۴-۲- تربیت کودک و  نقش بازی در آن ۱۳

۵-۲- نقش های تربیتی بازی در کودکان پیش دبستانی ۱۳

۱-۵-۲- نقش بازی در رشد جسمانی کودک: ۱۳

۲-۵-۲- نقش بازی در رشد عقلانی کودک: ۱۴

۳-۵-۲- نقش بازی در رشد عواطف کودک: ۱۴

۴-۵-۲- نقش بازی در رشد اجتماعی کودک: ۱۵

۶-۲- خلاقیت ۱۶

۷-۲- نظریه های مربوط به خلاقیت ۱۸

۱-۷-۲- خلاقیت به عنوان الهام خدایی ۱۸

۲-۷-۲- خلاقیت به عنوان دیوانگی ۱۸

۳-۷-۲- خلاقیت به عنوان نبوغ شهودی ۱۹

۴-۷-۲- خلاقیت به عنوان نیروی حیاتی ۱۹

۵-۷-۲- نظریه تداعی گرایی ۱۹

۶-۷-۲- نظریه گشتالت ۲۰

۷-۷-۲- مکتب شناختی ۲۰

۸-۷-۲- نظریه روانکاوی ۲۰

۹-۷-۲- روانکاوی جدید ۲۲

۸-۲- هوش و خلاقیت ۲۲

۹-۲- مراحل خلاقیت ۲۳

۱۰-۲- پرورش خلاقیت در کودکان ۲۴

۱۱-۲- نقش مدرسه در بارور کردن خلاقیت ۲۷

۱۲-۲- ویژگیهای کودکان خلاق ۲۸

۱۳-۲- مهارتهای تفکر ۳۱

۱۴-۲- مهارتهای تفکر انتقادی ۳۱

۱۵-۲- مهارتهای تفکر حل مسئله ۳۶

۱۶-۲- الگوی آموزشی بازی تمرین ۳۸

۱۷-۲- تعریف بازی ۳۹

۱۸-۲- تعریف بازی از نظر متخصصان ۴۰

۱۹-۲- انواع بازی و شکل اجرای آن ۴۱

۲۰-۲- نقش بازی در رشد خلاقیت ۴۶

۲۱-۲- نقش بازی در رشد استقلال فردی ۴۷

۲۲-۲- نقش بازی در بهداشت روانی ۴۷

۲۳-۲- نقش بازی در رشد ذهنی و هوشی ۴۸

۲۴-۲- نقش های اخلاقی بازی: ۴۸

۲۵-۲- نقش های آموزشی و تربیتی بازی: ۴۸

۲۶-۲- نقش درمانی بازی: ۴۹

۲۷-۲- عوامل مؤثر در بازی: ۵۰

۲۸-۲- ضرورت آموزش بازی به کودکان: ۵۳

۲۹-۲- پیشینه پژوهشی ۵۵

۱-۲۹-۲- تحقیقات داخلی: ۵۵

۲-۲۹-۲- تحقیقات خارجی: ۵۶

فصل سوم: روش­ پژوهش

۳-۱- مقدمه ۶۰

۳-۲- طرح  تحقیق ۶۰

۳-۳- جامعه آماری ۶۱

۳-۴- نمونه تحقیق و روش نمونه گیری ۶۱

۳-۵- روش جمع آوری اطلاعات ۶۱

۳-۶- ابزار تحقیق، روایی و پایایی آزمون ۶۱

۳-۷- روش اجرا ۶۲

۳-۸- روش تجزیه و تحلیل داده ها ۶۳

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ­های آماری

۱-۴- مقدمه ۶۵

۲-۴- شاخصهای آماری ۶۵

۱-۲-۴- آمار توصیفی ۶۵

۲-۲-۴- آمار استنباطی ۶۸

فصل چنجم: بحث و نتیجه گیری

۱-۵- مقدمه ۷۳

۲-۵- یافته های پژوهشی ۷۳

۱-۲-۵- نتیجه اصلی ۷۳

۲-۲-۵- نتیجه اول ۷۴

۳-۲-۵- نتیجه دوم ۷۴

۴-۲-۵- نتیجه سوم ۷۵

۳-۵- محدودیت های پژوهشی ۷۶

۴-۵- پیشنهادات ۷۶

۱-۴-۵- پیشنهاد جهت پژوهشهای آینده ۷۶

۲-۴- ۵- پیشنهادات کاربردی ۷۷

چکیده

هدف از این مطالعه بررسی تأثیر الگوی تدریس مهارت تفکر به شیوه بازی- تمرین بر رشد خلاقیت کودکان پیش دبستانی ناحیه یک شهرستان یزد در سال تحصیلی ۱۳۹۳- ۱۳۹۴ بود. به منظور اجرای این تحقیق از جامعه آماری که شامل کلیه­ دانش­ آموزان پیش­دبستانی شهرستان یزد به شیوه­ نمونه گیری خوشه­ای تعداد ۳۰ نفر نمونه در دو گروه آزمایش و کنترل انتخاب شدند. این تحقیق با روش شبه آزمایشی و به صورت پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل انجام گرفت. متغیر مستقل به شکل الگوی تدریس بازی تمرین برای گروه آزمایش آموزش داده شد. برای گردآوری اطلاعات مربوط به متغیر وابسته از پرسشنامه­ خلاقیت تورنس (فرم ب) استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده­ ها از روش­های آمار توصیفی و همچنین آزمون تحلیل کوواریانس برای بررسی فرضیه ­های پژوهشی استفاده شد. تحلیل داده ­های آماری نشان داد که بین میانگین نمرات خلاقیت گروه آزمایش و گواه بعد از اعمال متغیر مستقل تفاوت معنی داری به وجود آمده است. (۰۵/۰p <) به عبارتی اعمال الگوی تدریس مهارت تفکر به شیوه بازی تمرین موجب رشد خلاقیت و مؤلفه­ های آن شامل انعطاف پذیری، ابتکار ذهنی، سیالی گردیده است.

واژگان کلیدی: الگوی تدریس، مهارت تفکر، شیوه بازی تمرین، خلاقیت تصویری تورنس.

۱-۱- مقدمه

اهداف تعلیم و تربیت، پرورش کودکان متفکری است که قادر باشند بر مسائل و مشکلاتشان در زندگی روزمره و در محیط اجتماعی به آسانی غلبه کنند. برونر (۱۹۷۸)، پیاژه (۱۹۷۰) و ویگوتسکی (۱۹۷۸) بازی را رکن اصلی یادگیری دوران کودکی تعریف کرده و یادگیری مهارتهای تفکر و عملکرد خلاق آنان را به کیفیت و کمیت بازیهای آموزشی دوران کودکی وابسته می­دانند. بازی راهی است که کودک بوسیله آن دنیا را کشف می کند. در بازی های مناسب ارتباطات مغزی کودک به صورتی رشد می کنند که یادگیری را برای او آسان تر می کنند. به طور کلی تمام بازی های مناسبی که کودک انجام می دهد در قوی تر کردن قدرت مغزی او و رفتارهای مثبت اجتماعی او موثر هستند (پیاژه، ۱۹۷۰).

بازی به عنوان الگوی رفتاری یکی از نیازهای اساسی کودکان به شمار می­رود که در عین سرگرم کردن وی را برای ورود به زندگی واقعی بزرگسالی آماده می­ کند. از این لحاظ شرایط بازی، آزادی کودک در بازی، اسباب بازیهای مورد استفاده کودک و مدت زمانی که به بازی با کودک اختصاص داده می‌شود اهمیت شایان توجهی دارد. چرا که الگوهای رفتاری و میزان انعطاف پذیری کودک در دوران زندگی بعدی او را تعیین می­ کند(برونر، ۱۹۷۸).

دوران کودکی، تفکر خلاق و الگوهای رفتاری و الگوهای آموزش خلاقیت به کودکان جزء مفاهیم اصلی تحقیق حاضر است. براین اساس تحقیق حاضر  بازی تمرین را شیوه ای برای آموزش مهارتهای تفکر و نقش آن در رشد خلاقیت کودکان پیش دبستانی را مورد مطالعه قرار داده است.

۱-۲- بیان مسئله

مهارتهای تفکر به همراه مهارتهای اجتماعی و ارتباطی اساس مهارتهای زندگی را تشکیل می­ دهند. عملکرد فرد در محیط­های مختلف در درجه اول به میزان آمادگی او بستگی دارد. بنابراین برای عملکرد مناسب انسان به سه نوع آمادگی نیاز دارد. اول) آمادگی عاطفی است که حس و هیجان، نگرش و انگیزش او را شامل می­ شود، دوم) آمادگی شناختی است که در بردارنده مهارتهای مختلف فکری انسان است و به عبارتی آمادگی روانی اوست، و سوم) آمادگی عملکردی و اجرایی است. هر سه نوع آمادگی ابعاد وجودی انسان را در اجتماع می­سازند (گانیه، ۱۹۸۵، جاناسن، ۲۰۰۸). بنابراین یک رابطه قوی بین این سه نوع آمادگی وجود دارد. در نتیجه اگر فردی به لحاظ عاطفی و اجتماعی عملکرد مناسبی نداشت باشد در حالت جبری آمادگی روانی و اجرایی او نیز دچار مشکل می­ شود. برای مثال اگر فردی با یک مسئله  اجتماعی و یا مشکلی مواجه شود، بایستی حالت روحی و روانی مناسبی برای ارتباط با دیگران و کمک گرفتن از آنها را داشته باشد تا توانایی رفع مشکل خود را نیز به دست آورد. یکی از عوامل مهم و تعیین کننده موفقیت فرد (عملکرد) در محیط­های مختلف زندگی مخصوصاً در محیطهای یادگیری، میزان خلاقیت اوست. در معنای عامیانه خلاقیت را همان هوش می­پندارند و افراد باهوش و با استعداد معادل با افراد خلاق گرفته می­ شود. با توجه به اغلب تحقیقاتی که تاکنون در مورد هوش و خلاقیت و همچنین ویژگی های افراد باهوش و افراد خلاق انجام گرفته، ارتباط معناداری میان این دو مشاهده نشده است (تورنس، ۱۹۷۹، پیر خائفی، ۱۳۷۷و گاردنر، ۱۹۹۳). دیوید بوهم (به نقل اسبورن، ۱۳۷۵). خلاقیت را هنر ادراک درونی ذهن  می داند که درآن اندیشه بلادرنگ در ورطه‌ی سرگرمی و پریشانی گم می­ شود. خلاقیت به معنی اختراع یک چیز کاملاً جدید نیست، بلکه بوجود آوردن یک سری ارتباطات همسو است. خلاقیت توانایی خلق ایده ها یا مصنوعاتی است که جدید، شگفت انگیز و ارزشمند است (دورین و کرب، ۲۰۰۹). سانتروک (به نقل سیف، ۱۳۹۳) خلاقیت را به عنوان “توانایی اندیشیدن در باره امور به راه های تازه و غیر معمول و رسیدن به راه­حل­های منحصر به فرد برای مسائل تعریف کرده است (ص ۳۹۷).

خلاقیت و میزان آن اساسا در یادگیری و مهارتهای تفکر افراد و مخصوصا در یادگیری دوران کودکی ریشه دارد. تفکر در کودکان مجموعه ­ای از توانایی‌های عالی ذهنی مانند توانایی استدلال، حل مسئله، خلاقیت، حافظه، سازماندهی تکالیف، زبان است. برخی کودکان بالفطره دارای یک سری توانایی‌ها هستند که در محیط‌های مناسب و در اثر تمرین و تقویت شکوفا می‌شوند. یادگیری، حافظه و هوش از جمله مهارت‌های ذاتی تفکر هستند که در شرایط محیطی، خانواده، تعلیم و تربیت مناسب رشد پیدا می‌کنند. پرورش ذهن، خود قسمتی از تعلیم و تربیت است، زیرا این نیز قسمتی از همان انسان بودن است. تفکر تنها لذت آفرین نیست، می تواند مفید هم باشد. بیشتر دلایل پیگیری گسترش مهارت های تفکر و یادگیری، موثر یا واقع بینانه اند و به موفقیت فرد و اجتماع می پردازند. این نگرش در فضایی ظهور می کند که مجامع بین المللی نگران افول معیارهای تعلیم تربیت هستند.

از روش های تدریس و الگوهای آموزشی که می ­تواند باعث رشد خلاقیت کودکان شود، الگوی بازیهای اموزشی است. به عبارتی آموزش مهارتهای تفکر در قالب بازی­ها موثرترین رویکرد برای رشد خلاقیت در دوران کودکی است (پیاژه، ۱۹۷۰). بنابراین یادگیری و آموزش مهارت­ های تفکر به اشکال مختلف بازی می ­تواند خلاقیت کودکان را رشد دهد (سیف، ۱۳۹۳). از نظر پیاژه (۱۹۷۰) کودک در مرحله حسی- حرکتی از تکرار فعالیت‌هایی که قبلا آنها را برحسب تصادف، به منظور سازش با محیط یافته است، لذت می‌برد. پیاژه بازی‌های تمرینی را وسیله‌ای برای لذت بردن از حواس می‌داند. زیرا کودک لمس کردن، چشیدن، گوش کردن، حرکات اعضای بدن و احساس کیفیت مختلف اشیاء را از راه بازی و به یاری حواس درمی‌یابد و لذت می‌برد. این بازی‌ها که از بدو تولد تا ۱۸ ماهگی در کودکان مشاهده می‌شود، جنبه جسمی دارند و عنصر تخیل در آنها کمتر وجود دارد. همچنین هیچ‌گونه شیوه خاصی در آنها وجود ندارد و تنها تکرار فعالیت‌های اکتسابی است. (احمدوند، ۱۳۷۸). بر این اساس اگر بخواهیم کودکان را برای چالش های آینده آماده کنیم باید مهارت های ویژه ای را در قالب بازیهای آموزشی به آنان بیاموزیم تا بر آن اساس بتوانند بر زندگی و یادگیری خود مسلط شوند. متاسفانه در سیستم آموزشی کشور ما به دلایل مختلف بازیهای آموزشی را به عنوان الگوهای غالب برای تدریس مهارتهای تفکر مورد توجه چندانی قرار نمی­دهند. مسئله یا سوال اصلی پژوهش حاضر  این است که آیا طراحی الگوی تدریس مهارت تفکر به شیوه بازی – تمرین بر خلاقیت کودکان پیش دبستانی تأثیر دارد؟

۱-۳- اهمیت و ضرورت تحقیق

پرورش مهارتهای تفکر خلاق یکی از اساسی ترین راه­های رسیدن انسان به موفقیت در یادگیری و تحصیل است. برای دستیابی به چنین هدفی باید راهی به درازای عمر رفت. اما پایه های اصلی آن از دوران کودکی گذاشته می شود؛ دورانی که در آن شاکله شخصیت شکل می گیرد و تمام زندگی فرد به نوعی تحت تأثیر اولین تجربیات وی در این دوران خواهد بود .به همین دلیل است که نقش مدارس در تربیت و پرورش کودکان متفکر و خلاق بسیار پر رنگ و اساسی است.

کودک در خلال بازی به کشف محیط اطراف خود و یادگیری نحوه فکر کردن در باره امور می ­پردازد. از طریق بازی نخستین گام­ها برای فکر کردن را برمی دارد اما بازی به خودی خود کودک را متفکر بار نمی آورد. بازی باید در جمع صورت بگیرد به قول ویگوتسکی (۱۹۷۸) بازی­های دسته جمعی برای اطفال از پنج سالگی یک نیاز طبیعی و بسیار جالب است و منافع فراوانی دربر دارد. بنابراین در بازی­های اجتماعی است که تفکر کودک شکل می­گیرد، در خلال بازیهای دسته جمعی است که تفاهم و احترام رعایت حقوق دیگران شکست و پیروزی و رعایت نظم و قانون یاد گرفته می­ شود. پیاژه (۱۹۷۰) در مورد تأثیر بازی بر رشد اجتماعی کودک می گوید: بسیاری از تعاملات فردی کودک پیش دبستانی در چارچوب بازی روی می دهد و در روابط کودک با والدین خواهران و برادران و هم سالانش تأثیر می گذارد و در واقع تأثیر گذاری به دیگران و تأثیر پذیری از آنها را یاد می گیرد.

نظریات بسیاری از متخصصان تعلیم و تربیت (پیاژه، ۱۹۷۰و  ویگوتسکی، ۱۹۷۸) و پژوهش های روان شناسی مؤیّد این نظر است که، آغاز رشد خلاقیت در کودکان دوره پیش از دبستان است که در آن، بازی نقش عمده ای در شکوفایی استعدادها ایفا می کند. بازی جنبه های خلاق شخصیت کودک را پرورش می­دهد. بازی کودک، ممکن است به صورت ابتکاری که عناصری از تقلید بزرگ سالان را نیز دربردارد صورت گیرد.

خرید فایل متن کامل در سایت zusa.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *