسته­ترین علامت بلوغ عاطفی توانایی تحمل تنش است.» کاپلان و بارون خصوصیات شخصی را که از لحاظ عاطفی بالغ است بررسی کرده، او می­گوید فردی که از لحاظ عاطفی بالغ است قابلیت مقاومت در برابر تأخیر ارضای نیازها را دارد، توان تحمل میزان معقول ناکامی را دارد و می ­تواند توقعات خویش را بر مبنای اقتضای موقعیت به تعویق ­اندازد یا در آن تجدید نظر نماید.

خودشناسی[۴] عبارت است از آگاهی لحظه به لحظه فرد نسبت به حالات روان­شناختی و توان تمایز نهادن و تحلیل محتوای تجارب کنونی و نیز پردازش شناختی فعال درباره خود و معطوف به رویدادهای گذشته است که نتیجه آن ایجاد دید وسیع­تر برای هدایت رفتار و تشکیل طرحواره­های فردی پیچیده­تر و کامل­تر است (طهماسب، ۱۳۸۴).

ارتباط خودشناسی با زمینه ­های مختلف، از جمله پژوهش­های روان­شناسی اجتماعی، خانواده و ناسازگاری تأمل پذیر است (ویلسون و دان[۵]، ۲۰۰۴). با توجه به مطالب ارائه شده و از آن جایی که در شرایط حاضر نوجوانان و کودکان با مشکلات بسیاری در زندگی خویش مواجه هستند و این مشکلات موجب مسائل روان – تنی بسیاری چون اضطراب، تنش، ناکامی و آشفتگی عاطفی در زندگی روزمره می­شوند و نیز، با توجه به این ­که بخش عظیمی از جمعیت کشورمان را نوجوانان و دانش­ آموزان به خود اختصاص داده­اند و این افراد در آینده عهده­دار وظایف و مسئولیت­های مختلف جامعه خواهند بود؛ بی­توجهی به نیازهای ضروری این قشر، صدمات جبران ناپذیری به پیکره­ی اجتماع وارد خواهد ساخت. بنابراین، این مطالعه با هدف بررسی رابطه بین بلوغ عاطفی و خودشناسی در دانش­ آموزان انجام گرفت.

۱۲ بیان مسئله

     مبحث بلوغ و بلوغ عاطفی از جمله مفاهیمی است که توجه روان­شناسان و متخصصان علوم تربیتی را به خود جلب کرده است. به اعتقاد بسیاری از متخصصان، بلوغ عاطفی از جمله متغیرهایی است که روی عملکرد تحصیلی دانش­ آموزان تأثیر می­گذارد.

محققان مختلف، بلوغ عاطفی را این گونه تعریف کرده ­اند: بلوغ عاطفی عبارت است از خروج کودک از انگیزه ­های کودکانه، و نشان دادن عواطف خود به شکل بزرگ­ترها، آن­ چنان که عاطفه­اش جهت­دار و در­ خط تعدیل و کنترل باشد. بلوغ نقطه عطف و دوره بحرانی انتقال از کودکی به بزرگسالی و زمان اکتساب قدرت باروری است. به عبارت دیگر، بلوغ دوره­ای از رشد روانی، جسمی، ذهنی، عاطفی و اجتماعی فرد است که ثبات و تکوین شخصیت در آن صورت می­گیرد (نجفی و همکاران، ۱۳۹۰). مورگان (۱۹۳۴؛ به نقل از سینک و بهار­گاوا) «می­گوید یک نظریه­ی کارآمد درباره بلوغ عاطفی باید تمام حیطه­ی فردیت، نیرو­ها و توانایی لذت بردن از این نیروها را در نظر بگیرد.» از نظر والتری، دی و اسمیت سون (۱۹۷۴؛ به نقل از سینک و بهار­گاوا) «بلوغ عاطفی جریانی است که طی آن شخصیت فرد مداوماً برای احراز بیش از پیش سلامت عاطفی، از لحاظ روانی و فردی می­کوشد».

مطالعات نشان داده­اند افرادی که از بلوغ عاطفی پایین برخوردار هستند، نمی­توانند در شرایط مختلف واکنش مناسبی نشان دهند و هم­چنین آن­ها نمی­توانند خود را به جای دیگران بگذارند، اما افرادی که از بلوغ عاطفی بالایی برخوردارند، قادر هستند که در شرایط دشوار هم، کنترل هیجانی و عاطفی خود را حفظ کنند (مهین­ترابی و همکاران، ۱۳۹۰). در تعدادی از تحقیقات دیگر، این نتیجه به دست آمد که عدم بلوغ عاطفی می ­تواند باعث ایجاد مشکلاتی در زندگی زناشویی شود. زوج­هایی که از بلوغ عاطفی پایینی برخوردارند، نمی­توانند در شرایط مختلف واکنش مناسب نشان دهند، هم­چنین، نمی ­تواند خود را به جای طرف مقابل بگذارند. از این رو اختلافات در زندگی مشترک افزایش می­یابد. اما در صورتی که زوج­ها از بلوغ عاطفی بالایی برخوردار باشند، قادر خواهند بود در شرایط دشوار زندگی هم کنترل هیجانی و عاطفی خود را حفظ نمایند. آن­ها هم­چنین، ضمن شناسایی نیازهای خود و طرف مقابل، برای برآورده سازی این نیازها در جریان زندگی مشترک تلاش می­ کنند. هم­چنین نشان داده شد، که بلوغ عاطفی بالا موجب افزایش رضایت­مندی زندگی زناشویی و کاهش نارضایتی زناشویی می­ شود (مهین­ترابی و همکاران، ۱۳۹۰).

هم­چنین تحقیقات نشان داده­اند که بین بلوغ عاطفی و سلامت روانی و عمومی ارتباط معناداری وجود دارد. به این ترتیب، افرادی که از بلوغ عاطفی بالایی برخوردار بودند از سلامت روانی و عمومی خوبی نیز برخوردار بودند و به هر میزان که آگاهی آن­ها از دوران بلوغ بیشتر بود، سلامت روانی و عمومی آن­ها نیز در سطح­ مطلوب­تری قرار داشت (آقا یوسفی و همکاران، ۱۳۸۸).

از میان تمامی پیشرفت­ها و پژوهش­های علمی هیچ یک به اندازه­ شناخت انسان توجه او را به خود جلب نکرده است. آدمی از دیرباز کوشیده است تا افکار، عواطف، و احساسات خود و هم نوعان خود را دریابد. علاقه­ همیشگی اکثر مردم به افسانه­ها، داستان­ها، سرگذشت­ها و شرح حال­ها گویای این نظر است­ (پارسا،۱۳۷۷).
نقش خود­شناسی به عنوان سازه­ای شخصیتی که واجد ملاک­های رفتاری معین است، در تبیین و پیش ­بینی فرایندها و سازه­های مختلف روان­شناختی، در پژوهش­های پیشین به تأیید رسیده است (قربانی و همکاران، ۲۰۰۵). در دو دهه­ اخیر بیش از پیش به نقش خود­آگاهی در بهداشت روانی توجه شده است.

برخی از محققان بر آنند که خود­آگاهی پیامد­های منفی برای بهداشت روانی فرد دارد. نتایج مطالعات آنان نشان داده است که اشتغال فکری با شکست­ها و محرومیت­ها، به­ ویژه هنگامی که توأم با احساس نگرانی از حضور در کنار دیگران باشد، منجر به استمرار و تشدید افسردگی می­گردد (نالن – هاکسما[۶]، ۱۹۹۰؛ هاکسما و گروگاس[۷]، ۱۹۹۴؛ پیزنسکی و گرینبرک[۸]، ۱۹۸۷).

هم­چنین نتایج پژوهش نشان داده است که خود­آگاهی و اجزای آن با اختلالات روابط بین­ ­فردی رابطه دارد (لطیفیان و سیف، ۱۳۸۶). گنجاندن مفهوم خود­شناسی در میان هر چیز، به ویژه درباره مسائل مرتبط با زندگی زناشویی پیامدهای مهمی دارد. مکاتب و روش­های مشاوره­ای و روان­درمانی و حتی آموزه‌های دینی، افراد را به تدبر در خویشتن فراخوانده­اند (برن[۹]، ۲۰۰۷). از این منظر، خودشناسی مقدمه ارتباط مؤثر با دیگران تلقی می­ شود (باتلر و وامپلر[۱۰]، ۱۹۹۹). باتلر وامپلر (۱۹۹۹) طی پژوهشی به این نتیجه دست یافتند که آموزش مهارت­ های ارتباط به پیشرفت­های چشمگیری در ارتباط افراد با یکدیگر می­ شود و هم­چنین میزان خود­شناسی را نیز افزایش می­دهد.

موسوی و قربانی (۱۳۸۵) طی پژوهشی که روی ۱۵۱ نفر از دانشجویان دانشگاه تهران انجام دادند به این نتیجه رسیدند که بین خود­شناسی و آسیب­های روان­شناختی همبستگی منفی وجود دارد. با توجه به نقش تسهیل­گر فرایند خودشناسی در همسانی درونی، ویژگی خود نظم­دهنده­ی آن (هیگنز[۱۱]، ۱۹۹۶)، و تأثیر آن در بهزیستی روانی (قربانی و همکاران، ۲۰۰۳)، می­توان پیش ­بینی کرد، هر چه میزان خود­شناسی بالاتر باشد، همسانی درونی بیشتر و مشکلات روان­شناختی کم­تر است. نتایج پژوهش­های اخیر حاکی از آن است که شدت و وضوح خودآگاهی در تعامل با ماهیت افکار، عواطف و باورها به ویژه احساس نومیدی و نیز ارزشی که فرد برای خود به عنوان یکی از اعضای اجتماع قائل است، می ­تواند به انحای مختلف بر بهداشت روانی فرد تأثیر بگذارد (سیمون و هارتر[۱۲]، ۱۹۹۸).

فهم ذهن دیگران و خودآگاهی (آگاهی بر حالات ذهنی خود) به موازات یکدیگر پیش می­رود، دانش در مورد ذهن خود به دانش در مورد ذهن دیگران مربوط است (گوپنیک[۱۳]، ۱۹۹۳). از این رو، آنان که شناخت گسترده­تر و عمیق­تری از خود دارند، دیگران را نیز بهتر می­توانند درک کنند و پیش ­بینی دقیق­تری از افکار خود و سایرین خواهند داشت و بدین ترتیب مشکلات کم­تری را در ر­ابط بین فردی با دیگران تجربه خواهند کرد.

با توجه به این که متغیرهای بلوغ عاطفی و خود­شناسی در زندگی فرد از اهمیت به سزایی برخوردار است اما در ادبیات پژوهشی به این متغیرها و رابطه­ آن­ها با هم توجه زیادی نشده و تحقیقاتی که در این زمینه، چه در داخل و چه در خارج صورت گرفته محدود می­باشد. بنابراین، در این پژو­هش مسئله اصلی بررسی رابطه بین بلوغ عاطفی و خود­شناسی در دانش­ آموزان مدارس دولتی و نمونه ­دولتی می­باشد؛ و ما می­خواهیم بدانیم که آیا بین متغیرهای بلوغ عاطفی و خود­شناسی در بین دانش­ آموزان رابطه وجود دارد یا نه؟

۱۳ دلایل توجیهی و ضرورت انجام تحقیق

دوران بلوغ یکی از مهم­ترین دوران­های زندگی است. در این دوره بزرگ­ترین تغییرات فیزیولوژی و روانی در فرد ایجاد می­ شود و شناخت این تحولات و تغییرات در رفتار و کردار نوجوانان بسیار ارزشمند است.

دانش­ آموزان از مهم­ترین اقشار جامعه و جزء روشن­فکران آن محسوب می­شوند که نگرش و عملکرد آن­ها در کل جامعه تأثیر دارد. هر چه این قشر از نظر رفتاری، عملکردی و شناختی پویاتر و انعطاف پذیرتر باشند، به همان اندازه جامعه در دست­یابی به اهداف و پیشرفت موفق­تر خواهد بود. با وجود آن که همواره پرسش­هایی بنیادین در باب ماهیت ذهن انسان و توانایی وی در شناخت خود مطرح بوده است، اما مفهوم خودشناسی تا­کنون جایگاه اصلی خود را در روان­شناسی به عنوان موضو­عی عمده و اساسی به دست نیاورده است.

ارتباط خود­شناسی با زمینه ­های پژوهشی مختلف از جمله سنت روان پویشی، پژوهش­های شخصیت که در آن صفات شخصیتی به واسطه پرسشنامه ­های خود سنجی ارزیابی می­شوند و پژوهش­های روان­شناسی اجتماعی در زمینه ماهیت خود پنداشت قابل تأمل است (ویلسون و دان،۲۰۰۴). هم­چنین بلوغ عاطفی با بسیاری از جنبه­ های زندگی فرد ارتباط دارد. پس با توجه به اهمیت بلوغ عاطفی و خود­شناسی در زندگی انسان، نتایج این پژوهش می ­تواند در زمینه ­های بهداشت و سلامت روان مورد استفاده قرار گیرد و از اهمیت به سزایی برخوردار است. هم­چنین، نتایج این پژوهش در زمینه ­های برنامه­ ریزی تحصیلی در مدارس نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. از جمله ضرورت­های دیگر این پژوهش انجام تحقیقات کم در زمینه موضوع پژوهش می‌باشد؛ و انجام این تحقیق از بُعد افزایشی در ارتقای پژوهش­های مربوط به سلامت روان دانش­ آموزان اهمیت به سزایی دارد.

۱-۴ اهداف تحقیق

۱۴۱ اهداف کلی

  • بررسی رابطه­ بلوغ عاطفی و خود­شناسی در دانش­ آموزان مدارس دولتی و نمونه دولتی.
  • مقایسه بلوغ عاطفی و خودشناسی در دانش­ آموزان مدارس دولتی و نمونه دولتی.
  • پیش بینی میزان خودشناسی دانش­ آموزان براساس مؤلفه­ های بلوغ عاطفی.

۱۴۲ اهداف جزئی

تعیین رابطه بین بلوغ عاطفی و خود­شناسی در دانش­ آموزان.
تعیین رابطه بین مؤلفه­ های بلوغ عاطفی و خود­شناسی در دانش­ آموزان.
تعیین رابطه بین بلوغ عاطفی و مؤلفه­ های خود­شناسی در دانش­ آموزان.
تعیین تفاوت بین بلوغ عاطفی و خود­شناسی در دانش­ آموزان مدارس دولتی و نمونه دولتی.
تعیین تفاوت بین بلوغ عاطفی و خود­شناسی در دانش­ آموزان دختر و پسر.
تعیین تفاوت بین مؤلفه­ های بلوغ عاطفی در دانش­ آموزان دختر و پسر.

خرید فایل متن کامل در سایت zusa.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *