۱-۵-۳- جهت گیری دینی : ۱۳

۱-۵-۴- هم جوشی فکر- عمل: ۱۴

۱-۵-۵- احساس مسئولیت افراطی : ۱۴

۱-۵-۶- احساس گناه: ۱۵

فصل ۲-   مروری بر پیشینه های نظری و عملی پژوهش تحقیق ۱۷

۲-۱- مبانی نظری ۱۸

۲-۱-۱- طبقه بندی و تشخیص اختلال وسواس فکری عملی ۱۸

۲-۱-۱-۱- تاریخچه ۱۸

۲-۱-۱-۲- طبقه بندی اختلال وسواس فکری – عملی ۲۰

۲-۱-۱-۳- طبقه بندی بر اساس(DSM-IV-TR) 20

۲-۱-۱-۴- طبقه بندی جدید اختلال وسواس فکری عملی در DSM-5 21

۲-۱-۲- همه گیر شناسی اختلال وسواس فکری عملی ۲۲

 

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                          صفحه

 

 

۲-۱-۳- علایم اختلال وسواس فکری عملی ۲۲

۲-۱-۴- دیدگاه های نظری در مورد وسواس فکری عملی ۲۲

۲-۱-۴-۱- مدل های روانپویشی ۲۳

۲-۱-۴-۲- مدل های شناختی رفتاری ۲۵

الف) هدف مدل های شناختی رفتاری ۲۵

ب) مدل رفتاری اختلال وسواس فکری – عملی: پیش شرط رویکردهای معاصر ۲۶

ج) مدل رفتاری شناختی سالکووسکیس برای اختلال وسواس فکری- عملی ۲۷

۲-۱-۵- د) نظریه شناختی – رفتاری با تاکید بر انتظار خطر ۳۲

ه) نظریه شناختی راچمن برای وسواس های فکری ۳۳

۲-۱-۶- و) نظریه شناختی رفتارهای اجباری چک کردن ۳۵

ز) نظریه شناختی پوردون و کلارک با تاکید بر اهمیت کنترل افکار ۳۶

هم جوشی فکر – عمل در اختلال وسواس فکری عملی ۳۷

۲-۱-۶-۱- نقش هم جوشی فکر- عمل در سایر اختلال های روانشناختی ۳۹

۲-۱-۶-۲- نگاه روانشناختی به احساس گناه ۴۰

۲-۱-۶-۳- احساس گناه در اختلال وسواس فکری عملی ۴۱

۲-۱-۶-۴- ارتباط هم جوشی فکر- عمل، احساس مسئولیت افراطی و احساس گناه در وسواس ۴۲

۲-۱-۷- مسائل فرهنگی و شیوع علایم وسواسی در فرهنگ های مختلف ۴۴

۲-۱-۷-۱- ویژگی های بالینی وسواس مذهبی ۴۶

۲-۱-۷-۲- ویژگی های شناختی ۴۶

۲-۱-۷-۳- ویژگی های رفتاری ۴۹

۲-۱-۷-۴- ویژگی های عاطفی ۵۰

۲-۱-۷-۵- ویژگی های اجتماعی ۵۰

۲-۱-۷-۶- معیارهای تشخیصی پژوهشی برای اختلال وسواس مذهبی ۵۰

۲-۱-۸- احکام شرعی و مسائل فقهی مربوط به وسواس ۵۳

۲-۱-۹- نظر اسلام در مورد خطورات نفسانی ۵۳

۲-۱-۱۰-    مسئولیت پذیری  در اسلام ۵۴

۲-۱-۱۱-    زیر بنای مسئولیّت پذیری در اسلام ۵۴

۲-۱-۱۲-    مسئولیّت حقیقی در مقابل خداست ۵۵

۲-۱-۱۳-    گناه، احساس گناه و احکام مربوط به آن در اسلام ۵۶

۲-۱-۱۴-    آیا فکر و اندیشه گناه، گناه شمرده می‌شود یا نه؟ ۵۸

۲-۱-۱۵-    تعریف دین ۵۹

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                        صفحه

۲-۱-۱۶-   تفاوت دینداری و معنویت ۶۰

۲-۱-۱۷-    تبیین روانشناختی دین ۶۰

۲-۱-۱۸-    ‌‌‌آلپورت‌ و دینداری‌ درونی‌ و بیرونی ۶۰

۲-۱-۱۹-    ‌‌‌ایمان‌ مسلمین‌ و جهت‌گیری‌ دینی‌ آلپورت ۶۳

۲-۲- ادبیات تحقیق ۶۴

۲-۲-۱- پژوهش های خارج از کشور ۶۴

الف) ارتباط هم جوشی فکر- عمل، احساس مسئولیت افراطی و احساس گناه با نشانه های وسواسی ۶۴

ب) ارتباط دینداری با نشانه های وسواس فکری عملی و وسواس مذهبی ۶۶

ج) ارتباط جهت گیری دینی (درونی- بیرونی) با سایر مولفه های روانشناختی ۶۹

د) ارتباط جهت گیری دینی (درونی- بیرونی) با نشانه های وسواسی ۷۰

۲-۲-۲- پژوهش های داخلی ۷۰

الف) ارتباط هم جوشی فکر- عمل، احساس مسئولیت افراطی و احساس گناه با نشانه های وسواسی ۷۰

ب) ارتباط مفاهیم حوزه دینداری با نشانه های وسواس فکری عملی و وسواس مذهبی ۷۲

ج) ارتباط جهت گیری دینی (درونی- بیرونی) با نشانه های وسواسی ۷۴

فصل ۳-   فرایند روش شناختی پژوهش ۷۶

۳-۱- مقدمه ۷۷

۳-۲- نوع تحقیق ۷۷

۳-۳- ازمودنی ها ۷۷

۳-۳-۱  جامعه آماری ۷۷

۳-۳-۲- شیوه نمونه گیری تحقیق و حجم نمونه ۷۸

۳-۴- ابزار های تحقیق ۷۸

۳-۴-۱- پرسشنامه جمعیت شناختی ۷۸

۳-۴-۲- پرسشنامه ی وسواسی- اجباری بازنگری شده (OCI-R) 78

۳-۴-۳- پرسشنامه وسواس مذهبی پن (PIOS) 80

۳-۴-۴- مقیاس جهت‌گیری دینی آلپورت (ROS) 80

۳-۴-۵- مقیاس تجدیدنظر شده هم جوشی فکر- عمل(TAFS-R) 81

۳-۴-۶- پرسش نامه نگرش مسئولیت پذیری (RAS) 82

۳-۴-۷- پرسشنامه گناه ۸۳

۳-۵- شیوه انجام پژوهش ۸۴

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                         صفحه

۳-۶- ملاحظات اخلاقی ۸۴

۳-۷- روش تجزیه وتحلیل آماری داده ها ۸۴

فصل ۴-   یافته های پژوهشی ۸۵

۴-۱- نتایج توصیفی ۸۶

۴-۱-۱- اطلاعات جمعیت شناختی ۸۶

۴-۱-۲- یافته های توصیفی مربوط به متغیرهای تحقیق ۸۸

۴-۲- یافته های مربوط به فرضیه های تحقیق ۸۹

۴-۲-۱- همبستگی بین متغیرها ۸۹

۴-۳- بررسی فرضیه های تحقیق ۹۰

۴-۳-۱- بررسی فرضیه اول ۹۰

۴-۳-۲- بررسی فرضیه دوم ۹۰

۴-۳-۳- بررسی فرضیه سوم ۹۱

۴-۳-۴- بررسی فرضیه چهارم ۹۱

۴-۳-۵- بررسی فرضیه پنجم ۹۲

۴-۳-۶- بررسی فرضیه ششم ۹۲

۴-۳-۷- بررسی فرضیه هفتم تحقیق ۹۲

۴-۳-۷-۱- بررسی تأثیر متغیرهای مکنون مستقل برمتغیر مکنون وابسته: ۹۳

۴-۳-۷-۲- نتایج حاصل از تحلیل مسیر عوامل موثر بر روی نشانگان آسیب روانی: ۹۸

فصل ۵-   بحث و نتیجه گیری ۱۰۲

۵-۱- خلاصه نتایج ۱۰۴

۵-۲- بحث و نتیجه گیری ۱۰۶

۵-۳-۱- بررسی همسویی یافته ها با پیشینه پژوهشی ۱۰۶

۵-۳-۲- همسویی با پیشینه نظری ۱۰۹

۵-۳-۳- دیگر حدسیات علمی پژوهشگر ۱۱۱

۵-۵- محدودیت ها ۱۱۴

۵-۶- پیشنهادات ۱۱۵

فهرست منابع ۱۱۷

 

۱-۱-   بیان مساله

اختلال وسواس فکری عملی[۱] با افکار، تصاویر و رفتارهای تکراری مشخص می شود که باعث آشفتگی و ناتوانی فرد می شوند(اندرسون[۲]،۲۰۰۴؛ منیزس[۳] و همکاران، ۲۰۰۷؛ ویسواناس[۴] و همکاران، ۲۰۱۰؛ کشیاپ[۵] و همکاران، ۲۰۱۳).

علایم اختلال وسواس فکری عملی بر طبق نسخه پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی [۶]، چهار الگوی عمده دارد: ۱- تمیزکردن[۷] (وسواس های آلودگی واعمال اجباری تمیز کردن) ۲- تقارن[۸] (وسواس های تقارن وتکرار و نظم و شمارش اجباری) ۳- افکار ممنوع یا تابو[۹](مانند افکار پرخاشگری، جنسی، یا وسواس های مذهبی و اجبار های مرتبط با آنها)  ۴- آسیب[۱۰] (ترس از آسیب زدن به خود ودیگران و چک کردن های اجباری( انجمن روانپزشکی آمریکا[۱۱]، ۲۰۱۳).

محققان درخصوص سبب شناسی وپدیدارشناسی اختلال وسواس فکری عملی به  متغیر های متعدد روانشناختی همچون صفات شخصیت(رکتور[۱۲] و همکاران، ۲۰۰۲)؛ طرحواره های ناسازگار اولیه(کیم[۱۳]و همکاران،۲۰۱۳) سرشت ومنش(آلن سو[۱۴] وهمکاران، ۲۰۰۸؛ به نقل از ابوالقاسمی و همکاران،۱۳۹۰) شیوه فرزند پروری کمال گرا (نظیری، بیرشک و محمدیان، ۱۳۷۸)، ویژگی های والدینی(فراست[۱۵] و همکاران، ۱۹۹۱) خصیصه های اعضای خانواده – انتقاد، خصومت، درگیری عاطفی(ون نوپن[۱۶] و استکتی[۱۷]، ۲۰۰۹) اختلال روانشناختی پدر یا مادر(کالوو[۱۸] و همکاران، ۲۰۰۹) و. اشاره نموده اند. همچنین بسیاری از تحقیقات نشان داده اند که عوامل اجتماعی و فرهنگی بر فرم ومحتوای وسواس های فکری و عملی تاثیرمیگذارند(سیکا[۱۹]، نوارا[۲۰] و ساناویو[۲۱]، ۲۰۰۲). بدین خاطر در مورد رابطه  عوامل درون فرهنگی با بروز بیشتر یا تداوم وسواس، پرسش هایی مطرح شده است. در همین راستا به نوع باورهای  دینی در درون جوامع توجه شده و  پژوهش ها نشان داده اند که  وسواس های  مذهبی درجوامع دینی، همچون یهودی های خاورمیانه یا مسلمانان، بیشتر به چشم می خورد( ویسمن[۲۲] و همکاران، ۱۹۹۴؛ به نقل ازآکوچکیان و همکاران، ۱۳۸۹).

اکنون ممکن است این پرسش پیش آید که منظور از وسواس مذهبی چیست؟ وسواس مذهبی [۲۳] یک اختلال روانی است که در درجه اول با احساس گناه آسیب زا یا وسواس های فکری با محتوای اخلاقی و مذهبی مشخص  می شود، که البته اغلب با رفتار های اجباری اخلاقی  و مذهبی نیز همراه بوده و بسیار ناراحت کننده و ناسازگارانه  است(آبراموویتز[۲۴] و همکاران،۲۰۰۲؛ فالون[۲۵] و همکاران،۱۹۹۰؛ به نقل ازمیلر[۲۶] و هیجز[۲۷]، ۲۰۰۸). وجود تمایز هایی در شیوع نشانه های وسواس فکری عملی و برخی ملاحظات دیگر، میلر و هیجز(۲۰۰۸) را بر آن داشت تا ضمن  مقاله ای، یک چارچوب مفهومی از وسواس مذهبی با توجه به بررسی جامعی که  از یافته های مربوط به وسواس مذهبی و همه گیر شناسی، ویژگی های بالینی، سبب شناسی، و  روش های درمانی آن انجام داده بودند، ارائه دهند. این محققان پیشنهاد می کنند که وسواس مذهبی، علی رغم شباهت با اختلال وسواس فکری عملی، با درنظرگرفتن ویژگی منحصر به فرد  این اختلال، شدت علائم، مقاومت درمانی، و حمایت تحلیل های آماری، می تواند به صورت  تشخیص متمایزی مطرح شود.

در بین عوامل فرهنگی، دینداری علاقه قابل توجهی را به خود معطوف داشته است و بررسی رابطه آن با اختلال وسواس فکری عملی در ادبیات  پژوهش  به چشم می خورد(هیمل[۲۸] و همکاران، ۲۰۱۱). همچنین، مطالعات چندی رابطه ی بین ویژگی باورهای مذهبی وسطوح دینداری را با نشانه های اختلال وسواس فکری عملی و وسواس مذهبی در نمونه بالینی وغیر بالینی نشان داده اند(به عنوان مثال: آبراموویتز و همکاران، ۲۰۰۴؛ سیکا، نوارا و ساناویو، ۲۰۰۲؛ هیمل و همکاران، ۲۰۱۱؛  ویلیامز[۲۹]، گلوریا لو[۳۰]و گریشمن[۳۱]، ۲۰۱۲؛ اینوزو، کلارک و کارنسی، ۲۰۱۲؛ یورولماز[۳۲] و همکاران، ۲۰۰۹؛ اینوزو و همکاران، ۲۰۱۲). البته باید خاطر نشان ساخت که برخی ازمطالعات نیز در یافتن ارتباط معنی دار بین میزان دینداری یا نوع دینداری و نشانه های اختلال وسواس فکری عملی و وسواس مذهبی، موفق نبوده اند(آثاریان، بی غم و اصغرنژاد، ۲۰۰۶؛ هرمش[۳۳]، ماسر کاویتزکی[۳۴] و گراس لسروف[۳۵]، ۲۰۰۳؛ نلسون[۳۶]و همکاران، ۲۰۰۶؛ تک[۳۷] و اولگ[۳۸]، ۲۰۰۱؛ زوهر[۳۹]و همکاران، ۲۰۰۵؛ هیمل و همکاران، ۲۰۱۲؛ تئودور[۴۰]، ویتزیگ[۴۱]و پولارد[۴۲]، ۲۰۱۳). همچنین اینوزو، کلارک و کارنسی(۲۰۱۲) الگوی متفاوتی را در ارتباط بین خرده مقیاس های ترس از گناه و ترس از خدا در پرسشنامه وسواسی مذهبی پن با سطوح دینداری در دو گروه مسلمان و مسیحی نشان داده اند. دلایل متعددی برای تبیین این یافته های متناقض وجود دارد. ازآن جمله می توان به دشواری عملیاتی کردن و اندازه گیری یک سازه چند وجهی مانند دینداری (هیل[۴۳] و هود[۴۴]، ۱۹۹۹؛ هیل، ۲۰۰۵) وگستردگی  طرح های پژوهشی مورد استفاده در این مطالعات اشاره کرد. به عنوان مثال، گاهی با  توجه به معیارهای رفتاری، برای دینداری تعاریف عملیاتی ارائه شده(مانند حضور در کلیسا) وگاهی دینداری به عنوان خود ارزیابی  مشخص شده است. مانند: ” باورهای دینی  چقدر برای شما مهم است” ؟ (تئودور، ویتزیگ  و پولارد، ۲۰۱۳).[۴۵]

با اینکه در دهه های اخیر نظریه های شناختی رفتاری بیشتر به تبیین اختلال وسواس فکری عملی پرداخته اند(کلارک، ۲۰۰۴؛ راچمن[۴۶]، ۱۹۹۷؛ سالکووس کیس[۴۷]، ۱۹۹۸) اما در توازی با این تبیین، به نوع  مذهبی وسواس هم پرداخته شده و تبیین های شناختی اشاره دارند که دینداری شدید ممکن است به عنوان یک عامل خطر بالقوه برای اختلال وسواس فکری عملی محسوب شود(راسموسن[۴۸] و تسونگ[۴۹]، ۱۹۸۶؛ اینوزو، کلارک و کارنسی، ۲۰۱۲).

اکنون به شرح این تبیین ها می پردازیم:  سالکووس کیس(۱۹۸۵)، اولین مدل شناختی جامع درباره ی اختلال وسواس فکری عملی را مطرح کرده است. به طورکلی او در نظریه اش به نقش احساس مسئولیت، وبه دنبال آن، احساس گناه، اهمیت بیشتری می­دهد. اما راچمن(۱۹۹۷) در نظریه خود برنقش سازه همجوشی فکر- عمل[۵۰] (TAF)، تاکید دارد. این سازه به پدیده ای روانشناختی اشاره دارد که در آن، افکاروسواسی واعمال مرتبط با آن ها معادل هم درنظر گرفته می شوند. تحقیقات اولیه نشان داده اند که سازه همجوشی فکر و عمل دارای دو بعد اصلی است: همجوشی فکر – عمل اخلاقی و همجوشی فکر – عمل احتمال(راچمن، ۱۹۹۷). برخی پژوهش ها اشاره دارند که همجوشی فکر – عمل احتمال با نشانه های وسواس فکری عملی رابطه قوی تری دارد تا همجوشی فکر – عمل اخلاقی(امیر و همکاران، ۲۰۰۱؛ کولز و  همکاران،  ۲۰۰۱؛ شافران و همکاران، ۱۹۹۶).

با توجه به نظریه سالکوسکیس(۱۹۸۵)، مطالعات اولیه درمورد رابطه  بین دینداری واختلال وسواس فکری عملی، احساس گناه را به عنوان یک متغیر میانجی درنظر گرفته اند(برای نمونه:گرینبرگ، ویتزتوم و پیسانت، ۱۹۸۷؛ نیلر[۵۱]و بک، ۱۹۸۹؛ استکتی، وایت وکوای، ۱۹۹۱؛ محجوب وعبدل حافظ، ۱۹۹۱). تحقیقات نشان داده اند که گرایش  مسیحیان و مسلمانان به شدت مذهبی برای تجارب وسواس گونه،  بیشتر  به حس  بسط داده شده  گناه  شخصی و باور به اینکه آنها مسئول کنترل افکار ناخواسته، سر زده وتهدید آمیز هستند، مربوط می شود(اینوزو وهمکاران،۲۰۱۲).

ازطرف دیگر برخی از ادیان این دیدگاه را ترویج می کنند که افکار مهم هستند و حتی از نظر اخلاقی معادل با عمل  می باشند. برای مثال، برخی آموزه های مسیحی  براین اندیشه که  افکار واعمال درمقام قضاوت اخلاقی برابرند، صحه می گذارد (ویلیامز، گلوریا لو و گریشمن، ۲۰۱۳). از اینرو اشاره شده است که برخی آموزه های دینی ممکن است تعصبات شناختی خاصی مانند باورهایTAF و احساس مفرط مسئولیت پذیری را ترویج کنند(راسین[۵۲] وکاستر[۵۳]، ۲۰۰۳؛ ساکوسکیس و همکاران، ۱۹۹۹). همچنین در تحقیقات متعددی، سطوح  دینداری با با باورهای وسواسی اجباری  در قالب TAF  مرتبط  شده است (برل[۵۴] و استارکویک[۵۵]، ۲۰۰۵؛ مارینو[۵۶]، لونت[۵۷] و نگی[۵۸]، ۲۰۰۸؛ راسین و کاستر،۲۰۰۳). با این حال،  برخی محققان اشاره کرده اند که با توجه به وجود تفاوت در آموزه ها و تعالیم مذهبی، تاثیر دینداری بر شناختارهای مربوط به  اختلال وسواس فکری عملی و وسواس مذهبی در میان ادیان  و یا حتی فرقه های مذهبی مختلف، ممکن است متفاوت باشد(یورولماز و همکاران، ۲۰۰۹). همچنین بسیاری از تحقیقات در حوزه دینداری و وسواس عمدتا شامل نمونه های غربی بوده و کمتر مطالعه ای است که بر نشانه های اختلال وسواس فکری عملی  در بافت­های مذهبی مختلف از جمله مسلمانان تمرکز کرده باشد.( یورولماز و همکاران، ۲۰۰۹؛ اینوزو، کلارک و کارنسی، ۲۰۱۲؛ اینوزو و همکاران، ۲۰۱۲).

از نظر دین اسلام خصوصا مذهب شیعه، رفتارها و باورهای وسواسی در امور دینی نه تنها پسندیده نیستند و ربطی به دیانت ندارند بلکه مخالف دین بوده و از جهل نشات می گیرند. قوانین واحکام شرعی همگی در جهتی هستند که وسواس ایجاد نشود و به فتوای جمیع فقها عمل بواسطه آن باطل است.( فیضی و بوالهری، ۱۳۷۶). با این حال وارسی وتعیین تاثیر آموزه های دینی  به طور کلی و سهم احتمالی آن ( با توجه به دریافت ها وباورهای شناختی غلط وناکارآمد از مذهب(فتی و بوالهری، ۱۹۹۹؛ دادفر و همکاران، ۲۰۰۱؛ به نقل ازآکوچکیان و همکاران، ۱۳۸۹) در آسیب پذیری نسبت به علائم اختلال وسواس فکری عملی بسیار مهم  است. بنابراین، واضح است که تحقیقات بیشتری برای درک نقش دینداری در نشانه ها وشناختارهای  وسواس فکری عملی(همچون: احساس گناه، احساس مسئولیت افراطی و باورهای TAF) در گروه های مختلفی از افراد با گرایشهای مذهبی مختلف مورد نیاز است(یورولماز و همکاران، ۲۰۰۹).

بخش عمده ای از پژوهش ها در این حوزه، بر شدت تعهد مذهبی، یعنی سطوح دینداری متمرکز شده است(اینوزو، کلارک و کارنسی، ۲۰۱۲). اما الگوی مهمی که سال هاست در حوزه  نظر پردازی دینی مطرح بوده ، نظریه آلپورت[۵۹] در مورد جهت گیری دینی درونی وبیرونی  می باشد. آلپورت و راس[۶۰](۱۹۶۷) بر این باورند که در جهت گیری دینی بیرونی، مذهب برای اهداف غیر مذهبی استفاده می شود(مانند حمایت اجتماعی واحساس امنیت) و برای ارزیابی ایمان نابالغانه طراحی شده است، اما درجهت گیری دینی درونی، مذهب به عنوان قالبی درزندگی اجتماعی به کار می رود. به تعبیرآلپورت، جهت گیری دینی درونی کل زندگی راغرق درانگیزش ومعنی می کند والهام بخش عبادت است( آلپورت و راس، ۱۹۶۷؛آلپورت، ۱۹۵۰).

گرچه تحقیقات بسیاری رابطه بین جهت گیری دینی بیرونی با اضطراب بیشتر(کوچتین[۶۱] وهمکاران، ۱۹۸۷)، احساس گناه(فیشر[۶۲] و ریچاردز[۶۳]، ۱۹۹۸؛ به نقل از بهرامی احسان و همکاران، ۱۳۸۴) افسردگی(جنیا[۶۴] و شائو[۶۵]، ۱۹۹۱) اضطراب مرگ(بولت[۶۶]، ۱۹۷۷)، باورهای غیر عقلانی(واتسن [۶۷]و همکاران، ۱۹۸۸) و نشانه های وسواسی- اجباری در فهرست نشانه های هاپکینز (قراملکی و قربانی، ۱۳۷۸) و . و ارتباط معکوس جهت گیری دینی درونی با رگه های ناسالم روانشناختی، مثل اضطراب(بیکر[۶۸]و گورساچ[۶۹]، ۱۹۸۲)، اضطراب مرگ(کرافت[۷۰] و همکاران، ۱۹۸۷)، واماندگی (واتسن و همکاران، ۱۹۸۸) و. را نشان داده اند. به طور کلی  اشاره شده است که هرچه جهت گیری دینی، درونی تر می شود سلامت روانی بالاتر می رود(جان بزرگی، ۱۳۸۶)؛ اما رابطه این نوع جهت گیری ها با نشانه های وسواس فکری عملی (نه  اختلال وسواس فکری عملی )به طور مستقیم مورد بررسی قرار نگرفته است. از طرف دیگر، می توان پرسید که نقش میانجی هایی که راچمن (۱۹۹۷) و سالکووس کیس (۱۹۸۵) بدان اشاره نموده اند، در افزایش یا کاهش تغییرات نشانه های وسواس ، و به ویژه وسواس مذهبی(اینوزو، کلارک و کارنسی، ۲۰۱۲؛ میلر و هیجز، ۲۰۰۸) چیست؟ بنابر این اگر بخواهیم به نوسان نتایج مرتبط با سازه وسواس و وسواس مذهبی ، و شرایط این نوسان در نمونه های ایرانی بپردازیم و نگاه  تحولی و انگیزشی آلپورت (۱۹۵۰، ۱۹۶۷) به مقوله دینداری را، متمایز از سطوح دینداری، مد نظر قرار دهیم ،و در کنار آن سازه هایی چون  باورهای  TAF، احساس مسئولیت افراطی  و احساس گناه (اینوزو و همکاران، ۲۰۱۲؛ اینوزو، کلارک و کارنسی، ۲۰۱۲؛ ویلیامز، گلوریا لو و گریشمن، ۲۰۱۲) را مطرح کنیم میتوانیم مدل ارائه شده در شکل ۱ را ترسیم کنیم. با توجه به تمهیدات یاد شده در بیان مساله و مدل ترسیمی، پرسش های اساسی پژوهش حاضر عبارتند از : ۱- آیا ارتباط معناداری بین جهت گیری دینی (درونی- بیرونی) با نشانه های وسواس فکری عملی و وسواس مذهبی در نمونه غیر بالینی ایرانی وجود دارد؟ ۲- متغیر هایی چون  باورهای TAF، احساس مسئولیت افراطی و احساس گناه، تا چه حد میتوانند نوع ارتباط بین جهت گیری دینی (درونی و بیرونی ) و نشانه های وسواس فکری عملی و مذهبی را تعدیل کنند ؟

شکل ‏۱‑۱: الگوی پیشنهادی رابطه بین جهت گیری دینی، نشانه های وسواس فکری عملی، وسواس مذهبی و باورهای TAF، احساس مسئولیت و احساس گناه (الگوی مفهومی)

۱-۲-  ضرورت عملی و نظری تحقیق

امروزه  وسواس یکی از شایع ترین اختلال های روانی بحساب می آید و شیوع آن بیش از دوبرابر اسکیزوفرنیا گزارش شده است(استگتی، ۱۳۸۹). اختلال وسواس فکری عملی اختلالی مزمن است که تاثیری عمیق برزندگی فرد و عملکرد اجتماعی، هیجانی و شغلی  او می گذارد(آکوچکیان و همکاران، ۱۳۸۹).در بسیاری از توصیف های اولیه از این اختلال، محتوای مذهبی آن مورد تاکید قرار گرفته است و  بیماران با وسواس های مذهبی در جوامع مذهبی ،مثل یهودی های خاورمیانه یا مسلمانان، بیشتر به چشم می خورد( ویسمن و همکاران، ۱۹۹۴؛ به نقل ازآکوچکیان و همکاران،۱۳۸۹) مشابه مجموعه علائم دیگر اختلال وسواس فکری عملی، اشکال خفیف تر وسواس  مذهبی  نیز در جمعیت عمومی مشاهده می شود(آبراموویتز، ۲۰۰۲). برخی از نظریه پردازان  به دلیل  فرض نفوذ فرهنگ دینی در ارزیابی های افکارمزاحم و ناخواسته، شدت دینداری را به عنوان یک عامل خطر بالقوه، در نظر گرفته اند(یورولماز و همکاران، ۲۰۰۹). بنابراین بررسی و شناخت  بیشتر نشانه های این اختلال، از دو جهت دارای اهمیت است:

الف: ضرورت نظری:

به لحاظ نظری میتوان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. درارتباط بین دینداری و نشانه های وسواس، علاوه بر نوع دین؛ اسلام، یهودی ، مسیحی( ویلیامز، گلوریا لو وگریشمن، ۲۰۱۲؛ یورولماز و همکاران، ۲۰۰۹؛ اینوزو، کلارک و کارنسی، ۲۰۱۲؛ اینوزو و همکاران، ۲۰۱۲) به جهت آموزه ها ی دینی مختلف، و سطوح دینداری یعنی شدت و میزان تعهد مذهبی(اینوزو، کلارک و کارنسی، ۲۰۱۲)، نوع جهت گیری دینی آنگونه که آلپورت آن را به درونی وبیرونی تقسیم می کند نیز می تواند مورد توجه قرار گیرد و بررسی ارتباط بین نوع جهت گیری  دینی ونشانه شناسی اختلال وسواس، باب جدیدی را درپژوهشهای مربوط به  این حوزه خواهد گشود.
  2. بررسی هم زمان نشانه های وسواس فکری عملی و وسواس مذهبی، ازیک سو ارتباط خاص آنها با سازه TAF، احساس مسئولیت و احساس گناه را مشخص نموده واز سوی دیگر، گستره های تازه ای در این موارد به ویژه در ارتباط با  نوع جهت گیری دینی مشخص می سازد.

۳.وارسی های یاد شده در دو بند ۱ و ۲  با توجه به شرایط فرهنگی درنمونه های ایرانی، می تواند ابعاد یاد شده را در نمونه های ایرانی آشکار سازد و نیز به شکل گیری زمینه های پژوهشی مرتبط با نشانه های وسواسی در ایران یاری خواهد داد  و هم امکان مقایسه نتایج به دست آمده را با نتایج دیگر کشورها و بومها فراهم خواهد ساخت .

ب: ضرورت عملی:

امروزه توجه به ایمان واعتقادات مذهبی و استفاده از نگرش ها، روش ها وآموزه های دینی در قالب رویکرد های شناختی-رفتاری، نتایج مطلوب تری را در درمان افراد معتقد به دین به همراه  دارد(واکارو[۷۱]، ۲۰۰۷، به نقل ازآکوچیان و همکاران، ۱۳۸۹) از سوی دیگر ارتباط دینداری با نشانه های اختلال وسواس و وسواس مذهبی، دربرخی  پژوهشها  نشان داده شده است ( به عنوان مثال: آبراموویتز و همکاران، ۲۰۰۴؛ سیکا، نوارا  و ساناویو، ۲۰۰۲؛ ویلیامز، گلوریا لو  و گریشمن، ۲۰۱۲) بنابراین با توجه به  این تاثیر و تاثر دوسویه یاد شده، هرنوع یافته ای درحوزه ارتباط بین دینداری و نشانه های اختلال وسواس فکری عملی، و نیز وسواس مذهبی ، می تواند یاری گر تلاشهای بالینی متخصصان علوم رفتاری باشد وراهی را  به سوی آسیب شناسی  دقیق تر و درنتیجه درمان موثر این اختلال فراهم آورد. همچنین میتواند ما را در برخی موارد پیشگیرانه و آموزش های مربوطه به خانواده ها  یاری دهد.

۱-۳  اهداف تحقیق

متناسب با مساله اساسی تحقیق، اهداف ذیل شکل گرفته اند:

۱- تعیین ارتباط بین نوع  جهت گیری دینی با نشانه های وسواس فکری عملی و وسواس مذهبی در نمونه غیر بالینی ایرانی.

۲- تعیین  ارتباط بین نوع  جهت گیری دینی با شناختارهای TAF، احساس مسئولیت و احساس گناه در نمونه غیر بالینی ایرانی.

۳- تعیین سهم واریانس متغیرهای  TAF، احساس مسئولیت افراطی و احساس گناه درتییین  نشانه های اختلال وسواس  فکری عملی و وسواس مذهبی در نمونه غیر بالینی ایرانی با توجه به نوع ارتباط این نشانه ها با نوع جهت گیری دینی.

۱-۴-  فرضیه های پژوهش

بر اساس مسئله اصلی، هدفها و پیشینه تحقیق فرضیه های زیر تنظیم شده اند:

۱- بین جهت گیری دینی بیرونی و نشانه های وسواس فکری عملی در نمونه غیر بالینی رابطه مثبت وجود دارد.

۲-  بین جهت گیری دینی بیرونی و سازه هم جوشی فکر- عمل در نمونه غیر بالینی رابطه مثبت وجود دارد.

۲-۱) بین جهت گیری دینی بیرونی و سازه هم جوشی فکر- عمل اخلاقی در نمونه غیر بالینی رابطه منفی وجود دارد.

۲-۲) بین جهت گیری دینی بیرونی و سازه هم جوشی فکر- عمل احتمال در نمونه غیر بالینی رابطه مثبت وجود دارد.

۳- بین جهت گیری دینی بیرونی و احساس گناه در نمونه غیر بالینی رابطه مثبت وجود دارد.

۴- بین سازه  هم جوشی فکر- عمل و نشانه های وسواس مذهبی در نمونه غیر بالینی رابطه مثبت وجود دارد.

۴-۱) بین سازه  هم جوشی فکر- عمل اخلاقی و نشانه های وسواس مذهبی در نمونه غیر بالینی رابطه مثبت وجود دارد.

۴-۲) بین سازه  هم جوشی فکر- عمل احتمال و نشانه های وسواس مذهبی در نمونه غیر بالینی رابطه مثبت وجود دارد.

۵- بین احساس مسئولیت افراطی و نشانه های  وسواس  مذهبی در نمونه غیر بالینی رابطه مثبت  وجود دارد.

۶- بین احساس گناه  و نشانه های وسواس  مذهبی در نمونه غیر بالینی رابطه مثبت  وجود دارد.

۷-  مدل طراحی شده مبتنی بر تاثیر جهت گیری دینی ( درونی و بیرونی ) بر نشانه های وسواس فکری عملی و نشانه های وسواس مذهبی با توجه به نقش میانجی گری متغیرهای  هم جوشی فکر- عمل اخلاقی ،هم جوشی فکر- عمل احتمال ،احساس مسئولیت افراطی و احساس گناه ، در نمونه ­های غیر بالینی  ایرانی دارای برازش مناسبی می­باشد.

۱-۵-    تعاریف نظری و عملی متغیرها

۱-۵-۱-  نشانه های وسواس فکری عملی:

خرید فایل متن کامل در سایت zusa.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *