۲-۱-۱-۲-۹- عوامل هورمونی.۲۲

۲-۱-۱-۲-۱۰- ریفلاکس معده مری.۲۳

۲-۱-۱-۲-۱۱- استرس و عوامل روانی۲۳

۲-۱-۱-۳- پاتوفیزیولوژی   ۲۳

۲-۱-۱-۳-۱- افزایش پاسخ دهی مجاری هوایی۲۴

۲-۱-۱-۳-۲- ویژگی های بالینی و تشخیصی.۲۴

۲-۱-۱-۴- تشخیص     ۲۵

۲-۱-۱-۴-۱- تست های عملکرد ریوی۲۵

۲-۱-۱-۴-۲- پاسخ دهی مجاری هوایی۲۶

۲-۱-۱-۴-۳- تست های خون.۲۶

۲-۱-۱-۴- تصویربرداری ۲۶

۲-۱-۱-۴-۵- تست های پوستی۲۷

۲-۱-۱-۴-۶- نیتریک اکسید بازدمی۲۷

۲-۱-۲- ذهن آگاهی   ۲۷

۲-۱-۲-۱- درمان های مبتنی بر ذهن آگاهی   ۳۳

۲-۱-۲-۱-۱- برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی   ۳۴

۲-۱-۲-۱-۲- رفتار درمانی دیالکتیک    ۳۵

۲-۱-۲-۱-۳- درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد  ۳۶

۲-۱-۲-۱-۴- شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی   ۳۶

۲-۱-۲-۲- مکانیسم های تأثیرگذاری مهارت های ذهن آگاهی   ۴۰

۲-۱-۲-۲-۱- مواجهه  ۴۰

۲-۱-۲-۲-۲- تغییر شناختی   ۴۰

۲-۱-۲-۲-۳- خودمدیریتی   ۴۱

۲-۱-۲-۲-۴- آرمیدگی   ۴۱

۲-۱-۲-۲-۵- پذیرش    ۴۲

۲-۱-۳- افسردگی   ۴۲

۲-۱-۳-۱- علت شناسی و درمان اختلال افسردگی   ۴۳

۲-۱-۳-۱-۱- نظریه زیستی   ۴۳

۲-۱-۳-۱-۲- نظریه روان پویایی   ۴۴

۲-۱-۳-۱-۳- نظریه شناختی   ۴۵

۲-۱-۳-۱-۴- نظریه رفتاری   ۴۵

۲-۱-۳-۱-۵- نظریه انسان گرایی   ۴۶

۲-۱-۴- اضطراب   ۴۶

۲-۱-۴-۱- علت شناسی و درمان اختلالات اضطرابی   ۴۷

۲-۱-۴-۱-۱- نظریه زیستی   ۴۷

۲-۱-۴-۱-۲- نظریه رفتاری   ۴۸

۲-۱-۴-۱-۳- نظریه شناختی   ۴۸

۲-۱-۴-۱-۴- نظریه روان پویایی   ۴۹

۲-۱-۴-۱-۵- نظریه انسانگرایی   ۴۹

۲-۲-پژوهش های پیشین   ۵۰

۲-۲-۱- بررسی پژوهش­های تأثیرگذاری درمان(MBCT)بر کاهش اضطراب و افسردگی۵۰

۲-۲-۲- بررسی پژوهش های شیوع اختلالات روان پزشکی در بیماران آسم.۵۵

۲-۲-۳- بررسی پژوهش های مربوط به  درمان های روانشناختی بیماری آسم۶۱

فصل سوم: روش پژوهش     ۶۳

۳-۱- طرح پژوهش، بیان  متغیرها  و نحوه کنترل یا تغییر آن ها ۶۴

۳-۲-جامعه آماری، نمونه و روش نمونه گیری   ۶۳

۳-۳-ابزارهای پژوهش ۶۵

۳-۳-۱- پرسشنامه اضطراب بک(BDI) 65

۳-۳-۲-پرسشنامه افسردگی بک- ویرایش دوم (BDI-II) 66

۳-۳-۳- پرسشنامه کیفیت زندگی بیماران مبتلا به آسم ۶۷

۳-۳-۴- پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی   ۶۸

۳-۴-روش اجرا ۶۸

۳-۵-روش تجزیه و تحلیل اطلاعات: ۷۰

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها ۷۲

۴-۱- مقدمه  ۷۲

۴-۲- یافته های توصیفی   ۷۲

۴-۳- بررسی پیش فرض‌های آماری   ۷۳

۴-۴ – تحلیل و بررسی یافته های پژوهش     ۷۶

۴-۴-۱- بررسی فرضیه اول۷۶

۴-۴-۲- بررسی فرضیه دوم.۷۸

۴-۴-۳- پاسخ پرسش پژوهش.۸۰

۴-۵- جمع بندی   ۸۲

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری   ۸۳

۵-۱- مقدمه  ۸۳

۵-۲- بحث در مورد یافته های پژوهش۸۳

۵-۲-۱- تأثیر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر افسردگی زنان مبتلا به آسم.۸۳

۵-۲-۲- تأثیر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر اضطراب زنان مبتلا به آسم۸۶

۵-۲-۳- تأثیر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر علائم جسمانی زنان مبتلا به آسم.۸۸

۵-۳- محدودیت های پژوهش     ۹۰

۵-۴- پیشنهادها ۹۱

۵-۴-۱- پیشنهادهای پژوهشی   ۹۱

۵-۴-۲- پیشنهاد کاربردی   ۹۲

منابع   ۹۳

پیوست ها۱۰۷

پیوست ۱ .۱۰۷

پیوست ۲ ۱۱۳

پیوست۳ .۱۱۷

پیوست ۴.۱۱۹

. فهرست جداول.۶۳

جدول ۳-۱- ۶۳

جدول۳-۲- .۶۴

جدول ۳- ۳.۶۴

جدول ۳-۴- ۶۹

جدول۴-۱- .۷۳

جدول۴-۲- .۷۴

جدول۴-۳- ۷۵

جدول۴-۴- ۷۶

جدول ۴-۵- .۷۷

جدول۴-۶- .۷۹

جدول ۴-۷- .۸۱

فهرست شکل ها و تصاویر۷۸

شکل۴-۱- ۷۸

شکل ۴-۲- .۸۰

شکل ۴-۳- .۸۲

فهرست نشانه های اختصاری  .۱۲۷

 فصل اول: مقدمه

 ۱-کلیات

بیماری آسم [۱]یکی از رایج­ترین بیماری های مزمن دستگاه تنفسی است که شیوع و بروز چشمگیری دارد. طبق بررسی های انجام شده پنج درصد از کل جمعیت جهان مبتلا به آسم هستند (لویس[۲]، ۲۰۰۰ .م). در حال حاضر در سطح جهان سی صد میلیون بیمار مبتلا به آسم وجود دارد و پیش ­بینی می­ شود تا سال ( ۲۰۲۵ .م) به این جمعیت صد میلیون نفر دیگر افزوده شود. میزان شیوع آسم در ایران حدود)  ۵/۵ % ( است. (حیدرنیا، انتظاری، معین، محرابی و پورپاک، ۱۳۸۶).

آسم بیماری التهاب مزمن مجاری تنفسی است که «باعث حساسیت بیش از حد و تولید مخاط در راه­های هوایی تنفس می­ شود (برانوالد[۳]، ۲۰۰۱.م ). این بیماری ابعاد مختلف زندگی بیماران را تحت تاثیر قرار می­دهد و باعث محدودیت فعالیت آن­ها می­ شود. این مسئله باعث بروز مشکلات روانی مثل اضطراب و افسردگی و اندوه در بیماران می­ شود (یکتا طلب و انصارفرد، ۱۳۹۳). از عوامل سبب ساز این بیماری می­توان از عوامل ژنتیکی، آلرژن­ها، عفونت­ها و عوامل روانشناختی اشاره کرد (هریسون[۴]، ۲۰۰۰.م ). در چهارمین ویرایش کتاب راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی( DSM IV_TR )، آسم به عنوان یکی از بیماری­های روان­تنی[۵] طبقه بندی شده است که از عوامل روان­شناختی اثر می­پذیرد (کاپلان و سادوک،[۶]  ۲۰۰۲ .م) .

دیدگاه ­های رایج در باره این بیماری بر این باور هستند که آسم دارای سه بعد جسمانی، روانی و اجتماعی است ( یلولس[۷]وکلوسی، ۱۹۹۰.م [۸]). ارتباط آسم و عوامل روانشناختی چندین سال است که مورد توجه قرار گرفته است. ( کلولی[۹] و کوکران[۱۰]  ۲۰۰۱ .م). یافته­ های عینی فراوانی وجود دارد که نشان می­دهد؛ عوامل روانشناختی در تشدید یا بهبود آسم موثر هستند (هریسون، ۲۰۰۰  .م).

.م ). با توجه به این نکته که عوامل روان­شناختی از قبیل اضطراب، افسردگی و استرس، محرک بیماری آسم هستند ( جانسن[۱۱] ، ورلدن[۱۲]، پیتر[۱۳]، ون دایت[۱۴]و ون دربرگ [۱۵]،۲۰۰۹ .م) محققان درمان­های روان­شناختی را برای کنترل علایم و نشانه­ های این بیماری مورد مطالعه قرار داده­اند،از جملۀ این مداخلات درمان­های شناختی هستند ( ریتز[۱۶] ، استفان [۱۷]، دی وایلد[۱۸]و کاستا[۱۹]،  ۲۰۰۰ .م) مانند: بازسازی شناختی ( بری[۲۰]، تئودور[۲۱] ،پاتوا[۲۲]، مارجیانو[۲۳]، ارلیک[۲۴] و همکاران، ۲۰۰۳ .م)، درمان­های رفتاری ( کوهن[۲۵]،  ۱۹۷۵ .م)، بیوفیدبک[۲۶] ( بری و همکاران، ۲۰۰۳ .م)، مدیریت استرس (  تاسمن[۲۷] ، زیتز[۲۸]، بریستول[۲۹]و تیلور[۳۰]، ۲۰۱۱.م )، درمان شناختی و رفتاری مدیریت استرس ( لیندن[۳۱]، ۲۰۰۵ .م) که تاثیرات مثبتی را در بهبود وضعیت بیماران مبتلا به آسم نشان داده اند.

پیوند ذهن و تن در بیماری آسم جایگاه ویژه­ای دارد. این پیوند در میان انواع درمان­های شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بیماری­های روان تنی به طور وسیعی مورد استفاده قرار گرفته است.

هر چند تاکنون درمان­های دارویی و روان­شناختی مختلفی برای درمان اختلالات افسردگی و اضطرابی توسعه داده شده و این درمان­ها در کارآزمایی­های مختلفی اثرات قابل قبولی را نشان داده اند اما در اکثر موارد، این درمان­ها در جلوگیری از عود بیماری مؤثر نبوده ­اند و بیماران با علائم باقیماندۀ اختلال مانند؛ تداوم فکر مضطرب کننده در کشاکش می­مانند ( هافمن[۳۲] ،سایر[۳۳]و ویت[۳۴]،  ۲۰۱۰ .م).

در سال( ۱۹۹۲ .م) تیزدیل و ویلیامز از دانشگاه ولز و سگال از تورنتو رویکرد جدیدی برای  درمان، پیشگیری و جلوگیری از عود افسردگی تبیین کردند که بر اساس آن بین شناخت، هیجان و ذهن موقعیتی ارتباط وجود دارد، در نتیجه یک رویکرد  درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی ارائه گردید که ترکیبی مبتکرانه از فاکتورهای  شناخت درمانی و برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی[۳۵] (MBSR) است. ( تیزدیل و همکاران، ۲۰۰۰ .م ) و (کابات زین، ۱۹۹۰ .م).

شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی شامل راهبردهای رفتاری و شناختی و فراشناختی ویژه­ای است که برای متمرکز کردن فرایند توجه مورد استفاده قرار می گیرد که باعث جلوگیری از عوامل ایجادکنندۀ خلق منفی، فکر منفی، گرایش به پاسخ­های نگران کننده می شود و در نهایت  باعث رشد دیدگاه جدید و شکل­ گیری افکار و هیجان­های خوشایند می­ شود ( سگال، تیزدیل و ویلیامز، ۲۰۰۲ .م).

از دیرباز شناخت درمانی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی[۳۶] در علم پزشکی و روان­پزشکی به عنوان یکی از شیوه ­های درمانی غیر دارویی برای درمان اختلالات افسردگی و اضطرابی مورد توجه بوده است ( کابات زین[۳۷]،۱۹۹۰.م ) و (تیزدیل[۳۸]، ویلیامز[۳۹]، سگال[۴۰]و سلبی[۴۱]، ۲۰۰۰.م ) و امروز نیز این نوع درمان شناختی به طور روزافزونی مورد توجه قرار گرفته است. روش­های درمانی مختلفی بر اساس ذهن آگاهی شکل گرفته است که در آنها از عناصر ذهن آگاهی یا همان حضور ذهن برای درمان استفاده می­ شود. این مکتب درمانی نوعی درمان کوتاه مدت است و به صورت گروهی اجرا می­ شود و  به بیمار کمک می­ کند که نسبت به احساسات بدنی و افکار و هیجاناتشان آگاهی پیدا کنند و با بهره گرفتن از چالش با احساسات و باورهایشان در روابط خود با دیگران تغییر ایجاد کنند.

از روش­های درمانی که براساس عناصر ذهن آگاهی شکل گرفته­اند در درمان برخی اختلالات جسمانی استفاده شده است. مثلا درمان مبتنی بر پذیرش برای درد مزمن ( مک کراکن[۴۲] و واول [۴۳]۲۰۰۵.م )، تمرینات ذهن آگاهی در بیماری فیبرومیالژیا[۴۴](مورگان[۴۵]، رانسفورد[۴۶]، مورگان[۴۷]، دریبان[۴۸]و ونگ[۴۹] ۲۰۱۳ .م) استفاده شده است. این درمان می ­تواند برای بیماران مبتلا به آسم نیز مورد استفاده قرار بگیرد.

 -۲-۱بیان مسئله

آسم یک بیماری مزمن است که ۵% جمعیت جهان را شامل می­ شود(لویس، ۲۰۰۰ .م) و بیش از (۴۰% ) مبتلایان حداقل یک بار در سال به علت حملات آسمی بستری می­شوند و به عنوان یک بیماری روان تنی شناخته شده است. در پژوهش­های مختلفی شیوع اختلالات روان­پزشکی از قبیل اضطراب و افسردگی در بیماران مبتلا به آسم مشاهده شده است. (کلولی و همکاران، ۲۰۰۱ .م) در پژوهشی بر روی این بیماران نشان دادند که ( ۴۶% ) از بیماران شرکت­کنندۀ در پژوهش به اختلالات روانپزشکی مبتلا هستند که ( ۷۸% ) از این افراد نشانه­ های اضطراب و ( ۶۵ % ) نشانه­ های افسردگی را گزارش کردند.

مطالعات نشان می­دهد که افسردگی در بیماران آسم بیشتر از افراد عادی جامعه است و وجود افسردگی با سابقۀ ابتلا به بیماری آسم رابطه مستقیم دارد (وزیری یزدی، دهستانی و سلطانی، ۱۳۸۵). در مطالعات دیگر میزان شیوع اضطراب در بیماران آسم، (۱۶% تا ۲۵% ) و میزان افسردگی آنان ( ۴% تا ۴۱%) گزارش شده است ( لویی[۵۰]،کارتیر[۵۱]، لابرکوا[۵۲]، باکن[۵۳]، لمیر[۵۴]و مالو[۵۵]،  ۲۰۰۵ .م).

مطالعات نشان داده که بیماران مبتلا به آسم حداقل به یک نوع بیماری روانی مبتلا هستند (فلدمن[۵۶]، سیدیک[۵۷]، مورالز[۵۸]، کامینسکی[۵۹]و لهرر[۶۰]، ۲۰۰۵.م ). همچنین مطالعات بر روی ( ۳۸۶ ) بیمار مبتلا به آسم نشان داده که  به علت اختلال در عملکرد فردی و وجود مشکلات روانی کیفیت زندگی بیماران مبتلا به آسم پایین آمده و کیفیت زندگی به صورت نامطلوب و نسبتا مطلوب برآورد شده است (ر.ک: پدرام رازی، بصام پور و کاظم نژاد ،۱۳۸۶).

میزان مرگ و میر در بیمارانی که هم زمان از بیماری آسم و بیماری­های روان­شناختی رنج می­برند، بیشتر از افراد مبتلا به آسم بدون بیماری روانی گزارش شده­است (ر.ک: بونالا[۶۱]، پینا[۶۲]، سیلورمن[۶۳]، امارا[۶۴]، باست[۶۵]و اشنایدر[۶۶]، ۲۰۰۳ .م) .

در پژوهشی که از طریق آزمون ( MMPI[67] ) از بیماران آسم نیمرخ روانی گرفته شده، نشان می­دهد که؛ ( ۴۲% ) افراد در زیر مقیاس­های این آزمون نمرۀ بالا گرفته­اند (یورک [۶۸]، فلمینگ[۶۹]و شالهام[۷۰]، ۲۰۰۶ .م). پژوهش­ها نشان می­دهد که استرس و افسردگی از مهم­ترین عوامل پیش ­بینی کننده حملات آسم است (شالوئیتز[۷۱]، بری[۷۲]، کویین[۷۳]و وولف[۷۴]، ۲۰۰۱ .م). همچنین نشان می­دهد که سلامت جسمانی بیماران آسم با عزت نفس، اضطراب، افسردگی ، وضعیت جسمانی و هیجانات آنان ارتباط معنادار دارد ( ویلا [۷۵]، هایدر[۷۶]، برتراند[۷۷]،فالیسارد[۷۸]، بلیس [۷۹]و همکاران، ۲۰۰۳ .م ). پژوهش­ها نشان می­دهد که نشانه­ های اضطراب و استرس باعث ترشح سایتوکاین[۸۰] می­ شود که این ماده در بدن باعث التهاب نای و بروز حملات و علائم آسم می گردد (لهرر[۸۱] ،کاراویداز[۸۲]، لو[۸۳]، فلدمن[۸۴] ،کرانیتز[۸۵] و همکاران، ۲۰۰۸ .م).

با توجه به این نکته که عوامل روان­شناختی از قبیل اضطراب، افسردگی و استرس، محرک بیماری آسم هستند (ر.ک: جانسن[۸۶] ، ورلدن[۸۷]، پیتر[۸۸]، ون دایت[۸۹]و ون دربرگ [۹۰]،۲۰۰۹ .م) محققان درمان­های روان­شناختی را برای کنترل علایم و نشانه­ های این بیماری مورد مطالعه قرار داده­اند،از جملۀ این مداخلات درمان­های شناختی هستند (ر.ک: ریتز[۹۱] ، استفان [۹۲]، دی وایلد[۹۳]و کاستا[۹۴]،             ۲۰۰۰ .م) مانند: بازسازی شناختی ( بری[۹۵]، تئودور[۹۶] ،پاتوا[۹۷]، مارجیانو[۹۸]، ارلیک[۹۹] و همکاران، ۲۰۰۳ .م)، درمان­های رفتاری ( کوهن[۱۰۰]، ۱۹۷۵.م)، بیوفیدبک[۱۰۱] (بری و و همکاران،  ۲۰۰۳ .م )، مدیریت استرس ( تاسمن[۱۰۲] ، زیتز[۱۰۳]، بریستول[۱۰۴]و تیلور[۱۰۵]،  ۲۰۱۱ .م )، درمان شناختی و رفتاری مدیریت استرس ( لیندن[۱۰۶]، ۲۰۰۵ .م) که تاثیرات مثبتی را در بهبود وضعیت بیماران مبتلا به آسم نشان داده اند.

پیوند ذهن و تن در بیماری آسم جایگاه ویژه­ای دارد. این پیوند در میان انواع درمان­های شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بیماری­های روان تنی به طور وسیعی مورد استفاده قرار گرفته است.

هر چند تاکنون درمان­های دارویی و روان­شناختی مختلفی برای درمان اختلالات افسردگی و اضطرابی ارائه شده و این درمان­ها در کارآزمایی­های مختلفی اثرات قابل قبولی را نشان داده اند اما در اکثر موارد، این درمان­ها در جلوگیری از بازگشت  بیماری مؤثر نبوده ­اند و بیماران با علائم باقیماندۀ اختلال مانند؛ استمرار فکر مضطرب کننده درگیر می­مانند ( هافمن[۱۰۷] ،سایر[۱۰۸]و ویت[۱۰۹]،  ۲۰۱۰).

در سال (۱۹۹۲ .م) تیزدیل و ویلیامز از دانشگاه ولز و سگال از تورنتو رویکرد جدیدی برای درمان، پیشگیری و جلوگیری از عود افسردگی تبیین کردند که بر اساس آن بین شناخت، هیجان و ذهن موقعیتی ارتباط وجود داشته، در نتیجه یک رویکرد شناختی درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی ارائه گردید که ترکیبی مبتکرانه  و کاربردی ازجنبه­ های شناخت درمانی و برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی[۱۱۰] (MBSR) است ( تیزدیل و همکاران،  ۲۰۰۰ .م) و ( کابات زین، ۱۹۹۰ .م).

پژوهشگران طیف وسیعی از اختلالات جسمی و روانی را با بکارگیری شیوه های درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی درمان نموده اند. نتایج بدست آمده نشان دهنده ی تأثیر بسزای روش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی در درمان اختلالات خلقی و اضطرابی می باشد(هافمن و همکاران،  ۲۰۱۰.م)  و (نزو، نزو، ترونزو و مکلور[۱۱۱] ،۲۰۱۰ .م).

ذهن آگاهی توانایی متمرکز نمودن توجه بر تجارب درونی و بیرونی است، که در حال رخ دادن هستند(سالترمن و گلدین[۱۱۲]، ۲۰۰۸ .م) و به فرد کمک می کند در حال حاضر آگاه تر باشد و باعث افزایش مشاهده غیر قضاوتی و به دنبال آن کاهش پاسخ های خودکار می باشد(کابات زین[۱۱۳]،  ۲۰۰۳ .م). ذهن آگاهی توجه فرد را بر زمان حال متمرکز کرده و به فرد کمک می کند که رویدادها را بدون اینکه سعی در تغییر آنها داشته باشد، بپذیرد و با عملکردهای روانی که به صورت خودکار رخ می دهند، مقابله نماید(آلن و نایت[۱۱۴]، ۲۰۰۵.م ) در نتیجه به نظر می رسد (MBCT) با متمرکز کردن توجه بر زمان حال، کاهش قضاوت درباره رویدادها و توانایی روبه رو شدن با افکار و احساسات در زمان حال در درمان اضطراب و افسردگی  مؤثر باشد. در این پژوهش درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر گرفته از سگال، تیزدل و ویلیامز (۲۰۰۲ .م) است.

از آنجایی که در ذهن آگاهی بر توجه به تجربیاتی که فرد در حال حاضر دارد، تأکید می شود و به افراد آموزش داده می شود تا رویدادها را به همان صورت که هست، ببینند و بپذیرند و از فکر کردن و قضاوت کردن در مورد آنها و داشتن انتظارات خاص خودداری کنند، بنابراین ممکن است این رویکرد برای افراد مبتلا به آسم که یک بیماری مزمن است و افرادبه دنبال تشخیص و درمان و مصرف مداوم دارو دچار افسردگی و اضطراب شده اند، مؤثر واقع گردد. همچنین یکی از جهت گیری های اساسی در درمان مبتنی بر ذهن آگاهی پافشاری بر توجه به لحظه حال است، این جهت گیری در اینجا و اکنون در کمک به بیماران مبتلا به بیماری های مزمن مثل سرطان مؤثر بوده است (اسپکا، کارلسون، گودی و انجن[۱۱۵] ، ۲۰۰۶ .م). از این رو در پژوهش حاضر تأثیر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر علایم افسردگی و اضطراب و علائم جسمانی بیماران مبتلا به آسم بررسی خواهد شد.

-۳-۱   ضرورت و اهمیت پژوهش

این پژوهش از آن نظر ضرورت دارد که اگر این درمان توام با دارو درمانی اجرا شود می ­تواند در کاهش علائم روانشناختی(اضطراب و افسردگی) و به دنبال آن کاهش علائم جسمانی موثر باشد. اهمیت این درمان در کنار دارو درمانی  آن است که از عود بیماری جلوگیری می کند . اضطراب و افسردگی علائم جسمانی آسم را شدت می بخشد. برای مثال: اضطراب باعث افزایش التهاب در راه­های تنفسی می شود. از طرف دیگر وجود اضطراب و افسردگی باعث افزایش توجه بیمار به علایم بیماریش شده و واکنش پذیری بیمار را نسبت به علائم جسمانی و دوره­ های وقوع علایم افزایش می­دهد به این معنا که بیمار علائم را با شدت بیشتر و تعداد وقوع حملات را با میزان بالا گزارش می­ کند ( ویلا و همکاران ۲۰۰۳ .م).

این از آن نظر اهمیت دارد که باعث کاهش هزینه ها و افزایش کیفیت زندگی بیماران خواهد شد.  پژوهش­ها نشان می­دهد آن دسته از افراد مبتلا به آسم که نشانه­ های بیشتری از اضطراب و افسردگی را گزارش کرده اند نیاز بیشتری به درمان­های پزشکی،بستری شدن های مکرر و موقعیت­های اورژانسی پیدا می کنند (هریسون و همکاران، ۲۰۰۰.م ).  بنا بر آنچه گفته شد توجه به بروز همزمان اختلال افسردگی و اضطراب در بیماران آسمی هم از نظر تشخیصی و اتخاذ درمان مکمل و هم از نظر ارتقای کیفیت زندگی این بیماران ضرورت و اهمیت دارد.

۴-۱ اهداف پژوهش

به طور کلی در درمان شناختی مبتنی بر حضور ذهن هدف آن است که بیمار بتواند افکارش را تنها به صورت افکار محض در نظر بگیرد و آن­ها را از نوعی رویدادهای ذهنی قابل آزمون بداند و بتواند  وقوع این رویدادهای ذهنی منفی را از پاسخ هایی که آنها معمولاً برمی انگیزانند جدا کنند و در نهایت معنای آن­ها را تغییر دهد. این فرایند می ­تواند به عنوان درمانی برای کاهش علائم روانشناختی مثل اضطراب و افسردگی در بیماران شود مورد استفاده قرار گیرد(تیزدیل و همکاران، ۲۰۰۰.م ). در این درمان افکار به جای لینکه انکار شوند یا و واپسرانی شوند به صورت ارادی به آگاهی آورده می شود و همانطور که هستندپذیرفته می شوند و بنابراین بار منفی و آسیب زای آنها کاهش می یابد.(تیزدیل و همکاران ۲۰۰۰ .م).

خرید فایل متن کامل در سایت zusa.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *