ب.کنوانسیون منع و مجازات جنایت نسل­کشی۹دسامبر ۱۹۴۸ .۲۷

ج.کنوانسیون بین ­المللی منع و مجازات جنایت آپارتاید۳۰نوامبر۱۹۷۳ ۲۸

د.اساسنامه­ی رم .۲۸

۲.قطعنامه­های سازمان ملل متحد .۲۹

بخش دوم:مبارزه با بی­کیفری: تحقق یک آرمان ۳۲

گفتار اول:پیشینه­ی مبارزه با بی­کیفری .۳۲

۱.محاکم بین ­المللی نسل اول .۳۵

۲.محاکم بین ­المللی نسل دوم ۳۶

الف.دادگاه بین ­المللی کیفری برای یوگسلاوی سابق .۳۶

ب.دادگاه بین ­المللی کیفری برای روآندا ۴۰

۳.محاکم بین ­المللی نسل سوم .۴۱

الف.شعبات فوق­العاده در محاکم کامبوج ۴۱

ب.دادگاه ویژه­ی سیرالئون .۴۳

ج.دادگاه ویژه­ی لبنان ۴۶

گفتار دوم:موانع مبارزه با بی­کیفری .۴۸

۱.موانع حقوقی .۵۰

الف.فقدان قانون­گذاری یا قانون­گذاری نامناسب کشورها برای تعقیب و محاکمه­ی جنایت کاران بین ­المللی ۵۰

ب. مصونیت متهمان .۵۱

ج.عفو .۵۴

د.عدم اقدام دولت­ها در انجام تعهد به محاکمه یا استرداد .۵۶

۲.موانع غیر حقوقی یا سیاسی .۵۸

الف.فقدان اراده­ی سیاسی کشورها در مبارزه با بی­کیفری .۵۸

ب. برخوردهای سیاسی و گزینشی نسبت به جنایات بین­المللی۵۹

گفتار سوم:ابزارهای مبارزه با بی­کیفری .۶۰

۱.ابزارهای حقوقی مبارزه با بی­کیفری .۶۰

الف.تشکیل محاکم بین ­المللی .۶۱

ب.اعمال اصل صلاحیت جهانی .۶۲

۲.ابزارهای غیر حقوقی مبارزه با بی­کیفری ۶۵

فصل دوم:نقش دیوان بین ­المللی کیفری در مبارزه با بی­کیفری .۶۸

بخش اول:فلسفه­ی وجودی دیوان بین ­المللی کیفری .۷۰

گفتار اول:سیر تاریخی تشکیل دیوان بین ­المللی کیفری .۷۰

گفتار دوم:اهداف دیوان بین ­المللی کیفری .۷۴

۱.پایان دادن به بی­کیفری .۷۷

۲.ایجاد اثر بازدارندگی ۷۸

۳.کمک به برقراری صلح ،عدالت و امنیت ۷۹

بخش دوم:ارزیابی شیوه ­های مبارزه با بی­کیفری به وسیله­ی دیوان بین ­المللی کیفری ۸۰

گفتار اول:اصل صلاحیت تکمیلی دیوان بین ­المللی کیفری .۸۰

۱:اصل تکمیلی بودن صلاحیت دیوان بین ­المللی کیفری .۸۱

۲:اصل صلاحیت تکمیلی دیوان به عنوان سازوکاری جهت مبارزه با بی­کیفری ۸۳

۳.دولت غیرمایل .۸۶

الف.مصون نگه داشتن از مسؤولیت کیفری ۸۶

ب.تأخیر غیرقابل توجیه در رسیدگی ۸۶

ج.بی­طرفانه یا مستقل نبودن رسیدگی­ها ۸۷

۴.عدم توانایی یک دولت در رسیدگی ۸۷

گفتار دوم:ارجاع یک وضعیت توسط شورای امنیت سازمان ملل به دیوان بین ­المللی کیفری در چارچوب اساسنامه­ی رم ۸۹

۱.صلاحیت ارجاع یک وضعیت توسط شورای امنیت به دیوان بین ­المللی کیفری ۹۰

۲.اهمیت ارجاع یک وضعیت توسط شورای امنیت به دادستان دیوان در مبارزه با بی­کیفری ۹۶

گفتار سوم:تسری صلاحیت ذاتی دیوان­بین ­المللی­کیفری با تصویب یک قطعنامه توسط شورای امنیت ۱۰۰

گفتار چهارم:نادیده گرفتن مصونیت سران و مقامات ۱۰۵

۱.مبانی حقوقی نادیده گرفتن مصونیت سران و مقامات .۱۰۷

۲.اهمیت نادیده گرفته شدن مصونیت سران و مقامات دولتی در مبارزه با بی­کیفری ۱۱۳

گفتار پنجم:عدم پذیرش عفو عمومی ۱۱۹

۱.مبانی تعهد دولت­ها در عدم اعطای عفو نسبت به مرتکبان جنایات بین ­المللی ۱۲۰

۲.دیدگاه اساسنامه­ی رم نسبت به اعطای عفو به مرتکبان جنایات بین ­المللی ۱۲۲

گفتار ششم:عدم پذیرش و پیش ­بینی مرور زمان .۱۲۷

نتیجه ­گیری ۱۳۲

پیشنهادها۱۳۶

منابع ۱۳۷

«انسان­ها فاقد هرگونه روحیه­ی حقوقی خالص و ناب هستند و فقط

در مقابل قواعد حقوقی الزام آور سر تسلیم فرود می­آورند.» «ژرژ سل»

مقدمه

جوامع همواره در پی نظم و ترتیب دادن به امور خود بوده ­اند. در این مسیر بزهکاران همواره دشمنانی علیه نظم و امنیت تلقی شده ­اند که بایستی مورد مجازات قرار می­گرفتند. بعد از تشکیل دولت­های مختلف در عرصه­ بین ­المللی ، روابط میان کشورها وارد مرحله­ی جدیدی شد. در روابط بین دولت­ها و در عرصه­ بین ­المللی نیز برقراری نظم و امنیت و رسیدن به صلح و عدالت به همان اندازه­ روابط بین افراد در یک کشور دارای اهمیت است. بنابراین دولت­ها به منظور برقراری نظم وامنیت در عرصه­ بین ­المللی و داخلی ناگزیر از همکاری با یکدیگر جهت مبارزه با جنایت­کاران بوده ­اند. از اواخر سده­ی نوزدهم میلادی، دولت­ها به منظور دست­یابی به بزهکارانی که با روش­های گوناگون از چنگال عدالت می­گریختند و به سرزمین کشورهای دیگر پناه می­بردند، به تدریج سازوکارهایی فراهم آوردند تا با مساعدت یکدیگر راه­های فرار از کیفر را به روی بزهکاران ببندند. دولت­ها در نخستین گام با انعقاد معاهدات دوجانبه و گذر از فراز و نشیب­هایی که حمایت از حقوق فردی و ملاحظات حاکمیت ملی ایجاب می­کرد، به تدریج پذیرفتند که عبور بزهکاران از سرزمین دیگر کشورها نباید به منزله­ی گذرنامه­ی بی­کیفری آنان قلمداد گردد.(اردبیلی، ۱۳۸۶، ۱۳)

در قرن بیستم ارتباطات مردمی و پدیده­ جهانی شدن شتاب بیشتری گرفت ، در نتیجه­ گسترش این روابط ، جرایم و جنایاتی که در این دوران به وقوع می­پیوست ،اثرات ویران­گر بیشتری نسبت جرایم سده­های قبل داشت. در نتیجه با همان سازوکارهای پیشین مقدور نبود که به مبارزه با بی­کیفری مرتکبان جنایات جدید اقدام نمود و سازوکارهای نوینی برای مبارزه با بی­کیفری لازم بود.

۱.بیان مسأله

فکر تأسیس یک دادگاه دایمی کیفری بین ­المللی که صلاحیت رسیدگی به جرایم بین المللی را داشته باشد، از آغاز قرن بیستم و به ویژه بعد از پایان جنگ جهانی دوم وجود داشته است. در این راستا تلاش­ های متعددی در زمان­های مختلف توسط اعضای اجتماع بین ­المللی به عمل آمده است. برای نمونه می توان به تشکیل دادگاه­های نورنبرگ و توکیو، دادگاه­های بین ­المللی کیفری برای یوگسلاوی سابق و روآندا و همچنین دادگاه های کیفری مختلط اشاره کرد. در نهایت اساسنامه ی دیوان بین المللی کیفری در ۱۷ ژوئیه­ی ۱۹۹۸ از سوی نشست نمایندگان تام الاختیار ملل متحد در شهر رم مورد پذیرش قرار گرفت و در سال ۲۰۰۲ لازم الاجرا شد.

یکی از مهم ترین اهداف دیوان بین ­المللی کیفری محاکمه و مجازات جنایتکاران بین المللی و محو بی کیفری است. در واقع هدف و شعار اصلی دیوان بین ­المللی کیفری مبارزه با بی­کیفری است.بی­کیفری به معنی داشتن مصونیت در مقابل مجازات است. در بند۳ دیباچه­ی اساسنامه­ی دیوان بین ­المللی کیفری مقررشده است که«با تأکید براینکه فجیع­ترین جنایاتی که موجب نگرانی جامعه­ بین ­المللی می­شوند، بی مجازات نمانند.» این امر حاکی از اهمیت مبارزه با بی­کیفری برای دیوان است. در واقع دادگاه نماد این خواست بین ­المللی است که دیگر شدیدترین جنایاتی که موجب نگرانی اجتماع بین ­المللی می­شوند، بی کیفر باقی نماند و تعقیب این جرایم به شیوه ای منصفانه ومستقل مورد رسیدگی قرار گیرد.

خرید فایل متن کامل در سایت zusa.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *